8 دقیقه
Pluribus و ونس گیلیگان: بیانیهای آشکار و غیرقابل اغماض
Apple TV+ بهصورت بیسر و صدا دو قسمت اول سریال Pluribus، درام علمی-تخیلی جدید ونس گیلیگان، را منتشر کرد و یک جزئیات ساده اما بحثبرانگیز بهسرعت مورد توجه قرار گرفته است: جملهای در تیتراژ پایانی که میگوید «This series was made by humans.» — «این مجموعه توسط انسانها ساخته شده است.» این عنوان — با بازی رِیا سیهورن در نقش کارول استورکا، نویسندهای که شاید یکی از آخرین افرادی باشد که در برابر ویروس بیگانهای که همه را بهطرزی نگرانکننده خوشبین میکند، مصون مانده است — تلفیقی از مهارت گیلیگان در خلق تنشهای مبتنی بر شخصیت و یک اعلامیه معاصر درباره مالکیت خلاقانه در عصر هوش مصنوعی است.
Pluribus صرفاً یک تمرین ژانری نیست؛ این سریال یادآوری عمدی است که داستانسرایی هنوز میتواند حس دستساز و انسانی داشته باشد. گیلیگان بارها درباره امتناعش از استفاده از ابزارهای تولیدی سخن گفته است: او در مصاحبهها تأیید کرده که هرگز از ChatGPT استفاده نکرده و قصد هم ندارد از آن استفاده کند. خط تیتراژ پایانی با لحنی بازیگوش اما معنادار ایستادگی در برابر روندی را نشان میدهد که در آن هوش مصنوعی به فیلمنامهها، تصاویر و حتی تحلیل انتخاب بازیگران کمک میکند.
در سطح محتوایی، این جمله نه تنها جنبه نمادین دارد بلکه بهعنوان یک استراتژی بازاریابی ملایم نیز عمل میکند؛ به مخاطب میگوید که نگاهی به تولید دستی، نویسندگی انسانی و رویکردهای عملیاتی در تولید بصری دارد. این موضوع برای بینندگانی که درباره آینده حقوق مالکیت فکری، اعتبار روایت و شفافیت در تولید محتوا حساس شدهاند، فراتر از یک جمله ساده در تیتراژ است.
همچنین باید توجه کرد که تاکید بر «ساختهشده توسط انسان» بخشی از یک گفتمان بزرگتر صنعتی است: از یک سو استودیوها و شرکتهای تولیدی بهدنبال کارایی و کاهش هزینهاند و بهسرعت از ابزارهای هوش مصنوعی برای تسهیل کارهای روتین استفاده میکنند؛ و از سوی دیگر خالقان و هنرمندان میکوشند تا ارزش هنر دستساز و نقش نویسنده-خالق را حفظ کنند. Pluribus در این میان بهنوعی نقش سخنگوی چنین مخالفتی را ایفا میکند، بدون آنکه لحنش صرفاً جنبه سیاسی یا تبلیغاتی داشته باشد.
چگونه Pluribus در کار وسبگیلیگان و در علمـی-تخیلی معاصر قرار میگیرد
هواداران سبک ونس گیلیگان بهسرعت ردپاهای او را در متن Pluribus خواهند شناخت: مباحث اخلاقی مبهم، دیالوگهای کوتاه و دقیق، و تمرکز بر انتخابهای انسانی — بافتهایی که پیشتر در Breaking Bad و Better Call Saul دیده شدهاند. با این حال Pluribus بیش از آثار قبلیاش به ایدههای فرضی و علمی-تخیلی میپردازد و آن را در قالبی قرار میدهد که هم تعلیق شخصیتی را حفظ میکند و هم پرسشهای گستردهتری درباره جامعه و تکنولوژی مطرح میسازد.
این سریال به موجی از آثار علمی-تخیلی جریان اصلی میپیوندد که بهطور مستقیم به تأثیرات فناوری، زیستشناسی و روانشناسی جمعی بر جوامع میپردازند؛ آثاری مانند Black Mirror که تبعات اخلاقی تکنولوژی را کاوش میکند یا The Last of Us که مضمون آلودگی و بازسازی اجتماعی را بررسی میکند. تفاوت Pluribus در این است که از منظر نویسنده-شخصیت اصلی، زاویه دیدی داخلی و ملموس به بحران و تغییر ارائه میدهد؛ چیزی که مخاطب را بهجای شگفتی صرف، درگیر همدلی و قضاوتهای دشوار میکند.
از منظر نقد و بررسی، Pluribus تا کنون بازخوردهای مثبت دریافت کرده است؛ Apple TV+ پیش از پایان فصل اول، سفارش فصل دوم را داده که نشاندهنده اعتماد به نیروی خلاقه و جذابیت مخاطب این پروژه است. گیلیگان در مصاحبهای با Discussing Film گفته که طرح کلی دقیقی برای کل مسیر سریال ترسیم نکرده اما تصور میکند «تا چهار فصل» میتواند کافی باشد — و سپس با خنده اضافه کرده «چه کسی میتواند مطمئن باشد؟» این واکنش نشان میدهد که او آماده است تا با انعطاف و براساس نیازهای قصه و بازخورد مخاطب پیش برود.

