نشانه زودهنگام آلزایمر پیش از فراموشی آشکار شد

پژوهش تازه نشان می‌دهد کاهش انعطاف‌پذیری شناختی، نه فقط ضعف حافظه، می‌تواند یکی از نخستین نشانه‌های آلزایمر باشد و راهی تازه برای تشخیص زودهنگام این بیماری باز کند.

.3 دیدگاه
نشانه زودهنگام آلزایمر پیش از فراموشی آشکار شد

4 دقیقه

دنبال کردن در گوگل

فکر می‌کنید آلزایمر همیشه با فراموش کردن نام‌ها و مکان‌ها آغاز می‌شود؟ این همان روایتی است که اغلب شنیده‌ایم. اما پژوهش تازه‌ای از مرکز سلامت تگزاس ای اند ام این تصویر را پیچیده‌تر می‌کند.

در مجموعه‌ای از آزمایش‌ها روی موش‌های ۵ ایکس اف ای دی، یعنی حیواناتی که برای ایجاد همان پلاک‌های بتا آمیلوئید دیده شده در آلزایمر انسانی پرورش داده شده‌اند، پژوهشگران به یک نشانه زودهنگام و غیرمنتظره رسیدند: اختلال در توانایی تغییر راهبرد وقتی قوانین عوض می‌شوند. همان انعطاف‌پذیری ساده و روزمره. نه حافظه. دست‌کم هنوز نه.

پژوهشگران موش‌ها را با یک تکلیف یادگیری وارونه آموزش دادند. در ابتدا، یک رفتار خاص پاداش می‌گرفت. سپس قانون برعکس شد. حیوانات جوان و سالم انتخاب‌های خود را به‌روزرسانی کردند. اما موش‌های مدل آلزایمر چنین نکردند. آن‌ها همچنان به همان حرکت قدیمی برمی‌گشتند، حتی وقتی دیگر پاداشی در کار نبود. در همان زمان، همین حیوانات در آزمون‌های حافظه فضایی عملکرد طبیعی داشتند. دو توانایی. دو مسیر متفاوت.

جون وانگ، عصب‌شناس در تگزاس ای اند ام، موضوع را ساده توضیح می‌دهد: این نوع عملکرد اجرایی پیش از افت حافظه فضایی دچار ضعف شد. عملکرد اجرایی مانند پلیس راهنمایی و رانندگی مغز است: برنامه‌ریزی، تغییر مسیر ذهنی، متوقف کردن یک پاسخ خودکار و امتحان کردن راهی تازه. وقتی این توانایی شروع به لرزیدن می‌کند، افراد لزوما واقعیت‌ها را فراموش نمی‌کنند؛ بلکه گیر می‌افتند. عادت‌ها سفت و سخت می‌شوند. سازگار شدن هزینه‌بر می‌شود.

چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟ تیم پژوهش مشکل را به یک بزرگراه عصبی بیش‌فعال نسبت داد که قشر پیش پیشانی میانی را به جسم مخطط وصل می‌کند؛ دو ناحیه‌ای که برای رفتار انعطاف‌پذیر و هدفمند اهمیت مرکزی دارند. در مدل‌های آلزایمر، این مسیر بیش از حد فعال بود. هم‌زمان، اینترنورون‌های کولینرژیک، یعنی سلول‌هایی که معمولا به تنظیم و هماهنگ‌سازی یادگیری کمک می‌کنند، کم‌صداتر از حد انتظار بودند. این ناهماهنگی شبیه موتوری است که با تمام توان روشن مانده، در حالی که ترمزها از کار افتاده‌اند.

در دل این ناهماهنگی، یک چرخه بازخوردی ناخوشایند وجود دارد. نورون‌های بیش‌فعال می‌توانند تولید بتا آمیلوئید را بیشتر کنند. بتا آمیلوئید نیز به نوبه خود نورون‌ها را تحریک‌پذیرتر می‌کند. هرچه تحریک‌پذیری بیشتر شود، بتا آمیلوئید بیشتری انباشته می‌شود. به این ترتیب، چرخه‌ای مهارنشدنی شکل می‌گیرد. وانگ آن را مسئله مرغ و تخم‌مرغ می‌داند: کدام اول می‌آید، شلیک عصبی یا پلاک‌ها؟ پژوهشگران تلاش کردند صدای این مسیر بیش‌فعال را پایین بیاورند تا ببینند چه رخ می‌دهد.

