10 دقیقه
گسترش دنیای ویکد فراتر از الِفابا و گلیندا
شرکت یونیورسال پیکچرز بهطور پیوسته و بیسر و صدا در حال ساختن یک دنیای سینمایی گستردهتر پیرامون مجموعهٔ موزیکال ویکد است؛ پدیدهای که ریشههای خود را در رمان گرگوری ماگیِر (Gregory Maguire) از سال 1995 میجوید و سپس با موسیقی بهیادماندنی سال 2003 از استیون شوارتز و متن نمایشی وینی هولزمن به محبوبیت برادوی رسید. پس از اقتباس سینمایی سال گذشته و دنبالهٔ اخیر با عنوان Wicked: For Good، تیمهای استودیویی و خلاق بهجای تمرکز صرف روی ساختِ قسمت سوم مستقیم، بهنظر میرسد در حال نقشهبرداری از روایتهای متعدد دیگری هستند که در سرزمین اوز جریان خواهند داشت.
این تصمیمِ توسعهٔ فرانچایز نشاندهندهٔ تمایل یونیورسال به تبدیل یک اثر موفق موزیکال به یک اکوسیستم محتوایی است — حرکتی که در سالهای اخیر در هالیوود مرسوم شده و نمونههای موفقی در صنعت فیلم و تلویزیون داشته است. ساخت یک دنیای سینماییِ ویکد الزاماً به معنای تکرار الگوی سهگانه نیست، بلکه میتواند شامل اسپینآفها، پیشدرآمدها، داستانهای متمرکز بر شخصیتهای ثانویه و مجموعههای آنتولوژیک باشد که هر یک جنبههایی از تاریخ سیاسی، اجتماعی و جادویی اوز را کاوش میکنند.
ترکیب بازیگران، تیم خلاق و واکنش اولیه
Wicked: For Good دوباره تینتیا اُریوو (Cynthia Erivo) و آریانا گراند (Ariana Grande) را در نقشهای الِفابا ثراپ (Elphaba Thropp) و گلیندا آپلند (Glinda Upland) گرد هم آورده است. فیلمنامه توسط وینی هولزمن و دینا فاکس بهطور مشترک نوشته شده و استیون شوارتز بهعنوان آهنگساز، ترانهسرا و تهیهکنندهٔ اجرایی بازگشته است. چنین ترکیبی از نویسندگان و آهنگساز اصلیِ اثر کلاسیک، به بازتولید اصالتِ موسیقایی و در عین حال گسترش روایت کمک میکند — موضوعی که برای حفظ مخاطبانِ طرفدارِ موزیکال حیاتی است.
با اینکه نقدها نسبت به دنباله نظرات متفاوتی داشتهاند و برخی منتقدان به مواردی چون ریتم روایت یا عمق شخصیتپردازی اشاره کردهاند، پیشبینیهای اولیهٔ گیشه نشان میداد که فیلم میتواند یکی از پُرگشایشترین افتتاحیههای سال 2025 را به خود اختصاص دهد؛ یادآوریکنندهٔ جذابیت تجاری ماندگارِ فیلمهای موزیکال که از صحنهٔ تئاتر به پردهٔ نقرهای منتقل میشوند. بازار جهانیِ فیلمهای موزیکال، با توجه به فروش بلیط، قراردادهای پخش در پلتفرمها، بازاریابی جهانی و درآمدها از حق نشر موسیقی، هنوز ظرفیت بالایی برای بازگشت سرمایه و افزایش ارزش برند دارد.
معنای احتمالی پروژههای جدید
استیون شوارتز اخیراً در گفتوگو با نشریهٔ The Ankler اعلام کرد که او و وینی هولزمن در حال توسعهٔ ایدههایی هستند که قرار نیست بهصورت مستقیم ادامهٔ قوسِ الِفابا و گلیندا باشند. این رویکرد نشان میدهد که تیم خلاق قصد دارد گوشههای کشفنشدهٔ اسطورهشناسی اوز در آثار گرگوری ماگیِر (و احتمالاً رمانها یا متون مرتبط دیگر) را بکاود یا قطعات مکملی خلق کند که دامنهٔ فرانچایز را گسترش میدهند.
