3 دقیقه
در نیویورک پرده نمایش را جمع کردند، تیتراژ محو شد و حاضران با چشمهایی خیره مانده بودند. یک فیلم بلند که با هوش مصنوعی مولد ساخته شده بود، از تک تک فریمها تا بسیاری از شخصیتها و پسزمینههای بیشمار، تازه برای جمعی از حرفهایهای رسانه و سازندگان محتوا نمایش داده شده بود. نام فیلم «پسران کالی هیل» است. مدت آن ۱۱۰ دقیقه است. این فیلم در چهار هفته و با بودجه ۲ میلیون دلاری ساخته شد.
ایده در ابتدا شبیه یک حرکت تحریکآمیز به نظر میرسید. اما آنچه هیگزفیلد ایآی ارائه کرد، کمتر یک نمایش تبلیغاتی و بیشتر یک نمونه اولیه عملی از شیوهای بود که شاید فیلمها در آینده با آن ساخته شوند. گروهی ۲۸ نفره، به رهبری ۹ کارگردان و با محوریت آیتوره ژولدااسکالی، حدود هزار عنصر بصری تولیدشده با هوش مصنوعی و نزدیک به ۱۰۰ لوکیشن دیجیتال را کنار هم قرار دادند. ۴۰ درصد این گروه پیش از شروع پروژه هرگز از هوش مصنوعی مولد استفاده نکرده بودند. اما سریع یاد گرفتند. نتیجه بسیاری را غافلگیر کرد.
ژانر؟ کمدی-اکشن. مکان؟ شرق لندن. داستان؟ یک گروه سهنفره رپ، کال، هوراس و اولی، بهطور اتفاقی با میلیونها پوند پول پنهانشده در یک قایق متروکه روبهرو میشوند و خیلی زود خود را میان فشار سندیکاهای رقیب جرائم سازمانیافته میبینند. لحن فیلم پرتحرک است، موقعیتها سویهای کمیک دارند و ریتم روایت بر انتخابهای بصری جسورانهای تکیه میکند که ابزارهای هوش مصنوعی آنها را ارزان و قابل تکرار کردهاند.

چهرههای آشنا روی پرده ظاهر میشوند، با این تفاوت که اینها نسخههای بازسازیشده و دیجیتالیاند. ستاره هنرهای رزمی ترکیبی، ایزرائل آدسانیا، قهرمان پیشین یوافسی، کوئینتن جکسون، استریمر نئون و چهره بسکتبال خیابانی، مت کیاتیپیس، در قالب نسخههای ساختهشده با هوش مصنوعی از خودشان حضور دارند. این تصمیم همانقدر که خلاقانه است، جنبه تجاری هم دارد: هیگزفیلد میگوید برای استفاده از چهره سلبریتیها قراردادهای رسمی صدور مجوز را اجرا کرده است؛ اقدامی که با هدف کاهش موج دیپفیکهای غیرمجازی انجام شده که بدون پرداخت حقالزحمه به صاحبان چهره در فضای آنلاین پخش شدهاند.

واکنشها در نمایش خصوصی بیشتر خوشبینانه بود. اریک فورد، مدیر حوزه بازاریابی و رسانه که در مراسم حضور داشت، پذیرفت که با تردید وارد سالن شده بود اما با این باور بیرون آمد که این تجربه چیزی فراتر از هیاهوی تبلیغاتی است. آیا بازیها دقیقا حس اجرای بازیگران واقعی را منتقل میکردند؟ نه همیشه. آیا فیلم مسیرهایی عملی و مقیاسپذیر برای کاهش هزینه تولید فیلم و ساخت جریانهای درآمدی تازه برای چهرههای شناختهشده نشان داد؟ بهوضوح بله.
پرسشهای اخلاقی، حقوقی و زیباییشناختی همچنان پابرجاست. مالک یک اجرای ساختهشده با هوش مصنوعی چه کسی است؟ مخاطبان وقتی با چهرهای آشنا روبهرو شوند که میتوان آن را مجوزدهی، دستکاری و بدون هزینههای سنتی دکور یا سفر وارد داستانهای مختلف کرد، چه واکنشی نشان خواهند داد؟ پیشنهاد هیگزفیلد، یعنی ایجاد دسترسی دارای مجوز به تصویر سلبریتیها برای سامانههای مولد، تلاش میکند از ابتدا به یکی از این پرسشها پاسخ دهد. این چارچوب یا میتواند از صاحبان چهره محافظت کند یا، به باور منتقدان، کالاییسازی چهرهها را به شکلی عادیسازی کند که مخاطبان هنوز برای پذیرش آن آماده نیستند.
چه «پسران کالی هیل» آغاز یک انقلاب باشد و چه فقط تجربهای بلندپروازانه، نشان میدهد ابزارهای هوش مصنوعی مولد از مرحله اثبات مفهوم به مرز آمادگی برای تولید رسیدهاند. فیلمسازان، استودیوها و پلتفرمها با دقت آن را زیر نظر خواهند داشت. مخاطبان چطور؟ آنها فریم به فریم قضاوت خواهند کرد.
پس نظر شما چیست: جعبهابزار سینمایی تازه و جسورانه، یا دوراهی مهمی برای آینده قصهگویی؟














نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.