9 دقیقه
ایلان ماسک هشدار صریحی درباره سرعت بازآرایی بازار کار توسط هوش مصنوعی صادر کرده است. در گفتوگویی اخیر او هوش مصنوعی را به «سونامی فراصوت» تشبیه کرد که بسیاری از مشاغل اداری را خواهد شست و معتقد است این تغییر سریعتر از آن چیزی است که اکثر مردم انتظار دارند.
چرا ماسک میگوید مشاغل اداری بیشترین ریسک را دارند
ماسک در پادکست جو روگان به سرنوشت مشاغل دفتری اشاره کرد و ریشهٔ آن را تا دوران پیش از کامپیوترها دنبال کرد، زمانی که بسیاری از محاسبات بهصورت دستی انجام میشد. او استدلال کرد که اگرچه تقاضا برای کار همچنان وجود خواهد داشت، اما ماهیتِ مشاغل تغییر اساسی پیدا میکند. به گفتهٔ او: «فکر میکنم تقاضا برای انجام کار زیاد خواهد بود، اما لزوماً همان شغلهای امروز وجود نخواهند داشت.»
شبکهٔ تاریخی و تطبیق فناوری
تحلیل ماسک روی این نکته استوار است که فناوریهای جدید معمولاً کارهایی را جابجا یا حذف میکنند که بتوان آنها را با قوانین و الگوریتم تعریف کرد. از ورود داده و حسابداری روزمره تا تحلیلهای پایهای و تولید متن گزارشها ـ هر آنچه بر روی یک صفحهکلید و در قالب دیجیتال انجامشود، بیشترین آسیبپذیری را در برابر مدلهای زبانی بزرگ (LLM)، سامانههای خودآموز و اتوماسیون فرایندهای رباتیک (RPA) دارد. این روند در کنار توسعهٔ APIها، سیستمهای تصمیمگیری خودکار و پردازش زبان طبیعی میتواند به جای جایگزینی کامل، بازطراحی نقشها و تقسیم کار بین انسان و ماشین را بهسرعت پیش ببرد.
کارشناسان اقتصاد دیجیتال و گزارشهایی از سازمانهایی مانند OECD و بانک جهانی دربارهٔ تاثیر اتوماسیون بر اشتغال توضیح دادهاند که مشاغل تکراری و مبتنی بر قوانین ساده بیش از دیگران در معرض اتوماسیون قرار دارند؛ نکتهای که ماسک نیز آن را بازتکرار میکند. با این حال، سرعت تغییر تا حد زیادی به نحوهٔ توسعهٔ فناوری، پذیرش بازار و سیاستگذاری دولتها بستگی دارد.
تفکیک میان کار دیجیتال و کار فیزیکی
ماسک تفاوت روشنی میان کارهای دیجیتال و کارهای فیزیکی قائل میشود. هر چیزی که قابل انجام بر روی رایانه باشد، بهزعم او در معرض تهدید است: «اگر پشت یک کامپیوتر نشستهاید و کار دیجیتال انجام میدهید، هوش مصنوعی این مشاغل را همچون برق خواهد گرفت.» برعکس، مشاغلِ عملی که به مهارتهای دستی یا تعامل انسانی عمیق نیاز دارند، مانند آشپزی حرفهای، کشاورزی پیچیده یا مراقبتهای بهداشتی انسانی، احتمالاً مدتزمان بیشتری دوام خواهند آورد.
این دیدگاه باعث میشود تاکید استراتژیک بر آموزش مهارتهای بینفردی (soft skills)، خلاقیت، حل مسألهٔ پیچیده و مهارتهای فنیِ سطح بالا افزایش یابد؛ زیرا این قابلیتها ترکیبی هستند که بهسختی توسط الگوریتمها بهطور کامل شبیهسازی میشوند. در نتیجه، بازار کار آینده احتمالاً به ترکیبی از مهارتهای انسانی و توانمندیهای ماشین نیاز خواهد داشت.
از درآمد پایهٔ همگانی تا درآمد بالا و همگانی
با وجود این چشمانداز مخرب، ماسک نسبت به پتانسیل بلندمدت هوش مصنوعی و رباتیک خوشبین است. او آیندهای را تصور میکند که در آن کمبودها جای خود را به وفور میدهند ـ جهانی که فراتر از مفهوم درآمد پایهٔ همگانی (UBI) است. به جای آن، او ایدهٔ «درآمد بالای همگانی» را مطرح میکند؛ وضعیتی که در آن افزایش بهرهوری ناشی از هوش مصنوعی و رباتها ثروت گستردهتری ایجاد کرده و سطح درآمدی بالاتر را برای بخش بزرگی از جامعه ممکن میسازد.
