11 دقیقه
کستینگ برانیاک داغ شد: کلاس بنگ، مت اسمیت و سم راکول در فهرست
وارنر برادرز و DC Studios بهطور غیررسمی فهرست نامزدهای نهایی برای نقش برانیاک، رقیب مهم بعدی سوپرمن، را محدود کردهاند و سه نام برجسته گفته میشود در رأس فهرست قرار دارند: کلاس بنگ، مت اسمیت و سم راکول. طبق گزارش رسانه صنعتی Nexus Point News، این بازیگران در میان گزینههای کوتاهشده برای بازی در نقش آن ضدقهرمان «ماشین-ذهن» در فیلم Man of Tomorrow از جیمز گان قرار دارند — اثری که انتظار میرود نقطهعطفی در بازسازی دنیای سینمایی دیسی (DCU) باشد.
فعلاً هیچ یک از گزینههای بازیگری بهصورت رسمی تأیید نشدهاند و منابع خبری هشدار میدهند که مذاکرات هنوز در جریان است. محدودیتهای بودجهی استودیو بهعنوان یکی از عوامل احتیاط در نهاییسازی قراردادها مطرح شده است — یادآوریای از اینکه حتی فرنچایزهای بزرگ هم باید بین ستارهمحوری و هزینههای تولید تعادل برقرار کنند در حالی که مشغول بازسازی جدول سینمایی دیسی هستند.
چرا این سه بازیگر مطرح شدهاند؟
دلایل مطرح بودن هر یک از این نامها ترکیبی از پیشینه بازیگری، توانایی در ارائه حضور پیچیده و استعداد در خلق شخصیتهایی با لایههای روانی متنوع است. انتظار میرود برانیاک برای مخاطبان مدرن ترکیبی از تهدید فیزیکی و تناسب ذهنی/فکری با سوپرمن باشد؛ بنابراین انتخاب بازیگر مناسب میتواند جهتگیری کلی فیلم و حتی جهت آیندهی DCU را تحت تأثیر قرار دهد.
کلاس بنگ پس از بازی در فیلمهایی مثل The Square و نسخهٔ BBC از Dracula به انتخابی قابل اتکا برای نقشهایی بدل شده که به حضور آرام اما نگرانکننده نیاز دارند. او توانسته فضایی از عدماطمینان و تهدیدِ خاموش را خلق کند که برای یک ضدقهرمان «مغز-ماشین» مانند برانیاک میتواند بسیار مفید باشد. در The Northman اثر رابرت ایگرز، بنگ نشان داد که میتواند تهدیدی لایهدار ارائه دهد؛ تهدیدی که نه صرفاً فیزیکی است و نه تنها کلامی، بلکه از جنس نفوذ روانی و پیچیدگی انگیزشی است.
مت اسمیت انرژی متفاوتی به پروژه میآورد. او که جهانیان او را بیشتر با نقش در Doctor Who میشناسند و برای بازی در نقش پرنس فیلیپ در سریال The Crown تحسین شدهاند، نشان داده توانایی نوسان بین طنز و هراس را دارد. این دامنه بازیگری برای نقشی که میتواند هم جذاب و هم محاسبهگر سرد باشد، اهمیت دارد؛ شخصیتی که ممکن است توانِ دلربایی و متقاعدسازی هم داشته باشد و در لحظهای سرد و محاسبهگر ظاهر شود.

سم راکول حکم بازیگر غیرقابلپیشبینیِ فیلم را دارد. او که برای نقشهایش نامزدی امی و برندهٔ اسکار شده است، توانایی ترکیب کاریزماتیک با عنصری از غیرقابلپیشبینی بودن را دارد. در سه بیلبورد خارج از ابینگ، میزوری (Three Billboards Outside Ebbing, Missouri) او سنگینی دراماتیک قابلتوجهی نشان داد و در سریال The White Lotus نیز قوس داستانی قابلتوجهی داشت که توجهها را جلب کرد. حضور راکول در آثار اکشن و اقتباسی مانند Iron Man 2 و فیلمهای سیاسی-روایی مثل Vice نشان میدهد او میتواند در مواد مرتبط با کمیک بوک نیز نقشآفرینی قابلاطمینان داشته باشد.
