3 دقیقه
یک قاب میتواند همهچیز را تغییر دهد. نخستین تصاویر از فیلم بهیموث منتشر شدهاند و فقط یک فیلم را وعده نمیدهند، بلکه از چرخشی در لحن آثار تونی گیلروی و حضوری کمسابقه، صمیمی و متفاوت از پدرو پاسکال خبر میدهند.
پاسکال این روزها همهجا دیده میشود. نقشهای مکمل، نقشهای اصلی و حضورهای غافلگیرکنندهای که نام او را در جشنوارهها و سالنهای سینما مدام سر زبانها نگه داشتهاند. آثاری مانند ماتریالیستها، ادینگتون و چهار شگفتانگیز: نخستین گامها سال گذشته اکران شدند و او همچنین بخشی از حماسه در حال ادامه مندلورین و گروگو بوده است. حتی برای گروه بعدی مارول، انتقامجویان: روز قیامت، نیز در صف حضور قرار دارد. با این حال، تصاویر تازه ونیتی فر نشان میدهند که او هنوز آن نقش اصلی یگانه را نداشته که تمام توان بازیگریاش را به چالش بکشد، تا حالا.

گیلروی از زمان میراث بورن در سال ۲۰۱۲ هیچ فیلم سینمایی بلندی را کارگردانی نکرده است. این فاصله اهمیت دارد. در این سالها نام گیلروی با آثار خوشساخت و پرایده گره خورده، اما او همیشه نویسنده و کارگردانی بوده که به جهان درونی شخصیت اهمیت میدهد. بهیموث شبیه یک پل به نظر میرسد: فیلمسازی که به دقت روایی شهرت دارد، حالا توجه خود را به شکلی همزمان به موسیقی و شخصیت معطوف کرده است.
فیلم داستان الکس را دنبال میکند؛ نابغه ویولنسلی با بازی پاسکال که دههها در سراسر کشور آثار سمفونیک اجرا کرده و حالا به هالیوود بازگشته تا برای فیلمها موسیقی متن بسازد. این ایده، موسیقی را به ستون فقرات فیلم تبدیل میکند. موسیقی متن اینجا پسزمینه نیست، خودش یک شخصیت است. چنین تغییری، آن هم به بهترین شکل، برای فیلمسازی که بیشتر با روایتهای پرتحرک شناخته میشود تا دروننگری آرام و صوتی، غافلگیرکننده است.

پاسکال برای جلوهگری صرف به این پروژه نپیوسته است. او برای عمق بخشیدن به نقش آمده. گزارشهای مربوط به بازیگران، ویل آرنت را در نقش برادر الکس، اوا ویکتور را در نقش نادیا، شخصیت مورد علاقه او، اولیویا وایلد را در نقش نامزد سابق و هنک آزاریا را در نقش پدر الکس معرفی کردهاند. نامهای دیگری که در نقشهایی کمتر مشخص به پروژه پیوستهاند شامل متیو لیلارد، الکسا سوئینتن، مارگاریتا لویوا، بری لیوینگستون، اریک گریفین و آدام رز میشود.
جزئیات داستان هنوز قطرهچکانی منتشر میشود، اما تصاویر نشان میدهند با فیلمی روبهرو هستیم که به همان اندازه که دیده میشود، گوش هم میدهد: اتاقهای تمرین روشن با نور شمع، جعبههای کهنه ساز و شهری که زیر لایههای موسیقی متن زمزمه میکند. این یک قمار هنری است. در عین حال، همان نوع پروژهای است که سرانجام میتواند به پاسکال نقشی بدهد که برای نمایش گستره تواناییهای او ساخته شده است.
گوشهایتان را تیز کنید. این فیلم شاید نه با انفجار، بلکه با نتی طنینانداز و فراموشنشدنی از راه برسد.
.avif)



نظر بگذارید
نظرات (2)
پس گیلروی بعد سالها یه کار متفاوت ساخته؟ سوال اینه، پدرو واسه نقشای درونی خوبه ولی این سبک جدید بهش میاد یا نه... تردید دارم صبر میکنم تریلر رو ببینم
وااای، پدرو بالاخره یه نقش که عمق داشته باشه؟! تصاویر شگفتانگیزن، موسیقی مثل یه شخصیت مستقل به نظر میاد. دلشوره هم دارم، امیدوارم خراب نکنن