نبرد سنسور ۲۰۰ مگاپیکسلی: سونی LYTIA در برابر سامسونگ

مقایسه‌ای جامع بین سنسور سونی LYTIA 901 و خانواده ۲۰۰MP سامسونگ ISOCELL؛ بررسی پیکسل‌بینیگ، زوم درون‌حسگری، HDR، فیلم‌برداری 8K و تأثیرات طراحی ماژولار بر پرچم‌داران آینده.

3 نظرات
نبرد سنسور ۲۰۰ مگاپیکسلی: سونی LYTIA در برابر سامسونگ

11 دقیقه

سرانجام سونی وارد حوزه سنسورهای دوربین موبایل ۲۰۰ مگاپیکسلی شد و این ورود آرام نیست. با معرفی LYTIA 901، این شرکت روی یک سنسور بزرگ و واحد که مجهز به پردازش تصویری مبتنی بر هوش مصنوعی و زوم درون‌حسگری قدرتمند است حساب بزرگی باز کرده، به جای استفاده از آرایه‌های چندلنزی که امروزه در پرچم‌داران رایج است. در مقابل، سامسونگ هم استراتژی ماژولار خود را با خانواده ISOCELL شامل HP2، HP5 و HP9 تقویت کرده تا سازندگان گوشی آزادی بیشتری در ترکیب ماژول‌های دوربین داشته باشند و طراحی‌های متنوع‌تری ارائه دهند.

A Bigger Sensor vs. A Flexible Camera System

LYTIA 901 حول یک فرمت اپتیکی 1/1.12 اینچی با قطر قطری 14.287 میلی‌متر ساخته شده — در حال حاضر بزرگ‌ترین سنسور در کلاس ۲۰۰ مگاپیکسلی موبایل. این سنسور از پیکسل‌های 0.7 میکرومتری که در الگوی Quad-Quad Bayer Coding (QQBC) چیده شده‌اند استفاده می‌کند؛ الگویی که پیکسل‌های هم‌رنگ را در گروه‌هایی قرار می‌دهد تا نور بیشتری جذب شود و جزئیات در شرایط نوری دشوار حفظ شود. ایده سونی روشن است: با یک دوربین اصلی واحد کیفیت تصویر و توان زوم در سطح پرچم‌دارها را فراهم کند و دیگر نیازی به لنزهای تله‌فوتوی جداگانه نباشد.

سامسونگ مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است. خانواده ۲۰۰ مگاپیکسلی این شرکت شامل اندازه‌ها و نقش‌های مختلفی است. ISOCELL HP2 که در محصولاتی مانند Galaxy S25 Ultra استفاده شده، در قالب 1/1.3 اینچی با پیکسل‌های 0.6 میکرومتری عرضه می‌شود و برای دوربین‌های اصلی طراحی شده است. HP5 که در گوشی‌هایی مانند Vivo Y500 Pro به کار رفته، کوچک‌تر و در قالب 1/1.56 اینچی با پیکسل‌های 0.5 میکرومتری است، و HP9 بین این دو قرار دارد با ابعاد 1/1.4 اینچی و پیکسل‌های 0.56 میکرومتری که به‌طور ویژه برای ماژول‌های تله‌فوتو و پریسکوپی در مدل‌هایی مانند Vivo X100 Ultra و Xiaomi 15 Ultra تنظیم شده است.

با اولویت دادن به طراحی‌های جمع‌وجور و چیدمان‌های ماژولار دوربین، سامسونگ امکان تولید گوشی‌های باریک‌تر و سیستم‌های هیبریدی زوم منعطف‌تر را فراهم می‌کند. از سوی دیگر سونی تلاش می‌کند با یک سنسور فوق‌العاده توانمند پیچیدگی را کاهش دهد و همان وظایف متنوع را با یک حسگر انجام دهد. این دو رویکرد تفاوت‌های بنیادینی در طراحی صنعتی، مصرف انرژی، گرمایش و حتی تجربه کاربری نهایی ایجاد می‌کنند؛ برای مثال یک سنسور بزرگ‌تر ممکن است به نیروی پردازشی داخلی بیشتر و مدیریت حرارتی متفاوت نیاز داشته باشد، در حالی که طراحی ماژولارِ سامسونگ به OEMها اجازه می‌دهد تا میان اندازه، هزینه و عملکرد متعادل‌تری برقرار کنند.

