10 دقیقه
تحقیقات جدیدی از دانشگاه ییل یک توضیح بیوشیمیایی روشن برای یک واقعیت مشاهدهشده طولانیمدت ارائه میدهد: ورزش منظم خطر ابتلا به سرطان را کاهش میدهد. در موشهایی که تومورهای پستان یا ملانوما داشتند، فعالیت بدنی نحوه تخصیص گلوکز و انرژی در بدن را تغییر داد؛ بهطور مؤثر متابولیسم عضلانی را تقویت کرد و همزمان سوخت در دسترس برای تومورها را محدود ساخت. نتیجه رشد کندتر تومورها بود، بهویژه در حیواناتی که در رژیمهای پُرچرب بودند و بهصورت داوطلبانه فعالیت داشتند.
چگونه آزمایش طراحی شد و محققان چه چیزهایی را اندازهگیری کردند
تیمی به رهبری پزشک-دانشمند بروکس لیتنر فعالیت متابولیک را در موشهایی که تومورهای پستان یا ملانوما به آنها پیوند شده بود ردیابی کردند. حیوانات براساس رژیم غذایی و سطح فعالیت تقسیمبندی شدند: برخی به چرخ دویدن دسترسی داشتند و برخی کمتحرک باقی ماندند. پژوهشگران از ردیابهای مولکولی استفاده کردند که نشان میدهند گلوکز در بافت زنده کجا متابولیزه میشود و به این ترتیب توانستند نقشه جریان انرژی بین ارگانها، عضلات و تومورها را ترسیم کنند.
طی چهار هفته، موشهای فعال با رژیم پُرچرب کاهش چشمگیری در اندازه تومور نسبت به همتایان کمتحرک نشان دادند. همانطور که نویسندگان اشاره میکنند، «موشهای چاقی که پس از تزریق تومور چهار هفته بهصورت داوطلبانه چرخ دویدند، تقریباً ۶۰ درصد کاهش اندازه تومور را نشان دادند.» تومورها بهطور مداوم در موشهایی که ورزش کردند کوچکتر بودند. دادههای نشاندادهشده در اینجا مربوط به موشهایی است که تومورهای ملانوما داشتند. (Leitner et al., PNAS, 2025)
برای افزایش دقت، تیم از چندین شاخص متابولیک و تصویربرداری مولکولی استفاده کرد تا تغییرات در استفاده از گلوکز، اسیدهای چرب و آمینواسیدها را بین بافتها بررسی کند. آنها جریان و تغییرات زمانیِ متابولیسم را ثبت کردند تا مشخص شود آیا تخصیص سوخت بلافاصله پس از شروع ورزش تغییر میکند یا نیازمند تمرین طولانیمدت است. همچنین وزن، سطح قند خون ناشتا و شاخصهای التهابی سیستمیک را در فواصل منظم اندازهگیری کردند تا تصویر جامعتری از وضعیت متابولیک کل بدن بهدست آورند.
آنچه دادههای متابولیک نشان میدهند
ردیابهای مولکولی نشان دادند که ورزش گلوکز را به سمت ماهیچههای اسکلتی هدایت میکند و مصرف آن در تومورها را کاهش میدهد. سلولهای عضلانی با ورزش مداوم از نظر متابولیکی فعالتر میشوند و گلوکز و سایر منابع انرژی را بیشتر میسوزانند. تومورها که بهویژه برای رشد سریع خود به گلوکز وابستهاند، از این منبع آماده محروم میشوند و به حالتی با استرس متابولیک بالا وارد میگردند.

تومورها بهطور مداوم در موشهایی که ورزش کردند کوچکتر بودند. دادههای نشاندادهشده در اینجا مربوط به موشهایی است که تومورهای ملانوما داشتند. (Leitner et al., PNAS, 2025)
در سطح ژنتیکی، تیم ۴۱۷ ژن مرتبط با متابولیسم را شناسایی کرد که در موشهای فعال در مقایسه با موشهای لاغر و کمتحرک بهصورت متفاوتی بیان میشدند. یکی از تغییرات قابل توجه کاهش فعالیت مسیر پروتئینی mTOR درون تومورها بود. mTOR تنظیمکننده مرکزی رشد سلولی و متابولیسم است؛ کاهش فعالیت آن میتواند تکثیر و بقای تومور را محدود کند. این نتایج در کنار هم، گلوکز را بهعنوان یک میانجی کلیدی متابولیک در اثرات ضدتوموری ورزش معرفی میکنند و مسیر مولکولیای را نشان میدهند که فعالیت بدنی ممکن است از طریق آن پیشرفت سرطان را کند کند.
