الان ریچسون در مذاکرات برای نقش تاریک تر در دی سی

الان ریچسون در حال گفتگو با جیمز گان و پیتر سافرن برای پیوستن به یونیورس جدید دی‌سی است؛ او به دنبال نقشی با پیچیدگی اخلاقی و فضای خاکستری است که می‌تواند جهت‌گیری داستانی دی‌سی را تغییر دهد.

5 نظرات
الان ریچسون در مذاکرات برای نقش تاریک تر در دی سی

7 دقیقه

الان ریچسون در مذاکرات برای نقش تاریک‌تر در دی‌سی

الان ریچسون، که این روزها بیش از هر چیز برای نقش قدرتمند و نقش‌آفرینی محوری‌اش در سریال «ریچر» شناخته می‌شود، تأیید کرده است که با جیمز گان و هم‌رئیس استودیوهای دی‌سی، پیتر سافرن، درباره پیوستن به یونیورس تازه‌ترشدهٔ دی‌سی در حال گفتگو است. ریچسون تصریح کرده که به‌دنبال بازی نقش یک قهرمان ساده و بدون لکه نیست؛ او خواهان نقشی است که پیچیدگی‌های اخلاقی قابل‌توجهی داشته باشد — نقشی که بین قهرمانی مطلق و شرارت کامل در منطقهٔ خاکستری قرار می‌گیرد.

ریچسون پیشینهٔ قبلی در پروژه‌های مرتبط با دی‌سی دارد. سال‌ها پیش او نقش آکوامن را در سری «اسمالویل» ایفا کرد و بعدها نقش هاک را در «تایتنز» بر عهده گرفت؛ همچنین گزارش شده که او از تکرار نقش آکوامن در آینده خودداری کرده است. همین سابقه دلیل اصلیِ گسترش حدس و گمان‌های طرفداران دربارهٔ احتمال بازی او در نقش بتمن بود، اما ریچسون در مصاحبه‌ای با Screen Rant با لحنی ملایم این فرضیه را اصلاح کرد و روشن ساخت که اکنون چیزی خشن‌تر و نامشخص‌تر از بسیاری از محافظان شنل‌پوشِ سنتی او را جذب می‌کند، یعنی نقشی که فضای اخلاقی پیچیده‌تری داشته باشد.

آنچه او گفت — و معنای احتمالی آن

ریچسون توضیح داد: «بله. این نوع گفتمانی بود که داشتیم.» او به تشریح گفتگوهایش با مدیریت جدید دی‌سی پرداخت و افزود: «به آن‌ها گفتم چه نوع شخصیتی می‌خواهم بازی کنم و آن نقش چه معنایی می‌تواند برای دنیای آن‌ها داشته باشد. فکر می‌کنم این همان چیزی است که مردم دوست دارند ببینند: شخصیتی کثیف‌تر از قهرمان‌های معمولی و بی‌عیب.»

او نام شخصیت مشخصی را فاش نکرد، و در حالی که برنامهٔ آتی دی‌سی — شامل پروژه‌هایی مانند «سوپرگرل»، «لانترنز» و «کلِی‌فِیس» — در مرحلهٔ پساتولید قرار دارند و فیلم «مَن آو تومارو» (Man of Tomorrow) نیز فیلمبرداری‌اش اوایل سال آینده آغاز می‌شود، این فضا اجازه می‌دهد که ریچسون در یکی از پروژه‌های بعدی یا در یک فیلم یا سریال هنوز اعلام‌نشده تحتِ طرح خلاقانهٔ گان و سافرن جای بگیرد. این وضعیت دستِ استودیو را برای خلق یا معرفی نقش‌های خلافِ جهتِ انتظار عمومی و تکیه بر ضدقهرمانان و شخصیت‌های خاکستری باز می‌گذارد.

