8 دقیقه
James Cameron on a Changing Movie Landscape
جیمز کامرون مدتهاست که بیپروا از تجربهٔ سینمایی در پردهٔ بزرگ دفاع کرده است. در مراسم اولین نمایش اروپایی «آواتار: آتش و خاکستر» و در مصاحبهای اخیر با مجلهٔ Empire، کارگردان نگرانی فزایندهای را نسبت به نحوهٔ مصرف فیلمها توسط مخاطبان ابراز کرد. او به افزایش راحتی تماشاگران با پلتفرمهای استریمینگ و فرهنگ بیشپخش (binge-watching) اشاره کرد و گفت که بسیاری از بینندگان به تماشای محتوایی که پلتفرمها سرو میکنند عادت کردهاند، به جای آنکه دنبال تجربهٔ جمعی و بیوقفهای باشند که تنها سینما میتواند فراهم کند.
Why theatrical storytelling still matters to him
برای کامرون، سینما یک مسیر پیوسته و فرورونده است: محیطی کنترلشده که دید، صدا و توجه جمعی تماشاگران را به دنیایی دیگر میکشاند. او این تجربهٔ یکپارچه را با تماشای خانگی مقایسه میکند، جایی که مکثها، چندوظیفگی همزمان، سفارش غذا و چتهای گروهی تجربه را تکهتکه میکنند. کامرون تاکید میکند که برخی فیلمها شایستهٔ توجه کامل و متمرکز هستند — دقیقاً به همین دلیل او همچنان فیلمهایی میسازد که برای پردهٔ بزرگ، ترکیببندی تصویری پیچیده و صدای پریمیوم مانند دالبی اتموس (Dolby Atmos) بهینهسازی شدهاند. از نگاه فنی، کارگردانی که برای تجربهٔ سینمایی میسازد باید نسبت به پارامترهایی مانند نسبت تصویر (aspect ratio)، فرکانس فریم و میکس صدای فضایی آگاهی داشته باشد؛ اینها عناصری هستند که در سالن سینما میتوانند بیشترین تاثیر احساسی و فرورونده را تولید کنند، اما در محیط خانه و با سیستمهای نهچندان پیشرفته ممکن است دچار افت کیفیت شوند.
Surprising praise: K-Pop Demon Hunters
با وجود نگرانیهایش، کامرون اذعان کرد که از سریال انیمیشنی Netflix به نام K-Pop Demon Hunters لذت برده است. این تمجید نشان میدهد حتی کارگردانانی که تجربهٔ سینمایی و نمایشهای بصری عظیم روی پردهٔ بزرگ را در اولویت قرار میدهند، میتوانند از خلاقیت و صنعت هنری پلتفرمهای استریمینگ و انیمیشن بینالمللی قدردانی کنند. این مجموعه ترکیبی از رقصهای پرانرژی، انیمیشن براق و روایت مبتنی بر موسیقی است — عناصری که قابلیت پخش شدن ویروسی در فضای مجازی را دارند و گسترهٔ فرهنگی محتوای متاثر از کی-پاپ را برجسته میکنند. همچنین باید به نقش طراحی شخصیت، انتخاب آهنگها و هماهنگی میان تصویر و موسیقی اشاره کرد که باعث میشود سریال به سرعت در میان طرفداران موسیقی و انیمیشن محبوب شود.

Comparisons and context
دیدگاه کامرون پژواکی است از نظرات سازندگان بزرگ دیگری مانند کریستوفر نولان و دنی ویلنوو که آنها نیز اکران سینمایی را بهعنوان رویدادی فرهنگی محافظت میکنند. اما صنعت فیلمسازی بهطور قابل توجهی تغییر کرده است: استودیوها اکنون بین پنجرهٔ اکران (theatrical window)، انتشار همزمان در سینما و پلتفرم (day-and-date)، و انتشارهای اختصاصی در سرویسهای استریم توازن برقرار میکنند. این تغییرات ناشی از فشار اقتصادی، تغییر رفتار مصرفکننده و پیشرفت فناوری توزیع است. سریالها و فیلمهای انیمیشنی روی Netflix، Amazon و سایر سرویسها نشان دادهاند که میتوانند به سرعت مخاطبان جهانی بسازند و اغلب مباحث و هنر طرفداری (fan art) را در شبکههای اجتماعی به راه اندازند، موضوعی که قبلاً مختص به اکرانهای سینمایی بزرگ بود.
Trivia and fan reaction
سریال K-Pop Demon Hunters یک پایگاه طرفداری فعال در پلتفرمهایی مانند X و TikTok ایجاد کرد و بینندگان از طراحی رقصها، موسیقی متن و طراحی کاراکترها تمجید کردند. در پشت صحنه گزارش شده که این مجموعه زیباییشناسی پاپ کرهای را با سبک انیمهای تلفیق میکند — رویکردی هیبرید که آن را در میان تولیدات معاصر استریمینگ متمایز میسازد. از نظر بازاریابی، این نوع ترکیببندی قابلیت تبدیل شدن به تِرند را دارد؛ زیرا کلیپهای کوتاه رقص، صحنههای جذاب بصری و قطعات موسیقایی میتوانند در شبکههای اجتماعی با سرعت بالا منتشر و بازنشر شوند، الگویی که برای ارتقای برندهای سرگرمی و جذب مخاطب جوان بسیار موثر است.
