3 دقیقه
میگفتند یک فیلم زندگینامهای بحثبرانگیز نمیتواند به یک رویداد فرهنگی تبدیل شود. اما مایکل دقیقا همین کار را کرد، حتی فراتر از آن.
تصویر سینمایی آنتوان فوکوا از مایکل جکسون در حالی اکران شد که تردیدها زیاد بود و واکنش منتقدان پراکنده و نهچندان پرشور به نظر میرسید. امتیاز راتن تومیتوز روی ۳۸ درصد ایستاده است. با این حال، تماشاگران با حضورشان در سالنها و خرید دوباره بلیت نظر خود را نشان دادند. فیلم در ۲۴ آوریل روی پرده رفت و طی هفتههای بعد، آرام اما پیوسته به فروش جهانی ۱.۰۱ میلیارد دلار رسید و با پشت سر گذاشتن فیلم سوپر ماریو گلکسی، عنوان پرفروشترین فیلم گیشه ۲۰۲۶ را به دست آورد.
تیترها جذاباند، چون چنین اعدادی کمسابقهاند. مایکل نخستین فیلم لاینسگیت است که از مرز فروش یک میلیارد دلاری عبور میکند؛ دستاوردی که جایگاه این استودیو را در گفتوگوهایی تغییر میدهد که معمولا در اختیار غولهای قدیمی صنعت سینماست. آمار فروش گیشه نشان میدهد این فیلم ۳۷۲.۳ میلیون دلار از آمریکای شمالی و ۶۴۰.۲ میلیون دلار از ۸۵ بازار بینالمللی به دست آورده است؛ نشانهای روشن از اینکه جذابیت فیلم واقعا جهانی بوده است.

چطور فیلمی با نقدهای کمرمق توانست مخاطب خود را پیدا کند؟ بخشی از پاسخ روشن است: هواداران. هنرمندان کمی هستند که در مقیاس طرفداران مایکل جکسون چنین دلبستگی و وفاداریای ایجاد کرده باشند. آنها نه از سر عادت، بلکه از اشتیاق برای دیدن پرترهای سینمایی از چهرهای به سینما آمدند که دههها موسیقی پاپ و تخیل عمومی را شکل داده بود. بسیاری فیلم را بیش از یکبار تماشا کردند. تبلیغ دهانبهدهان چنان گسترش یافت که نقدهای منتقدان نتوانست جلوی آن را بگیرد.
عامل دیگر، رضایت مخاطبان در روز افتتاحیه بود. سینمااسکور به فیلم نمره A- داد؛ نشانهای قوی از اینکه کسانی که بلیت خریدند، تماشای آن را به دوستان و خانواده خود پیشنهاد کردند. در زبان امروز گیشه سینما، چنین تاییدی از سوی مخاطب، بهویژه وقتی در چند هفته ادامه پیدا کند، میتواند از روایتهای اولیه منتقدان هم اثرگذارتر باشد.
در این میان، درسی هم درباره پیشبینیناپذیری بازار وجود دارد. استودیوها میتوانند بازاریابی را با دقت تنظیم کنند، نامهای بزرگ را به پروژه پیوند بزنند و به دنبال موجهای روز بروند. با این حال، داستانهایی که پایگاه هواداری پرشور دارند، نیروی حرکت خودشان را پیدا میکنند. عملکرد مایکل در گیشه نشان میدهد که هواداری، زمانبندی و پیوند احساسی چگونه میتوانند انتظارات را دگرگون کنند و یک اکران دوقطبی را به یکی از مهمترین موفقیتهای مالی سال تبدیل سازند.
چه آن را دوست داشته باشید و چه از آن خوشتان نیامده باشد، صعود میلیارد دلاری این فیلم زندگینامهای یادآوری میکند که در سینما، گاهی این تماشاگران هستند که پرده آخر را مینویسند.
.avif)



نظر بگذارید
نظرات (2)
این ارقام واقعیه؟ راتن ۳۸ با فروش ۱.۰۱ میلیارد، یعنی تبلیغ دهان به دهان اینقدر؟ یا یه چیزی پشت پردهست... کنجکاوم تحلیلای گیشه رو ببینم
وااای، فکر نمیکردم... با اون نمره راتن همچین فیلمی میلیاردی بشه! واقعا قدرت طرفدارا حیرتانگیزه، منم شاید دوباره برم سینما