گزینههای روایی که پیشِروی یونیورسال و تیم نویسندگان قرار دارد شامل داستانهای منشأ (origin stories) برای شخصیتهای شناختهشده، اسپینآفهایی حول محور شخصیتهای فرعی که در نسخههای قبلی جذاب ظاهر شدهاند، پیشدرآمدهایی که ریشههای سیاسی یا جادویی سرزمین اوز را آشکار میسازد، و حتی مجموعههایی بهصورت اپیزودیک یا آنتولوژیک است که به موضوعات اجتماعی و تاریخی اوز میپردازند. چنین تنوعی در شکل روایت میتواند باعث جذب طیف گستردهتری از مخاطبان شود — از طرفداران پر و پا قرص برادوی تا تماشاگران جدید سینمای موزیکال.

این استراتژی انعکاسی از حرکتهای معاصر در صنعت سرگرمی است: استودیوها بیشتر به ساخت اکوسیستمهای مالکیت فکری (IP ecosystems) گرایش پیدا کردهاند — مانند مدل مارول یا گسترشهای برادران وارنر پیرامون داراییهای کلاسیک — بهجای تمرکز صرف روی دنبالههای مستقل. برای موزیکالها نیز بازار نشان داده که فرنچایزها و اقتباسهای موفق سینمایی مانند Les Misérables و Mamma Mia! قادر به جذب مخاطبان تکراری و حفظ علاقهٔ بلندمدت هستند، زیرا ترکیب شعر و آهنگ با روایت سریالی باعث شکلگیری رابطهٔ قویتری با مخاطب میشود.
پشت صحنه، واکنش طرفداران و چالشهای تولید
طرفداران موزیکال ویکد در فضای مجازی بسیار فعال و دقیق بودهاند؛ آنها انتخاب بازیگران، تداوم طراحی لباسها، صحنهآرایی و نحوهٔ ترجمهٔ جلوههای صحنهایِ تئاتر به مقیاس سینما را تحلیل و نقد میکنند. این نوع واکنش طرفدارانِ پُرشور میتواند هم به سود و هم به زیان پروژه باشد: از یک سو باعث توجه رسانهای و بازاریابی دهانبهدهان میشود و از سوی دیگر فشار بر تیم خلاق برای حفظ اصالت و کیفیت را افزایش میدهد.
نکتهٔ تاریخی برای علاقهمندانِ تِرِویا این است که خودِ ویکد در اصل بازتفسیرِ کاننِ ال. فرانک باوم دربارهٔ سرزمین اوز بود، سالها پیش از اینکه نمایش به برادوی برسد؛ و فیلم کلاسیک 1939 با بازی جودی گارلند همچنان بهعنوان یک نقطهٔ مرجع فرهنگی باقی مانده و اغلب از نظر بصری و تماتیک در تولیدات جدید به آن ارجاع داده میشود. مدیران هنری و طراحان تولید باید بین احترام به این میراث و ایجاد هویتی تازه برای مخاطب معاصر تعادل برقرار کنند.
از دید تولید، تبدیل یک نمایش صحنهای موزیکال به فیلم نیازمند تصمیمگیریهای فنی و هنری متعددی است: طراحی رقصها برای دوربین (که با فضا و فاصلهٔ دوربینهای سینمایی متفاوت است)، بازسازی ارکستراسیون برای میکس سینمایی، استفاده از جلوههای بصری برای گسترش عناصر جادویی اوز، و مدیریت بازیگری که بین اجراهای ایستاییِ تئاتری و زبان طبیعیتر سینما در نوسان است. همچنین مذاکرات مربوط به حقوق موسیقایی و نحوهٔ استفاده از ترانهها در محصولات فرعی و استریمینگ نقش مهمی در مدل درآمدی فرانچایز دارد.
