11 دقیقه
بسیاری از صاحبان حیوانات خانگی به فردیت آشکار در رفتار حیواناتشان پی بردهاند: یک گُلدن رتریور که دائماً دم تکان میدهد، گربهای که تنهایی را ترجیح میدهد، یا کاکر اسپانیلی که بهنظر پرتوجه و بسیار حساس میآید. با ورود مفاهیمی مانند اوتیسم و ADHD به آگاهی عمومی، سوال تحریککنندهای مطرح شده است: آیا حیوانات همزیست ما ممکن است انواعی از تنوع عصبی را نشان دهند؟ پژوهشهای نوظهور در ژنتیک، رفتار و فیزیولوژی عصبی نشان میدهد پاسخ ممکن است مثبت باشد — و این موضوع پیامدهای واقعی برای روشهای آموزش، نگهداری و مراقبت از حیوانات دارد.
چرا پژوهشگران به بررسی تنوع عصبی در حیوانات میپردازند
قاببندی «تنوع عصبی» ابتدا برای فهم تفاوتهای شناختی و رفتاری انسانها مطرح شد و تفاوتهایی مانند اوتیسم یا اختلال نقص توجه-بیشفعالی (ADHD) را بهعنوان بخشی از تنوع طبیعی شناختی بهجای صرفاً پاتولوژی در نظر میگیرد. بهکارگیری همین مفهوم برای حیوانات چالشبرانگیز اما روشنکننده است. حیوانات قادر به پاسخ به پرسشنامههای بالینی یا توصیف تجربههای ذهنی خود نیستند، بنابراین دانشمندان باید تفاوتهای مغزی را از طریق ژنتیک، نوروکمیا و رفتار قابل مشاهده استنباط کنند.
اهمیت این رویکرد از چند منظر است. بسیاری از حیوانات خانگی بهصورت نزدیک با انسانها زندگی میکنند — آنها خانهها، برنامههای روزانه و محیطهای اجتماعی ما را شریک میشوند. اگر برخی حیوانات بهدلیل تفاوتهای مغزی ارثی، محرکها را متفاوت پردازش کنند، توجه را بهگونهای دیگر تنظیم کنند یا پیوندهای اجتماعی را متنوع شکل دهند، فهم علمی بهتر میتواند رفاه حیوانات را بهبود دهد، مشکلات رفتاری را کاهش دهد و روشهای آموزش انسانیتر و مؤثرتری را هدایت کند. بهطور کلی، مطالعه تنوع عصبی در گونههای مختلف میتواند اصول بنیادی عملکرد مغز و سیر تکاملی آن را آشکار کند؛ این موضوع برای زیستشناسی، پزشکی رفتاری و علوم دامپزشکی اهمیت دارد.

زیستشناسی و رفتار: یافتههای مطالعات چه میگویند
ژنها و سیمکشی اجتماعی
تحقیقات ژنتیکی پیوندهای جالبی را نشان دادهاند. بهعنوان مثال، واریانتهایی از ژنهایی که در رفتارهای اجتماعی انسان نقش دارند، در سگها نیز دیده شدهاند. یکی از ژنهای مورد توجه Shank3 است که در طیف اوتیسم انسان نقش دارد. مطالعات انتخابی روی بیگلهایی با عملکرد تغییر یافته در Shank3 نشان دادهاند که این سگها تمایل کمتری به تماس اجتماعی با انسان دارند و تفاوتهای قابل اندازهگیری در سیگنالدهی عصبی در نواحی مغزی مرتبط با توجه و پردازش اجتماعی نشان میدهند.
این دادهها نشان میدهد که ژنهای مشخص میتوانند شبکههای عصبی مرتبط با تعامل اجتماعی را تغییر دهند و همین تغییرات میتوانند در رفتارهای روزمره مشاهده شوند. برای دامپزشکان و پژوهشگران رفتار حیوانات، درک ارتباط بین ژنهای خاص و ویژگیهای رفتاری میتواند به توسعه پروفایلهای ژنتیکی کمک کند که در کنار تاریخچه رفتاری برای طراحی برنامههای آموزشی و مداخلهای مفید باشند.