جزئیات بیشتر نشان میدهد که همراه با کاهش مصرف گلوکز در تومورها، تغییرات دیگری در مسیرهای متابولیک مشاهده شد: افزایش بیان ژنهای مرتبط با اکسیداسیون چربی در عضلات، تغییرات در مسیرهای تنظیمکننده استرس اکسیدی و تغییرات در متابولیسم اسیدهای آمینهای که برای رشد تومورها اهمیت دارند. این مجموعه تغییرات نشان میدهد که ورزش نه فقط یک منبع انرژی را جابهجا میکند، بلکه شبکههای متابولیک را بازآرایی میکند تا محیط سیستمی کمتری برای رشد سریع تومور فراهم آورد.
چرا این یافتهها برای پیشگیری و درمان بالقوه اهمیت دارند
این یافتهها نشان نمیدهد که ورزش بهتنهایی میتواند سرطان را پیشگیری کند یا درمان نماید. سرطان بیماریای چندوجهی است که عوامل ژنتیکی، محیطی و ایمنی در آن نقش دارند. با این حال، این مطالعه یک لایه مکانیکی قدرتمند به شواهد اپیدمیولوژیک اضافه میکند که سبک زندگی فعال میتواند شیوع و مرگومیر ناشی از سرطان را کاهش دهد. اثر در دو نوع تومور در موشها دیده شد که نشان میدهد فواید متابولیک ورزش ممکن است محدود به یک نوع سرطان خاص نباشد.
برای سیاستگذاری پیشگیری و توصیههای بالینی، این دادهها اهمیت بالینی بالقوهای دارند. اگر ورزش میتواند از طریق تغییر تخصیص گلوکز و سرکوب مسیرهای مانند mTOR تومورها را مهار کند، افزودن برنامههای ورزشی ساختاریافته به مشاوره پیشگیرانه یا بهعنوان مکمل درمانهای استاندارد ممکن است مفید باشد. با این حال، باید تأکید شود که ترجمه این نتایج از مدلهای حیوانی به انسان نیازمند مطالعات بالینی دقیق است.
محققان همچنین به مسائل مربوط به دوز و زمانبندی اشاره میکنند. رابطه متابولیک بین عضلات و تومورها و ظرفیت ورزش برای کند کردن رشد تومور ممکن است به مدت و فرکانس تمرینات وابسته باشد. موشهایی که دو هفته قبل از پیوند تومور ورزش کرده بودند نیز تومورهای کوچکتری نسبت به موشهای کمتحرک توسعه دادند که نشان میدهد تناسب اندام موجود یا فعالیت زودهنگام ممکن است حفاظتآور باشد. این نکته برای طراحی مداخلات پیشگیرانه و برنامههای توانبخشی پس از تشخیص سرطان اهمیت دارد.
از منظر ترجمهای (ترنسلاتیونال)، این تغییرات متابولیک به خطوط درمانی بالقوهای اشاره دارند. اگر بتوان راههایی پیدا کرد که اثرات ورزش بر جابجایی گلوکز و سرکوب مسیرهایی مانند mTOR را شبیهسازی کنند، ممکن است بیماران ناتوان یا بستری که قادر به انجام فعالیت بدنی منظم نیستند نیز از مزایای ضدتوموری بهرهمند شوند. این ایده منجر به توسعه داروها یا ترکیبهای درمانی میشود که مسیرهای مولکولی اصلاحشده توسط ورزش را هدف میگیرند؛ برای نمونه، مهارکنندههای mTOR یا عوامل متابولیکی دیگر میتوانند با محرکهای متابولیک ترکیب شوند تا اثرات مشابهی ایجاد کنند.
از سوی دیگر، این یافتهها میتوانند در طراحی مطالعات بالینی راهنمایی کنند: تعیین نوع، شدت و مدت ورزش لازم برای دستیابی به تغییرات متابولیکی مطلوب، و نیز شناسایی نشانگرهای زیستی (بیومارکر) که نشاندهنده پاسخ تومور به مداخلات ورزشی هستند. این بیومارکرها میتوانند شامل سطوح گلوکز توموری قابل تصویربرداری، تغییرات بیان ژنهای مرتبط با mTOR یا نشانگرهای استرس متابولیک در بافت توموری باشند.
گامهای بعدی: آزمون نتایج در انسان
سؤال بزرگ این است که آیا همان جابجایی گلوکز و تغییرات بیان ژن در انسان هم رخ میدهد یا خیر. تیم ییل قصد دارد کار خود را به تومورهای انسانی گسترش دهد و مطالعات کنترلشدهای انجام دهد که نوع، شدت و مدت ورزش را متغیر قرار دهد. این مطالعات انسانی روشن خواهد کرد که چگونه سطوح تناسب اندام مسیرهای مولکولی را که با ورزش تغییر میکنند تحت تأثیر قرار میدهند و آیا میتوان از این مسیرها بهصورت درمانی بهره برد.
