نانوذرات قندی؛ امید تازه برای درمان گلیوبلاستومای مغز

پژوهشگران با نانوذرات لیپیدی پوشیده از مانوز، راهی هدفمند برای عبور از سد خونی مغز و رساندن آران‌ای درمانی به گلیوبلاستوما ارائه کرده‌اند.

.4 دیدگاه
نانوذرات قندی؛ امید تازه برای درمان گلیوبلاستومای مغز

5 دقیقه

دنبال کردن در گوگل

پیک‌های بسیار ریزِ پوشیده از قند از نگهبانان مغز عبور کردند و ساعت یک تومور مرگبار را تغییر دادند. این تصویر، چکیده پژوهشی از محققان دانشگاه ایالتی اورگن است که نانوذرات لیپیدی را بازطراحی کرده‌اند تا از سد خونی مغز عبور کنند و با تمایل بیشتر به سوی سلول‌های گلیوبلاستوما بروند.

پوشش شیرین برای توموری مرگبار

گلیوبلاستوما بی‌رحم است. کمتر از ۵ درصد بیماران، پنج سال پس از تشخیص زنده می‌مانند. یکی از دلایل اصلی، سد خونی مغز است؛ غشایی که با مسدود کردن بیشتر داروهای در گردش خون، از بافت عصبی محافظت می‌کند. حتی وقتی درمان‌ها از این سد عبور می‌کنند، اغلب نمی‌توانند در سلول‌های سرطانی تجمع پیدا کنند و هم‌زمان به بافت سالم آسیب نرسانند.

تیم دانشگاه ایالتی اورگن برای عبور از این مانع، یک مسیر زیست‌شیمیایی هوشمندانه را انتخاب کرد. آن‌ها نانوذرات مبتنی بر چربی را با مانوز، قندی شبیه به گلوکز، پوشاندند و از ناقل طبیعی گلوکز در مغز به عنوان دروازه ورود استفاده کردند. گلات۱، پروتئینی در اندوتلیوم مغز، به طور معمول گلوکز را به دستگاه عصبی مرکزی منتقل می‌کند. این پروتئین مانوز را نیز می‌شناسد و همین ویژگی، مسیری بالقوه برای ورود هدفمند ایجاد می‌کند.

اما یک مشکل وجود داشت. سطح گلوکز خون بالاست، بنابراین هر ذره پوشیده از مانوز باید با جریان پیوسته سوخت طبیعی بدن رقابت می‌کرد. راه‌حل، مهندسی دقیق بود: مولکول‌های مانوز به صورت شیمیایی به کلسترول، یکی از اجزای ساختاری نانوذرات، متصل شدند و لایه‌ای بسیار متراکم‌تر از قند روی سطح ذرات ساختند. این تراکم، شانس اتصال ذرات به گلات۱ و انتقال آن‌ها از سد خونی مغز را افزایش داد.

رساندن یک کلید ژنتیکی به درون تومورها

ورود به مغز تنها نیمی از چالش بود. ذرات همچنین باید در بافت تومور تجمع می‌یافتند و محموله درمانی خود را تحویل می‌دادند. سلول‌های گلیوبلاستوما از نظر متابولیکی تغییر کرده‌اند و گلات۱ را در سطحی بسیار بالاتر از نورون‌های طبیعی بیان می‌کنند؛ همین موضوع به حامل‌های پوشیده از مانوز کمک می‌کند بافت توموری را پیدا کنند و آن را بر بافت سالم ترجیح دهند.

درون پوسته لیپیدی، پژوهشگران آران‌ای پیام‌رسان را قرار دادند؛ مجموعه‌ای گذرا از دستورهای ژنتیکی. این آران‌ای پیام‌رسان، پی‌تی‌اِن را رمزگذاری می‌کرد؛ پروتئین سرکوبگر تومور که در گلیوبلاستوما اغلب از دست می‌رود. بازگرداندن پی‌تی‌اِن می‌تواند بخشی از کنترل رشد سلولی و تنظیم چرخه سلولی را احیا کند. برای محافظت از آران‌ای پیام‌رسانِ شکننده، پژوهشگران از مشتقی از کلسترول با بار مثبت استفاده کردند که محموله را در مسیر انتقال پایدار و محافظت می‌کند.

در موش‌های مبتلا به گلیوبلاستوما، تزریق مکرر این نانوذرات لیپیدی پوشیده از مانوز، کوچک شدن قابل اندازه‌گیری تومور را به همراه داشت و میانگین بقای حیوانات را در مقایسه با گروه کنترل درمان‌نشده حدود ۵۰ درصد افزایش داد. نکته مهم این بود که مطالعه هیچ نشانه قابل تشخیصی از سمیت اندامی گزارش نکرد؛ موضوعی حیاتی برای هر درمان سیستمیکی که قرار است به مغز برسد.