نوروکمیا: سروتونین، دوپامین و کنترل تکانه
از منظر رفتاری، تکانشگری و بیشفعالی که در برخی سگها دیده میشود، به تفاوتهایی در سطح ناقلهای عصبی مرتبط است — بهویژه سروتونین و دوپامین. سروتونین در ثبات عاطفی و تنظیم خلق نقش دارد؛ دوپامین برای پاداش، انگیزه و توجه حیاتی است. سطوح پایین یا نامتعادل این مواد شیمیایی میتواند رفتارهایی را ایجاد کند که صاحبان اغلب آنها را شبیه به علائم ADHD در انسان توصیف میکنند: بیقراری، حواسپرتی و دشواری در حفظ تمرکز.
این مشابهتها به این معنی نیستند که سگها تجربه تشخیصی انسانی را بهطور یکسان دارند، اما مکانیزمهای بیولوژیک مشترک را نشان میدهند. از دید عملی، اندازهگیری سطح ناقلهای عصبی یا ارزیابی وضعیت نوروشیمیایی میتواند به دامپزشکان رفتاری کمک کند تا ترکیبی از مداخلات دارویی و غیردارویی (مانند اصلاح محیط، تمرینات تمرکزی و آموزش مثبت) را برای بهبود عملکرد و رفاه حیوان توصیه کنند.
علاوه بر این، پژوهشها روی داروهای تقویتکننده دوپامین یا تنظیمکننده سروتونین در شرایط خاص، اطلاعات ارزشمندی درباره راهکارهای مدیریت تکانه و انگیزش فراهم کردهاند، اما تجویز دارو باید با احتیاط و براساس ارزیابی جامع پزشکی و رفتاری انجام شود.
همگُردی عصبی و پیوند اجتماعی
شاخهای از پژوهش به پدیدهٔ همگُردی عصبی میپردازد — حالتی که فعالیت مغزی در افراد جداگانه هنگام تعامل همگام میشود. این پدیده در انسانها در زمانهایی مانند روایت داستان یا آموزش بهخوبی ثبت شده است. مطالعهای در 2024 نشان داد که همگُردی عصبی بین انسان و سگ نیز هنگام نگاه کردن متقابل رخ میدهد، که نشاندهنده پایه فیزیولوژیک برای پیوند بین گونههاست. با اینحال، سگهایی با جهش در Shank3 همگُردی عصبی کمتری نشان دادند که میتواند توضیحدهنده کاهش مشارکت اجتماعی خودبهخودی باشد.
درک نحوهٔ هماهنگی فعالیتهای مغزی بین انسان و حیوان میتواند به طراحی روشهای بهتری برای تقویت پیوند انسانی-حیوانی کمک کند؛ بهعنوان مثال روشهای بازی و تعامل کنترلشده که سطح همگُردی را بالا میبرند و به سلامت روانی و اجتماعی هر دو طرف سود میرسانند.

مدلهای حیوانی، درمانها و ملاحظات اخلاقی
برای کاوش ریشههای زیستشناختی اوتیسم و تفاوتهای توجهی، مدلهای حیوانی آزمایشگاهی توسعه یافتهاند. این مدلها اغلب بر اساس تکثیر انتخابی یا دستکاری ژنتیکی ساخته میشوند و برای آزمون فرضیات درباره مدارهای مغزی و مداخلات بالقوه ارزشمندند. در یک آزمایش قابل توجه، یک دوز تک از LSD در سگهایی که حامل جهش Shank3 بودند، توجه اجتماعی و همگُردی عصبی را افزایش داد — اثری که در موشها و برخی مطالعات انسانی هم گزارش شده است. این یافتهها از دید علمی تحریککنندهاند اما سؤالات جدی درباره ایمنی، قانونی و اخلاقی بودن ترجمه درمانهای روانگردان به انسان یا حیوان مطرح میکنند.
مدلهای حیوانی میتوانند مکانیسمها را روشن کنند اما بدون پژوهش بالینی انسانی-محور و ملاحظات اخلاقی دقیق، نمیتوانند دستورالعمل مستقیم درمان ارائه دهند. در بحث درمانهای نوظهور باید اصول اخلاقی، رضایت صاحبان، رفاه حیوان و چارچوبهای قانونی رعایت شود؛ همچنین مطالعات طولانیمدت برای سنجش پیامدهای جانبی و اثرات بلندمدت ضروری است.
