4 دقیقه
این فیلم فقط از یک مرز عبور نکرد؛ از مرزی گذشت که انگار برای دستنیافتنیها کنار گذاشته شده بود. «مایکل»، فیلم زندگینامهای درباره مایکل جکسون، رسما به باشگاه میلیارد دلاریها پیوسته است؛ جایگاهی کمیاب که فقط تعداد اندکی از فیلمها به آن میرسند و حتی شمار کمتری از فیلمهای زندگینامهای موسیقی آن را تجربه میکنند.
بر اساس تازهترین آمار ورایتی، فروش جهانی فیلم به ۱.۰۰۱ میلیارد دلار رسیده است؛ ۳۷۱.۸ میلیون دلار از آمریکای شمالی و ۶۲۹.۸ میلیون دلار از بازارهای بینالمللی. چنین ارقامی فقط میزان فروش بلیت را نشان نمیدهند، بلکه انتظارات را از نو تعریف میکنند. تماشاگران در سراسر جهان به سالنها آمدند، آن هم به شکلی که هم استودیوها و هم تحلیلگران را غافلگیر کرد.
رکوردها نیز همچنان روی هم انباشته میشوند. «مایکل» اکنون بزرگترین افتتاحیه تاریخ برای یک فیلم زندگینامهای با محوریت موسیقی را در اختیار دارد. این اثر پرفروشترین فیلم زندگینامهای موسیقی تمام دوران است. برای لاینزگیت، این موفقیت فراتر از یک hit ساده است؛ بزرگترین دستاورد این استودیو و نخستین فیلم آن است که از مرز یک میلیارد دلار عبور میکند. همچنین این فیلم، «اوپنهایمر» ساخته کریستوفر نولان را از جایگاه پرفروشترین فیلم بر اساس زندگی یک شخصیت واقعی پایین کشیده است.

چرا این فیلم تا این اندازه با مخاطبان ارتباط برقرار کرد؟ بخشی از پاسخ در هدایت مطمئن فیلمساز نهفته است. آنتوان فوکوآ، کارگردان فیلم، نگاهی امروزی و سینمایی را برگزید که شکوه بصری را تقویت میکرد، بیآنکه شخصیتپردازی را از مرکز توجه خارج کند. انتخاب بازیگران نیز نقش مهمی داشت: جعفر جکسون ستون اصلی نقش را شکل میدهد و بازیگرانی چون نیا لانگ، لورا هریر، مایلز تلر و کولمن دومینگو او را همراهی میکنند. تماشاگران در این روایت از یک زندگی پیچیده، چیزی آشنا و در عین حال با قاببندی تازه پیدا کردند.
بخش نخست، ما را از کودکی مایکل در کنار گروه «جکسون فایو» عبور میدهد و کشمکشهای اولیه و سپس آغاز مسیر حرفهای انفرادی او را دنبال میکند؛ سفری که هم با فشار خانوادگی همراه است و هم با جاهطلبی بیوقفه. روایت پیش از رسیدن او به اوج مطلق متوقف میشود و این تصمیمی کاملا آگاهانه است. داستان زمانی پایان مییابد که او به آستانه ابرستارگی نزدیک شده، و همین فضای زیادی برای چیزی باقی میگذارد که استودیو اکنون تایید کرده در راه است: دنباله فیلم. یکی از مدیران لاینزگیت میگوید جزئیات قسمت دوم در حال بررسی و نهاییسازی است و بخش مهمی از زندگی سالهای بعد جکسون محور آن خواهد بود.
توجه به زمینه نیز ضروری است: «مایکل» تنها دومین فیلم سال ۲۰۲۶ است که از مرز یک میلیارد دلار عبور میکند و به «فیلم کهکشان سوپر ماریو» میپیوندد. دو فیلم کاملا متفاوت. دو گروه مخاطب کاملا متفاوت. اما یک نتیجه کمیاب مشترک. این تضاد نکتهای مهم درباره فرمول گیشه مدرن میگوید: نوستالژی، نمایش سینمایی و روایتهای ستارهساز همچنان وقتی درست کنار هم قرار بگیرند، جمعیت جهانی را به سینما میکشانند.
یک موج جالب در صنعت سینما نیز شکل گرفته است: این عملکرد در گیشه، نگاه استودیوها به فیلمهای زندگینامهای موسیقی را به عنوان داراییهای تجاری تغییر میدهد. چیزی که زمانی ممکن بود niche یا پرریسک تلقی شود، حالا به عنوان یک گزینه جریان اصلی و مناسب برای فیلمهای بزرگ استودیویی تایید شده، البته به شرط آنکه فیلمسازی و بازاریابی درست نتهای لازم را بنوازند. آیا زندگی هر هنرمندی میتواند به چنین مقیاسی ترجمه شود؟ بعید است. اما موفقیت «مایکل» بیتردید درهای تازهای را باز خواهد کرد.
فعلا لاینزگیت در ویترین افتخارات خود یک جایزه درخشان دیگر دارد، مخاطبان فیلمی را تجربه کردهاند که در قارههای مختلف بحثبرانگیز شد، و هالیوود الگویی تازه برای تبدیل زندگینامه به بلاکباستر در اختیار دارد.
در قسمت دوم چه رخ خواهد داد؟ باید منتظر ماند. پرده بعدی وعده میدهد پرسشهای دشوارتری مطرح کند و احتمالا بلیتهای بسیار بیشتری بفروشد.
.avif)




نظر بگذارید
نظرات (3)
نوستالژی + نمایش سینمایی جواب داده، اما به نظرم فیلم یه خورده اغراق داشت، دنباله شاید بهتر یا پیچیدهترش کنه .
واقعاً؟ هر زندگی هنرمند رو میشه به شکل بلاکباستر فروخت؟ من تردید دارم، انگار بخشهای تاریکِ ماجرا جا افتاده یا سانسور شده...
وااای، عبور از مرز میلیاردی انگار معجزهست؛ مایکل هنوز هم قلبها رو میزنه... شوکهام، ذوق دارم و کمی غمگین هم