آنچه "Man of Tomorrow" بهسوی آن حرکت میکند
جیمز گان نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی فیلم را بر عهده دارد و پس از بازطراحی نخستین قسمت سوپرمن، بازمیگردد تا قهرمان را دوباره در پیوستار سینمایی جدید DC معرفی کند. دیوید کورنسوت و نیکلاس هالت قرار است بهترتیب نقش کلارک کنت/سوپرمن و لکس لوتر را تکرار کنند، و فرانک گریلو تأیید شده که نقش Rick Flag Sr. را بازی خواهد کرد. اگرچه داستان همچنان بر رقابت کلارک و لکس ادامه خواهد داشت، گزارشها حاکی از لحظاتی از همکاری نامطمئن میان این دو است — تمی که میتواند عمق روایی فراتر از تقابل سادهٔ قهرمان-شرور بدهد.
طرفداران همچنین در حال رصد گروه بازیگران گستردهتر هستند: اخبار انحصاری قبلی اشاره داشت که احتمال حضور Supergirl با بازی میلی آلکاک، لوبو با بازی جیسون موموا و پیسمیکر با بازی جان سینا وجود دارد، که این موضوع بیش از پیش فیلم گان را به تاروپود در حال شکلگیری DCU پیوند میزند. ضبط تولید قرار است آتلانتا را در آوریل 2026 آغاز کند و تا فصل تابستان ادامه داشته باشد؛ تاریخ اکران نیز برای 9 ژوئیه 2027 برنامهریزی شده است.
انتظارها از ساختار روایی و تصویری
ترکیب جیمز گان بین مقیاس بلاکباستر و عجایبِ کمیکبوکی بهگونهای است که هم طرفداران قدیمی و هم مخاطبان جدید را پاداش میدهد. او در اثر قبلیاش نشان داد که توان ایجاد توازن بین لحظات بزرگ اکشن و دیالوگهای شخصیتمحور را دارد؛ قابلیتی که برای موفقیت Man of Tomorrow ضروری است. انتخاب برانیاک مشخص خواهد کرد که DCU به سمت علمی-تخیلی گوتیک (gothic sci-fi) متمایل میشود یا به سمت درامهای طعنهآمیز و شخصیتمحور.
از نظر بصری، برانیاک میتواند به شکلهای مختلفی در نسخهٔ سینمایی ظاهر شود: از یک هوش مصنوعی قطعاً سرد و بیاحساس تا دانشمندی تراژیک که بر اثر دانش یا تجربهٔ عملی تغییر ماهیت یافته است. هر یکی از این تفسیرها نیازمند رویکرد طراحی تولید (production design)، جلوههای ویژه تصویری (VFX) و کارگردانی بازیگر متفاوتی است؛ مثلاً برانیاکی که تمرکز بر هویت ماشین-محور دارد، نیازمند جلوههای بصری گسترده و طراحی صداسازی (sound design) خاصی خواهد بود، در حالی که تفسیر تراژیکتر میتواند بیشتر روی بازیگری و حرکات ظریف تمرکز کند.
تأثیر انتخاب بازیگر بر مسیر DCU
نقش برانیاک تنها برای فیلم Man of Tomorrow اهمیت ندارد؛ بلکه نحوهٔ حضور او میتواند بهعنوان تکیهگاهی برای کمانهای داستانی آینده در DCU عمل کند. اگر برانیاک بهصورت یک نیروی تمامعیار کیهانی معرفی شود، احتمال اتصال او به قصههایی دربارهٔ تهدیدات برونسیارهای و فناوریهای فراتر از فهم بشر افزایش مییابد. از سوی دیگر، اگر او در قالب یک دانشمند فاسد یا یک هوش مصنوعی با انگیزههای انسانی معرفی شود، این امکان وجود دارد که داستانهای تعارض اخلاقی، سوالات هویتی و تعاملات پیچیده با کاراکترهایی مثل لکس لوتر و سوپرگرل شکل بگیرد.