تشخیص و معیارهای عینی: نقش یادگیری ماشین
تشخیصهای سنتی تنوع عصبی در انسان بر مصاحبهها و سوابق رفتاری متکی است؛ حیوانات نمیتوانند به این روش مشارکت کنند. برای کاهش سوگیری و افزایش عینیت، پژوهشگران به دنبال معیارهای عینی هستند. تحلیل ویدئو و یادگیری ماشین برای کمّیسازی الگوهای حرکتی سگها و واکنش آنها در محیطهای جدید یا هنگام مواجهه با محرکهایی مانند سگ رباتیک بهکار رفته است. در یکی از مطالعات سال 2021، ارزیابیهای الگوریتمی حدود 81% با تشخیصهای گزارششده توسط مربیان همراستا بود که نشاندهنده پتانسیل ابزارهای خودکار برای تکمیل مشاهده انسانی است.
معیارهای عینی محدود به حرکت نیستند. رهگیری حرکات چشم، پایش فیزیولوژیک (نبض، الکترودرم، سطح هورمون استرس)، و خوانشهای عصبی غیرتهاجمی در حال آزمایش برای ارائه نشانگرهای قابلسنجش توجه، هوشیاری و مشارکت اجتماعی هستند. این ابزارها میتوانند به افتراق بین مزاج گونهای و تفاوتهای غیرطبیعی در رشد عصبی کمک کنند و مسیر را برای مداخلات هدفمند که رفاه حیوان را محترم میشمارند هموار سازند.
یادگیری ماشین همچنین میتواند در شناسایی زیرگروههای رفتاری و ایجاد پروفایلهای تشخیصی مستقل از نژاد یا تربیت فعلی حیوان مفید باشد؛ این امر برای ساخت برنامههای آموزشی و درمانی فردیسازیشده بسیار اهمیت دارد.
پیامدهای عملی برای صاحبان، مربیان و دامپزشکان
مشکلات رفتاری که رفاه حیوان را تهدید میکنند — اضطراب جدایی، رفتارهای تکراری، ترس یا پرخاشگری — شایع هستند. یک پیمایش در 2024 از بیش از 43,000 سگ در ایالات متحده نشان داد که عملاً تمام حیوانات حداقل یک رفتار را داشتند که صاحبان آن را مشکلساز میدانستند. وقتی صاحبان علتهای زیرین را درک نمیکنند، حیوانات در معرض خطر بیشتری برای واگذاری مجدد یا قربانی شدن قرار میگیرند. بهرسمیتشناختن اینکه برخی رفتارها ممکن است از تفاوتهای زیستشناختی ذاتی ناشی شوند بهجای صرفاً بیانظباطی، رویکرد مدیریت را تغییر میدهد.
برای صاحبان و مربیان، این دیدگاه تشویق به صبر، برنامههای آموزشی فردیسازیشده و غنیسازی محیطی متناسب با نیازهای حسی میکند. بهعنوان نمونه، سگ بسیار حساس به محرکها ممکن است از برنامههای روزانه قابل پیشبینی، اجتماعیسازی کمفشار و تکنیکهای تقویت مثبت که اهداف کوتاه و واضح دارند بهرهمند شود. همچنین آموزش مربیان درباره نشانههای استرس، شیوههای خاموشسازی محرکها و تمرینات تنظیم توجه میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.
رفتارشناسان دامپزشکی میتوانند با مربیان همکاری کنند تا عوامل پزشکی (درد، تغییرات هورمونی، عدم تعادلهای نوروشیمیایی) را ارزیابی کرده و پشتیبانی چندوجهی پیشنهاد دهند: اصلاح رفتار، تطبیق محیط و در صورت لزوم، دارودرمانی. این همکاری میانرشتهایِ دامپزشک، متخصص رفتار و مربی، مبنایی برای برنامههای مؤثر و با تمرکز بر رفاه حیوان فراهم میآورد.
