آیا رویای بلندپروازانه فیلم فضایی تام کروز پایان یافت؟

گزارشی از شایعات لغو فیلم فضایی تام کروز با همکاری داگ لیمن، ناسا و SpaceX؛ بررسی موانع سیاسی، لجستیکی، بیمه‌ای و پزشکی و تأثیر آن بر آیندهٔ فیلمبرداری در مدار و سینمای فضایی.

6 نظرات
آیا رویای بلندپروازانه فیلم فضایی تام کروز پایان یافت؟

9 دقیقه

پایان رویای بلندپروازانه؟

شایعاتی که این هفته منتشر شد حاکی از آن است که پروژه‌ای که قرار بود تام کروز را در یک فیلم فضایی همراه با کارگردان داگ لیمن، شرکت SpaceX و ناسا نشان دهد — یک همکاری پُرآوازه و پرهزینه — عملاً لغو شده است. این پروژه که نخست حدود پنج سال پیش اشاره‌ای به آن شد، وعده یک ماجراجویی اکشن با بودجه حدود ۲۰۰ میلیون دلار را داد که بخشی از فیلمبرداری آن قرار بود در مدار زمین انجام شود. ایده‌ای جسورانه و بی‌سابقه در هالیوود به‌نظر می‌رسید: ستاره‌ای در ردهٔ A که در شرایط واقعی میکروجاذبه بازی می‌کند و جلوه‌ای از سینمای فضایی واقعی ارائه می‌دهد. اما بر اساس گزارش‌های اخیر، مجموعه‌ای از موانع سیاسی، مشکلات لجستیکی پیچیده و تداخل برنامه‌ها ممکن است این پروژه را قبل از آنکه دوربین‌ها زمین را ترک کنند، متوقف کرده باشد. در متن این گزارش‌ها، عواملی مانند هماهنگی‌های فدرال لازم با نهادهای فضایی، مجوزهای ویژه دولتی و نگرانی‌های مرتبط با امنیت و بیمه بارها مطرح شده‌اند؛ مسائلی که همگی نشان می‌دهد تولید فیلم در مدار، فراتر از چالش‌های معمول یک تولید سینمایی است و نیازمند تعامل بین دولت، شرکت‌های خصوصی فضایی و استودیوهاست.

چه چیزهایی ظاهراً اشتباه پیش رفت

منابعی که به رسانه‌های سینمایی اطلاع داده‌اند ادعا می‌کنند که این تولید نیازمند هماهنگی فدرال با ناسا و اخذ مجوزهای خاصی بوده که در عمل با ساختار و سیاست‌های دولت ایالات متحده درگیر می‌شود. سیاست‌ورزی و مناسبات بین‌المللی و داخلی گویا گفتگوها را پیچیده‌تر کرده است — از جمله ادعاهایی که می‌گوید روند دریافت تأییدیه می‌توانست مستلزم عبور از ساختارهای اداری یا دولت‌هایی باشد که تام کروز ترجیح می‌داد با آن‌ها درگیر نشود. در سمت عملیاتی نیز بحث‌هایی همچون هزینه‌های مأموریت، بیمه‌نامه‌های چند میلیون دلاری، و تاییدیه‌های پزشکی تبدیل به نقطه‌نظرهای بحرانی شدند. برخی گزارش‌ها حتی حاکی بود که داگ لیمن در آزمون‌های پزشکی لازم برای سفر به فضا موفق نبوده است؛ گزارشی که اگر درست باشد، یکی از موانع مستقیم برای ادامه پروژه به شمار می‌آید. به این موارد باید تداخل ناگزیر برنامه‌های کاری و فیلمبرداریِ هم‌زمان تام کروز و داگ لیمن را افزود که برنامه‌ریزی و تخصیص زمان برای چنین مأموریتی را عملاً پیچیده‌تر می‌کرد. مجموع این عوامل، موانع متعددی پدید آورد که همزمان و به‌صورت همپوشان هم کار را دشوار کردند و نشان دادند که حتی ایده‌های بزرگ سینمایی هم می‌توانند در مقابل واقعیت‌های سیاسی، پزشکی و مالی زمین‌گیر شوند.