Pixel Binning, AI, and the Race for Better Zoom

در قلب رویکرد سونی ساختار QQBC قرار دارد، ساختاری که 16 پیکسل مجاور با رنگ یکسان را خوشه‌بندی می‌کند. در نور کم، LYTIA 901 با ترکیب پیکسل‌ها تصاویر 12.5 مگاپیکسلی تولید می‌کند تا نویز کمتر و نتایج تمیزتری ارائه دهد، و همچنین می‌تواند در حالت باینینگ 2×2 برای عکس‌های 50 مگاپیکسلی کار کند. وقتی کاربر زوم می‌کند یا به جزئیات کامل نیاز دارد، سنسور به فرایند رِموزائیکینگ (remosaicing) سوئیچ می‌کند تا از رزولوشن کامل ۲۰۰ مگاپیکسلی بهره‌برداری کند.

آنچه LYTIA 901 را متمایز می‌کند موتور رِموزائیکینگ مبتنی بر هوش مصنوعیِ درون‌سنسوری آن است. به‌جای محول کردن پردازش سنگین به ISP گوشی یا SoC اصلی، خود سنسور عملیات بازسازی تصویر و ریموزائیکینگ تقویت‌شده با AI را انجام می‌دهد. این امکان را فراهم می‌کند که تا 4x زوم درون‌حسگری برای عکس‌ها و ویدیوی 4K در دسترس باشد، در حالی که کنترل بهتری روی نویز، مصنوعی‌شدن جزئیات و تیزی تصویر اعمال می‌شود. برای کاربران، این به معنی انتقال‌های زوم طبیعی‌تر و وابستگی کمتر به ترفندهای دیجیتال است که معمولاً تصویر را نرم می‌کنند.

سامسونگ بر فناوری Tetra²pixel binning خود تکیه دارد. بسته به نور محیط و حالت عکاسی، سنسورهای ۲۰۰ مگاپیکسلی این شرکت می‌توانند به‌صورت هوشمند پیکسل‌ها را گروه‌بندی کنند و به خروجی 50MP (با اندازه مؤثر پیکسل 1.0 میکرومتر) یا 12.5MP (2.0 میکرومتر) تبدیل شوند. ISOCELL HP5 و HP9 نیز از زوم درون‌حسگری 2x یا 4x پشتیبانی می‌کنند که سازندگان گوشی می‌توانند آن را با لنزهای تله‌فوتوی فیزیکی ترکیب کنند تا دامنه بزرگ‌تری از فواصل کانونی را پوشش دهند.

به عنوان مثال وقتی این سنسورها با یک لنز تله‌فوتوی اپتیکال 3x ترکیب می‌شوند، می‌توانند با هم‌افزایی بریدگی درون‌حسگری و بزرگ‌نمایی اپتیکال، تا 12x زوم هیبریدی را فراهم آورند. این روش در طراحی‌های چندماژوله عالی عمل می‌کند؛ جایی که هر ماژول محدوده کانونی مشخصی را پوشش می‌دهد، از فوق‌عریض تا تله‌فوتو دوربرد. در واقع رقابت فعلی بیشتر روی ترکیب هوشمند بین سخت‌افزار سنسور، لنز و پردازش محاسباتی است تا اینکه صرفاً به عدد مگاپیکسل تکیه شود.

HDR, Color Depth, and Real-Time Processing

دامنه دینامیک و دقت رنگ اکنون به اندازه رزولوشن خام اهمیت دارند، و در این زمینه هم سونی و هم سامسونگ در حال تقویت مجموعه‌های HDR پیشرفته‌اند — اما با فلسفه‌های کمی متفاوت.

LYTIA 901 لایه‌های متعدد HDR را شامل می‌شود: DCG-HDR (Dual Conversion Gain HDR) و پشتیبانی از مبدل آنالوگ‌به‌دیجیتال Fine12bit که گرادیان غنی‌تری از تونال‌ها را ارائه می‌دهند و حتی در زوم تا 4x دینامیک رنج را حفظ می‌کنند. Hybrid Frame HDR (HF-HDR) سونی نیز فریم‌های کوتاه‌مدت و فریم‌های با بهره‌بالا را ترکیب می‌کند و در مود جمع‌شونده عملکردی بیش از 100 دسی‌بل را محقق می‌سازد. در عمل این به معنای حفظ بهتر نقاط روشن و بافت‌های ظریف سایه‌ها در صحنه‌های با کنتراست بالا مانند غروب‌ها، شب‌های شهری یا داخلی‌هایی با نور قوی پنجره است.