زمینه: چرا این برای دی‌سی اهمیت دارد

استراتژی کنونی دی‌سی در دورهٔ مدیریت جیمز گان و پیتر سافرن بر تنوع لحن و روایت‌محوری تاکید دارد. گنجاندن بازیگری مثل ریچسون، که نشان داده می‌تواند یک سریال یا نقش مبتنی‌بر کاراکترِ زمخت و متمرکز بر شخصیت را پیش ببرد، با جهت‌گیری استودیو به سوی قهرمانان و ضدقهرمانان اخلاقاً پیچیده همخوانی دارد. این رویکرد شبیه روندی است که در دیگر فرنچایزها دیده شده و نسخه‌های تاریک‌تر یا محورِ ضدقهرمان (مانند «جوکر» یا «ونوم») هم از نظر تجاری و هم از منظر نقدی توجه زیادی جلب کرده‌اند؛ بنابراین دی‌سی نیز می‌تواند از این شیوه بهره ببرد و مخاطبان بالغ‌تر یا دنبال‌کنندهٔ روایت‌های شخصیتی را جذب کند.

از منظر مقایسه‌ای، فیزیک بدنی و حضورِ صفحه‌ایِ ریچسون یادآور جهشِ جیسون موموآ از نقش‌های مکملِ تلویزیونی به نقش محوریِ یک هویت ابرقهرمانی پرفروش است؛ هر دو بازیگر یک سختیِ زمینی و تجربه‌محور را به صحنه می‌آورند که می‌تواند توقعات مخاطب را بازتعریف کند. این نوع حضور بازیگرانه می‌تواند به دی‌سی کمک کند تا تصویری تازه از شخصیت‌های آشنا ارائه دهد: تصویرهایی که بیش‌تر مبتنی بر بافت درونی، آسیب‌پذیری‌ها و تناقضات اخلاقی‌اند تا صرفاً صفات قهرمانیِ سنتی.

واکنش طرفداران، نکات جالب و پشت‌صحنه

هواداران در پلتفرم‌های اجتماعی دربارهٔ نقش‌های ممکن به بحث پرداخته‌اند و رشته‌های نظریه‌پردازی تصاویری از ریچسون به عنوان هر چیزی از بتمنِ تاریک و درونی‌گر تا شرورِ لایه‌لایه‌ای مانند کلِی‌فِیس یا یک ضدقهرمان بی‌رحم را مجسم کرده‌اند. از نکات جالبِ پشت‌صحنه این است که ریچسون سابقهٔ رد کردنِ بازگشت به برخی فرنچایزها را دارد وقتی احساس کرده نقش موردنظر عمق و پیچیدگی لازم را ندارد — موضوعی که او در مصاحبه‌های اخیر نیز بازتأکید کرده است؛ بدین‌معنا که ترجیح می‌دهد به جای تکرار راحتِ یک نقش شناخته‌شده، پیچیدگی‌هایی را تجربه کند که امکان رشد هنری فراهم آورد.

مارکو جنسن، مورخ سینما، می‌گوید: «انتخاب ریچسون برای پیچیدگی به‌جای آشنایی، یک بازتنظیم هوشمندانه برای کستینگِ دی‌سی است. آوردن بازیگرانی که مایل‌اند الگوهای قهرمانی را زیر سوال ببرند می‌تواند به دی‌سی کمک کند تا خود را متمایز سازد و سطح دراماتیک روایت‌ها را افزایش دهد.» این دیدگاه نشان می‌دهد که انتخاب‌های بازیگریِ هدفمند می‌تواند ریسک‌هایی را به همراه داشته باشد اما در عوض عمق داستان و کشش تماشاگر را بالا ببرد.

از منظر نقادی، در حالی که برخی ناظران نگران اشباع بازار از برداشت‌های تیره و زمخت هستند، عده‌ای دیگر شخصیت‌های ظریف‌ و چندبعدی را استقبال می‌کنند که مرزهای دوگانهٔ خیر و شر را به چالش می‌کشند. تحت هدایت گان، دی‌سی به نظر می‌رسد که می‌خواهد روی ریسک‌های شخصیت‌محور سرمایه‌گذاری کند و از مسیرِ تک‌بعدیِ ابرقهرمان‌آرایی فاصله بگیرد؛ این موضوع هم از نظر تجاری و هم از منظر هویتی می‌تواند برای برند سودمند باشد چون به مخاطبی اشاره دارد که خواهان روایت‌های بالغ‌تر، پیچیده‌تر و متنوع‌تر است.

