4 دقیقه
کم پیش میآید یک استودیو بپذیرد که همهچیز را بیش از حد پیچیده کرده است. کوین فایگی در کامیککان سندیگو دقیقا همین را گفت و وعدهای صریح داد: پس از انتقامجویان: جنگهای پنهان، دنبال کردن جهان سینمایی مارول آسانتر خواهد شد.
حماسه چندجهانی مرزها را جابهجا کرد، اما همزمان تماشاگران را هم خسته کرد. تعداد زیاد سریالهای بههمپیوسته، حضورهای افتخاری که مثل عروسکهای تودرتو روی هم چیده میشدند و سیلی از چهرههای تازه، داستان کلی را شلوغ و پراکنده نشان داد. طرفداران اعتراض کردند. مخاطبان عادی کنار کشیدند. مدیران استودیو هم گوش دادند. فایگی از جنگهای پنهان بهعنوان نوعی بازآرایی یاد کرد: تلاشی برای جمع کردن این آشفتگی در یک دنیای خوانا و منسجم؛ جهانی که بعضی گوشههایش آشنا خواهد بود و بعضی بخشهایش کاملا تازه.
مارول چطور میخواهد این کار را انجام دهد؟ نخست با کم کردن سرعت. تمرکز تولید از کمیت به کیفیت تغییر کرده است. انتشارهای دیزنیپلاس کمتر و مستقلتر شدهاند؛ فیلمها هم طوری روایت خواهند شد که برای لذت بردن از آنها نیازی به مدرک دکترا در ترتیب تماشا نباشد. این دقیقا عقبنشینی نیست. بهتر است آن را هرس کردن یک پیچک گسترده بدانیم تا در مسیر درست، قویتر رشد کند.
دلایل عملی هم برای این تصمیم وجود دارد. برنامههای بلندمدت همچنان پابرجاست؛ گزارشها نشان میدهد نقشههای راه مارول سالها جلوتر را پوشش میدهند و حتی تا سال ۲۰۴۲ امتداد دارند. با این حال، انعطافپذیری دوباره به معادله برگشته است. پروژهها زمانی چراغ سبز میگیرند که استودیو بداند سلیقه مخاطب تغییر میکند و صنعت سرگرمی مدام دگرگون میشود. مارول همچنان راهبرد خواهد داشت، اما این بار با فضای کافی برای اصلاح مسیر، نه پیشروی بیتوقف به هر قیمت.

جذابترین پیامد این تغییر، احتمال آغاز حماسه جهشیافتههاست. از زمانی که دیزنی در سال ۲۰۱۹ فاکس را خرید، طرفداران منتظر بودهاند مردان ایکس دوباره به بافت سینمایی مارول بپیوندند. نشانهها از قبل کاشته شدهاند؛ اشارههای ظریف خانم مارول و رشتههای داستانی که از یک واقعیت ژنتیکی تازه خبر میدهند. بسیاری انتظار دارند جنگهای پنهان پیوستگی روایی را طوری تغییر دهد که جهشیافتهها انگار همیشه بخشی از جهان سینمایی مارول بودهاند.
شایعات مربوط به انتخاب بازیگران هم این انتظار را داغتر کرده است. نامهایی مانند سیدی سینک در گفتوگوهای غیررسمی برای نقشهایی مثل جین گری مطرح میشود و با اینکه مارول هنوز چیزی را تایید نکرده، همین احتمال بهتنهایی هیجان را دوباره شعلهور کرده است. آیا کامیککان سندیگو بالاخره رونمایی رسمی از مردان ایکس را به همراه خواهد داشت؟ این پرسشی است که فضای سالن را پر از انرژی کرده است.
راهبرد تلویزیونی هم در حال تغییر است. به نظر میرسد مارول اختیار بیشتری به گردانندگان سریالها میدهد تا هر مجموعه بتواند بر پایه ارزشهای خودش بایستد، بدون اینکه صرفا سرنخی اجباری برای فیلم پرفروش بعدی باشد. این رویکرد فشار روی مخاطبان را کم میکند تا مجبور نباشند هر قسمت را در پلتفرمهای مختلف دنبال کنند، در حالی که همچنان امکان کاوش عمیقتر برای هواداران جدی حفظ میشود.
اگر فایگی بتواند این نقشه را عملی کند، جنگهای پنهان فقط پایان یک حماسه نخواهد بود؛ بلکه قطبنمای جهان سینمایی مارول را از نو تنظیم میکند.
با این همه، موتور مارول همچنان روشن است. مرد عنکبوتی: روزی کاملا نو نشان داده که هنوز اشتهای بزرگی برای شخصیتهای محبوب وجود دارد. انتقامجویان: روز قیامت نیز بهعنوان یک رویداد بزرگ گیشهای در راه است. چالش اصلی این است که شکوه بلاکباستری با نقشهای داستانی ترکیب شود که برای لذت بردن از آن نیازی به دانش دایرةالمعارفی نباشد.
مارول روی این ایده شرط بسته که سادگی میتواند در کنار جاهطلبی قرار بگیرد. یک جهان کمحجمتر، منسجمتر و قابلفهمتر میتواند تماشاگران دورشده را برگرداند و همزمان برای جهشیافتهها، قهرمانان تازه و لحظههای تعیینکننده عصر بعدی جا باز کند. شمارش معکوس تا جنگهای پنهان اکنون کمتر شبیه پایان است و بیشتر شبیه صفحه نخست فصلی پاکیزهتر و جسورانهتر؛ فصلی که استودیو امیدوار است همه بتوانند آن را بدون سردرگمی بخوانند.
.avif)




نظر بگذارید
نظرات (3)
فکر کنم هرس کردن بهتره، اما نگرانم ساده شدن بشه به قیمت کمعمق شدن داستان، اگر فایگی متعادل کنه میشه امیدوار بود
واقعاً میشه؟ مردان ایکس همینجوری وارد جهان میشن؟ یا مثل همیشه اول شایعه، بعد هیجان، بعد سکوت... شک دارم
واااای، یعنی بالاخره مارول میخواد کمتر شلوغ کنه؟ امیدوارم جدی باشن، خسته شدیم از سریالها و حضورای بیمورد… بذارن داستان نفس بکشه