از آنجا که سونی رِموزائیکینگ مبتنی بر AI را مستقیماً روی سنسور اجرا می‌کند، امکان انجام تون‌مَپینگ (tone mapping) و بازسازی لبه‌ها در زمان واقعی با تأخیر بسیار کم وجود دارد. این قابلیت در مواردی مثل اسکن اسناد، ثبت متن یا تشخیص الگو که هر خط و لبه کنتراست اهمیت دارد، به‌ویژه مفید است. همچنین پردازش درون‌سنسور می‌تواند بار کمتری به ISP و SoC تحمیل کند و در نتیجه مصرف انرژی و گرمای تولیدشده را بهینه‌تر کند، هرچند این بستگی به پیاده‌سازی سخت‌افزاری هم دارد.

جعبه‌ابزار HDR سامسونگ نیز به همان اندازه پیچیده است. فناوری‌هایی مانند Smart-ISO Pro، staggered HDR و dual-slope gain (DSG) در سنسورهایی مانند HP2 و HP9 حضور دارند. HP9 تا عمق رنگ 14 بیت را پشتیبانی می‌کند که امکان ترکیب‌های رنگی تریلیون‌هاگانه و گرادیان‌های بسیار ظریف در آسمان‌ها، رنگ پوست و پس‌زمینه‌های نرم را فراهم می‌آورد. برای سازندگان محتوا و کاربران حرفه‌ای، این به معنی انعطاف بیشتر در ویرایش و پایه‌ای بهتر برای گردش‌کار ویدیوی HDR است.

به طور خلاصه، جایی که سونی روی هوش مصنوعی در سطح سنسور برای پالایش خام تصویر تمرکز می‌کند، سامسونگ یک پایه HDR انعطاف‌پذیر می‌سازد که هر OEM می‌تواند آن را بسته به پایپ‌لاین تصویری و علم رنگِ خود تنظیم کند. این تفاوت در فلسفه سبب می‌شود که خروجی نهایی تصویر بین گوشی‌های مجهز به سنسورهای متفاوت، حتی با همان اعداد فنی، تفاوت‌های ملموسی داشته باشد.

8K Video, High Frame Rates, and Slow Motion

ویدیو یکی دیگر از میدان‌های کلیدی رقابت در مسابقه ۲۰۰ مگاپیکسلی است. LYTIA 901 سونی قادر است در حالت RAW تمام ۲۰۰ مگاپیکسلی با نرخ 10 فریم بر ثانیه فیلم‌برداری کند، 30 فریم بر ثانیه در حالت 50MP (بینیگ شده) و 60 فریم بر ثانیه در حالت 12.5MP. برای ویدیو، این سنسور از 8K با نرخ 30 فریم و 4K تا 120 فریم پشتیبانی می‌کند و در عین حال امکان زوم 4x درون‌حسگری با رِموزائیکینگ کمک‌شده توسط AI را فراهم می‌آورد. این ویژگی‌ها آن را برای گوشی‌هایی که به یک دوربین اصلی واحد برای عکس و ویدیو متکی هستند بسیار جذاب می‌کند، چرا که گستره دید وسیع، میانه و زوم‌شده را بدون نیاز به تعویض مکرر لنز پوشش می‌دهد.

سامسونگ در بخش نرخ فریم‌ها فشار بیشتری را اعمال می‌کند، مخصوصاً برای موشن آهسته. ISOCELL HP2 می‌تواند تا 15 فریم بر ثانیه در 200MP برسد، در حالی که HP5 و HP9 از نرخ‌های بسیار بالایی تا 480 فریم بر ثانیه در رزولوشن Full HD، 120 فریم در 4K و 30 فریم در 8K پشتیبانی می‌کنند. در خروجی 12.5MP، HP5 و HP9 می‌توانند تا 90 فریم را نیز دستیابی کنند، امکانی که برای دستگاه‌هایی که می‌خواهند ویدیوی اسلوموشن و حالت‌های شوتینگ فوق‌العاده روان را در بازاریابی خود برجسته کنند یک مزیت آشکار است.