این بدان معنا نیست که چنین ایده‌ای بی‌سابقه یا ناممکن بوده است؛ کارگردانان و تولیدکنندگان سینما سال‌ها است که در پی خلق تجربه‌های واقعی از فضا بوده‌اند و تلاش‌های متعددی برای بازتولید حس واقعی پرواز فضایی صورت گرفته است. آثاری مانند Gravity و The Martian با ترکیب جلوه‌های بصری پیچیده و استفاده از جلوه‌های عملی و VFX حس فضا را به تصویر کشیده‌اند، و First Man با تمرکز بر صحنه‌سازی فیزیکی، ماکت‌ها و بازسازی‌های دقیق تلاش کرده تا واقعیت سفرهای فضایی را نزدیک‌تر نشان دهد. با این حال، فیلمبرداری واقعی در مدار زمین لایه‌های پیچیدگی منحصربه‌فردی دارد: برنامه‌ریزی مداری، آموزش فضانوردی برای بازیگران و عوامل، پنجره‌های پرتاب محدود راکت‌ها، و هزینه‌های فاجعه‌آمیز احتمالی بیمه که هیچ تولید تجاریِ معمولی تا کنون به صورت گسترده با آن مواجه نشده است. این عناصر نشان می‌دهد که تولیدِ یک فیلم تجاری در فضا، به‌مراتب از فیلمبرداری در استودیو یا حتی تصاویر واقع‌نما سخت‌تر و پرریسک‌تر است؛ ریسک‌هایی که نه فقط خلاقیت هنری بلکه حیات مالی و امنیت جانی افراد را نیز در بر می‌گیرد.

مقایسه با تلاش‌های دیگر

سابقهٔ کاری داگ لیمن (آثاری مانند The Bourne Identity و Edge of Tomorrow) نشان می‌دهد که او کارگردانی است که با اکشن‌های مفهومیِ بزرگ و ساختارهای سینمایی پرتنش راحت است؛ کارهایی که به فیلمبرداری حساس و تمرکز روی جزییات عملی وابسته‌اند. از طرف دیگر، شهرت تام کروز به انجام بدل‌کاری‌های واقعی — مانند صحنه‌های پرهیجان در مجموعهٔ Mission: Impossible و سقوط HALO که در فیلم Fallout انجام شد — او را به گزینه‌ای قابل‌باور برای دست‌زدن به یک تجربهٔ بی‌سابقه در فضای واقعی تبدیل می‌کرد. با این حال، اگر این طرح را با اپیک‌های فضاییِ استودیو محور که به دلایل ایمنی و هزینه عموماً روی زمین فیلمبرداری می‌شوند مقایسه کنیم، این پروژه پیشنهادی نوع جدیدی از سینما را نوید می‌داد: تولیدی که از نظر جاه‌طلبی به آژانس‌های فضایی نزدیک‌تر بود تا تولیدات محدود به صحنه‌ها و ساند استیج. در عین حال، باید توجه داشت که بسیاری از فیلم‌هایی که دربارهٔ فضا ساخته شده‌اند، به خاطر هزینه‌ها، ایمنی و مسایل فنی انتخاب کرده‌اند که در زمین یا با استفاده از فناوری‌های شبیه‌ساز و جلوه‌های ویژه ساخته شوند. بنابراین این ابتکار می‌توانست پلی باشد میان صنعت سرگرمی و توانمندی‌های عملیاتی شرکت‌های فضایی خصوصی، اما این پل مستلزم سازوکاری منظم و ایمن بود که ظاهراً تحقق آن در شرایط کنونی دشوار بود.

زمینهٔ صنعتی و واکنش طرفداران

واکنش جامعهٔ سینمایی و طرفداران به این خبر ترکیبی از هیجان نسبت به امکان تولید سینما در میکروجاذبهٔ واقعی و تردید دربارهٔ امکان‌پذیری عملی آن بوده است. از یک سو، بسیاری از علاقه‌مندان سینما و فناوری از دیدن تصاویر واقعی از بازیگران در فضا و تجربهٔ جدیدی که می‌تواند بر پرده سینما عرضه شود استقبال کردند؛ این نوع تولید می‌تواند جذابیت تماشای سینما در سالن‌های سینما را افزایش دهد و سطحی جدید از واقع‌نمایی را عرضه کند. از سوی دیگر، منتقدان و بخشی از طرفداران بر این نکته تاکید کردند که محدودیت‌های بیمه‌ای، ریسک‌های پزشکی و اولویت‌های ایمنی باید در صدر تصمیم‌گیری قرار گیرند و هیچ نمایش سینمایی ارزش به خطر انداختن جان انسان‌ها یا هدررفت بودجه‌های عظیم را ندارد. دست‌اندرکاران صنعت می‌گویند استودیوها به دنبال خلق تجربیات بصری بزرگ‌تر و تبلیغی‌تر برای کشاندن مخاطب به سالن‌ها هستند، اما محدودیت‌های عملی — به‌ویژه وقتی پای جان انسان‌ها، راکت‌های میلیون‌ها دلاری و مسئولیت‌های حقوقی در میان است — مرزهای مشخصی ایجاد می‌کنند.