منابع تأمین و توزیع ثروت خودکار
برای دستیابی به چنین مدلی، چند مسیر مطرح است: مالیاتگذاری بر سود شرکتهای فناوری، دریافت مالیات از بازده سرمایهگذاری در داراییهای مرتبط با اتوماسیون، مکانیزمهای تقسیم درآمد مبتنی بر سهام فناوری یا مدلهای نوآورانهٔ تخصیص درآمد از طریق پلتفرمهای دولتی و خصوصی. همچنین ایدههایی مانند «مالیات ربات» در حوزهٔ نظری مطرح شدهاند که هدف آن جبران کاهش درآمدهای دستمزد از طریق ابزارهای درآمدی دیگر است.
ماسک بر این باور است که رباتهای انساننما مانند پروژهٔ اپتیموسِ تسلا میتوانند نقش مهمی در حذف فقر ایفا کنند، زیرا کار فیزیکی و خدماتی را که نیاز به نیروی انسانی تکراری دارد، برعهده میگیرند. او در مجمع سهامداران تسلا گفت: «در نهایت، کار اختیاری خواهد شد چون شما ربات و هوش مصنوعی خواهید داشت.» او همچنین مدعی شد که هوش مصنوعی و رباتیک ابزارهایی ضروری برای حل بحرانهای بدهی ملی و جلوگیری از فروپاشی اقتصادی هستند؛ ادعایی که نیاز به تحلیلهای اقتصادی دقیق و سیاستگذاری هوشمند دارد.

پیشنهاد «درآمد بالای همگانی» پرسشهای پیچیدهای را مطرح میکند: چگونه درآمد تولید شده توسط هوش مصنوعی و رباتیک توزیع شود؟ چه نهادهایی مدیریت این توزیع را به عهده خواهند داشت؟ منابع پایدار تأمین مالی این درآمد چیست؟ در عمل، رسیدن به سطحی از رفاه عمومی که ماسک توصیف میکند مستلزم ترکیبی از سیاستهای مالیاتی، تنظیم بازار، سرمایهگذاری در زیرساختهای عمومی و برنامههای بازآموزی نیروی کار است.
این وضعیت چه معنایی برای کارگران و شرکتها دارد
- خودکارسازی سریعِ وظایف دیجیتالِ تکراری، از ورود داده تا تحلیلهای پایهای.
- افزایش تقاضا برای مهارتهای انسانیمحور: خلاقیت، همدلی، تجارتهای دستی پیچیده و قضاوت حرفهای.
- فشار بر قانونگذاران تا شبکههای حمایتی جدید و مدلهای توزیع ثروتِ مبتنی بر اتوماسیون را طراحی کنند.
- شتاب در سرمایهگذاری در رباتهای انساننما و اتوماسیون صنعتی در بخشهای مختلف.
پیامدها برای کارگران
در سناریوی ماسک، بسیاری از نقشهای پشتصحنه و وظایف دفتری ممکن است ظرف یک دهه ناپدید شوند یا به شدت تغییر کنند. کارگرانی که مهارتهای قابلانتقال، دانش فناورانه و قابلیت یادگیری سریع ندارند، در معرض آسیب بیشتری قرار خواهند گرفت. از سوی دیگر، کسانی که در مهارتهای خلاقانه، مدیریت پیچیدگی و مراقبتهای انسانی تخصص دارند، ارزش افزودهٔ جدیدی خواهند یافت.
برای محافظت از کارگران آسیبپذیر، سازوکارهایی مانند برنامههای بازآموزی دولتی و خصوصی، اعتبارهای آموزشی، شراکت میان دانشگاهها و شرکتها، و سیاستهای حمایتی در کوتاهمدت ضروری خواهند بود. همچنین انعطافپذیری در بازار کار، شبکههای امنیت اجتماعی جامع و دسترسی برابر به آموزش دیجیتال از الزامات مدیریت گذار به اقتصاد مبتنی بر هوش مصنوعیاند.
پیامدها برای شرکتها
شرکتها با انتخاب میان سرمایهگذاری در اتوماسیون و حفظ نیروی کار انسانی روبهرو هستند. سرمایهگذاری در رباتیک و هوش مصنوعی میتواند باعث کاهش هزینهها و افزایش کارایی شود، اما خطرات اجتماعی و قانونی نیز به همراه دارد؛ از جمله مسئولیتهای اشتغالزایی، فشار عمومی و نیاز به تطابق با قوانین کار جدید. شرکتهایی که زودتر فناوریهای کمکی را اتخاذ کنند ممکن است مزیت رقابتی کسب کنند، اما باید در استراتژیهای انسانیمحور، قابلیت آموزش کارکنان و تعهدات اجتماعی خود نیز سرمایهگذاری نمایند.
