3 دقیقه
ایلان ماسک وعده داد نسخهای ساختهشده با هوش مصنوعی و از نظر تاریخی «وفادار» از ادیسه تولید کند و دنیای سینما نفسی از سر تعجب کشید، یا برآشفت. ویدئوهای کوتاه و ادعاهای بزرگ، وقتی به نام یک غول فناوری جنجالدوست گره میخورند، با سرعتی حیرتانگیز پخش میشوند.
ماسک گفت هوش مصنوعی گروک او تا پایان سال یک نسخه بلند سینمایی از ادیسه ارائه خواهد کرد و اصرار داشت که نتیجه به نیت هومر وفادار میماند. او حتی یک کلیپ سهدقیقهای را که یکی از کاربران گروک ساخته بود، برای نشان دادن ایدهاش منتشر کرد. این اعلامیه بیشتر شبیه یک چالش بود: آیا کد میتواند شعر کهن را بازآفرینی کند؟
این چالش درست در برابر اسکات دریکسون قرار گرفت. دریکسون، که در کارنامهاش دکتر استرنج و تلفن سیاه دیده میشود، در ایکس با لحنی کمسابقه تند پاسخ داد. او نوشت: «روشن است که ایلان ماسک هیچ درکی از سینما ندارد و به نظر میرسد از بیستسالگی به بعد کتابی نخوانده است»، و اضافه کرد که دیدگاههای ماسک درباره هنر هیچ اعتباری ندارد. دردناک بود. این نقد کوتاه و شخصی بود. و اثرش را گذاشت.

چرا اینهمه حرارت؟ چون این ماجرا یک اتفاق منفرد نبود. ماسک بارها به اقتباس تازه کریستوفر نولان از ادیسه تاخته و وقتی انتخاب بازیگران اعلام شد، کارگردان را متهم کرد که با حساسیتهای معاصر همراه شده است؛ برچسبهایی که اغلب زیر عنوان «ووک» جمع میشوند. او بهطور مشخص انتخاب لوپیتا نیونگو برای نقش هلنِ تروا را هدف گرفت، آن را توهینی به منبع اصلی دانست و تلویحا گفت این تصمیم برای جلب نظر رأیدهندگان جوایز سینمایی گرفته شده است. ماسک حتی فراتر رفت، الیوت پیج را هدف قرار داد و اظهارنظرهای زننده درباره ظاهر این بازیگر را بازنشر کرد.
این کنایهها از یک الگوی آشنا پیروی میکنند. ماسک پیشتر نیز باربی را بهخاطر درونمایههای فمینیستیاش مسخره کرده و بازسازی سفیدبرفی دیزنی با بازی ریچل زگلر را نقد کرده بود. او با لحظههای فرهنگی مثل رونمایی محصول برخورد میکند: پرصدا، نظرپردازانه و غیرقابل چشمپوشی.
برای فیلمسازان، پرسش بزرگتر این نیست که آیا یک میلیاردر میتواند فضا را ملتهب کند یا نه؛ پرسش این است که آیا پول و شبیهسازی ماشینی هرگز میتواند جای کار دشوار، انسانی و پرجزئیات روایتگری را بگیرد.
با وجود این همه سروصدا، گیشه روایت خودش را دارد. ادیسه نولان، با نقشآفرینی مت دیمون، تاکنون در سراسر جهان ۲۶۴ میلیون دلار فروش داشته است؛ نشانهای روشن از اینکه جنجال همیشه به شکست منتهی نمیشود. مردم هنوز به سالنها میآیند. هنوز شکوه بصری، ظرافت روایی و اجرای انسانی میخواهند.
پس حالا کجا ایستادهایم؟ در برابر میلیاردرى که وعده حماسههای مصنوعی میدهد، کارگردانی که از حرفه و هنر سینما دفاع میکند، و مخاطبانی که تصمیم میگیرند چه کسی حق دارد داستانهای باستانی را در عصر مدرن روایت کند. چه کسی اقتباس از اسطورههای ما را شکل میدهد: الگوریتمها، مؤلفان سینما یا تماشاگرانی که روی صندلیها نشستهاند؟ انتخاب با شماست.
.avif)



نظر بگذارید
نظرات (2)
این ادعا واقعیه؟ یه کلیپ ۳ دقیقهای نشونگر یه فیلم بلند؟ بعیده، ولی شاید پول و تبلیغ کمکم ذائقه مردم رو هم تغییر بده...
مسخره ست و در عین حال هیجانانگیز؛ ایلان همیشه سروصدا راه میندازه، ولی آیا ماشین میتونه روح ادبیات باستانی رو بفهمه؟ شک دارم، ولی کنجکاوم.