«آرمان‌گرایی به‌تنهایی جایگزین زیرساخت نمی‌شود»، می‌گوید تاریخ‌نگار سینما النا مارکز. «داستان یک فیلمبرداری لغو شده در فضا به همان اندازه دربارهٔ محدودیت‌های نهادی است که دربارهٔ قدرت ستاره‌ها. این ماجرا نشان می‌دهد که تولید سینمایی اکنون چگونه با ژئوپولیتیک و سیاست‌گذاری هوا-فضا در هم تنیده شده است.» این دیدگاه تأکید می‌کند که حتی استودیوها و افراد شناخته‌شده هم نمی‌توانند بدون درنظرگرفتن سیاست‌های بین‌دولتی، قوانین صادرات فناوری، و چارچوب‌های همکاری بین نهادها، پروژه‌هایی با ابعاد فضایی را پیش ببرند. همچنین لازم است به سابقهٔ تعامل ناسا با صنعت سرگرمی اشاره شود: این آژانس پیش‌تر اجازه داده است تا گروه‌هایی از تولیدکنندگان به‌صورت محدود به تاسیسات دسترسی پیدا کنند و برخی بازیگران را بر پروازهای کاهش‌گرانش ببرد تا حس authenticity در اجراها فراهم شود، اما تا کنون هیچ فیلم تجاریِ اصلی صحنه‌ای را در یک وسیلهٔ مداری به‌صورت رسمی به نمایش نگذاشته است. آژانس‌ها، شرکت‌هایی مانند SpaceX و استودیوها همچنان در حال آزمون و خطا هستند تا بفهمند چگونه می‌توان همکاری میان فضای واقعی و صنعت سرگرمی را به‌صورت ایمن و مقرون‌به‌صرفه شکل داد.

اینکه پروژه واقعاً متوقف شده یا موقتا به تعویق افتاده باشد، هنوز به‌صورت قطعی روشن نیست، اما پوشش خبری این موضوع فصل جدیدی از تولیدات سینمایی را برجسته می‌کند — فصلی که در آن دولت‌ها، شرکت‌های خصوصی فضایی و هالیوود باید برای تحقق هر ایدهٔ جاه‌طلبانه با یکدیگر هماهنگ شوند. حتی اگر این رؤیا فعلاً متوقف شده باشد، اشتیاق برای ساختن فیلم در فضا و استفاده از میکروجاذبهٔ واقعی برای خلق تجربیات جدید سینمایی احتمالاً از بین نخواهد رفت؛ تلاش‌ها و تجربه‌های به‌دست‌آمده در این مسیر می‌تواند در پروژه‌های آینده به کار بیاید و چارچوب‌های حقوقی و فنی لازم را تقویت کند.

خلاصه اینکه: ایده جسورانه بود، موانع واقعی و چندجانبه وجود داشتند، و فعلاً دوربین‌ها روی زمین به کار خود ادامه خواهند داد. با این همه، پرسش‌های مهمی دربارهٔ آیندهٔ «فیلم فضایی» مطرح شده‌اند: چگونه می‌توان میان جاه‌طلبی هنری و الزامات ایمنی تعادلی برقرار کرد؟ چه نقش و مسئولیتی بر عهدهٔ شرکت‌های خصوصی مانند SpaceX و نهادهایی مانند ناسا خواهد بود؟ و آیا در آینده نزدیک خواهیم دید که تولیدات بزرگ سینمایی به‌طور منظم به سمت استفاده از محیط واقعی فضا حرکت کنند یا خیر. پاسخ به این پرسش‌ها نیازمند زمان، سرمایه‌گذاری فنی و دیپلماسی میان‌سازمانی است؛ فرایندی که به‌نوبهٔ خود می‌تواند تعریف جدیدی از تولیدات سینمایی و همکاری بین صنعت سرگرمی و فناوری‌های هوا-فضا ارائه دهد.

منبع: smarti

ارسال نظر

نظرات

آسمانچرخ

آرمان‌گرایی خوبه ولی بعضی وقتا باید واقع‌بین باشن، جان مردم و بیمه مهم‌تر از تبلیغات سینمایی!

حسین

حقیقت اینه که سینما و فضای عملی دارن بهم نزدیک میشن، ولی اول ایمنی و قوانین باید حل بشن، نه فقط آرمان‌گرایی

بیونیکس

تو شرکتم یه پروژه هم دقیقا به خاطر هماهنگی فدرال گیر کرد، میدونم چه کابوسی‌یه مخصوصا وقتی بحث مجوز و سیاست درمیون باشه

توربوپ

این خبر جدیه؟ شایعات زیاده، اون ادعای رد شدن لیمن در معاینات پزشکی رو چطور بررسی کرده‌اند...

کوینفاز

منطقیش همینه؛ هزینه و بیمه تموم ایده‌ها رو میکشه، مخصوصا با ریسک پزشکی

روداکس

وای... ایده‌ش عالی بود ولی شنیدنِ لغو واقعا دلگیر کرد، کاش راهی پیدا میشد

مطالب مرتبط