ردپای فرهنگ مشترک انسان های باستانی در ابزارهای شام

پژوهشی تازه درباره ابزارهای سنگی در شام باستان نشان می‌دهد نئاندرتال‌ها و هومو ساپینس شاید در ساخت ابزار و فرهنگ مادی، سنت‌هایی مشترک یا هم‌گرا داشته‌اند.

.2 دیدگاه
ردپای فرهنگ مشترک انسان های باستانی در ابزارهای شام

2 دقیقه

دنبال کردن در گوگل

ابزارهای سنگی می‌توانند نجوا کنند. آن‌ها از دست‌ها، عادت‌ها و تبادل آرام ایده‌ها در دورانی بسیار پیش از آغاز نوشتار خبر می‌دهند. مقاله‌ای تازه در نشریه «پی‌ان‌ای‌اس» به این نجواها گوش سپرده و چیزی غیرمنتظره شنیده است: بازتاب سنت‌هایی مشابه در میان گروه‌های انسانی متفاوت در شام باستان.

گروه پژوهشی این مطالعه الگویی را توصیف می‌کند که باستان‌شناسان آن را «یکسانی رفتاری» می‌نامند؛ یعنی مجموعه‌ابزارهای مشابه و شیوه‌های مادی هم‌پوشان که در زمینه‌هایی مرتبط با گونه‌های انسانی جدا از هم دیده می‌شوند. این مشاهده منفرد نیست؛ پژوهش‌های پیشین نیز به رفتارهای مشترک میان نئاندرتال‌ها و هومو ساپینس اشاره کرده بودند و شواهد تازه این پیوند را محکم‌تر می‌کند.

نکته مهم این است که پژوهشگران تأکید می‌کنند نتایج آن‌ها با پیشنهادی پیشین هم‌خوان است که بر پایه دست‌ساخته‌هایی متعلق به حدود ۱۰۰ هزار سال قبل‌تر مطرح شده بود. آن پژوهش قدیمی‌تر از نوعی تداوم فرهنگی در سراسر منطقه طی پلیستوسن پسین سخن می‌گفت. محوطه کنونی به دوره‌ای متأخرتر تعلق دارد، اما شباهت‌ها همچنان روشن‌اند و از تداوم یا همگرایی تکرارشونده در شیوه ساخت و استفاده مردم از اشیا حکایت دارند.

برخی از صدف‌هایی که در این محوطه کشف شده‌اند. 

آیا این یعنی گروه‌های انسانی متفاوت مانند یک قوم واحد زندگی می‌کردند؟ نه دقیقاً. شواهد دیگر داستان پیچیده‌تری را نشان می‌دهند: برای نمونه، مطالعات نشان داده‌اند که نئاندرتال‌ها رفتارهای تدفینی گوناگونی داشتند که برخی از آن‌ها به شکل چشمگیری با رفتارهای هومو ساپینس‌های اولیه تفاوت داشت. همسانی فرهنگی در ساخت ابزار می‌تواند در کنار تنوع در آیین‌ها و انتخاب‌های مربوط به مرگ و تدفین وجود داشته باشد.

نویسندگان با احتیاط سخن می‌گویند. برای ردیابی این گذرگاه‌های فرهنگی و مشخص کردن زمان و مکان وقوع آن‌ها، به کاوش‌های بیشتر، گاه‌نگاری‌های دقیق‌تر و نقشه‌برداری جغرافیایی ریزبینانه‌تر نیاز است. باستان‌شناسی به ندرت پاسخ‌های ساده پیش رو می‌گذارد. ردپاهایی به دست می‌دهد و ما را به تفسیر فرا می‌خواند.

محل کاوش‌های باستان‌شناسی. نمایی دور از غار اوچاگیزلی ۲ در جنوب ترکیه. 

نتیجه چشمگیر این است: فرهنگ مادی ممکن است میان گروه‌های انسانی متفاوت در شام جریان یافته باشد و مرزهای مرتبی را که میان گونه‌ها ترسیم می‌کنیم، کم‌رنگ کرده باشد.

آیا ایده‌ها به همان آسانی انسان‌ها سفر می‌کردند؟ اگر این پرسش پابرجا باشد، گذشته انسان کمتر شبیه فصل‌هایی جداافتاده و بیشتر شبیه روایتی درهم‌تنیده از تماس، تقلید و اختراع مشترک به نظر می‌رسد.

فرشاد واحدی
به دنیای علم خوش اومدی! من فرشاد هستم، کنجکاو برای کشف رازهای جهان و نویسنده مقالات علمی برای آدم‌های کنجکاو مثل خودت!

نظر بگذارید

نظرات (2)

آرمین

شباهت در ابزارها جذابه، ولی یعنی مردم یکی بودن؟ بعید می‌دونم، شاید همگرایی یا تقلید مستقل باشه، داده‌ها هنوز کمه

نودبایت

واقعاً؟! اینکه سنگ‌ها می‌تونن نجوا کنن و ایده‌ها سفر کنن، خیلی شاعرانه است ولی همزمان علمی، حالمو برد.. کنجکاو شدم بیشتر بدونم