7 دقیقه
کشف و زمینه
جمجمه پترالونا که نخستینبار در سال 1960 در یک تالار حفاظتشده از غار پترالونا در نزدیکی تسالونیکی، یونان، بازیابی شد، مدتها یکی از جنجالیترین نمونهها در پِئولوآنتروپولوژی بوده است. جمجمه در اثر رسوبات کلسیت به دیواره غار چسبیده بود و یک رشد استالگمیتی از ناحیه پیشانی بیرون زده بود. اگرچه فک پایینی یافت نشد، جمجمه حفظشده به پژوهشگران یک نمونه نادر و تا حدی تقریباً دستنخورده برای بررسی داد — و مجموعهای ماندگار از پرسشهای حلنشده دربارهٔ سن و جایگاه تبارشناختی آن باقی گذاشت.
در طول دههها، تیمهای مختلف سنهای بسیار متفاوتی برای این نمونه پیشنهاد کردند — از حدود 170000 تا حدود 700000 سال — و شناساییهای گوناگونی ارائه شد، از جمله Homo sapiens، Homo neanderthalensis و Homo heidelbergensis. یک بازتحلیل چندرشتهای تازه به سرپرستی ژئوکروانولوژیست کریستف فالگِرِس در مؤسسهٔ انسانشناسی دیرینه در فرانسه، با تاریخیابی لایههای معدنی که روی و اطراف جمجمه شکل گرفته بودند، محدودیتهای سنی جدیدی ارائه کرده است.
روش تاریخیابی: اورانیوم-توریم و سپلئوتِمهای غاری
سپلئوتِمها — رسوبات معدنی در غارها مانند استالاکتیتها و استالاگمیتها — یک تاریخچهٔ ژئوشیمیایی ثبت میکنند که میتواند برای تاریخیابی دقیق رادیومتریک بهکار رود. فالگِرِس و همکارانش از تاریخیابی اورانیوم-توریم (U-Th) بر روی فیلمهای کلسیتی که مستقیماً روی استخوان تجمع یافته بودند و نمونههای معدنی جداگانه روی دیوارهٔ مجاور غار استفاده کردند. تاریخیابی U-Th از تراوش اورانیوم محلول به توریم نامحلول بهره میبرد. از آنجا که توریم معمولاً در آبهای غاری بهصورت محلول حمل نمیشود، هر توریمی که در کلسیت سپلئوتِم یافت شود باید پس از رسوبگذاری توسط فساد اورانیوم تولید شده باشد. اندازهگیری نسبت اورانیوم به توریم بنابراین امکان محاسبهٔ سن تشکیل رسوب را فراهم میآورد.
تیم، نخستین فیلم کلسیتی روی جمجمه و سه نمونهٔ سپلئوتِم دیگر را تاریخگذاری کرد. جوانترین تاریخ قابل اتکا — از کلسیت مستقیماً روی جمجمه — سن 277000 سال یا بیشتر را نشان داد. سایر رسوبات دیواری تا حدود 539000 سال گزارش شدند. این اندازهگیریها سن جمجمه را دستکم 277000 سال محدود میکنند و — بسته به تاریخچهٔ تهنشینی — نمونه را در بازهٔ تقریباً 277000 تا 539000 سال قرار میدهند. اگر جمجمه پس از ورود به محل دیواره وارد شده و تنها پس از آن سطحی از کلسیت روی آن شکل گرفته باشد، حد بالایی به حدود 410000 سال محدود میشود.

آناتومی، مقایسهها و پیامدهای تبارشناختی
از لحاظ مورفولوژیکی، جمجمه پترالونا بهطور دقیق در تعاریف آناتومیک انسان امروزی یا نئاندرتال اروپایی جای نمیگیرد. در عوض، مجموعهای از ویژگیهای کهنتر آن احتمال تعلق آن به یک جمعیت ابتداییترِ دوران پلیستوسن میانی را نشان میدهد. این ارزیابی این احتمال را باز میگذارد که نمونه نمایندهٔ Homo heidelbergensis یا یک شاخهٔ نزدیک به آن باشد — گروهی که خود موضوع بحث دربارهٔ نقشش بهعنوان جد نئاندرتالها و انسانهای مدرن است.
پژوهشگران شباهتهای مورفولوژیکی بین جمجمهٔ پترالونا و جمجمهٔ کابوهِ (Broken Hill) از زامبیا را یادآور شدهاند که معمولاً حدود 300000 سال تاریخگذاری شده و اغلب بهعنوان Homo heidelbergensis طبقهبندی میشود. سن مشابهی که با تاریخیابی U-Th بهدست آمده است، این احتمال را تقویت میکند که فرد پترالونا به یک جمعیت کهنِ اروپاییِ پایدار تعلق داشته که همزمان با شاخههای درحال تکاملِ نئاندرتال در اواخر پلیستوسن میانی وجود داشتهاند.