اینکه ریچسون تبدیل به بخش کلیدی فصل بعدی دی‌سی خواهد شد یا نه هنوز تأیید نشده است، اما گرایش او به نقش‌های کثیف‌تر و پیچیده‌تر نویدِ امکان جذابی را می‌دهد: هنرمندی که آماده است یک بخش از فرانچایز را با نکات ظریف و نه تکرار صرف بازآفرینی کند. اگر این همکاری محقق شود، می‌تواند نمادی باشد از تغییر جهتِ ساختاری در دی‌سی — از سوپرِ قهرمانیِ صرف به سمت داستان‌گوییِ مبتنی بر شخصیت و تنش اخلاقی.

یادداشت پایانی: فارغ از انتخاب نهایی بازیگر برای هر نقش مشخص، مشارکت احتمالی ریچسون — اگر رخ دهد — سیگنالی دیگر خواهد بود مبنی بر اینکه عصر تازهٔ دی‌سی ترجیح می‌دهد بافت و ابهام اخلاقی را بر قهرمانی ساده و بی‌چون‌وچرای سنتی ارجح بداند. این روند می‌تواند به تنوعِ ژانر درونیِ یونیورس دی‌سی کمک کند، مخاطبان جدیدی جذب نماید و در عین حال فرصت‌های خلاقانه‌ای برای کارگردانان، نویسندگان و بازیگران فراهم آورد تا نقش‌هایی را تجربه کنند که پیچیده، نامشخص و از نظر روانشناختی غنی‌اند.

برای دنبال‌کنندگان اخبار سینما و فوروم‌های هواداری، نکتهٔ مهم این است که توجه داشته باشیم فرایند انتخاب بازیگر تنها به نام‌ها محدود نمی‌شود؛ بلکه شامل تطابقِ فکریِ خلاقانِ پشتِ پروژه، برنامه‌ریزی‌های رواییِ بلندمدت و در نهایت تطابق نقش با مسیر کلیِ داستانیِ یونیورس است. در نتیجه، حتی اگر ریچسون وارد پروژه‌ای شود، این فقط آغازِ یک فرایندِ داستان‌پردازیِ بلندمدت خواهد بود که می‌تواند تأثیرات ژرفی بر جهت‌گیریِ دی‌سی در سال‌های آتی داشته باشد.

در خاتمه، هم مخاطبان و هم منتقدان باید شاهد تحولات آتی باشند: آیا دی‌سی می‌تواند با تمرکز بر کاراکترهای خاکستری و ضدقهرمانانِ اخلاقاً پیچیده، تعادلی میان جذب مخاطبِ عام و ارائهٔ روایت‌های پیچیدهٔ هنری برقرار کند؟ حضور نام‌هایی مانند ریچسون ممکن است بخشی از پاسخ باشد؛ اما تحقق کامل این چشم‌انداز به تصمیمات خلاقانهٔ بعدیِ استودیو بستگی دارد.

منبع: smarti

ارسال نظر

نظرات

نوآم_

خیلی کهنه‌سازیش نکنن لطفا، ضدقهرمان خوبه ولی هر دفعه تاریک تر بودن خسته‌کننده‌س... یه کم تعادل لازمه

آزمو

من تو یه پروژه دیدم وقتی بازیگر عمق آورد، کل داستان برنده شد؛ پس ایده ریچسون عملی بنظر میاد، البته نیاز به نویسندگی قوی داره

آرش

آیا واقعا قراره بتمن باشه؟ یا فقط شایعه‌پراکنیه؟ خیلی مبهمه... اگه بتمن باشه، باید خیلی تازه باشه

توربو

منطق داره، این مدل ضدقهرمان‌ها می‌تونه دی‌سی رو جالب کنه. اما مراقب باشن از فرمول تاریک‌تر خسته نشیم

راهکس

وای... نمی‌دیدم ریچسون اینقدر تمایل به نقش‌های خاکستری داشته باشه امیدوارم واقعاً یه چیز متفاوت بدن، جدی می‌گم.

مطالب مرتبط