10 دقیقه
شخصیتهای دیزنی وارد روایتگری هوش مصنوعی میشوند
یک توافق راهبردی سهساله بین شرکت دیزنی و OpenAI قرار است بیش از ۲۰۰ شخصیت محبوب از دنیای دیزنی، پیکسار، مارول و جنگ ستارگان را به موتور تولید ویدیوی کوتاه OpenAI با نام Sora بیاورد. این قرارداد دیزنی را بهعنوان اولین صاحب مجوز بزرگ برای Sora معرفی میکند و راه را برای تولید ویدیوها و تصاویر کوتاه تولیدشده توسط کاربران باز میکند؛ آثار تصویری که بر اساس لباسها، محیطها، وسایل نقلیه و موجودات نمادین این جهانها ساخته میشوند. به زبان عملی، طرفداران بهزودی قادر خواهند بود تنها با وارد کردن یک درخواست (prompt) یک کلیپ کوتاه قابل اشتراک یا تصویری تمامرنـد شده با نسخههای استایلایز شده از شخصیتهای محبوب خود تولید کنند.
چه چیزی تحت پوشش است — و چه چیزی نیست
به موجب این مجوز، Sora میتواند از یک کتابخانه گسترده از داراییهای تصویری در سبک انیمیشن و کمیک استفاده کند: میکی و مینی، لیلو و استیچ، آریل، بل و دیو، سیندرلا، بیمکس، سیمبا، گروه بازیگران فیلمهای "Encanto" و "Frozen"، شخصیتهای Toy Story، Up، Zootopia و بسیاری دیگر. در بخش مارول و لوکاسفیلم نیز نسخههای کمیکی و انیمیشنی شخصیتهایی مانند پلنگ سیاه، کاپیتان آمریکا، ددپول، گروت، آیرونمن، لوکی، تانوس، دارث ویدر، هان سولو، لوک اسکایواکر، لیا، ماندالورین، استورمتروپِرها و یودا در این مجوز گنجانده شدهاند.
نکتهٔ حیاتی این است که توافقنامه استفاده از چهرهها و صداهای مشخص بازیگران را مستثنی میداند. به عبارت دیگر، هوش مصنوعی میتواند طراحیهای کاراکترها، لباسها و فضاها را بازتولید کند، اما نمیتواند تصویر یا اجرای صوتی واقعی یک بازیگر را تقلید کند — تمایزی که هدفش حفاظت از حقوق اجراکنندگان و در عین حال فعالسازی خلاقیت طرفداران است. این نوع محدودهبندی در چارچوب حق نشر و حقوق شخصیتها اهمیت زیادی دارد و میتواند به کاهش نگرانیهای قانونی و اخلاقی مرتبط با تولید محتوای تقلیدی کمک کند.

نحوهٔ استفاده از Sora و ChatGPT Images
پلتفرم Sora از OpenAI بر تولید ویدیوهای کوتاه متمرکز خواهد بود؛ در حالی که ChatGPT Images قادر است با استفاده از همان داراییهای مجوزشده تصاویر ساکن (stills) کاملاً تولیدشده را در عرض چند ثانیه خلق کند. دیزنی همچنین به یک مشتری بزرگ OpenAI تبدیل خواهد شد و قرار است APIهای OpenAI را در ابزارها و تجربههای جدید — از جمله قابلیتهای آزمایشی روی Disney+ — یکپارچه کند و در عین حال دسترسی ChatGPT را برای کارکنانش در فرایندهای خلاقانه فراهم آورد. طبق جدول زمانی پیشبینیشده در قرارداد، Sora و ChatGPT Images از اوایل سال ۲۰۲۶ شروع به تولید محتوای دارای مجوز دیزنی خواهند کرد.
کاربردهای عملی برای خالقان محتوا و طرفداران متعدد و متنوع است؛ از تولید کلیپهای کوتاه تعاملی برای شبکههای اجتماعی گرفته تا ساخت تصاویر استایلایز برای پوسترها، محتوای بازاریابی و مواد نمایشی. ترکیب قابلیتهای تولید ویدیوی کوتاه با داراییهای شناختهشده IP میتواند تجربهٔ جدیدی از «تولید محتوای کاربرمحور» (UGC) را خلق کند که تعاملات و بازاریابی دیزنی را تقویت کند.
