9 دقیقه
یک مطالعه کوچک اکتشافی از دانشگاه کومنیوس در اسلواکی تغییرات همپوشان در میکروبیوم روده را در کودکان مبتلا به اوتیسم، اختلال کمتوجهی-بیشفعالی (ADHD) و بیاشتهایی عصبی نشان میدهد. پژوهشگران با استفاده از نمونههای مدفوع 117 شرکتکننده جوان، تغییرات مشترکی در گروههای باکتریایی شناسایی کردند که پیشتر با التهاب، متابولیسم و تنظیم اشتها مرتبط شناخته شدهاند — الگویی که پرسشهایی در مورد علت، پیامد و پتانسیل بالینی ایجاد میکند و نیاز به بررسیهای گستردهتر در زمینه میکروبیوم روده، بیاشتهایی عصبی، اوتیسم و اختلالات رفتاری دارد.
یک همپوشانی میکروبی شگفتآور در شرایط بسیار متفاوت
در این پژوهش نمونههای مدفوع 30 پسر مبتلا به اختلال طیف اوتیسم (ASD)، 21 دختر مبتلا به بیاشتهایی عصبی (AN)، 14 کودک مبتلا به اختلال کمتوجهی-بیشفعالی (ADHD) و یک گروه کنترل همسن و همشرایط از کودکان نوروتایپیک مقایسه شد. هرچند هر یک از این شرایط ویژگیهای بالینی و رفتاری مشخصی دارند، تیم تحقیقاتی شباهتهای قابلتوجهی در ترکیب میکروارگانیسمهای روده بین سه گروه بیمار مشاهده کرد که نشاندهنده وجود الگوهای مشترک میکروبی در اختلالات عصبی-رفتاری و اختلالات خوردن است.
یکی از نشانههای واضح، نسبت بالاتر Bacteroidetes به Firmicutes در کودکان مبتلا به ASD، ADHD و AN نسبت به کنترلها بود. نسبت Bacteroidetes/Firmicutes در مطالعات میکروبیوم به طور مکرر مورد بحث قرار میگیرد، زیرا تغییر در این شاخص در سطح فیلو (phylum) غالب با حالتهای التهابی، متابولیسم گلوکز و مکانیزمهایی که بر سیری و اشتها تأثیر میگذارند، مرتبط بوده است. این نسبت همچنین میتواند با تولید متابولیتهایی مانند اسیدهای چرب با زنجیره کوتاه (SCFA) مرتبط باشد که نقشهایی در سیگنالدهی ایمنی و نورونال دارند.
تغییرات میکروبی کلیدی و تفسیر احتمالی آنها
فراتر از تفاوتهای سطح فیلو، مطالعه شاخصهای اختصاصیتری از تاکسا (taxa) را که بین گروهها متفاوت بودند شناسایی کرد. گروههای ADHD و اوتیسم کاهش غنای گونهای (species richness) را نشان دادند — یعنی تعداد گونههای میکروبی متمایز کمتر — که این ویژگی معمولاً با اکوسیستمهای رودهای کمتابآور یا کمتر مقاوم مرتبط است. کاهش تنوع میکروبی اغلب در مطالعات مربوط به بیماریهای التهابی روده، برخی اختلالات خلقی و شرایط متابولیک گزارش شده و به عنوان نشانگر سلامت میکروبی کمتر مطلوب در نظر گرفته میشود.

- Escherichia: سطوح بالاتری در چندین گروه بیمار اندازهگیری شد. گونههای Escherichia در تعداد کم میتوانند بهطور غیرمضر در روده زندگی کنند اما زمانی که تکثیر یابند یا در زیستگاههای نامناسب مستقر شوند، ممکن است به مشکلاتی مانند التهاب موضعی یا اختلال در تعادل میکروبی کمک کنند. حضور بیش از حد برخی سویهها میتواند نشاندهنده عدم تعادل میکروبی یا شرایط محیطی روده باشد که به رشد گونههای فرصتطلب کمک میکند.
- Desulfovibrio: در کودکان مبتلا به ADHD و در دختران مبتلا به بیاشتهایی عصبی فراوانتر بود. این باکتریهای سولفاتریز در محیطهای با اکسیژن پایین و مواد مغذی محدود رشد میکنند و وقتی نسبت آنها افزایش یابد میتوانند شیمی میکروبی روده را تغییر دهند؛ از جمله تولید گازها یا تغییر در وضعیت سولفوره که بر لایه مخاطی روده و پاسخ ایمنی تأثیرگذار است.
