4 دقیقه
یک صبح از خواب بیدار شد و احساس کرد هیچچیز مثل قبل نیست. کارهای خانه همان کارهای همیشگی بودند. فهرست کارهای روزانه هم تغییری نکرده بود. چیزی که ناپدید شده بود، میل به شروع کردن بود. همین انگیزه تهیشده، کندی فکر و خستگی سرسختی که ماهها یا حتی سالها پس از عفونت باقی میماند، یکی از گیجکنندهترین بخشهای کووید طولانی بوده است.
اکنون تصویربرداری تازه از مغز تصویر روشنتری از آنچه ممکن است در حال رخ دادن باشد ارائه میدهد. پژوهشگران با استفاده از توموگرافی گسیل پوزیترون، شاخصی مرتبط با سلامت پایانههای عصبی آزادکننده دوپامین را اندازهگیری کردند و کاهشهای مداومی را در سراسر جسم مخطط یافتند؛ مرکز مهمی در مغز که به هدایت انگیزه، حرکت و حافظه کمک میکند. این الگو ظریف و کمرنگ نیست. بهخوبی با نشانههایی همخوانی دارد که بسیاری از بیماران توصیف میکنند.
اسکنها چگونه با علائمی که افراد حس میکنند همخوان میشوند
سطوح پایینتر این شاخص در جسم مخطط شکمی با کاهش انگیزه ارتباط داشت. افت آن در پوتامن پشتی با کندی حرکت همخوان بود. کاهشها در پوتامن دمی نیز با مشکلات حافظه همراستا شد. جملهای کوتاه. اما پیامدی بزرگ. اگر پایانههای عصبی دوپامینی کمتر شده باشند یا درست کار نکنند، بهتر میتوان فهمید چرا فردی ممکن است از نظر جسمی بهبود یافته باشد، اما از نظر ذهنی همچنان متوقف بماند.
دکتر جفری مایر، دانشمند ارشدی که هدایت این پژوهش را بر عهده داشته، میگوید: «اسکنها به آسیب واقعی در نورونهای آزادکننده دوپامین اشاره دارند.» او توضیح میدهد که همین نوع آسیب عصبی پیشتر نیز بهعنوان عاملی شناخته شده بود که میتواند همان علائمی را ایجاد کند که اکنون در موارد کووید طولانی دیده میشود. نتیجهگیری ناخوشایند اما روشنگر است: این تجربهها ریشه در تغییرات قابل اندازهگیری درون مغز دارند.

این یافته پرسش آشکاری را پیش میکشد. چرا این نورونها از ابتدا تحت تأثیر قرار میگیرند؟ تیم پژوهشی پاسخی را از مطالعات پیشین خود در اختیار داشت. آنها پیشتر افزایش التهاب را در همین نواحی مغز گزارش کرده بودند. اکنون شاخص کاهشیافته دوپامین در همان نواحی ملتهب دیده میشود و میزان این کاهش با شدت علائم بیماران ارتباط دارد. فرایندهای التهابی میتوانند به سلولهای دوپامینی آسیب بزنند و واقعاً چنین میکنند. قطعات این پازل در تصویری نگرانکننده اما منسجم کنار هم قرار میگیرند.
این کشف جنبهای کاربردی نیز دارد. بخش زیادی از پژوهشها تا امروز بر تغییرات ایمنی و التهابی تمرکز داشتهاند، بیآنکه مستقیماً بررسی کنند آیا حمایت از سیستم دوپامین میتواند کمککننده باشد یا نه. این نتایج تازه، پژوهشگران را به سوی هدفی مشخص هدایت میکند. آیا داروهایی که دسترسی به دوپامین را افزایش میدهند یا تجزیه آن را کند میکنند، میتوانند مه مغزی، خستگی و بیانگیزگی را کاهش دهند؟ این پرسشی منطقی است و پژوهشگران قصد دارند آن را بیازمایند.
برنامهها برای عبور از مرحله مشاهده به مرحله مداخله از هماکنون آغاز شده است. این تیم در همکاری با شبکه سلامت دانشگاهی قصد دارد کارآزماییهای بالینی را آغاز کند تا بررسی شود آیا تقویت فعالیت دوپامین میتواند انگیزه را بازگرداند، تفکر را شفافتر کند و فرسودگی را کاهش دهد یا خیر. اگر این کارآزماییها موفق باشند، میتوان از داروشناسی آشنا برای کاربردی تازه بهره گرفت و مسیر دستیابی به درمانهایی را برای افرادی که سالها در انتظار پاسخ ماندهاند، سریعتر کرد.
برای بیماران، این مطالعه وزن دیگری هم دارد: تأیید تجربه زیسته آنها. پس از سالها شنیدن اینکه علائمشان ذهنی یا روانشناختی است، بسیاری با ناباوری اطرافیان روبهرو بودهاند. این اسکنها شواهد زیستی ارائه میدهند که با تجربه واقعی بیماران همبستگی دارد. همانطور که سوزان، مشاور بیمار، گفته است، چنین پژوهشهایی هم امید میآورند و هم تأیید میکنند آنچه افراد تحمل کردهاند واقعی و ویرانگر بوده است.
علم بهندرت پایانهای ساده و مرتب ارائه میدهد. اما ترسیم ارتباط میان التهاب، آسیب نورونهای دوپامینی و علائم شاخص کووید طولانی گامی مهم است. این یافته به پزشکان و بیماران مسیر روشنتری میدهد و مهمتر از آن، فرضیهای قابل آزمون در اختیارشان میگذارد. فصلهای بعدی نشان خواهند داد که آیا این کشف به نقطه اتکایی برای درمان تبدیل میشود یا فقط سرنخ دیگری در معمایی پیچیده باقی میماند. در هر صورت، داستان کووید طولانی اکنون سرنخی تازه و ملموس به دست آورده است.
.avif)




نظر بگذارید
نظرات (3)
خلاصهش اینکه شواهد زیستی داره تجربه بیماران رو تایید میکنه. حالا مهمه مرحله درمانی چطور پیش بره، نگرانم ولی امیدوارم مسیر درمانی واضح بشه
این واقعاً به قدر کافی قوی هست؟ PET رو چقدر بزرگ نمونهبرداری کردند و کنترلها چی بودن؟ اگه درست باشه خوبه، ولی باید با احتیاط نگاه کرد
وااای، خوندم و یه حس عجیب؛ هم دلگرمکننده هم غمانگیز... اینکه تغییرات قابل ردگیری تو مغز باشه یعنی خیلی چیزها معنی پیدا میکنه، امیدوارم آزمایشها زودتر جواب بدن