مطالعات انسانی باید چند جنبه را همزمان در نظر بگیرند: تنوع جمعیتی (سن، جنس، وضعیت متابولیک)، نوع سرطان و مرحله آن، همچنین تعاملات با درمانهای استاندارد مثل شیمیدرمانی، پرتودرمانی و ایمونوتراپی. مثلاً ممکن است ورزش برخی از اثرات داروها را تقویت یا تضعیف کند یا بر توزیع دارو در بافت تأثیر بگذارد؛ بنابراین آزمونهای بالینی کنترلشده و کارآزماییهای تصادفیشده مورد نیاز است تا ایمنی، اثربخشی و تعاملات درمانی ارزیابی شوند.
علاوه بر کارآزماییهای بالینی، مطالعات مشاهدهای با استفاده از بیوبانکها و نمونههای پاتولوژی بیمار میتوانند اطلاعات ارزشمندی ارائه دهند. اندازهگیری نشانگرهای متابولیک در نمونههای بافتی پیش و پس از مداخله ورزشی، تصویربرداری متابولیک مبتنی بر PET برای مشاهده مصرف گلوکز توموری و تحلیلهای تکسلولی برای بررسی تغییرات در بیان ژن میتوانند چارچوبی دقیق برای ترجمه نتایج موشها به انسان فراهم کنند.
دیدگاه کارشناسان
«این مقاله تصویر متابولیکی ملموسی از چگونگی مبارزه فعالیت بدنی با سرطان به ما میدهد»، میگوید یک آنکولوژیست بالینی آشنا با این مطالعه. «ما قبلاً ورزش را برای سلامت کلی توصیه میکردیم؛ اکنون دلایل مکانیکی بیشتری برای بررسی آن بهعنوان مکمل درمان وجود دارد، بهویژه وقتی مسیرهای متابولیکی مانند mTOR درگیر هستند.»
بهطور کلی، دادههای موش نشان میدهد که فعالیت بدنی منظم متابولیسم کل بدن را طوری بازآرایی میکند که میتواند رشد تومور را محدود کند. برداشت بالینی فوری همچنان محتاطانه است — ورزش مفید است اما درمانی مستقل نیست — با این حال سرنخهای متابولیکی که در این مطالعه کشف شدهاند درهای جدیدی برای استراتژیهای پیشگیری و داروهایی که اثر «گرسنگیرساندن» به تومور را تقلید میکنند، باز میکنند.
نکته کلیدی برای خوانندگان و تصمیمگیرندگان سلامت عمومی این است که نتیجهگیریهای این مطالعه نباید بهصورت سادهانگارانه به معنی «ورزش درمان سرطان است» تعبیر شود. بلکه پیام علمی آن این است که ورزش میتواند نقش مهمی در کاهش ریسک و کند کردن پیشرفت تومور از طریق تغییرات متابولیک داشته باشد و این نقش ممکن است در طراحی مداخلات ترکیبی پزشکی و پیشگیرانه مؤثر باشد. از منظر سیاستگذاری سلامت، ادغام برنامههای فعالیت بدنی ساختاریافته در برنامههای بهداشتی عمومی و مراقبتهای ویژه بیماران پرخطر میتواند نتایج بلندمدتی برای کاهش بار سرطان در جمعیت ایجاد کند.
در پایان، مطالعه ییل نقطه عطفی در فهم مکانیزمهای زیربنایی اثرات ورزش بر سرطان است. این کار نه تنها اهمیت فعالیت بدنی را برای سلامت عمومی تأیید میکند، بلکه مسیرهای مولکولی مشخصی را معرفی میکند که میتوانند هدف تحقیقات دارویی و طراحی مداخلات بالینی آینده قرار گیرند. ترکیب مطالعات پایه، مدلهای حیوانی و مطالعات بالینی انسانی در سالهای آینده برای ترجمه این دستاوردها به نتایج مؤثر بالینی ضروری خواهد بود.
منبع: sciencealert
نظرات
اتو_ر
خوبه ولی یه کم اغراقه، موشها همیشه مث انسان نیستن. همچنین اگه بیمار نمیتونه ورزش کنه، چی؟ داروهای مشابه لازمه.
کوینپی
خلاصهش: ورزش متابولیسم رو بازآرایی میکنه و شاید تومورها رو گرسنه کنه. مفید ولی نه درمان قطعی.
پمپزون
من تو فامیلامون دیدم بعد ورزش مداوم حال بیمار بهتر شد، شاید یه چیزی تو متابولیسم تغییر میکنه، باید کارآزمایی بدن
آرش
آیا تو انسان هم همین اتفاق میوفته؟ موش خوبه اما ترجمهاش سخته، مخصوصا با داروها. کسی میدونه چه ورزشی و چند؟؟
لابکور
به نظر منطقیه، عضلات جنگنده مثل یه فیلتر انرژی عمل میکنن. ولی باید رو انسان هم بررسی کنن.
دیتاوو
وااای، یعنی ورزش میتونه عملاً گلوکز رو از تومور بدزده؟ این خیلی امیدوارکنندهست، مخصوصاً برای کسایی که اضافهوزن دارن.
ارسال نظر