3 دقیقه
کریستوفر نولان در گفتوگویی تازه با روزنامه تلگراف، حرفهایش را بیپرده بیان کرد. او استدلال کرد که برخلاف تصور بسیاری از شرکتهای فناوری که فکر میکنند مخاطبان جوان با آغوش باز به استقبال هوش مصنوعی میروند، تماشاگران جوان فیلمها و رسانههای ساختهشده با هوش مصنوعی را تقریبا بلافاصله تشخیص میدهند و از آن فاصله میگیرند.
او گفت: «هرگز فناوریای ندیدهام که با وجود این همه سرمایهگذاری و تبلیغات، تا این اندازه سریع و گسترده پس زده شود.» این را از جایگاه فیلمسازی گفت که صبور و شکاک است. جملهای کوتاه. مشاهدهای تیزبینانه.
نولان میگوید این واکنش صرفا یک فرضیه نیست. او آن را در خانه میبیند، وقتی فرزندانش که در اواخر نوجوانی و اوایل بیستسالگی هستند، از کنار چیزهایی که توخالی به نظر میرسند عبور میکنند. او همین را در میان موج تازهای از فیلمسازان هم میبیند، نامهایی که در مصاحبه به آنها اشاره کرد، کسانی که درزها و ناهماهنگیهای آثار تولیدشده با هوش مصنوعی را سریعتر از مخاطبان مسنتر تشخیص میدهند. آنها این موضوع را صریحا میگویند. فرصت دوبارهای هم به آن نمیدهند. چرا؟ آشنایی عمیق با اینترنت به آنها نوعی رادار غریزی داده است. آنها «محتوای بیکیفیت هوش مصنوعی» را تشخیص میدهند.

این به آن معنا نیست که نولان هر نوع استفاده از هوش مصنوعی را بیارزش میداند. او میپذیرد که این فناوری کاربردهای عملی دارد. اما تأکید میکند که هوش مصنوعی در بدترین زمان ممکن برای روایتگران وارد میدان شده است. پس از دههها حرکت تدریجی سینما به سوی صحنههای کاملا دیجیتال و جلوههای بصری هرچه بزرگتر، مخاطبان ناگهان مشتاق بافت، لمسپذیری و چیزی شدهاند که واقعا ساخته دست انسان به نظر برسد.
این بحث در خلأ شکل نگرفته است. در ماههای اخیر، مارتین اسکورسیزی فاش کرد که با یک استارتاپ همکاری میکند که از هوش مصنوعی برای کمک به طراحی استوریبورد استفاده میکند، و ای۲۴ نیز طبق گزارشها قراردادی ۷۵ میلیون دلاری با گوگل امضا کرده تا ابزارهای هوش مصنوعی برای فیلمسازی توسعه دهد؛ اقدامی که نظر سینمادوستان را دو دسته کرده است. اگر هم به موضعی صریح درباره این موضوع نیاز دارید، گیرمو دل تورو سال گذشته پاسخ داد که «ترجیح میدهد بمیرد» تا اینکه اجازه دهد هوش مصنوعی جای لمس انسانی را در فیلمهایش بگیرد.
پس صنعت سینما اکنون در کجا ایستاده است؟ برخی استودیوها برای ساخت مجموعه ابزارهای تازه با سرعت پیش میروند. برخی کارگردانان نسبت به فرسایش خلاقیت هشدار میدهند. مخاطبان هم با میزان توجه خود رأی میدهند. پرسش واقعی اکنون این است: آیا فیلمسازان از این ابزارها برای عمیقتر کردن داستانگویی استفاده خواهند کرد، یا فناوری پیش میافتد و داستانها دنبالهرو آن میشوند؟ چند سال آینده نشان خواهد داد که سینما به کدام سو متمایل میشود.
.avif)



نظر بگذارید
نظرات (2)
تو کارمون دقیقاً همینه، جوونها از کنار چیزای بیروح رد میشن، بافت و لمس میخوان. فیلم باید نفس داشته باشه، نه فقط پردازش شده
نولان حرفای مهمی میزنه ولی آیا مخاطب عمومی واقعا تا این حد حساسه؟ من خودم بعضی چیزا رو سریع تشخیص میدم اما نه همیشه، شاید یه کمی اغراق شده باشه...