چشمانداز سیاستگذاری و حکمرانی
پاسخ دولتها به این انتقال کوتاهمدت و بلندمدت حیاتی است. سیاستگذاران باید دربارهٔ موضوعاتی مانند مالیات بر سودهای فناورانه، قوانین حمایت از اشتغال، استانداردهای ایمنی شغلی برای همکاری انسان و ربات، و مکانیسمهای توزیع منافع اقتصادی تصمیمگیری کنند. در عمل، سیاستگذاری مبتنی بر شواهد، آزمایشهای منطقهای، و همکاری میان بخش خصوصی و عمومی میتواند راهحلهای انعطافپذیر و کارا ایجاد کند.
تصور کنید محیط کاری را که بسیاری از نقشهای پشتصحنه در عرض یک دهه محو میشوند، در حالی که نقشهایی که نیازمند قضاوت انسانی و حضور فیزیکیاند ارزش جدیدی پیدا میکنند. این تصویری است که ماسک ترسیم میکند — برای میلیونها نفر نگرانکننده و برای دستهای دیگر فرصتآفرین.
چه ماسک را نگرانیافزا بدانید و چه پیشگوی، صحبتهای او یک گفتوگوی اساسی را برجسته میکند که در میان دولتها، شرکتها و جوامع در جریان است: چگونه مزایای اتوماسیون را بهصورت عادلانه تقسیم کنیم و از افرادی که شغلشان در معرض خطر است محافظت کنیم؟ با رشد تواناییهای هوش مصنوعی، این بحث دیگر فرضی نیست — بلکه فوری و ضروری است.
اقدامات عملی پیشنهادی
برای مواجهه با چالشهای توصیفشده، پیشنهادهای عملی شامل موارد زیر است:
- سرمایهگذاری ملی در برنامههای آموزش مجدد و توسعه مهارتهای دیجیتال و انسانی.
- ایجاد چارچوبهای مالیاتی و اقتصادی برای توزیع عواید حاصل از اتوماسیون و هوش مصنوعی.
- توسعهٔ استانداردهای همکاری انسان-ماشین و نظارت بر تأثیرات اجتماعی فناوریهای نو.
- ترویج شراکتهای عمومی-خصوصی برای انتقال فناوری به صنایع کوچک و متوسط و جلوگیری از تمرکز بیش از حد سود در یک یا دو شرکت بزرگ.
در نهایت، مدیریت این گذار نیازمند ترکیب سیاستگذاری هوشمند، مشارکت جامعه مدنی، برنامههای آموزشی و رویکردی بههنگام در تنظیم بازار است. تنها از طریق چنین رویکرد جامعی میتوان هم مزایای اقتصادی هوش مصنوعی را به حداکثر رساند و هم مخاطرات اجتماعی آن را کاهش داد.
با گسترش فناوری و افزایش نفوذ هوش مصنوعی، سوالات اخلاقی، اقتصادی و اجتماعی جدیدی پدید میآیند که ضرورت دیالوگ و اقدام سریع را نشان میدهند. برای جوامع، شرکتها و سیاستگذاران، اکنون زمان طراحی سازوکارهایی است که هم رشد فناوری را ممکن سازد و هم کرامت و رفاه افراد را حفظ کند.
منبع: smarti
نظرات
محسن
ماسک همیشه کمی اغراق میکنه، ولی خب تذکرش جدیه؛ مسئله اصلی اینه که کارگرای آسیبپذیر رو چه کنیم؟
تریپ
تحلیل متوازنیه، اما بدون سیاستگذاری و توزیع عادلانه، سودها یه جا جمع میشه و جامعه آسیب میبینه
بایونیک
تو شرکتی کار کردم که اتوماسیون بخشهایی رو بلعید، آدمها واقعا نگرون شدن اما بعضیا فرصت جدید هم پیدا کردن 🙂 بازآموزی کلیدیه
توربو
این «درآمد بالای همگانی» واقعا عملی هست؟ منابعش کجاست، کی میپذیره اجراش کنه؟ سوالای زیادی مونده...
کوینپ
منطق داره مخصوصا برای مشاغل اداری. باید آماده باشیم، زودتر از انتظار
رودیکس
وای، ایده سونامی فراصوت ترسناکه... ولی میشه هم امیدوار بود؟ سرعت تغییر واقعاً بیشتر از اونی بود که فکر میکردم
ارسال نظر