3 دقیقه
نیاکانی را تصور کنید که تقریبا به اندازه یک کودک امروزی بودند، حدود ۴۰ کیلوگرم وزن داشتند و در چشماندازی موزاییکی از ساواناها و جنگلزارهای آفریقا حرکت میکردند. حالا کمی بعدتر، چهرهای متفاوت را در نظر بگیرید: بلندقدتر، سنگینتر و با توان پیمایش مسیرهای طولانیتر. کدامیک از این دو تصویر بیشتر شبیه آغاز داستان انسان به نظر میرسد؟
تحلیل تازهای از پژوهشگران دانشگاه ریدینگ و دانشگاه آکسفورد که در نشریه پیاِناِیاِس منتشر شده، استدلال میکند که هر دو تصویر درستاند. این گروه برآوردهای مربوط به توده بدنی را از ۳۸۶ فسیل متعلق به ۲۱ گونه انسانتبار گردآوری کرد و با استفاده از مدلهای آماری آگاه از تبارزایی، روند تغییر اندازه بدن را در گذر زمان بررسی کرد. نتیجه نه یک افزایش ساده و پیوسته است و نه دگرگونی ناگهانی در یک شب، بلکه ترکیبی از هر دو: افزایشهای تدریجی که در ادامه با جهشی چشمگیر در اندازه بدن، حدود ۲ تا ۲٫۵ میلیون سال پیش، همزمان با ظهور تقریبی هومو رودولفنسیس یا هومو ارکتوس/ارگاستر اولیه در شواهد فسیلی همراه شد.
برخی شاخههای درخت خانوادگی ما از این روند پیروی نکردند. گونههای ریزاندامی مانند هومو فلورسیینسیس و هومو نالدی همچنان جثهای فشرده و کوچک داشتند. اوسترالوپیتکوسها معمولا نزدیک همان محدوده کودکمانند ۴۰ کیلوگرمی قرار میگرفتند. سپس فصل تازهای درون جنس هومو آغاز شد: گونههایی مانند هومو ارکتوس/ارگاستر به میانگین وزنی نزدیک به ۶۰ کیلوگرم رسیدند، محدودهای که برای بسیاری از انسانهای امروز آشناست.
چرا پژوهشهای پیشین روایتهای متفاوتی ارائه میکردند؟ به نظر میرسد هر کدام فقط به بخشی متفاوت از معمای فسیلی نگاه میکردند. برخی بر اوسترالوپیتکوسهای اولیه تمرکز داشتند و برخی دیگر بر فسیلهای متأخرتر هومو. روشها نیز یکسان نبودند؛ از شیوههای متفاوتی برای برآورد توده بدن از استخوانهای تکهتکه استفاده میشد. پژوهشگران با وارد کردن روابط میان گونهها و عدمقطعیت درباره انتساب فسیلها در یک مدل یکپارچه، نتایج ظاهرا متناقض را با هم سازگار کردند و الگویی پیچیدهتر را نشان دادند.

برای این تغییر، منطق بومشناختی روشنی وجود دارد. بدنهای بزرگتر با سبک زندگی متفاوتی همراهاند: راه رفتن کارآمدتر در مسافتهای طولانی، افزایش مصرف گوشت و گستردهتر شدن قلمرو حرکت، در حالی که انسانتباران زیستگاههای تازهای را بهرهبرداری میکردند. چارچوب بدنی بزرگتر میتوانست سفر و استقامت را آسانتر کند و هنگام کمیابی غذا، نوسانهای انرژی را بهتر تاب بیاورد.
پژوهشگران این افزایش اندازه بدن را بخشی از مجموعهای گستردهتر از دگرگونیهای رفتاری و محیطی میدانند، نه صرفا یک تغییر کالبدشناختی جداگانه. دکتر جیکوب گاردنر و همکارانش معتقدند کنار هم گذاشتن شمار زیادی از فسیلها در یک چارچوب تکاملی واحد، تشخیص این مجموعه تغییرات را آسانتر میکند. دکتر توماس پوشل نیز اشاره میکند که هرچند توده بدن در بخش بزرگی از تاریخ عمیق ما به طور کلی افزایش یافته، بزرگترین گام بعدتر و درون جنس هومو رخ داده است؛ همزمان با دگرگونیهایی در شیوه حرکت و استفاده از منابع.
این مطالعه ما را از استعارههای مرتب و ساده درباره پیشرفت خطی دور میکند. تکامل آشفته و پرپیچوخم است. شاخهها از هم جدا میشوند. برخی بزرگتر میشوند، برخی کوچکتر، و برخی همچنان ما را شگفتزده میکنند. اگر اندازه بدن را صفحهای از کتاب زندگی انسان بدانیم، آن افزایش ناگهانی حدود ۲ میلیون سال پیش مانند فصلی خوانده میشود که در آن نیاکان ما قواعد حرکت، تغذیه و بقا را از نو نوشتند.
.avif)



نظر بگذارید
نظرات (3)
نکته جالب اینه که افزایش اندازه بدن همزمان با تغییر رفتار بوده، نه فقط فرم. خوبه که اینا رو توی چارچوب تبارزایی دیدن، منطقیش میشه.
اینکه میگن بعضی شاخهها کوچیک موندن، سواله: آیا دادهها کافی ان؟ مگه همه فسیلها رو درست نسبت ندادن؟ یه جاها باید محتاط بود.
وای، این تصویر دوگانه از نیاکان ذهنمو منفجر کرد! ۴۰ کیلو تا ۶۰ کیلو، و اون جهش ۲ میلیون سال پیش... یعنی یه فصل کامل تغییر رفتار و بقا؛ هیجانانگیز اما همزمان عجیب.