اوله تاراتولا، یکی از پژوهشگران اصلی، منطق طراحی را چنین خلاصه کرد: فشرده‌سازی مانوز روی سطح ذره، حرکت تعیین‌کننده‌ای بود که به حامل‌ها امکان داد با گلوکز خون رقابت کنند و از راه گلات۱ وارد مغز شوند. اولنا تاراتولا نیز افزود که ترکیب ورود هدفمند و تجمع انتخابی در تومور، پایه اثر درمانی مشاهده‌شده در مدل حیوانی بوده است.

حرکت از موش‌ها به سوی انسان

این نتایج در مرحله پیش‌بالینی قرار دارند. مدل‌های موشی ضروری‌اند، اما بسیاری از درمان‌هایی که در حیوانات امیدوارکننده به نظر می‌رسند، در انسان با موانع تازه‌ای روبه‌رو می‌شوند. پاسخ‌های ایمنی، تفاوت در ناهمگونی تومورهای انسانی و پیچیدگی خود سد خونی مغز در انسان، همگی انتقال این روش به درمان بالینی را دشوارتر می‌کنند.

با این حال، این مطالعه به دو گلوگاه ماندگار در نوروانکولوژی می‌پردازد: انتقال مؤثر از سد خونی مغز و متمرکز شدن ترجیحی درمان درون تومورها. استفاده از یک تقلیدکننده متابولیکی، یعنی مانوز، برای بهره‌برداری از ناقلی که از قبل در بدن وجود دارد، رویکردی ظریف است؛ زیرا به جای ایجاد شکافی غیرطبیعی در سد، از فیزیولوژی طبیعی بدن استفاده می‌کند.

چالش‌های پیش رو شامل مقیاس‌پذیر کردن شیمی این فناوری برای تولید در سطح بالینی، تأیید ایمنی در حیوانات بزرگ‌تر و بررسی این است که آیا رویکرد آران‌ای پیام‌رسانِ پی‌تی‌اِن می‌تواند با ژنوتیپ تومور هر بیمار سازگار شود یا نه. پژوهشگران همچنین باید اثرات خارج از هدف، فعال شدن سیستم ایمنی علیه حامل دارویی یا محموله، و ماندگاری هرگونه پاسخ توموری را به دقت پایش کنند.

دیدگاه کارشناس

دکتر میرا آلوارز، نوروانکولوژیستی که در این مطالعه مشارکت نداشته است، می‌گوید: «تحویل هدفمند همچنان نقطه ضعف اصلی درمان سرطان مغز است. استفاده از ناقلی که تومورها از قبل آن را بیش از حد بیان می‌کنند، راهی هوشمندانه برای متمرکز کردن درمان در جایی است که به آن نیاز داریم. گام‌های بعدی باید بر تکرارپذیری نتایج در مدل‌های متنوع توموری و بر ارزیابی دقیق ایمنی متمرکز باشد. اگر این موارد تأیید شوند، این رویکرد می‌تواند به بستری برای رساندن آران‌ای‌های پیام‌رسان درمانی دیگر یا مولکول‌های کوچک تبدیل شود.»

جمع‌بندی

این پژوهش از دانشگاه ایالتی اورگن، راهبردی نوین برای دارورسانی ارائه می‌دهد که با استفاده از یک تقلیدکننده قندی از سد خونی مغز عبور می‌کند و از متابولیسم تومور برای متمرکز کردن درمان بهره می‌برد. در موش‌ها، نانوذرات لیپیدی پوشیده از مانوز که حامل آران‌ای پیام‌رسانِ پی‌تی‌اِن بودند، باعث کوچک شدن تومور و افزایش معنادار بقا شدند، بدون آنکه سمیت سیستمیک قابل تشخیصی ایجاد کنند. مسیر رسیدن به کارآزمایی انسانی به آزمون‌های سخت‌گیرانه ایمنی و بهینه‌سازی نیاز دارد، اما این مطالعه ابزار تازه و خلاقانه‌ای به مجموعه راهکارهای مقابله با گلیوبلاستوما اضافه می‌کند.

نگار بابایی
من نگارم، عاشق آسمون و کشف ناشناخته‌ها! اگر مثل من از دیدن تلسکوپ و کهکشان‌ها ذوق‌زده می‌شی، مطالب من رو از دست نده!

نظر بگذارید

نظرات (4)

نوآ_ین

خوش ساخت ولی کمی تبلیغاتی به نظر میاد، هنوز کلی تست لازمه. نترسونن مردم از امید کاذب، حقیقت مهمه.

امیر

عجیب ولی منطقی، به شرط اینکه سمیتی نشون نده. حرفام کوتاه.

بیوانیکس

روش هوشمنده، اما سوال اصلی اینه: فعال شدن سیستم ایمنی یا اثرات خارج از هدف چی میشه؟ موش خوبه، انسان متفاوته... باید با احتیاط دید

دیتاپالس

وااای، این روش عجیبه! اینکه با مانوز از سد خونی عبور کنن و پی‌تی‌اِن برگرده، نویدبخشه... ولی امیدوارم تو انسان هم جواب بده، خیلی فاصله س.