3 دقیقه
میلی آلکاک با چیزی کمیاب از راه میرسد: جذابیتی غریزی که باعث میشود کارا زور-ال تازه و زنده به نظر برسد، حتی وقتی فیلمی که اطراف او ساخته شده دچار لغزش میشود. سوپرگرل خاستگاهی آشنا را تصور میکند؛ پناهندهای از کریپتون که میکوشد میان زندگی انسانی خود در قالب کارا دنورز و سنگینی میراثی کیهانی تعادل برقرار کند، اما فیلم اغلب درست همانجا که انتظار دارید اوج بگیرد، مردد میماند.
منتقدان درباره فیلم دو دسته شدهاند. در راتن تومیتوز، فیلم بر اساس ۲۷۵ نقد امتیاز ۵۶ درصد دارد، در حالی که متاکریتیک بر پایه نظر ۵۴ منتقد، نمره ۴۹ از ۱۰۰ را گزارش کرده است. این اعداد از تشویقهای نابرابر و ملاحظات محتاطانه خبر میدهند. جمعبندی کلی ظاهرا این است: بازیگری اصلی و امیدوارکننده، همراه با لحظاتی از خلاقیت واقعی، در دل فیلمی قرار گرفته که هرگز کاملا به پرشورترین ایدههای خود متعهد نمیشود.
برخی صداها با اشتیاق به فیلم واکنش نشان دادند. کولایدر نمره ۸۰ از ۱۰۰ داد و استدلال کرد که این فیلم ظرفیت جهان تازه دیسی را تثبیت میکند و انتخابهای کارگردانی اجازه میدهد این مجموعه به جای آنکه به ملودرامهای زمینی گره بخورد، در مسیری کیهانی نفس بکشد. ایندیوایر با نمره ۷۵، از آلکاک تمجید کرد؛ چون هم لطافت انسانی و هم کاریزمای فرازمینی کارا را پیدا کرده، همان ویژگیهایی که باعث میشود بخواهید او در کنار شما باشد. اسلشفیلم با امتیاز ۷۰ اشاره کرد که امتناع امیدوارکننده فیلم از مطالبه کمال از شخصیتهایش قابل توجه است؛ فیلم نشان میدهد خطاها نیز هنوز میتوانند به قهرمانی ختم شوند.

دیگر نقدها سردتر بودند. اسکرینرنت و گاردین هر دو حوالی نمره ۶۰ ایستادند و نوشتند آلکاک در بخشهایی خیرهکننده است، اما پالت رنگی و ریتم فیلم گاهی انرژی او را کاهش میدهد. آیجیان و امپایر نیز همین حس را تکرار کردند: یک اجرای مرکزی بهیادماندنی میان ضرباهنگهای آشنایی گم میشود که از الگوهای دیگر فیلمهای ابرقهرمانی برداشته شدهاند. هالیوود ریپورتر در کارای بیقرار و عدالتطلب آلکاک نشانههای امید دید، اما احساس کرد فیلم فقط زمانی جان میگیرد که به سکانسهای خاطرات آسیبزا بازمیگردد.
نقدهای تندتر به یکنواختی بصری و لحن نامتمرکز فیلم اشاره کردند. تلگراف فیلم را سنگین و تکراری دانست؛ اثری که میان تصاویر فرسوده پساآخرالزمانی و نشانههای بازیافتی ژانر در نوسان است. راجرایبرت دات کام پرسید چرا گرههای عاطفی هرگز آنطور که باید اثر نمیگذارند، در حالی که ورایتی با صراحت از ریتمی کند گفت که فیلم را میان نمایش پرزرقوبرق و هجو معلق نگه میدارد.
البته اوجهای چشمگیری هم وجود دارد. فلشبکهای گیلسپی به کریپتون به داستان بافت و عمق میدهند، برخی ضرباهنگهای اکشن خوب از کار درآمدهاند، و تصمیم برای قرار دادن این سوپرگرل در مدار یک جهان بزرگتر و کیهانی دیسی به روایت امکان رشد میدهد. با این حال، فیلم بیش از حد به فیلمبرداری امن با طیفهای خاکستری و قهوهای و انتخابهای داستانی پناه میبرد که بیشتر مشتقشده به نظر میرسند تا جسورانه.
میلی آلکاک سنگ بنای فیلم است؛ کارای او گیرا، آشفته و سرشار از روحی بخشنده است، نشانهای روشن از اینکه این شخصیت میتواند ماجراجوییهایی بزرگتر و جسورانهتر را در آینده به دوش بکشد.
پس سوپرگرل در میان آثار دیسی کجا میایستد؟ جایی در میانه. نه شکست است. نه موفقیتی تمامعیار. اجرای پرشور نقش اصلی باعث میشود تماشای فیلم ارزش داشته باشد، حتی اگر خود فیلم همیشه با انرژی او هماهنگ نشود. آیا این آغاز فصلی تازه و مهارنشدنیتر برای کارا زور-ال خواهد بود، یا یادداشتی محتاطانه در حاشیه جهان دیسی؟ پاسخ این پرسش شاید در ادامه راه روشن شود؛ و در اینکه آیا فیلمسازان سرانجام به او اجازه میدهند بیهیچ عذرخواهی پرواز کند یا نه.
.avif)















نظر بگذارید
نظرات (3)
نقد جالب، مخصوصا فلاشبکهای کریپتون که عمق میده. ولی اون پالت قهوهای و ریتم کند انگار انرژی آلکاک رو میخورن. آینده امیدوارکننده اما محافظهکار
این آمار متفاوت رو کی باور کنه؟ فیلم انگار بین جاهطلبی و محافظهکاری گیر کرده، یا من اشتباه میکنم؟
وای، میلی آلکاک واقعا چیزیه؛ کاریزماش فیلمو نجات میده گاهی، ولی کاش کارگردان جرئت بیشتری داشت... حس میکنم نصفهنیمه موند