چرا این مهم است
روشنسازی سن و نسبتهای نمونهٔ پترالونا به دانشمندان کمک میکند تا مدلهای تنوع هومینی و پویایی جمعیتی در اوراسیا را دقیقتر بسازند. اگر پترالونا متعلق به یک گروه متمایز و ابتدایی باشد که تا اواخر پلیستوسن میانی ادامه یافته است، چشمانداز تکاملی اروپا احتمالاً یک موزاییک از شاخههای هومینی همپوشان بوده است، که جریان ژن و تداوم منطقهای روایتهای ساده و خطیِ تکامل انسان را پیچیده میکند.
.avif)
پسزمینهٔ علمی و زمینهٔ وسیعتر
پلیستوسن میانی (حدود 781000 تا 126000 سال پیش) دورهای از نوسانات اقلیمی برجسته و تغییرات تکاملی مهم در جنس Homo بود. در این دوره جمعیتهایی که بهدنبال آنها نئاندرتالها و انسانهای مدرن ظهور کردند در آفریقا و اوراسیا پدید آمدند و تنوع یافتند. فسیلهایی مانند پترالونا و کابوه از این رو نقاط کالیبراسیون حیاتیاند: آنها تنوع مورفولوژیک را به زمان زمینشناختی میچسبانند و به آزمون فرضیههایی دربارهٔ مهاجرت، جداسازی و آمیختگی کمک میکنند.
فناوریهای کلیدی پشتیبان این مطالعه شامل طیفسنجی جرمی U-Th با دقت بالا و نمونهبرداری دقیق زمینلایهشناسی از لایههای سپلئوتِم است. هنگامی که این روشها با آناتومی مقایسهای و رکوردهای محیطزیستی منطقهای ترکیب شوند، امکان بازسازی مطمئنتر زمان و چگونگی زندگی و تعامل جمعیتهای مختلف هومینی فراهم میآید.
یافتههای کلیدی و پژوهشهای آینده
نتیجهٔ اصلی مطالعهٔ جدید، یک سن حداقلی محکم برای جمجمهٔ پترالونا است — 277000 سال — با احتمال سنهای قدیمیتر بسته به زمینهٔ رسوبگذاری. این یافته استدلالها را تقویت میکند که هومینینهای کهن و غیرنئاندرتالی در اروپا در اواخر پلیستوسن میانی ادامه داشتهاند. کارهای آتی نیازمند رویکردهای یکپارچه خواهند بود: بازتحلیلهای مورفولوژیک نو با استفاده از مورفومتریک هندسی سهبعدی، بازیابی پروتئینهای کهن یا DNA محیطی (در صورت امکان حفظ)، و تاریخیابیهای منطقهای بیشتر برای قرار دادن پترالونا در چارچوب مکانی و زمانی روشنتر.
دیدگاه کارشناسی
دکتر النا مارکوف، پِئولوآنتروپولوژیست و مدرس تحول انسان، اظهار میدارد: "تاریخیابی U-Th با وضوح بالا از رسوبات غاری یکی از قابلاعتمادترین روشها برای قرار دادن فسیلها در زمان است وقتی تاریخیابی مستقیم استخوان ممکن نباشد. محدودیتهای جدید برای پترالونا نشان میدهد که اروپا در دورهٔ پلیستوسن بسیار پویا بوده — گروههای مختلف هومینی همزیست بودند و هر سایتی که ما دوباره تاریخگذاری میکنیم میتواند دیدگاه ما دربارهٔ پایداری و جابجایی جمعیتها را جابجا کند."
دکتر مارکوف اضافه میکند: "مقایسه با نمونههای آفریقایی مانند کابوه ارزشمند است زیرا مورفولوژیهای مشترک در قارهها را نشان میدهد و الگوهای پیچیدهٔ گسترش و سازگاری منطقهای را پیشنهاد میکند. با این حال، برای حل مرزهای گونهای به مجموعهدادههای مقایسهای بیشتر و در بهترین حالت شواهد مولکولی از پروتئینها یا قطعات DNA نیاز است."
نتیجهگیری
تاریخیابی اورانیوم-توریم جدید رسوبات کلسیتی روی و اطراف جمجمهٔ پترالونا یک سن حداقلی قاطع 277000 سال را ارائه میدهد و نشان میدهد که احتمالاً جمجمه به اواخر پلیستوسن میانی تعلق دارد. مورفولوژی نمونه همراه با سن بازبینیشدهاش از این ایده حمایت میکند که یک جمعیت هومینی ابتدایی — احتمالاً قابل مقایسه با Homo heidelbergensis — در اروپا همزمان با شاخههای اولیهٔ نئاندرتال زندگی میکرده است. پژوهشهای چندرشتهای مداوم، که ژئوکروانولوژی دقیق، مورفولوژی جزئی و روشهای مولکولی را هر جا ممکن است ترکیب کنند، برای مشخص کردن جایگاه دقیق پترالونا در شجرهنامهٔ هومینی و اصلاح مدلهای تنوع انسانی در پلیستوسن میانی ضروری خواهد بود.
مقالهای که این یافتهها را توصیف میکند در Journal of Human Evolution منتشر شد؛ تیم تحقیقاتی به سرپرستی کریستف فالگِرِس از مؤسسهٔ انسانشناسی دیرینه در فرانسه هدایت شد.
منبع: sciencealert
.avif)
نظرات