تأثیر هم مصرفی کانابیس و تنباکو بر شیمی مغز و سلامت

یک مطالعه تصویربرداری مغزی کوچک نشان می‌دهد هم‌مصرفی کانابیس و تنباکو با افزایش آنزیم FAAH و تغییرات شیمی مغز مرتبط است؛ پیامدی که ممکن است ریسک وابستگی و مشکلات سلامت روان را افزایش دهد.

6 نظرات
تأثیر هم مصرفی کانابیس و تنباکو بر شیمی مغز و سلامت

8 دقیقه

یک مطالعه تصویربرداری مغزی کوچک جدید نشان می‌دهد افرادی که تنباکو را همراه با کانابیس مصرف می‌کنند، نسبت به کسانی که صرفاً کانابیس مصرف می‌کنند، تغییرات متمایزی در شیمی مغز دارند. نتایج اولیه نشانگر یک مسیر مولکولی بالقوه است که می‌تواند توضیح دهد چرا هم‌مصرفی اغلب با پیامدهای بدتر وابستگی و سلامت روان همراه است.

چه چیزی در این مطالعه اندازه‌گیری شد و چرا مهم است

محققان اسکن‌های مغزی دو گروه را مقایسه کردند: هشت نفر که فقط کانابیس مصرف می‌کردند و پنج نفر که گزارش دادند هم‌زمان از تنباکو و کانابیس استفاده می‌کنند. در چندین ناحیه مغزی، گروه هم‌مصرفی سطح قابل‌توجهاً بالاتری از آنزیم کلیدی به نام fatty acid amide hydrolase (FAAH) نشان دادند. FAAH نقش تنظیمی در سیستم اندوکانابینوئید دارد و با تجزیه آناندامید، یک نوروترنسمیتر مرتبط با خلق، پاداش و حس خوش‌حالی، فعالیت می‌کند.

اهمیت این اندازه‌گیری‌ها از آنجا ناشی می‌شود که تغییر در سطح آنزیم‌ها می‌تواند نشان‌دهنده تغییرات بلندمدت در نحوه‌ای باشد که مغز سیگنال‌های پاداش و تنظیم هیجانی را پردازش می‌کند. تصویربرداری مولکولی مانند آنچه در این مطالعه به کار رفته است، امکان مشاهده بیوشیمی مغز در انسان زنده را می‌دهد و می‌تواند ریشه‌های بیولوژیک هم‌مصرفی مواد را روشن کند. برای پژوهشگران اعتیاد، روان‌پزشکان و سیاستگذاران سلامت عمومی، درک این تفاوت‌های زیستی می‌تواند در طراحی مداخلات درمانی و پیشگیرانه اهمیت داشته باشد.

FAAH، آناندامید و سیستم اندوکانابینوئید — معرفی کوتاه

سیستم اندوکانابینوئید یک شبکه نوروشیمیایی است که در تنظیم خلق، اشتها، درد و سیستم پاداش نقش دارد. آناندامید یکی از مولکول‌های اصلی پیام‌رسان در این سیستم است و با گیرنده‌های کانابینوئیدی تعامل دارد تا اثرات رفتاری و روانی ایجاد کند. آنزیم FAAH مسئول تجزیه آناندامید است؛ بنابراین فعالیت بالاتر FAAH معمولاً به معنی سیگنال‌دهی کمتر آناندامید است.

در سطح فنی‌تر، آناندامید (N‑arachidonoylethanolamide یا AEA) یک لیپید-نورومدیتور است که به‌طور موقت در سیناپس‌ها تولید می‌شود و از طریق گیرنده‌های CB1 و CB2 اثر می‌گذارد. FAAH آناندامید را به متابولیت‌های بی‌اثر تبدیل می‌کند و به این ترتیب مدت و شدت پیام‌رسانی اندوکانابینوئید را محدود می‌کند. تغییرات در این مسیر می‌تواند بر تنظیم خلق، پاسخ به پاداش و حساسیت به مواد اعتیادآور تأثیر بگذارد.

تحقیقات حیوانی نشان داده‌اند که FAAH می‌تواند با مسیرهای پاداش مرتبط با نیکوتین تعامل داشته باشد؛ برای مثال، مهار FAAH ممکن است موجب افزایش اثرات پاداشی نیکوتین شود یا بالعکس. اما شواهد مستقیم در انسان پیش از این محدود بود و به همین دلیل نتایج مطالعه فعلی که تغییرات مرتبط با هم‌مصرفی را در نمونه انسانی نشان می‌دهد، از نظر علمی قابل توجه است.

یافته‌های کلیدی و واکنش متخصصان

نتیجه برجسته صرفاً تفاوت در سطوح FAAH نبود، بلکه یکنواختی و قوت این تفاوت در نمونه کوچک بود. راشل رابین، نویسنده اصلی از دانشگاه مک‌گیل، گفت: «این اولین شواهد در انسان است از یک مکانیسم مولکولی که ممکن است توضیح دهد چرا افرادی که هم کانابیس و هم تنباکو مصرف می‌کنند، نتایج بدتری را تجربه می‌کنند.»