- Faecalibacterium: سطوح پایینتری در گروههای ADHD و AN مشاهده شد. معمولاً Faecalibacterium در رودههای سالم فراوان است و با اثرات ضدالتهابی مرتبط شناخته شده؛ کاهش آن در بیماریهای التهابی روده و برخی اختلالات خلقی گزارش شده است. کاهش این جنس میتواند نشاندهنده کمبود تولید متابولیتهای مفید مانند بوتیرات باشد که نقش مهمی در سلامت روده و عملکرد سد مخاطی ایفا میکند.
بهطور جمعی، الگو — افزایش Bacteroidetes، کاهش Firmicutes، کاهش تنوع و غنیسازی یا کاهشهای مشخص در تاکساهای ویژه — شباهتهایی با نشانههای میکروبی مشاهدهشده در برخی حالات التهابی دارد و نشان از اتصالات احتمالی بین روده، سیستم ایمنی و مغز (gut–immune–brain axis) دارد. این اتصالات میتوانند بر مسیرهای التهابی، تولید متابولیتها، و سیگنالینگ عصبی-ایمنی تأثیر بگذارند و به همین دلیل برای محققان و متخصصان سلامت روان و تغذیه اهمیت دارد.
رژیم غذایی، رفتار و حلقه دو سویه روده–مغز
نویسندگان مقاله تأکید میکنند که رژیم غذایی تأثیر قوی و مستقیمی بر تنوع و ترکیب میکروبیوم دارد. کودکان مبتلا به اوتیسم و ADHD اغلب الگوهای خوردن حساسیتی یا انتخابگرانه دارند که تنوع غذایی را کاهش میدهد و ممکن است دریافت فیبر، پلیفنولها یا منابع میکروبپذیر مفید را محدود کند. در بیاشتهایی عصبی، محدودیت هدفمند در مصرف غذا یک ملاک تشخیصی است که منجر به تغییرات عمیق در الگوی مصرف کالری و مواد مغذی میشود. در نتیجه، رژیمهای محدود یا تکراری میتوانند به طور مستقل یا همراه با عوامل رفتاری مشابه، تغییرات میکروبی یکسانی را در شرایط ظاهراً متفاوت ایجاد کنند.
اما رابطه یکطرفه نیست. تغییرات میکروبیوم میتوانند متابولیسم میزبان، پاسخهای التهابی و سیگنالینگ عصبی را تحتتأثیر قرار دهند — و این خود ممکن است علائم روانپزشکی یا رفتاری را تشدید کند. به عبارت دیگر، ممکن است یک حلقه فیدبک مثبت به وجود آید: رفتار باعث تغییر روده میشود و روده تغییرکرده ممکن است رفتار یا خلق را تقویت یا تثبیت کند. این مفهوم حلقه روده–مغز در پژوهشهای نوظهور بر روی اختلالات خلقی، اضطراب و تنظیم اشتها مورد توجه است و میتواند پایه نظری برای مداخلات تغذیهای و هدفگیری میکروبی باشد.
محدودیتهای مطالعه و تفسیر محتاطانه
چندین ملاحظه مهم نتایج را تعدیل میکند. اندازه نمونه مطالعه نسبتا کوچک بود (117 شرکتکننده) و توزیع نمونه بین گروهها نامتوازن بود؛ این مسائل با اختلالات مرتبط با همهگیری COVID-19 و دشواریهای جمعآوری نمونههای مدفوع از برخی کودکان تشدید شد. این محدودیتها توان آماری و قابلیت تعمیم یافتهها را کاهش میدهند و احتمال خطاهای نوع اول یا دوم را افزایش میدهند. همچنین شیوه نمونهگیری، کنترل برای مصرف داروها (مثل آنتیبیوتیکها یا داروهای روانپزشکی)، و ثبت دقیق رژیم غذایی میتوانست بر نتایج تأثیر بگذارد.
پژوهشگران صراحتا اشاره میکنند که مشخص نیست آیا الگوهای میکروبی مشاهدهشده در ایجاد اختلالات نورودولوپمنتال و اختلالات خوردن مشارکت دارند، ناشی از این شرایط هستند، یا ترکیبی از هر دو. برای روشن شدن جهتگیری علی (causality) و مکانیزمهای زیربنایی، تکرار این نتایج در کوهورتهای بزرگتر، طولی (longitudinal) و کنترلشده با ثبت دقیق رژیم غذایی، نشانگرهای متابولیک، و معیارهای رفتاری ضروری است. افزون بر این، تحلیلهای عملکردی مانند متاژنومیکس، متابولومیکس یا آنالیزهای بیان ژنی مخاطی میتواند نشانههای مکانیکی قویتری نسبت به تنها توالییابی 16S ارائه دهد.