اظهارات کامرون ترکیبی از احتیاط و تحسین است: احتیاط نسبت به از دست رفتن آیین و رسم تماشای جمعی در سالن تاریک سینما، و تحسین نسبت به روایتهای تازه و خلاقانه هر جا که ظاهر شوند. چه شما با نوستالژی کارگردان برای سالنهای سینما موافق باشید و چه به راحتی استریم و دسترسی فوری ارج مینهید، این گفتگو یک حقیقت کلیدی را برجسته میکند: راههای تماشا در حال تغییرند و خالقان محتوا روشهای خود را برای دسترسی به مخاطبان روی صحنهها و پلتفرمهای مختلف تطبیق میدهند. این تحول نهتنها در شکل توزیع بلکه در فرایند خلق محتوا نیز اثرگذار بوده است؛ برای مثال، تولیدکنندگان انیمیشن اکنون با آگاهی از پتانسیل ویروسی شدن، صحنهها و قطعات موسیقایی قابل اشتراکگذاری طراحی میکنند، یا در تولیدات سینمایی از میکسهای صوتی چندکاناله و فرمتهای تصویری وسیعتر استفاده میشود تا تجربهٔ سینمایی حفظ گردد.
از منظر اقتصادی نیز، مدلهای درآمدی متنوع شدهاند: فروش بلیتهای سینما هنوز هم برای فیلمهای پرفروش منبع درآمد اصلی است، در حالی که سرویسهای استریمینگ از طریق اشتراک ماهانه، تبلیغات، و گاهی عرضهٔ پرداخت در ازای مشاهده (PVOD) سودآوری میکنند. تولیدات بینالمللی، بهویژه انیمیشن و محتواهای موسیقایی-محور، نشان دادهاند که میتوانند با کمترین هزینه تبلیغات سنتی، از طریق تعاملات کاربر-محور و محتوای تولیدشده توسط طرفداران (UGC) به رشد جهانی دست یابند. این وضعیت باعث شده است که لایحههای اکران و قراردادهای توزیع برای سازندگان مستقل و استودیوهای بزرگ بازنویسی شود.
جنبهٔ فرهنگی این تغییر نیز مهم است: محتوای کی-پاپ و انیمهای-الهام گرفته از آن، الگویی از انتقال بینفرهنگی ارائه میدهد که با زبان مشترک موسیقی و تصویر سریعتر از گذشته مخاطب جهانی را جذب میکند. این روند نشان میدهد که مرزهای جغرافیایی در فرهنگ پاپِ معاصر کمرنگتر شده و پلتفرمهای استریمینگ نقش مهمی در انتشار و شکلدهی به این فرهنگ ایفا میکنند.
در حوزهٔ فناوری سینما، سرمایهگذاری بر فرمتهای تصویری پیشرفته (مانند IMAX و فرمتهای با نسبت تصویر گسترده)، و همچنین میکسهای صوتی پیشرفته (Dolby Atmos, DTS:X) از سوی کارگردانانی مانند کامرون، نولان و ویلنوو نشاندهندهٔ تلاش برای حفظ مزیت سینما بهعنوان بهترین محیط برای تجربهٔ تئاتری است. این فناوریها امکان خلق حس حضور و واقعیتنمایی بیشتری را فراهم میکنند که در خانه، حتی با تجهیزات خوب، به سختی قابل بازتولید هستند. در نتیجه، برخی کارگردانان بهطور هدفمند فیلمهایی میسازند که «نیاز» به پردهٔ بزرگ دارند و این نیاز را در بازاریابی و گفتگوهای رسانهای برجسته میکنند.
با وجود این، فضای استریمینگ نیز فرصتهای جدیدی برای نوآوری روایتپردازی ایجاد کرده است: فرمتهای سریالی طولانیتر امکان پرداخت دقیقتر به شخصیتها و جهانسازی گستردهتر را فراهم میکنند؛ در حالی که فیلمهای کوتاه یا متوسط روی پلتفرمها میتوانند مخاطبان مخصوص به خود را جذب کنند. همین تفاوت در قالبها باعث شده است که هنرمندان و استودیوها استراتژی چندجانبهای را دنبال کنند تا در هر دو بستر سینما و استریم دیده شوند و از هر دو مدل درآمدی بهرهمند شوند.
در پایان، بحث حول محور این است که چه چیزی «بهترین» تجربهٔ تماشاست: آیا تجربهٔ جمعی و دقیق در سالن تاریک که با صدا و تصویر بهینه همراه است، یا دسترسی فوری، راحتی و تنوع محتوای پلتفرمهای استریمینگ؟ پاسخ احتمالا ساده نیست؛ دو منظر میتوانند همزمان وجود داشته باشند. آنچه اهمیت دارد این است که سازندگان، توزیعکنندگان و در نهایت مخاطبان، آگاهانه انتخاب کنند که کدام فرمت برای هر اثر هنری مناسبتر است؛ و این آگاهی به تصمیمات خلاقانه و اقتصادی جدیدی منجر میشود که چشمانداز صنعت سینما و محتوای دیجیتال را شکل میدهد.
منبع: smarti
نظرات
پمپزون
حس میکنم کمی اغراقه، همه چیز لازم نیست روی پرده بزرگ باشه. با این حال Dolby Atmos واقعا تجربهس متفاوت
بیونیکس
من تو تولید انیمیشن کار کردم، نسبت تصویر و میکس صدا واقعاً تاثیره، کامرون حرف فنی میزنه ولی استریم هم کلی فرصت خلاقانه میده
امیر
موافقم، بعضی فیلمها واقعا باید تو سینما دیده بشن. اما همه که نه، نباید اغراق کرد
تریپمای
این واقعاً مشکله؟ استریم راحتتره و دسترسی فوری، اما آیا واقعاً آدما عادت میکنن که دیگه جمعی برن سینما؟ 🤔
دیتاپالس
واقعا؟ کامرون هم K-Pop Demon Hunters رو دوست داشته؟ تعجب کردم ولی حرفش درباره سینما رو هم قبول دارم... تجربه پرده بزرگ یه چیز دیگهاس
ارسال نظر