مداخله بسیار دقیق بود. آن را مانند کم کردن نور چراغ تصور کنید، نه قطع کردن برق. آرام کردن مدار میان قشر پیش پیشانی و جسم مخطط، انعطاف‌پذیری موش‌ها را بهبود داد. آن‌ها قانون جدید را سریع‌تر یاد گرفتند و فعالیت مغزشان به سمت الگویی سالم‌تر تغییر کرد. تجمع بتا آمیلوئید کاهش یافت. نکته مهم این بود که این بهبودها پس از پایان دوره مداخله نیز باقی ماندند؛ نشانه‌ای از اینکه مدار عصبی به سمت تعادل هدایت شده بود، نه اینکه صرفا خاموش شده باشد.

همه این یافته‌ها یک احتمال وسوسه‌انگیز را مطرح می‌کند: اگر افت انعطاف‌پذیری شناختی بتواند زنگ هشدار زودهنگام خطر آلزایمر باشد چه؟ آزمون‌هایی که سازگاری ذهنی را می‌سنجند، یعنی اینکه فرد تا چه حد یک قانون تازه را یاد می‌گیرد یا عادتی را تغییر می‌دهد، شاید اختلال را پیش از ارزیابی‌های رایج حافظه آشکار کنند. چنین آزمون‌هایی جایگزین اسکن‌ها یا نشانگرهای زیستی نمی‌شوند، اما می‌توانند لایه‌ای دیگر به تشخیص زودهنگام آلزایمر اضافه کنند؛ زنگ رفتاری‌ای که زودتر به صدا درمی‌آید.

البته احتیاط ضروری است. این نتایج از مدل‌های موشی به دست آمده‌اند. مغز انسان پیچیده‌تر است و زندگی آدم‌ها بسیار آشفته‌تر از قفس‌های آزمایشگاهی است. با این حال، این مطالعه دانشمندان را به نگاه گسترده‌تر دعوت می‌کند: از دست دادن حافظه تمام داستان نیست. تغییر در قضاوت، برنامه‌ریزی و سهولت جابه‌جایی میان کارها ممکن است نخستین لرزش‌های بیماری باشد.

اگر مطالعات آینده روی انسان‌ها این یافته‌ها را تکرار کنند، پزشکان می‌توانند پنجره تازه‌ای برای مداخله به دست آورند؛ فرصتی برای اقدام زمانی که نورون‌ها هنوز قابل نجات هستند. فعلا این پژوهش به یک هدف جذاب اشاره می‌کند: مدارهای بیش‌فعال را آرام کنید، شاید بتوانید روندی را کند کنید که در غیر این صورت از کنترل خارج می‌شود.

این تغییر کوچکی در زاویه نگاه است، اما می‌تواند شیوه گوش دادن ما به نخستین نشانه‌های آلزایمر را دگرگون کند.

نگار بابایی
من نگارم، عاشق آسمون و کشف ناشناخته‌ها! اگر مثل من از دیدن تلسکوپ و کهکشان‌ها ذوق‌زده می‌شی، مطالب من رو از دست نده!

نظر بگذارید

نظرات (3)

دیتاویو

من تو خانواده دیدم که آدمایی گیر میفتن، نه فراموشی محض. این زاویه جدید منطقیه، ولی هنوز باید رو انسانها تست بشه، عجله نکنیم

علیرضا

واقعاً فقط موش‌ها؟ یعنی تو آدم‌ها هم همین آش و همین کاسه‌س؟ شواهد انسانی کو؟

بیونیکس

وااای، یعنی اول انعطاف پذیری می‌ره و بعد حافظه؟ عجیب اما امیدوارکننده... اگه واقعی باشه کلی پنجره درمانی باز میشه!