4 دقیقه
این منظره شبیه آتشبازیهایی است که در شبی بنفش آرام آرام میسوزند: ستارههای آبی درخشان در برابر گسترهای از گاز سرخفام قرار گرفتهاند و نوارهای تیره غبار آن را شکافتهاند. این همان الاچ ۹۵ است، یک زایشگاه ستارهای در ابر ماژلانی بزرگ که تلسکوپ فضایی هابل آن را با جزئیاتی شگفتانگیز ثبت کرده است.
در نگاه اول، رنگها شاعرانه به نظر میرسند. اما در واقع، این رنگها زبان فیزیکاند. پالت رنگی هابل طول موجهای مختلف را نشان میدهد: آبیترین طیفها نور مرئی با طول موج کوتاهتر را دنبال میکنند، قرمزها شامل نور مرئی با طول موج بلندتر و اندکی نور فروسرخ نزدیک هستند، و درخشش سرخ شدید عمدتا از تابش هیدروژن آلفا میآید؛ نشانهای روشن و بیخطا از ستارههای نوزادی که گاز پیرامون خود را روشن کردهاند.
آنچه الاچ ۹۵ را تا این اندازه جذاب میکند، همسایگانی است که این ستارههای جوان در کنار خود دارند. غولهای آبی عظیم، که هر کدام دستکم سه برابر خورشید جرم دارند، پیرامون خود را با تابش فرابنفش و بادهای ستارهای بمباران میکنند. این جریانهای پرانرژی، هیدروژن را گرم میکنند، حفرههایی در محیط میتراشند و سحابی را به رشتهها و فضاهای خالیای شکل میدهند که در تصویر میبینیم. با این حال، برخی رشتههای غباری سرسختانه باقی ماندهاند و چون در برابر فرسایش بهتر از محیط اطراف خود مقاومت میکنند، مانند زخمهایی سیاه بر پسزمینه درخشان دیده میشوند.
اگر عمیقتر نگاه کنیم، داستانی ظریفتر نمایان میشود. در دل این درخشش، هزاران جرم نوپا پنهاناند که هنوز در حال افزایش جرم خود هستند. بسیاری از آنها ستارههای پیشارشتهاصلیاند؛ اجرامی که در حال انقباض و جذب ماده از قرصهای اطراف خود هستند، اما درونشان هنوز به اندازهای داغ نشده که همجوشی هیدروژن را پایدار نگه دارد. الاچ ۹۵ حدود ۲۵۰۰ ستاره نابالغ از این نوع را در خود جای داده است و همین ویژگی آن را به آزمایشگاهی نزدیک و استثنایی برای مطالعه چگونگی شکلگیری جرم ستارهها تبدیل میکند.

چشماندازی درخشان از گاز و غبار که به دست جمعیتی پرشمار از ستارههای جوان در ناحیه الاچ ۹۵ ابر ماژلانی بزرگ گرم و روشن شده است.
این ستارههای جوان تا چه مدت به رشد خود ادامه میدهند؟ رصدهای الاچ ۹۵ نشان میدهد که آهنگ برافزایش با افزایش سن کند میشود، همانطور که انتظار میرود، اما این فرایند میتواند چندین میلیون سال ادامه پیدا کند؛ مدتی طولانیتر از آنچه برخی مدلهای پیشین فرض میکردند. این بازه طولانی بر تکامل قرصهای پیرامون ستارهها و بر چگونگی آغاز شکلگیری سامانههای سیارهای در اطراف آنها اثر میگذارد.
در این زایشگاه کیهانی، نوعی پیوستگی نسلی نیز دیده میشود. شکلگیری ستارهها در اینجا یک انفجار کوتاه و نمایشی نبوده، بلکه فرایندی طولانیمدت بوده است. نسلهای مختلفی از ستارهها کنار هم حضور دارند: برخی چند میلیون سال عمر دارند، در حالی که دستکم یک غول عظیم در نزدیکی بخش بالای مرکز تصویر، جرمی در حدود ۶۰ تا ۷۰ برابر جرم خورشید دارد و به نظر میرسد حدود یک میلیون سال جوانتر از بسیاری از همسایگان خود باشد. ستارههای پرجرم سریع زندگی میکنند و زود میمیرند؛ هنگامی که عمرشان با انفجار ابرنواختری پایان یابد، این ناحیه را بار دیگر دگرگون خواهند کرد.
چرا به جای بررسی یک زادگاه غبارآلود درون کهکشان راه شیری خودمان، الاچ ۹۵ را مطالعه کنیم؟ زیرا این بخش از ابر ماژلانی بزرگ نمایی روشنتر در اختیار ما میگذارد. غبار میانی کمتری در مسیر دید وجود دارد که صحنه را پنهان کند، بنابراین اخترشناسان میتوانند جمعیتهای پیشارشتهاصلی، رفتار برافزایش و الگوهای فضایی شکلگیری ستارهها را با ابهام کمتری نسبت به بسیاری از زایشگاههای ستارهای کهکشانی بررسی کنند.
تصویر هابل یادآور این نکته است که رصدخانههایی با چند دهه عمر، وقتی با تحلیلهای نوین همراه شوند، همچنان چیزهای تازهای به ما میآموزند. دید اپتیکی هابل مکمل رصدخانههای فروسرخ مانند تلسکوپ فضایی جیمز وب است که پرده غبارهای سردتر را کنار میزند، و با پرتاب تلسکوپ فضایی نانسی گریس رومن، این توانایی بیش از پیش تقویت خواهد شد. این ابزارها در کنار هم، همچنان پرده از رقص پیچیده تولد ستارهها در مکانهایی مانند الاچ ۹۵ برخواهند داشت.
این تصویر زنده به نظر میرسد: ستارهها روشن میشوند، قرصها نازکتر میشوند، بادها فضا را میتراشند و انفجارهای آینده نوید میدهند که بذر نسل بعدی را خواهند پاشید. چه کسی میداند تصویر عمیق بعدی چه راز تازهای از تبدیل ابرهای معمولی گاز به شهرهای درخشان ستارهای آشکار خواهد کرد؟
.avif)




نظر بگذارید
نظرات (3)
قشنگه ولی زیادی رومانتیکسازی شده، دوست داشتم نمودار یا عدد بیشتری ببینم، اطلاعاتِ عمقی کم بود. در کل کنجکاوم ادامهشو ببینم
نکتهی جالب اینه که تشکیل ستاره اینقدر طول بکشه؟ یعنی مدلها اشتباه بودن یا دادهها رو داریم غلط تفسیر میکنیم؟
وااای، این تصویر واقعی؟ انگار آتشبازیِ کیهانیه… رنگا خیلی شاعرانهن، ولی فیزیک پشتشه، محشر!