در هر حالت، تصمیم نهایی بازیگری میتواند لحن جهان جدید دیسی را تعیین کند: تمی تاریک و علمی-تخیلی، یا نگاهی تلخ و شخصیتمحور. برای سازندگان، انتخاب بازیگری که هم جذابیت تجاری داشته باشد و هم توانایی جذب مخاطب به سطوح عمیقتر داستانی را دارا باشد، یک ضرورت است.
زمینه و انتظارات تجاری
این تلاش برای کستینگ پس از راهاندازی موفق و تاثیرگذار سوپرمن در تابستان گذشته رخ داده است؛ فیلمی که بهعنوان اولین محصول دورهٔ جدید DC عرضه شد — فیلمی با بودجهٔ 225 میلیون دلار که در سطح جهانی 616 میلیون دلار فروش داشت. چنین عملکردی، در کنار گسترش تصویری دنیای مشترک (از فصل دوم Peacemaker تا پروژههای پیش روی Lanterns و Supergirl)، فشار بیشتری روی Man of Tomorrow میگذارد تا هم چشمگیر باشد و هم درگیرکنندهٔ شخصیتمحور.

از منظر اقتصادی، استودیوها اکنون در محاسبات خود به ترکیبِ فروش بلیط، درآمد جانبی از محصولات، پخش دیجیتال و اتحادهای جهانی توجه میکنند. سرمایهگذاری در یک شخصیت شرور بزرگ مانند برانیاک میتواند بازدهی بالایی داشته باشد اگر شخصیت و روایتِ مرتبط با او توان جذب مخاطب و ایجاد فرنچایز را داشته باشند. اما هزینههای تولید، مخصوصاً در آثار پر جلوهٔ بصری و با بازیگران سطح بالا، میتواند ریسک مالی را بالا ببرد؛ بنابراین مذاکراتی که منابع از آن صحبت میکنند، احتمالاً شامل بندهایی دربارهٔ حقوق بازیگر، حضور در تبلیغات و احتمالات صدور لایسنس است.
چالشها و فرصتهای کستینگ
- تعادل بین چهرهٔ شناختهشده و تناسب هنری: استودیوها معمولاً میکوشند بازیگرانی را انتخاب کنند که هم توان هنری لازم را داشته باشند و هم بخت جذب تماشاگر از طریق نام و شهرت را.
- محدودیتهای بودجه: قیمت نقشها، بهویژه برای ضدقهرمانان قدرتمند، میتواند بالا باشد؛ بنابراین مذاکرهها اغلب پیچیده و زمانبر میشود.
- تطبیق با دیدگاه کارگردان: جیمز گان دیدگاه مشخصی دارد و هر بازیگری که انتخاب شود باید با جهت هنری او همخوانی داشته باشد.
- پیوند به آیندهٔ قصهها: انتخاب بازیگری که قابلیت ورود به داستانهای آتی و تعامل با دیگر قهرمانان و ضدقهرمانان را داشته باشد، برای استراتژی درازمدت DC اهمیت دارد.
تفسیرهای ممکن از شخصیت برانیاک
در کمیکها، خاستگاه برانیاک بین یک دشمن سردِ هوش مصنوعی تا دانشمندی تراژیک که توسط دانش خود فاسد شده متغیر بوده است. این دامنه امکانات سینمایی متعددی فراهم میکند:
- برانیاک بهعنوان هوش مصنوعی: در این روایت، برانیاک میتواند نمایندهٔ تهدید فناوری و اخلاق در استفاده از هوش مصنوعی باشد — موضوعی که در عصر کنونی اهمیت اجتماعی و فلسفی زیادی دارد.
- برانیاک بهعنوان دانشمند فاسد: این مسیر تمرکز را به سمت فردیت، حسرتها و انگیزههای انسانی میبرد و امکان خلق تضاد اخلاقی و تراژیک را افزایش میدهد.
- هیبرید زیستی-ماشینی: ترکیب عناصر بشری و ماشینی که برانیاک را در مرز میان انسان و فناوری قرار میدهد؛ این انتخاب میتواند جلوههای بصری جالب و بحثهای هویتی جذاب تولید کند.