پشت صحنه و واکنش طرفداران
در پشت صحنه، گزارشها حاکی از آن است که تولید بر استفاده از جلوههای عملی، صحنهپردازی صمیمی و اتاق نویسندگیای متمرکز است که بر پیشنویسهای انسانی تأکید دارد تا بر تولید الگوریتمی. این رویکرد تولیدی نه تنها به ایجاد احساسی واقعی و ملموس در فضاها کمک میکند بلکه اجازه میدهد بازیگران با المانهای محیطی تعامل کنند و بدین ترتیب اجراها به لایههای بیشتری از واقعیت و بیان عاطفی دست یابند.
مخاطبان در شبکههای اجتماعی از اجرای چندلایه ریا سیهورن بهعنوان شخصیت مرکزی و تعادل لحنی سریال بین ساختجهان وهمانگیز و لحظات آرام و شخصی شخصیتها تمجید کردهاند. این واکنشها نشان میدهد که یکی از نقاط قوت Pluribus تواناییاش در تلفیق عناصر ژانری با نمایش پیچیدگیهای فردی است — چیزی که اغلب باعث میشود یک سریال علمی-تخیلی برای مخاطب عام نیز ملموس شود.
«Pluribus در زمانی میآید که مخاطبان تشنه آثار نوشتهشده توسط انسان هستند»، میگوید آنا کوواکس، منتقد فیلم در CineScope. «گزینه گیلیگان برای برجسته کردن نویسندگی انسانی هم از نظر اصولی و هم از نظر استراتژیک معنا دارد — این کار به داستانی که میکوشد معنای واقعی انسانی بودن را بررسی کند، اصالت میبخشد.» نقلقولهای اینچنینی نشان میدهد که گفتمان پیرامون «اثر دستساز» را میتوان هم بهعنوان یک ارزش هنری و هم بهعنوان یک مزیت رقابتی در بازار تولید محتوا دید.
علاوه بر این، سریال گفتوگویی ضمنی با روندهای صنعتی نیز ارائه میدهد: استودیوها در حال آزمایش هوش مصنوعی برای کارهای روتین، از پوشش فیلمنامه تا هنر مفهومی هستند، در حالی که سازندگان با برچسبها و اعتبارات به این روند واکنش نشان میدهند. پیام تیتراژ پایانی Pluribus ممکن است الگویی برای پروژههای دیگری شود که میخواهند هنر ساختهشده توسط انسان را در بازاری شلوغ متمایز کنند.
برای بینندگان، ارزش Pluribus دوگانه است: از یک سو یک علمی-تخیلی عاطفی با اجرای مرکزی قوی است؛ و از سوی دیگر بخشی از مناظره فرهنگی گستردهتری درباره مالکیت خلاقانه در صنعت سرگرمی است. چه این سریال در چهار فصل برنامهریزیشده گیلیگان متوقف شود یا فراتر از آن ادامه یابد، آشکار است که برنامه تنها برای شخصیتها ادعا نمیکند؛ بلکه برای کسانی که آن را ساختهاند نیز موضعگیری میکند.
تولید فنی سریال نیز شایسته توجه است: انتخاب سبک تصویربرداری، نورپردازی با تاکید بر سایه و فضای محدود، طراحی صدا که گاهی سکوت را بهعنوان عنصر درام بهکار میگیرد، و موسیقی متن که بین تنش و ملایمت نوسان دارد، همگی در جهت تقویت حس نافذ و مسلط داستان طراحی شدهاند. این تصمیمات فنی نشان میدهد که سازندگان بهدنبال ایجاد تجربهای سینمایی در قالب سریال تلویزیونی هستند، تجربهای که هم بهلحاظ بصری و هم بهلحاظ محتوایی به مخاطب امکان تفکر و تأمل میدهد.
از منظر حقوقی و اخلاقی نیز این پروژه پرسشهایی را مطرح میکند: چگونه میتوان اصالت یک اثر را در دورهای که هوش مصنوعی در بسیاری از مراحل تولید مشارکت میکند، سنجید؟ چه استانداردهایی برای درج اعتبار و شفافسازی استفاده از ابزارهای تولیدی باید وضع شود؟ Pluribus با تاکید بر تولید انسانی، این سؤالات را به سطح عمومی میآورد و زمینه گفتوگویی فنی و حقوقی را برای آینده فراهم میسازد.
خلاصه اینکه Pluribus یک سریال هوشمندانه و ساختهشده توسط انسان است که همزمان بیانیهای درباره داستانسرایی در عصر هوش مصنوعی ارائه میدهد. این اثر نه تنها یک تجربه تماشایی است بلکه یک مورد مطالعاتی درباره نسبت هنر، فناوری و هویت خالق در دهههای پیش رو محسوب میشود.
منبع: smarti
نظرات
چرخرو
قابل تماشا و جذاب ولی یه کم اغراق داره، این تیتراژ انگار داره با نرمی میگه «ما هنوز واقعیایم»، خب، واقعیش رو باید دید.
صدا_ایکس
من خودم تو تولید کار کردم، جلوههای عملی و نویسنده انسانی کلی فرق ایجاد میکنه، اما این هم میتونه یه حرکت محافظهکارانه باشه، دوپهلو.
مجید
این واقعا معیار داره؟ یعنی چطور میخوان ثابت کنن که هیچ ابزار هوشمصنوعی تو کار نبوده؟ سوال فنی جدی است...
لابکور
معلومه گیلیگان میخواد موضع بگیره، براش احترام دارم ولی این شعار بازیگوشی هم هست، یه جور بازاریابی نرم هم توشه.
دیتاپالس
وااای، اون خط تیتراژ زد توی ذوق من! حس میکنم دارن یه مرز جدید بین «انسانی» و «رباتی» میکشن، جالب و کمی ترسناک...
ارسال نظر