رومینا میزراهی، روان‌پزشک و هم‌نویسنده از مک‌گیل، افزود که محققان از قوت و مشخص بودن اثر در هم‌مصرف‌کنندگان در مقایسه با مصرف‌کنندگان صرف کانابیس «متعجب» شده‌اند. این واکنش‌های متخصصان نشان می‌دهد که یافته‌ها اگرچه مقدماتی‌اند اما کافی است تا پرسش‌های تحقیقاتی جدیدی را پدید آورد، از جمله این که آیا افزایش FAAH یک عنصر علت‌دار در پیامدهای منفی کار با هم‌مصرفی است یا صرفاً یک نشانگر همراه.

در کنار اظهار نظرهای تخصصی، باید توجه داشت که مطالعات تصویربرداری مولکولی معمولاً از روش‌هایی مانند PET (پت اسکن) برای برچسب‌گذاری و اندازه‌گیری بایومارکرها استفاده می‌کنند. چنین اندازه‌گیری‌هایی حساس و اختصاصی‌اند اما تفسیر آن‌ها نیاز به نمونه‌های بزرگ‌تر و تکرار نتایج دارد تا قابل اتکا و تعمیم به جمعیت‌های وسیع‌تر شوند.

چرا این موضوع می‌تواند برای اعتیاد و سلامت روان اهمیت داشته باشد

مطالعات قبلی نشان داده‌اند که واریانت‌های ژنی در ژن FAAH با خطر بالاتر اختلالات مصرف مواد و اضطراب مرتبط بوده‌اند. اگر هم‌مصرفی به‌طور قابل‌اعتمادی FAAH را افزایش دهد یا سیگنال‌دهی اندوکانابینوئید را تغییر دهد، ممکن است افراد را در معرض آسیب‌پذیری بیشتری نسبت به وابستگی به نیکوتین و کانابیس یا مشکلات اضطرابی و خلقی قرار دهد.

از دید اپیدمیولوژیک، پژوهش‌ها نشان داده‌اند که بسیاری از جوانانی که هر دو ماده را مصرف می‌کنند، علائم بیشتری از مشکلات سلامت روان را گزارش می‌دهند نسبت به کسانی که تنها یک ماده را استفاده می‌کنند. اگر پایه مولکولی مانند تغییرات FAAH وجود داشته باشد، این می‌تواند پیوند زیستی میان الگوهای مصرف و پیامدهای روانی-رفتاری را توضیح دهد.

مکانیسم‌های بالقوه شامل کاهش سیگنال‌دهی آناندامید (که ممکن است به کاهش تنظیم احساسی و افزایش حساسیت به استرس منجر شود)، تعامل مستقیم با مسیرهای پاداش مرتبط با نیکوتین و تغییرات طولانی‌مدت در پلاستیسیتی سیناپسی است. این تغییرات می‌توانند هم شروع و هم پایداری رفتارهای مصرف را تحت تأثیر قرار دهند و مقاومت به درمان‌های متداول را افزایش دهند.

محدودیت‌ها: شمار کم شرکت‌کنندگان و پرسش‌های بی‌پاسخ

این مطالعه مقدماتی و مشاهداتی است. به‌طور مشخص، گروه کنترل شامل افراد مصرف‌کننده تنباکو به تنهایی نبود، بنابراین تغییر مشاهده‌شده ممکن است ناشی از تنباکو باشد، یا از تعامل تنباکو با کانابیس، یا از تفاوت‌های رفتاری یا ژنتیکی دیگر بین شرکت‌کنندگان. همین نکته تفسیر نتایج را پیچیده می‌کند و مانع از نتیجه‌گیری‌های قاطع سبب‌شناسانه می‌شود.

علاوه بر این، مطالعه فاقد اندازه‌گیری‌های دقیق دوز، فرکانس مصرف، تفاوت‌های بین ویپینگ و کشیدن سیگار سنتی، و زمان گذشته از آخرین مصرف بود؛ همه این عوامل می‌توانند شیمی مغز را تحت تأثیر قرار دهند و منبع واریانس مهمی در داده‌ها ایجاد کنند. همچنین اندازه نمونه بسیار کوچک است که احتمال خطای نمونه‌گیری و نتایج تصادفی را افزایش می‌دهد.

از نظر آماری، نمونه‌های کوچک قدرت تشخیص رابطه‌های پیچیده را محدود می‌کنند و ممکن است نتایج به‌راحتی تحت تأثیر نقاط پرت یا تفاوت‌های زمینه‌ای قرار گیرند. در نتیجه، برای تأیید یافته‌ها نیاز به بازتولید در نمونه‌های بزرگ‌تر و کنترل‌شده بیشتر است.

