4 دقیقه
شبهنگام در جنگل بارانی کوکتاون، عنکبوتی ریز ابریشم را به یک ماشین محاصره تبدیل میکند. زیر برگ پنهان میماند، نامرئی و شکیبا. سپس پایین میآید، میتند و تلهای را آماده میکند که چنان دقیق است که در نگاه اول بداهه به نظر میرسد، تا وقتی آن را با دقت بررسی کنید.
پژوهشگرانی که این شکارچی کوچک کمینگر را مستند کردهاند، آن را عنکبوت بالیستا مینامند؛ عضوی موقت از سرده پروپوستیرا. شکار آن تصادفی نیست: این تله فقط برای هدف گرفتن یک گونه ساخته میشود، مورچه درختی سبز و مهاجم اوکوفیلا اسماراگدینا. چرا چنین طعمه خطرناکی را به طور خاص انتخاب میکند؟ چون دقت، خطر را کاهش میدهد. گرفتن یک مورچه در هر نوبت، بسیار آسانتر از مهار ازدحامی آشفته است که برای کمک، نیروهای تازه فرا میخواند.
زیستشناسان میدانی دانشگاه مککواری، به سرپرستی پروفسور آجی نارندرا همراه با دانشجوی تحصیلات تکمیلی پرناو جوشی و با نخستین مشاهده توسط ردهشناس عنکبوتها، گرگ اندرسون، ده روز و شب را صرف فیلمبرداری از این صحنه با دوربینهای پرسرعت و فروسرخ کردند. تصاویر آنها که در نشریه کارنت بیولوژی منتشر شده، توالیای را نشان میدهد که شبیه یک رقص مکانیکی دقیق است.
پس از غروب، عنکبوت حدود نیم متر پایین میآید تا نقاط اتصال را روی برگها یا کف جنگل محکم کند. سپس دستهای عمودی از ۱۵ تا ۶۰ رشته کششی میسازد که به شکل یک مخروط در میآیند. این کار ساعتها صبر میخواهد. پرده پایانی فریبنده و ساده است: مخروط با ابریشمی ظریفتر پیچیده میشود، عنکبوت دور میشود و یک مورچه درختی سبز در حال جستوجوی غذا، به گاز گرفتن سازه و رها کردن آن کشانده میشود.

این گاز گرفتن، آزادسازی ناگهانی را فعال میکند. انرژی کشسان ذخیرهشده در ابریشم تحت کشش، مخروط را به سرعت رو به بالا میجهاند و مورچه را بیش از ۳۰ سانتیمتر به درون تار منتظر عنکبوت پرتاب میکند. سرعت این حرکت حیرتانگیز است. شتاب مورچه به بیش از ۱۳۰۰ متر بر مجذور ثانیه میرسد. عنکبوت در میانه هوا روی شکار نمیپرد. صبر میکند تا طعمه در تار گرفتار شود، سپس نزدیک میشود و آن را میپیچد؛ یک شام خطرناک، هر بار فقط یکی.
ابریشم چگونه کار سنگین را انجام میدهد؟ دکتر یوناس ولف، پژوهشگر زیستمکانیک ابریشم، نمونههایی را برای میکروسکوپ الکترونی روبشی و آزمایشهای آزمایشگاهی در دانشگاه گرایفسوالد جمعآوری کرد. پاسخ در انرژی کشسانی نهفته است که در الیاف دستهشده ذخیره میشود؛ ابریشم مانند مجموعهای رویهمچیده از کشهای لاستیکی بسیار کوچک عمل میکند که آماده بازگشت ناگهانیاند. این انقباض ناگهانی باید بر بالشتکهای چسبنده پاهای مورچهها غلبه کند؛ بالشتکهایی که سرسختانه به سطوح میچسبند. بنابراین این سامانه، چگالی توانی بالاتر از هر منجنیق ابریشمبنیاد شناختهشده دیگری در طبیعت ارائه میدهد.
احتمالا یک ترفند شیمیایی هم در کار است. این گروه حدس میزند عنکبوت در مرحله نهایی ساخت مخروط، فرمونی اضافه میکند تا مورچههای کارگر را جذب و آنها را به حمله تحریک کند؛ در عمل، خود طعمه به ماشه تله تبدیل میشود. اگر این موضوع تایید شود، با موردی نادر روبهرو هستیم که در آن یک تار، فقط یک گونه را هدف میگیرد و برای فعال شدن سازوکارش به خود قربانی متکی است.
فراتر از جنبه تماشایی ماجرا، این راهبرد از نظر تکاملی منطقی است. مورچهها خطرناکاند: گاز میگیرند، مواد شیمیایی میپاشند و هزاران هملانهای خود را فرا میخوانند. عنکبوت با مهندسی دستگاهی که افراد را از فاصلهای امن جدا میکند و آنها را در حالی تحویل میگیرد که از پیش گرفتار شدهاند، میزان مواجهه با تلافی جمعی و آسیب شیمیایی را کاهش میدهد.
عنکبوت بالیستا، کوچک، شبزی و بهشدت تخصصی است و چند فرض رایج درباره رژیم غذایی عنکبوتها و طراحی تار را تغییر میدهد. این گونه نشان میدهد که رفتار جانوری، زیستمکانیک و شیمی چگونه میتوانند در قالب یک جعبهابزار شکار ترکیب شوند؛ ابزاری که تقریبا مهندسیشده به نظر میرسد. دوست دارید از نزدیکتر آن را ببینید؟ دانشمندان احتمالا عمیقتر کاوش خواهند کرد و جنگل بارانی فعلا رازهای خود را حفظ میکند.
.avif)




نظر بگذارید
نظرات (3)
عجیب ولی منطقی. این انتخاب طعمه عملاً ریسک رو کم میکنه، اما ای کاش ویدیوی بیشتر و دادهی تکرارشده ببینیم، سریع نپریدن جالب بود.
واقعا این ادعا که عنکبوت فرمون میزنه و مورچهها رو تحریک میکنه رو قبول کنم؟ نیاز به آزمایشهای شیمیایی و کنترل داره... شک دارم.
وای، این عنکبوت انگار یه مهندس مینیاتوریه! جزئیاتش اعصابمو خورد کرد، ولی محشره... چطور این همه دقت؟