نگاهی به آینده: اولویتهای پژوهشی و سوالات اخلاقی
اولویتهای پژوهشی کلیدی شامل افتراق علل ژنتیکی و محیطی، اعتبارسنجی نشانگرهای تشخیصی عینی و ارزیابی مداخلات متمرکز بر رفاه است. مطالعههای طولی که تولهها را از آغاز تا بزرگسالی پیگیری میکنند، میتواند روشن کند چگونه تجربههای اولیه با پیشزمینهای ژنتیکی تعامل میکنند. مقایسههای بینگونهای ممکن است مبادلات تکاملی را که صفاتی مانند اجتماعیبودن، توجه یا کنجکاوی را در زمان اهلیسازی تقویت کردهاند، روشن سازد.
اخلاق باید در مرکز قرار گیرد. برچسبگذاری حیوانات بهعنوان «تنوع عصبی» خطر انسانسازی یا پاتولوژیسازی صفات طبیعی نژاد را دارد. در مقابل، نادیدهگرفتن تفاوتهای بیولوژیک معتبر میتواند به مراقبت ناکافی منجر شود. علم مسئول ترکیبی از روشهای دقیق، نتایج مبتنی بر رفاه و ارتباط شفاف با عموم خواهد بود تا صاحبان بتوانند تصمیمهای آگاهانه برای حیوانات خود بگیرند.
همچنین ضرورت دارد چارچوبهای قانونی و دستورالعملهای بالینی برای استفاده از فناوریهای نوین (مثلاً درمانهای نوروفارماکولوژیک یا مداخلات رفتاری مبتنی بر هوش مصنوعی) توسعه یابند تا از سوءاستفاده و خطرات غیرضروری جلوگیری شود.
دیدگاه کارشناسی
«بهرسمیتشناختن تنوع در مغز حیوانات بسیاری از مشکلات رفتاری رایج را بازچارچوببندی میکند،» دکتر النا مارسدن، عصبشناس تطبیقی متخصص رفتار حیوانات همراه، میگوید. «وقتی سگی را میبینیم که بیشواکنشپذیر است یا گربهای که از تماس اجتناب میکند، سؤال از ‹چه چیزی با این حیوان اشتباه است؟› به ‹چه چیزی این حیوان برای شکوفایی نیاز دارد؟› تغییر مییابد. این درها را بهسوی آموزش بهتر، طراحی محیطی و مراقبت دامپزشکی مبتنی بر زیستشناسی بهجای سرزنش باز میکند.»
با پیشرفت پژوهش، توجه به تنوع عصبی بالقوه در حیوانات خانگی ممکن است انگ و نقصنگری را کاهش دهد، رفاه را بهبود بخشد و پیوند انسان-حیوان را تقویت کند. چه از طریق ژنتیک، نوروکمیا یا تجربههای یادگرفتهشده، حیوانات در شیوهٔ ادراک و واکنش به جهان تفاوت دارند — و درک این تفاوتها هم فرصت علمی و هم ضرورت عملی برای هر کسی است که زندگی خود را با یک همراه حیوانی تقسیم میکند.
منبع: sciencealert
نظرات
مهر_ن
جالب که همگُردی عصبی بین انسان و سگ رو میسنجن، اگه بشه ابزارهای یادگیری ماشین رو روال کار کنیم یه روز...
رضا
احتمالا کمی اغراق تو نتیجهگیری هست، مثلا LSD روی سگ؟ جدی؟ راجب جنبههای حقوقی و امنیتم باید بیشتر بحث شه.
شهررو
نگاه علمی و اخلاقی همزمان ، ضروریه. برچسب زدن خطرناکه ولی نادیده گرفتنم آسیب میزنه.
بیونیکس
من بهعنوان کسی که با سگای اضطرابی کار کرده، خیلی از بخش مداخلات غیر دارویی خوشم اومد. اما چطور برای هر سگ برنامهای شخصی بنویسیم؟
توربو_ام
آیا این یافتهها واقعاً قابل تعمیم به همه سگا هستن؟ دادهها کافیه یا اغلب نمونهکاوی شده؟؟
کوینیکس
معقول به نظر میاد، مخصوصا وقتی از نوروشیمی صحبت میکنن، میشه راهکارهای غیر دارویی عملیتر باشن
دیتاپالس
چه مطلبی! نمیدونستم ژن شبیه Shank3 اینقدر رو رفتار سگ تاثیر میذاره، هم نگرانم هم کنجکاو... عجیب و جذاب.
ارسال نظر