3 دقیقه
یک ضربه بیلیارد کیهانی را تصور کنید، با این تفاوت که توپ سفید از دورترین نواحی منظومه شمسی آمده بود. یک برخورد، شصت و شش میلیون سال پیش، کافی بود تا فرمانروایی کامل غولها از صفحه زمین پاک شود.
دهانه برخوردی چیکشلوب در شبهجزیره یوکاتان مدتهاست که به عنوان شاهد اصلی فاجعه پایان دوره کرتاسه شناخته میشود. پس از آن برخورد، آتشسوزیهای گسترده، ابرسونامیها، زمینلرزهها و موجهای شوک آتشفشانی رخ داد. غبار و دوده آسمان را پوشاند، نور خورشید کاهش یافت، گیاهان از بین رفتند و زنجیرههای غذایی فروپاشیدند. اما پژوهش تازه اکنون لایه دیگری به این قرعه تلخ اضافه میکند: سنگی که این فاجعه را رقم زد فقط بزرگ نبود، بلکه به شکلی خارقالعاده نادر بود.
دانشمندانی که لایه نازک و تیره مشخصکننده مرز کرتاسه-پالئوژن را بررسی کردند، از پنج منطقه در سراسر اروپا، از دانمارک تا اسپانیا و ایتالیا، نمونه برداشتند و بقایای میکروسکوپی آن را با نوعی کارآگاهی کیهانی تحلیل کردند. آنها نیکل را جدا کردند، عنصری که در سنگهای فضایی نخستین فراوان است اما در پوسته زمین کمیاب، و سپس امضای ایزوتوپی آن را با گروههای شناختهشده شهابسنگها مقایسه کردند.

برشی از یک شهابسنگ کندریت کربندار.
نتیجه به زیرگروهی از شهابسنگهای سرشار از کربن اشاره دارد که اورنان کربندار یا شهابسنگهای سی او نامیده میشوند. برای درک اهمیت این موضوع، باید دانست که خود کندریتهای کربندار کمتر از پنج درصد شهابسنگهایی را تشکیل میدهند که به زمین میرسند. انواع سی او فقط بخش بسیار کوچکی از همین سهم اندک هستند. به بیان ساده، دایناسورها فقط در یک پرتاب تاس بد نیاوردند. آنها کارتی را کشیدند که احتمال آن شاید یک در چند میلیون بود.
فیلیپ کلایس، زمینشناسی که در این پژوهش مشارکت داشته، میگوید برخوردگری با چنین تبار کیهانی چیزی نیست که معمولا در vitrines موزهها ببینید. مشتری معمولا مانند یک نگهبان عمل میکند و دورترین خردهسنگها را مهار میکند. اینکه جرمی حدودا ۱۰ کیلومتری از آن فاصله بسیار دور توانسته از این سد عبور کند، به گفته کلایس، نمونهای چشمگیر از بدشانسی است.
چرا خانواده شهابسنگ اهمیت دارد؟ چون ترکیب شیمیایی، پیامدها را شکل میدهد. نظریههای اولیه بخش بزرگی از تقصیر را متوجه گوگردی میدانستند که بر اثر برخورد وارد جو شد، سپس به صورت باران اسیدی فرود آمد و سالها خاکها و دریاها را آلوده کرد. اما شهابسنگهای سی او در مقایسه با دیگر انواع کربندار، از عناصر فرار مانند کربن، روی، آب و بهویژه گوگرد نسبتا فقیرترند.

بقایای برخورد کرتاسه-پالئوژن. لایه مرزی تیره و غنی از رس کی تی در استونس کلینت دانمارک که در این پژوهش استفاده شد.
این یافته کانون توجه را جابهجا میکند. خرد شدن شدید سنگهای محل برخورد و حجم عظیم غبار ریزی که به استراتوسفر پرتاب شد، احتمالا بیشترین آسیب اقلیمی را وارد کرد. بنابراین نادر بودن برخوردگر، روایت ما را درباره موادی که محیط پس از برخورد را تا این حد مرگبار کردند تغییر میدهد.
تحلیل ایزوتوپی همچنین کمک کرد چند گروه دیگر از شهابسنگهای نامزد، که پیشتر محتملتر دانسته میشدند، کنار گذاشته شوند. به این ترتیب منشأ سنگ قاتل با دقت بیشتری محدود شد و بازسازی زنجیره رویدادهای آن روز دگرگونکننده زمین قوت گرفت.
در دل این یافتهها یک عنصر انسانی سرسخت وجود دارد: تصادف. هر برخورد بزرگ به انقراض جمعی منجر نمیشود. زاویه برخورد، محل برخورد، فصل وقوع و، همانطور که این پژوهش نشان میدهد، شیمی خاص جرم ورودی همگی روی هم اثر میگذارند. دایناسورها فقط از نظر زمان یا مکان بدشانس نبودند. آنها از نظر منشأ برخوردگر هم بدشانس بودند.
میتوان از آن بلیت بختآزمایی کیهانی درس گرفت. ردیابی جمعیت و ترکیب اجرام نزدیک به زمین فقط برای پیشبینی برخوردها مهم نیست، بلکه برای برآورد آنچه یک برخورد واقعا میتواند انجام دهد نیز اهمیت دارد. در نهایت، هر سنگ کیهانی پایان یکسانی نمینویسد.
.avif)




نظر بگذارید
نظرات (3)
خوب، شهابسنگ نادر بودنش جالبه، ولی فکر نکنم گوگرد بیتاثیر باشه؛ همه چیز با هم موثره. کمی اغراق نشده انگار
خب این تحلیل ایزوتوپی چقدر قطعیِ؟ نمونهها از اروپا بودن، احتمال تنوع جهانی چطور، میتونه فرق کنه؟
وای، یعنی واقعا شانس دایناسورها در حد یک در چند میلیون بوده؟ آدم وقتی فکر میکنه میلرزه... باور نکردنی 😮