تحلیل تجاری و استراتژی بازاریابی
از منظر تجاری، گسترش یک برند موزیکال به فرانچایزی بزرگ نیازمند برنامهریزی بلندمدت است: هماهنگی بین اکرانهای سینمایی، قراردادهای انتشار در سرویسهای پخش، تولید کالاهای مرتبط (merchandising)، تئاترهای تور جهانی و حتی تجربههای تعاملی در پارکهای تفریحی یا واقعیت مجازی. یونیورسال از مزایای یک شبکهٔ توزیع جهانی و توان تبلیغاتی برخوردار است که میتواند برای مقیاسبندی و تثبیت ویکد بهعنوان یک برند فراتر از یک فیلم تنها، استفاده شود.
علاوه بر درآمد مستقیم گیشه، فیلمهای موزیکال معمولاً درآمدی از طریق فروش موسیقی، کتابهای تفسیر و برنامههای کنسرت مرتبط بهدست میآورند. همین تنوع درآمدی باعث میشود شرکتها به سرمایهگذاریِ استراتژیکتر و طولانیمدت در ملکهای فکری موزیکال تمایل نشان دهند. تحلیل رقابتی نشان میدهد که فرانچایزهایی که توانستهاند هویت بصری و موسیقایی مشخصی را حفظ کنند، شانس بیشتری برای پایداری و رشد بینالمللی دارند.
ریسکهای خلاقانه و انتظارات هنری
گسترش دنیای اوز به معنای مواجه شدن با ریسکهای خلاقانه است. از یک سو باید هستهٔ احساسی بینِ الِفابا و گلیندا حفظ شود — رابطهای که برای بسیاری از طرفداران محور تجربهٔ موزیکال است — اما از سوی دیگر آثار جدید باید زوایای تازهای ارائه دهند که توجیهکنندهٔ خلقِ قسمتها و اسپینآفهای متعدد باشد. در عمل، این به معنای یافتن تعادلی بین احترام به منبعِ اصلی و نوآوری در روایت، موسیقی و طراحی است.
تعلّقِ کارگردانانی مثل جان م. چو (John M. Chu) به پروژه، و حضور بازیگران سطح بالا نشاندهندهٔ تلاشی برای ترکیب قابلیت تجاری و کیفیت هنری است. اما همین مسائل باعث میشود تصمیمگیری در مورد لحنِ هر قسمت (مثلاً تراژیکتر، کمدی، سیاسی یا خانوادگی) حساس شود؛ زیرا هر تغییرِ لحن میتواند بخشی از مخاطب وفادار را جذب یا دفع کند. گفتگوهای میان طرفداران تئاترِ سنتی و مخاطبان سینما پیرامون «اوز امروز» همچنان ادامه خواهد داشت و همین گفتگوها خود تبدیل به یک دارایی بازاریابی شده که نظرات و انتقادات را به شکل رایگان منتشر میکند.
محتوای داستانی بالقوه و شخصیتهای قابل توسعه
مناطق داستانی زیادی در جهانِ ساختهشدهٔ ماگیِر برای توسعه وجود دارد. میتوان به ریشههای سیاسی شهرهای اوز پرداخت، تضادهای طبقاتی میان مناطق مختلف، تاریخچهٔ جادو و استفادهٔ آن در حکومت، و همچنین زندگی پیشین شخصیتهای فرعی مانند جنرالها، وزیران یا اهالی روستاها که تنها بهطور اجمالی در رمانها یا نمایش اشاره شدهاند. بسته به مسیر انتخابی، برخی از اسپینآفها میتوانند ژانرها را ترکیب کنند — مثلاً درام سیاسی موزیکال، کمدی-درامِ خانوادگی یا حتی مینیسریالهای معمایی در بستر جادویی.