گام بعدی پژوهشگران

نویسندگان تأکید می‌کنند که نیاز به مطالعات بزرگ‌تر و کنترل‌شده است که گروه‌های «تنها تنباکو»، «تنها کانابیس» و «هم‌مصرفی» را جدا کنند و تغییرات را در طول زمان پیگیری نمایند. این طراحی طولی می‌تواند کمک کند که آیا افزایش FAAH پیش از بروز مشکلات است یا نتیجه تغییرات رفتاری و محیطی ناشی از مصرف هم‌زمان.

آزمایش‌های آینده باید شرکت‌کنندگان متنوع‌تری را دربرگیرند، مصرف ویپینگ و سیگار را تفکیک کنند، و معیارهای دقیق‌تری از دوز و فرکانس و زمان از آخرین مصرف داشته باشند. علاوه بر این، مطالعات بین‌رشته‌ای که ژنتیک، زیست‌شناسی نوروشیمیایی، تصویربرداری و ارزیابی‌های بالینی را ترکیب می‌کنند، می‌توانند پیوندهای علت و معلولی را روشن‌تر سازند.

سرانجام، پژوهش‌های بالینی باید بررسی کنند که آیا هدف‌گذاری FAAH یا مسیرهای مرتبط می‌تواند به عنوان استراتژی درمانی برای افرادی که هم‌زمان وابستگی به کانابیس و تنباکو دارند، مفید باشد. این می‌تواند شامل آزمایش مهارکننده‌ها یا تنظیم‌کننده‌های FAAH در زمینه کاهش میل و پیشگیری از بازگشت به مصرف باشد، البته پس از تأیید ایمنی و اثربخشی در مطالعات کنترل‌شده بزرگ‌تر.

پیامدها برای مصرف‌کنندگان و متخصصان بالینی

در حال حاضر نتیجه‌گیری کلی بیشتر هشداردهنده تا قطعی است: به نظر می‌رسد تنباکو و کانابیس در کنار هم ممکن است تغییرات نوروشیمیایی ایجاد کنند که با مصرف صرف کانابیس متفاوت است و این تغییرات می‌تواند بخشی از توضیح پیامدهای بدتر در هم‌مصرف‌کنندگان باشد. برای بالینگران، آگاهی از احتمال وجود تغییرات مولکولی مانند افزایش FAAH ممکن است بر تصمیم‌گیری در ارزیابی و درمان تأثیر بگذارد؛ برای مثال، بررسی هم‌مصرفی مواد در ارزیابی‌های بالینی و طراحی برنامه‌های ترک می‌تواند اهمیت بیشتری پیدا کند.

برای مصرف‌کنندگان، اطلاع از این یافته‌ها می‌تواند انگیزه‌ای برای بازنگری در الگوهای مصرف باشد؛ به ویژه برای جوانان و افرادی که مشکلات اضطرابی یا خلقی دارند، چون ترکیب مواد ممکن است خطر تشدید علائم را افزایش دهد. از منظر سلامت عمومی، اگر نتایج در مطالعات بزرگ‌تر تأیید شوند، این شواهد می‌تواند پایه‌ای برای برنامه‌های آموزشی و سیاست‌هایی فراهم کند که به کاهش هم‌مصرفی و پیامدهای مرتبط کمک کند.

در مجموع، شناسایی یک پیوند مولکولی مانند FAAH یک مسیر بالقوه برای توسعه درمان‌های هدفمند باز می‌کند، اما برای حرکت از مرحله «ارتباط» به «عمل»، مطالعات دقیق‌تر و گسترده‌تری لازم است. تا آن زمان، بهترین توصیه بالینی همچنان احتیاط در مصرف هم‌زمان مواد و ارزیابی جامع سلامت روانی و رفتاری بیماران است.

منبع: sciencealert

ارسال نظر

نظرات

کاوه_

کمی اغراق شده بنظر میاد، نمونه ۱۳ نفر؟! امیدوارم تکرارش کنن، تا قبلش محتاط باشیم

اسکایسپین

خلاصه: یه نشانگر مولکولی پیدا شده، ولی بدون مطالعات طولی و نمونه بزرگتر نمیشه حرف قطعی زد.

مهران

دیدم دوستایی که دود و ماریوآنا باهم داشتن، اضطراب و برگشت مصرفشون بیشتر بود. شاید این توضیحیه، جالبه

لابکور

این اثر ناشی تنباکوئه یا تعامل؟ یعنی واقعا FAAH مقصر اصلیه؟ داده‌ها امیدوارکننده ولی نه قطعی

کوینپال

معقوله، منطقیه تئوریش. ولی باید گروه بزرگتر باشن و تنباکو تنها هم بررسی بشه

رادیکس

وای، جدی؟ فکر نمیکردم هم‌مصرفی تغییرات شیمی مغز رو اینقدر ملموس کنه... نمونه اما خیلی کوچیکه

مطالب مرتبط