5 دقیقه
هجوِ هالیوود که نقطهای حساس را هدف میگیرد
وقتی تام راثمن، رئیس Sony Pictures Motion Picture Group، سریال پرفروش Apple TV+ با عنوان «The Studio» را «چرند» با «هستهای از حقیقت درخشان و کورکننده» توصیف کرد، او پارادوکسی را در قلب سینمای مدرن بازتاب داد: مدیران میتوانند به کاریکاتور بخندند در حالی که بازتابِ واقعی را میشناسند. این هجو که ۲۳ بار نامزد امی شده — و توسط ست روگن، ایوان گلدبرگ، پیتر هایک، الکس گرگوری و فریدا پرس خلق شده — زندگی مت ریمیک (ست روگن)، رئیس ایدئالیست یک استودیو را دنبال میکند که تلاش میکند هنر را در عصری که تحت سلطه مالکیت فکری (IP)، الگوریتمها و فشار سهامداران است، هدایت کند.
دیدگاه سنجیده راثمن
در گفتوگو با Letterboxd، راثمن هستهٔ هجوآمیز سریال را ستود: «در هر یک از آن قسمتها، هستهای از حقیقت درخشان و کورکننده هست»، در حالی که بخش زیادی از بقیه را «چرند» خواند. او به توان سریال در یافتن کمدی از ناامیدیهای واقعی زندگی استودیویی اذعان کرد، اما با این ایده که مدیران بهطور معمول سازش را به تمامیت ترجیح میدهند مخالفت کرد. لحظهٔ CinemaCon که راثمن شوخطبعانه گفت «سلام به همه، من سث روگن هستم!» نشان میدهد صنعت قادر است شوخی را تحمل کند — حتی وقتی که زخم میزند.
جایگاهِ The Studio در سنتِ روایتهای هالیوود
«The Studio» در یک خط پرافتخار از هجوهای جهان سرگرمی قرار دارد. به فیلم The Player (۱۹۹۲) اثر رابرت آلتمن برای نقد داخلی تاریک آن، سریال HBO «Entourage» برای کمدی براق محیط کار، و «Succession» برای بازیهای قدرت شرکتها فکر کنید — اما فیلترشده از منظر آشفته و آگاه به فرهنگ عامهٔ روگن و گلدبرگ. فیلمشناسی خودِ روگن (This Is the End، Superbad بهعنوان تهیهکننده) به توضیح ترکیب خندههای گسترده و تفسیرهای نیشدار سریال کمک میکند: کمدیای که از عشق واقعی به سینما زاده شده است.
روندهای صنعتی و زمینهٔ فرهنگی
این سریال در زمانی پخش میشود که بحث دربارهٔ هوش مصنوعی، تصمیمگیری مبتنی بر فرنچایز و ادغامهای استریمینگ صرفاً موضوعات نظری نیستند — بلکه واقعیات اتاق هیئت مدیرهاند. تصویرسازی سریال از تصمیمهای کمابیش اخلاقی بازتابدهندهٔ تنشهای واقعی است که استودیوها با آن روبهرو هستند: متعادلکردن ریسک خلاقانه با انتظارات سرمایهگذاران، حفاظت از مالکیت فکری، و کار با ابزارهای یادگیری ماشینی که هم میتوانند تولید را سرعت بخشند و هم مشاغل خلاق را تهدید کنند.

پشت صحنه و واکنش طرفداران
«The Studio» بهسرعت تبدیل به موضوع فصل جوایز شد: اپل پس از آن که فصل اول رکورد بیشترین نامزدیهای کمدی در یک سال را با ۲۳ نامزدی، از جمله نامزدی در بخش Outstanding Comedy Series، مساوی کرد، آن را برای فصل دوم تمدید کرد. طرفداران از نگارش تند و شوخیهای درونصنعتی تمجید میکنند، در حالی که برخی منتقدان معتقدند هجو گاهی بیش از حد چیزی را میجوید — دقت را فدای ضربههای طنز میکند. خاطرات پشتصحنه — از بداههپردازیهای لوکیشن تا انرژی روی صحنهٔ روگن — نشان میدهد سازندگان چقدر نسبت به موضوع علاقه دارند حتی زمانی که آن را هجو میکنند.
دیدگاه انتقادی و نظر یک کارشناس فیلم
تاریخنگار فیلم دکتر ایزابل مورنو تأمل میکند: «The Studio کارکردی دوگانه دارد: هم سرگرم میکند و هم لحظهای مشخص از تاریخ هالیوود را مستندسازی میکند. این سریال نشان میدهد چگونه فناوری و تجارت روایتها را بازتعریف میکنند بدون اینکه چشم از افرادی که هنوز عاشق فیلم هستند بردارند.» نظر او به جایگذاری سریال بهعنوان اثری کمدی و یک سند فرهنگی کمک میکند.
چرایی خنده و واکنش تند مدیران
واکنش راثمن — سرگرم اما دفاعی — آموزنده است. مدیران اشتباهات نمایشی را میشناسند اما از این تلویح که صنعت ذاتاً بیاخلاق است، آزرده میشوند. او استدلال میکند که بسیاری از رهبران استودیوها طرفدار سینما هستند و تلاش میکنند به نَفَع فیلمسازان و مخاطبان عمل کنند. «The Studio» گفتوگو را صادق نگه میدارد با نمایش مناطق خاکستری که هنر و تجارت در آن تصادم میکنند.
نتیجهگیری: هجو بهعنوان آینه و نقشه
«The Studio» فراتر از یک سریال تلویزیونی دربارهٔ آدمهای سینماست؛ این لنزی است بر فرهنگ معاصر فیلم، از تأثیر مالکیت فکری و هوش مصنوعی تا فشارهای اقتصاد مبتنی بر جوایز. چه با ردّ راثمن موافق باشید و چه از طعنهٔ بدبینانهٔ سریال حمایت کنید، این مجموعه گفتوگویی ضروری را دربارهٔ چگونگی ساخت فیلمها — و دلیل اهمیتشان — برمیانگیزد. هرچند صنعت تحول مییابد، هجوهایی مانند «The Studio» همچنان برای مخاطبان و داخلیها نقشهای گاه ناآرام اما ارزشمند خواهند بود.
منبع: deadline
.avif)
نظرات