برای کاربران، این‌ها ترجیحی ظریف ایجاد می‌کند: LYTIA 901 سونی بر چندکاره‌بودن و زوم با کیفیت بالا در 4K تمرکز دارد، در حالی که مجموعه سامسونگ می‌تواند نرخ فریم‌های افراطی‌تر و حالت‌های تخصصی‌تر را در پرچم‌داران چندماژوله ارائه دهد. انتخاب بین این‌ها به کاربرد کاربر، تمرکز سازنده گوشی روی ویدیو یا عکس و همچنین ترجیح در تجربه کاربری نهایی بازمی‌گردد.

Different Strategies for the Next Wave of Flagships

جای‌گذاری این سنسورها چیزهای زیادی درباره مسیر بازار دوربین موبایل می‌گوید.

LYTIA 901 سونی به‌طور مشخص هدف پرچم‌دارهای پریمیومی را دنبال می‌کند که می‌خواهند تعداد دوربین‌های پشتی را کاهش دهند بدون اینکه در دسترسی یا عمق تصویر سازش کنند. فرمت بزرگ، زوم درون‌حسگری مبتنی بر هوش مصنوعی و HDR پیشرفته آن را برای گوشی‌هایی که تمایل به داشتن جزیره دوربین تمیزتر با لنزهای کمتر اما با کارکرد بیشتر دارند ایده‌آل می‌سازد. مدل‌هایی مانند Oppo Find X9 Ultra و Vivo X300 Ultra انتظار می‌رود از این رویکرد بهره ببرند و LYTIA 901 را به‌عنوان حسگر اصلی همه‌کاره برای عکس و ویدیو به کار گیرند.

پورتفولیوی ۲۰۰ مگاپیکسلی سامسونگ گسترده‌تر است. ISOCELL HP2 هدفش دوربین‌های اصلی سطح بالا در دستگاه‌هایی مانند Galaxy S25 Ultra است. HP5 به گوشی‌های رده بالای میان‌رده و پریمیوم خدمت می‌دهد که به تعادلی میان اندازه، هزینه و عملکرد نیاز دارند. HP9 به‌طور خاص برای نقش‌های تله‌فوتو و پریسکوپ در پرچم‌داران چندماژوله بهینه شده، جایی که یک سنسور جمع‌وجور اما با رزولوشن بالا برای بزرگ‌نمایی از راه دور ضروری است.

خلاصه اینکه، سونی روی همگرایی شرط بسته — یک سنسور بزرگ و هوشمند که تقریباً همه کارها را انجام می‌دهد — در حالی که سامسونگ روی تخصصی‌سازی شرط گذاشته، با سنسورهای ۲۰۰ مگاپیکسلی متفاوت که برای وظایف گوناگون بهینه‌سازی شده‌اند. برای مصرف‌کنندگان، این بدان معناست که نسل بعدی گوشی‌ها ممکن است بسیار متفاوت به نظر برسند: برخی با یک دوربین اصلی غالب که بر زوم درون‌حسگری قدرتمند متکی است، و برخی دیگر با آرایه‌ای کامل از لنزهای واید، تله‌فوتو و پریسکوپ ساخته‌شده حول اکوسیستم ماژولار ۲۰۰ مگاپیکسلی سامسونگ.

در نهایت انتخاب بین این دو رویکرد برای سازندگان گوشی و کاربران نهایی یک سوال کاربردی است: آیا ترجیح می‌دهید یک تجربه تصویربرداری یکپارچه و کم‌پیچیدگی با یک سنسور قوی داشته باشید یا یک سیستم چندماژوله انعطاف‌پذیر که امکان تنظیمات و ترکیب‌های متنوع را می‌دهد؟ هر دو مسیر نقاط قوت و ضعف مشخصی دارند و رقابت بین آن‌ها احتمالاً به نوآوری‌های بیشتر در زمینه الگوریتم‌های محاسباتی، بهینه‌سازی مصرف انرژی و طراحی لنز منجر خواهد شد.

منبع: smarti

ارسال نظر

نظرات

توربو

حالا سوال اینه: این زوم درون‌حسگری واقعا جای تله‌فوتو اپتیکال رو میگیره؟ شک دارم، مخصوصا تو نور کم… 🤔

کوینیکس

منطقیش اینه؛ ماژولار یعنی تنوع و بازار، ولی سونی احتمالا هزینه های توسعه رو پایین میاره، و برای کاربر هم ساده تر میشه.

رودکس

وای، سونی بالاخره کاری کرد که غافلگیرمون کرد! ایده سنسور واحد و AI توی خودش، جذابه ولی ببینیم تو دنیای واقعی چطوری گرم میکنه گوشی، کنجکاوم.

مطالب مرتبط