از منظر شخصیتپردازی، تمرکز بر داستانهای منشأ میتواند انگیزههای کاراکترها، تصمیمات اخلاقی و پیامدهای سیاسی اقدامات گذشته را روشن کند؛ مضمونی که با مسائل معاصر مانند قدرت، هویت، پذیرش اجتماعی و مقاومت در برابر استبداد پیوند میخورد. این پیوندِ تماتیک بین گذشتهٔ داستانی اوز و دغدغههای امروز میتواند کاری کند که ویکد نه تنها یک اثر تفننیِ تاریخی، بلکه یک بستر برای بحثهای اجتماعی و فرهنگی نیز باشد.
نقش مخاطب و آیندهٔ فرنچایز
در نهایت، آیندهٔ فرنچایز ویکد تا حد زیادی به واکنش مخاطبان و پلتفرمهای توزیع بستگی دارد. اگر اسپینآفها و آثار تکمیلی بتوانند کیفیت هنری و انسجام روایی را حفظ کنند، این مجموعه میتواند به یک برند بلندمدت تبدیل شود که در قالبهای مختلف تولید محتوا حضور داشته باشد. از سوی دیگر، کیفیت پایین یا تغییرات ناگهانی در هویت بصری و موسیقایی ممکن است موجب فرسایش اعتماد طرفداران شود.
بنابراین جای تعجب نیست اگر ویکد به یک فرنچایز سینمایی گستردهتر تبدیل شود — نه صرفاً یک سهگانه. باید منتظر اسپینآفهای متنوع، لحنهای گاه غافلگیرکننده و گفتگویی مداوم میان طرفدارانِ سنتی تئاتر و مخاطبان نوینِ سینما و پخش آنلاین دربارهٔ شکل و صدا وِ اوزِ امروز باشیم. از منظر سئو و بازاریابی دیجیتال هم، تولید محتوای مرتبط، تحلیلهای نقد و بررسی، و پوششِ خبری پشت صحنه میتواند به تثبیت برند و ارتقای جستجوپذیری (search visibility) کمک کند.
کلید موفقیت در مسیر توسعهٔ این جهان سینمایی، ترکیب احترامی جدی نسبت به منبعِ ادبی و تئاتری با آمادگی برای ریسکهای خلاقانه و سرمایهگذاریِ هدفمند در موسیقی، طراحی صحنه و استراتژی توزیع است؛ عناصرِ حیاتی برای هر فرانچایز سینمایی موزیکال که میخواهد در بازار جهانی و اقتصاد محتوا دوام بیاورد.
منبع: smarti
نظرات
مکس_پ
اگه فقط دنبال پول باشن، طرفداران تئاتر میزنن بیرون. اما اگه عمق بدن و ریسک کنن، ممکنه معجزه بشه 😉
آرمین
حس میکنم کمی اغراق دارن، ولی اگه موسیقی و روایت به هم بخورن، میتونه جواب بده. باز هم باید دید، فرصت هست
تریپمین
تحلیل نسبتا متوازن بود، هم جنبه تجاری رو دیدن هم چالشهای خلاقانه. فعلا باید صبر کنیم و ببینیم چی میشه
لابکور
من تو پروژههای فرهنگی دیدهم، وقتی IP زیاد پخش میشه، بعضی وقت کیفیت میریزه، اما اگه درست مدیریت کنن شانس بالاست
توربو
آیا واقعا نیاز به این همه اسپینآف هست؟ کیفیت فدا میشه یا برند قویتر میشه؟
کوینپ
خوبه، از منظر تجاری منطقیه. ولی هنر رو هم باید حفظ کنن
رودکس
واو، برنامهریزی برای ساخت یک دنیای کامل از ویکد؟! ایده بزرگیه ولی نگران خسته شدن مخاطبم، اگه کیفیت بمونه عالیه…
ارسال نظر