4 دقیقه
وقتی استنلی ایپکیس برای نخستین بار آن لبخند ناممکن را روی پرده سینما نشاند، کمتر کسی میتوانست پیشبینی کند که این فیلم تا چه اندازه مسیر حرفهای چاک راسل را دگرگون میکند، یا تماشاگران با چه علاقهای از فیلمسازی یاد خواهند کرد که یک عجیبوغریب کمیکبوکی را به موفقیتی جهانی تبدیل کرد. چاک راسل، کارگردان فیلم پرفروش «ماسک» محصول ۱۹۹۴، در ۷۴ سالگی درگذشت.
بر اساس گزارش تیامزی، نیروهای امدادی روز چهارشنبه ۲۳ ژوئیه پس از آنکه راسل دچار یک وضعیت اورژانسی پزشکی شد و بیهوش در خانهاش در سندیگو پیدا شد، به محل اعزام شدند. او از صحنه حادثه منتقل شد، اما علت دقیق مرگ هنوز اعلام نشده و مشخص نیست هنگام رسیدن امدادگران چه افراد دیگری در خانه حضور داشتهاند.
راسل یکشبه به دنیای فیلمسازی بلند وارد نشد. او کارش را بهعنوان نویسنده و تهیهکننده آغاز کرد و سپس در سال ۱۹۸۷ با «کابوس در خیابان الم ۳: جنگجویان رویا» پشت دوربین رفت؛ دنبالهای که در گیشه عملکرد قابل قبولی داشت، حدود ۴۴٫۷۹ میلیون دلار فروخت و سه نامزدی جایزه ساترن، از جمله بهترین فیلم ترسناک، به دست آورد. یک سال بعد او با «لکه» بازآفرینی تازهای از یک اثر کلاسیک هیولایی ارائه داد؛ فیلمی که در گیشه شکست خورد، اما در گذر زمان میان طرفداران علمی تخیلی و سینمای وحشت به جایگاهی کالت رسید.

و بعد نوبت به «ماسک» رسید. نیو لاین سینما با بودجهای نسبتاً modest، ۲۳ میلیون دلار، از ترکیبی پرریسک از کمدی اسلپاستیک و جادوی جلوههای بصری حمایت کرد. فیلمنامه، نوشته مایک ورب، مایکل فالون و مارک ورهایدن و با هدایت تهیهکنندگانی چون دبورا مور و مایک ریچاردسن، همان میدان بازی انعطافپذیری را در اختیار جیم کری گذاشت که غریزه بازیگری او میطلبید. نتیجه، کارناوالی ۱۰۱ دقیقهای از فیزیک کارتونی بود که استنلی ایپکیس را به پدیدهای در فرهنگ عامه تبدیل کرد. «ماسک» در سراسر جهان ۳۵۱٫۸ میلیون دلار فروخت، امتیاز ۸۲ درصدی راتن تومیتوز را به دست آورد، نامزد اسکار بهترین جلوههای بصری شد و برای جیم کری نامزدی گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد در فیلم موزیکال یا کمدی را رقم زد.
موفقیت همیشه دنبالهها را به همراه میآورد. «پسر ماسک» ساخته شد و یک مجموعه انیمیشنی وابسته نیز عمر این عنوان را در تلویزیون ادامه داد. خود راسل همین سال گذشته گفته بود که از ساخت دنبالهای تازه استقبال میکند و امیدوار است جیم کری بار دیگر به این نقش بازگردد؛ نشانهای روشن از اینکه حتی پس از چند دهه، آن لبخند سبز و جنونآمیز هنوز برای او اهمیت داشت.
کارنامه سینمایی راسل پس از «ماسک» نشان میدهد او هرگز از گشودن درهای متفاوت دست نکشید. او فیلمهایی چون «پاککن»، «کودک را دعا کن»، «من خشمم»، «جانگلی»، «شهر بهشت» و «تخته جادو» را کارگردانی کرد و در پروژههایی از جمله «وثیقه» بهعنوان تهیهکننده اجرایی حضور داشت. در سال ۲۰۰۲ او «پادشاه عقرب» را به پرده سینما رساند؛ اسپینآفی از مجموعه «مومیایی» که دوئین جانسون را بهعنوان ستاره اصلی سینمای اکشن معرفی کرد. این فیلم در جهان ۱۷۸٫۸ میلیون دلار فروخت و چهار دنباله مستقیم برای نمایش خانگی داشت که اسطورهشناسی آن را گسترش دادند.
او همچنین وارد تلویزیون شد و در سال ۲۰۱۰ یکی از قسمتهای فصل سوم سریال «فرینج» را کارگردانی کرد؛ یادآوری اینکه راسل بهخوبی میتوانست میان شکوه تولیدات استودیویی و ریتمهای کوچکتر تلویزیون اپیزودیک جابهجا شود.
دور از دوربین، راسل زندگی آرامتری داشت. او در سال ۲۰۰۷ با همسر دومش، آنیا زین، ازدواج کرد و این زوج سه فرزند به نامهای لوگان، رایلی و کارلین را بزرگ کردند. دوستان و همکارانش اغلب از خنده صمیمی او و اشتیاقش به حقههای سینمایی یاد میکردند؛ از جلوههای عملی و شور دیجیتال گرفته تا یک شوخی درست و دقیق در لحظه مناسب، همان ویژگیهایی که او را متمایز میکرد.
برای بسیاری از تماشاگران، فیلمهای راسل یادآور نوع خاصی از جادوی سینمای دهه ۱۹۹۰ هستند: انتخابهای بصری جسورانه، میدان دادن گسترده به ستارگان برای درخشش و آن نمونه کمیاب از فیلم جریان اصلی که شکوه جلوهمحور را با کمدی لبخندآفرین پیوند میداد. درگذشت او فصلی را از زندگی فیلمسازی میبندد که به ترجمه خیالپردازی کمیکبوکی به واقعیت گیشه کمک کرد و مدتها پس از خاموش شدن چراغهای سر در سینما، همچنان خود را از نو میساخت.
خبر درگذشت او موجی از خاطرهگویی را در شبکههای اجتماعی به راه انداخته است؛ کلیپها، شوخیها و صحنههایی که هواداران دوباره بازنشر میکنند تا برای چند دقیقه دیگر، آن لبخند را دوباره حس کنند.
.avif)




نظر بگذارید
نظرات (3)
علت مرگ واقعا هنوز معلوم نیست؟ گزارشا متناقضن، کاش یه خبر موثق بیاد و تکلیف روشن شه... تلخه وقتی هنرمندی اینجوری از دست میره
معلومه «ماسک» تاثیر بزرگی داشت، ولی راستش بعضی فیلمهای بعدیش یهمقدار بینظم و ناهمگون بودن. با این حال ایدههاش جذاب بود، قبول دارم
وااای یادِ سینمای ۹۰ ها افتادم... هنوز اون لبخند سبز تو ذهنمه. راسل کارش عجیب و جادویی بود، خیلی دلم گرفت، حیف شد. کلی خاطره باهاش دارم