هر یک از این دیدگاهها نیازمند تصمیمات خلاقانه در طراحی لباس و جلوههای ویژه، تدوین فیلمنامه و کارگردانی بازیگران است؛ و همانطور که منتقدان اشاره کردهاند، جهتگیری نهایی میتواند لحن کلی DCU را شکل دهد.
جمعبندی موقت و پیامدها
چه بنگ، اسمیت، راکول — یا گزینهٔ دیگری — نقش را به دست آورند، طرفداران میتوانند منتظر نسخهای از برانیاک باشند که هم به لحاظ روانی رقیبی شایسته برای سوپرمن است و هم از نظر تهدید فیزیکی توان مقابله با او را دارد. انتخاب نهایی نه تنها Man of Tomorrow را شکل میدهد، بلکه میتواند نقشی محوری در مسیرهای داستانی آتی DCU ایفا کند.
در مجموع، این کستینگ آزمونی است برای تعادل میان انتظار تجاری و نیازهای هنری: آیا DCU با آوردن یک بازیگر خوشنام و با عمقِ بازیگری میتواند برانیاک را بهگونهای معرفی کند که هم مورد پذیرش عموم و هم مورد تحسین منتقدان باشد؟ پاسخ به این سوال در نتیجهٔ مذاکرات و نهایتاً انتخاب نهایی بازیگر پنهان است. در چند ماه آینده، هر خبر رسمی یا نهایی شدن قرارداد میتواند نشانهٔ روشنی از جهتگیری روایی و بصری Man of Tomorrow باشد.
نکتهٔ کوتاه تاریخی: منشأ کمیکی برانیاک بین یک هوش مصنوعی بیرحم تا دانشمندی که بهخاطر دانشش تغییر یافته متغیر بوده است — این انعطاف در منابع اولیه به سازندگان فیلم فضای قابل توجهی برای بازآفرینی و مدرنسازی شخصیت میدهد.
در نهایت، طرفداران و تحلیلگران سینمایی باید منتظر اخبار رسمی مبنی بر نهایی شدن کستینگ باشند، اما آنچه تا امروز میدانیم نشان میدهد که انتخاب برانیاک میتواند تأثیر عمیقی بر نحوهٔ پیشبرد داستانهای شخصیتهای کلیدی DC از جمله سوپرمن، لکس لوتر و سوپرگرل داشته باشد.
منبع: smarti
نظرات
دانیکس
اگر راکول بیاد عالیه، ولی بودجه چطور؟ نکنه آخرش یه برانیاک آبکی بدن که صرفا جلوه داشته 😅
اسکایاسپین
یه بار تو پروژهای یه بازیگر کمهزینه ولی مناسب گرفتن، کلی کشش داستانی اضافه شد؛ امیدوارم استودیو فقط دنبال اسم بزرگ نباشه
رضا
خوبه که گزینهها بازیگرمحورن، یعنی احتمال روایتِ شخصیتمحور هست؛ اما سوالِ اساسی اینه: میخوان برانیاک رو علمی-تخیلی گوتیک بسازن یا تراژدی انسانی؟
بایونیکس
اسمیت برای من بهترینِ گزینهس، بازی چندوجهی و نوسان بین طنز و وحشت داره، خیلی مناسب نقشِ مغز-ماشین
وی۸رایدر
صادقانه بگم، گاهی این لیستها بیش از حد هایپ میشن، اما راکول میتونه پیچیدگی بده، بنگ هم سبکِ خاص داره، اسمیت هم کارش مشخصه
کوینپالس
این خبر واقعیه یا شایعه؟ مذاکرات هنوزه، پس چرا اسامی اینقدر زود لو رفته؟ بودجه هم که نگرانکننده ست
اتماکس
وااای، بنگ یا اسمیت یا راکول؟ هرکدوم باشن، برانیاک میتونه ترسناک و جذاب باشه... امیدوارم فیلم طرفِ ریسک بره
ارسال نظر