پیامدها برای تشخیص و درمان
اگر نتایج در مطالعات مستقل بازتولید شوند، امضاهای میکروبی سازگار ممکن است در آینده به تشخیص زودهنگام، استراتژیهای تغذیهای شخصیسازیشده یا درمانهای کمکی هدفگیریشده برای میکروبیوم کمک کنند؛ از جمله پریبیوتیکهای مشخص، پروبیوتیکهای انتخابی، مداخلات مبتنی بر رژیم یا ترکیبهای پروبیوتیک/پریبیوتیک طراحیشده برای بازگرداندن تنوع و عملکرد میکروبی. با این حال، نویسندگان هشدار میدهند که کاربردهای عملی هنوز زودهنگام و مبتنی بر شواهد محدود است و نیاز به آزمایشهای بالینی کنترلشده، ایمنیسنجی و ارزیابی اثربخشی دارد.
در زمینه بالینی، هرچند اطلاعات درباره میکروبیوم میتواند مکملی برای ارزیابی تغذیهای و مشاوره روانشناختی باشد، اما تغییر درمانهای استاندارد باید تنها پس از شواهد قوی و تکرارشونده انجام شود. همچنین توجه به این نکته مهم است که مداخلههای مبتنی بر میکروبیوم ممکن است برای بیماران مختلف پاسخهای متفاوتی داشته باشند و لازم است طرحهای درمانی شخصی با در نظر گرفتن سن، جنس، تاریخچه دارویی و الگوهای تغذیهای تنظیم شوند.
دیدگاه کارشناسی
دکتر النا نوواک، یک نورواِنتروئولوژیست اطفال فرضی، اظهار میکند: "این مطالعه نشانگر ارزشمندی است که شرایط مختلف نوروبهرفتارمیتوانند بر ویژگیهای میکروبی روده همگرا شوند. این یافته تأکید میکند که پزشکان باید سلامت روده و الگوهای تغذیهای را به عنوان بخشی از مراقبت جامع در نظر بگیرند. با این حال، پیش از تغییر در عمل بالینی نیاز به مطالعات بزرگتر و کنترلشده داریم."
این مطالعه که در مجله Neuroscience منتشر شده است، به بدنه رو به رشد پژوهشها میافزاید که رابطه بین اکوسیستمهای میکروبی و رشد و تکامل مغز را بررسی میکنند. برای خانوادهها و متخصصان مراقبت سلامت، پیام فعلی ترکیبی از کنجکاوی محتاطانه و توجه عملی است: روده اهمیت دارد و تحقیقات بیشتری لازم است تا تصویری کاملتر و راهبردهای مبتنی بر شواهد برای بهبود سلامت رفتاری و تغذیهای کودکان ارائه شود.
در پایان، تلاشهای آینده باید شامل طراحی مطالعات طولی با نمونههای بزرگتر، معیارهای دقیق تغذیهای، سنجش نشانگرهای التهابی و متابولیک، و روشهای چندرشتهای مانند متاژنومیکس و متابولومیکس باشد تا ارتباطات علت-معلولی بین میکروبیوم روده، عملکرد ایمنی و مسیرهای عصبی-رفتاری روشن شود. چنین کارهایی میتوانند زمینهساز توسعه زیستنشانگرهای میکروبی، مداخلات تغذیهای هدفمند و استراتژیهای درمانی کمکی شوند که به بهبود کیفیت زندگی کودکان مبتلا به اوتیسم، ADHD یا بیاشتهایی عصبی کمک میکنند.
منبع: sciencealert
نظرات
نیما_ر
شاید تیترها زود قضاوت کنن.. یه کم هایپ شده، ولی ایده مداخلات تغذیهای به شرط اثبات بالینی جذابِ، صبر لازمه
داوین
نقد متین، خوب نوشته شده؛ محدودیت نمونه و روش 16S مشخصه، مطالعات طولی و متابولومیکس لازمه تا بتونیم قاطعتر نتیجه بگیریم
گامپلاس
من تو کلینیک بچهها دیدم که غذاهای خیلی محدود رفتار و حالت روحیشون رو بدتر میکنه، پس حلقه روده مغز منطقیه ولی باید بیشتر بررسی شه
آرمین
اینو واقعا میشه علت دونست یا صرفا اثر بیماریه؟ کنترل داروها و ثبت رژیم کجاست؟ سوالای زیادی مونده...
لابکور
به نظرم منطقیه، رژیم و تنوع غذایی کلی میتونه توضیح بده اما نمونهسایز کوچیکه و باید با احتیاط خوند
دیتاپال
وای، این همپوشانی بین اوتیسم، ADHD و بیاشتهایی؟ عجیب و کمی ترسناک، یعنی روده واقعا میتونه رفتار رو اینقدر تحت تاثیر بذاره... خیلی کنجکاوم
ارسال نظر