همچنین باید به جزئیات فنی اشاره کرد: تولید ویدیوی کوتاه مبتنی بر هوش مصنوعی شامل اجزایی مانند مدلهای مولد تصویر-به-تصویر، موتورهای رندر سبکدار (stylized rendering)، و روشهای افزایش کیفیت فریم به فریم است. مدلسازیِ کاراکتر، حفظ همسانی ویژگیهای بصری در طول چند ثانیه از ویدیو، و بهینهسازی برای زمانهای پاسخ سریع، همه چالشهای مهندسی هستند که OpenAI و شرکایش باید حل کنند تا کیفیت خروجی مطابق انتظار برندهای بزرگ باشد.
زمینهٔ صنعتی و مقایسهها
این همکاری در زمانی رخ میدهد که شرکتهای سرگرمی در تلاشاند تعادل میان نوآوریِ فناوری و مالکیت خلاقانه را بیابند. در سالهای اخیر، استودیوها و شرکتهای جلوههای بصری از هوش مصنوعی و CGI پیشرفته برای کارهایی مانند "جوانسازی" بازیگران، خلق صحنههای جمعیتیِ پیچیده و تولید شخصیتهای دیجیتال استفاده کردهاند؛ لوکاسفیلم و Industrial Light & Magic (ILM) مدتهاست پیشتاز آثار دیجیتال و کاراکترهای مجازی بودهاند. آنچه قرارداد دیزنی و OpenAI را متمایز میکند، مقیاس و ماهیتِ مجوزدهی است: بهجای اینکه یک استودیو از AI در پسصحنه برای تولید اثر استفاده کند، این توافق IP را در دسترس ابزارهای خلاقِ عمومی قرار میدهد.
این بُعدِ عمومیسازیِ ابزارها، با چالشهای مربوط به «دیپفِیک» و استفادهٔ بدون اجازه از شباهت افراد همراه است که باعث شده اتحادیهها و هنرمندان درخواستهایی برای حفاظتهای روشنتر مطرح کنند. با استثنا قائل شدن برای چهرهها و صداهای بازیگران و تأکید بر «استفادهٔ مسئولانه»، دیزنی و OpenAI در تلاشاند راهحلی میانه بیابند: آزادسازی خلاقیت طرفداران بدون آسیب زدن به حقوق، درآمد یا امنیتِ خالقان و اجراکنندگان.
در بازار رقابتیِ ابزارهای هوش مصنوعی مولد تصویر و ویدیو، شرکتهایی مثل متا، ادوبی و سایر استارتآپها نیز مشغول توسعهٔ قابلیتهای مشابه هستند. اما تفاوت کلیدی در «داشتن مجوز رسمی برای IPهای شناختهشده» نهفته است؛ این مزیت میتواند باعث برتری Sora شود، بهویژه در عرصهٔ تولید محتوای طرفداری (fan content) که نیازمند اعتبار بصری و تناسب برند است.

واکنش طرفداران و هیجان اولیه
واکنش طرفداران در شبکههای اجتماعی ترکیبی از هیجان و احتیاط بوده است. بسیاری از علاقهمندان سینما و سریالها هماکنون در حال تصور کراساوورهای کوتاه و خلاقانهاند — مثلاً ملاقات موانا با گروت، یا حضور "بیبی یودا" در دنیای Zootopia — در حالی که خالقان و برخی بازیگران دربارهٔ اشباع بازار و محتوای نامتناسب با برند نگراناند. دیزنی اعلام کرده است که یک ارائهٔ گزینشی و گزیدهشده روی Disney+ در اختیار خواهد گذاشت که مجموعهای از ویدیوهای تولیدشده توسط Sora را بهصورت کنترلشده نشان دهد؛ این رویکرد میتواند به حفظ کیفیت و هارمونیِ برند کمک کند.
مارکو جنسن، یک تاریخنگار سینما، میگوید: "این نوع مجوزدهی فصل جدیدی در تعامل مخاطبان با روایتها باز میکند. از یک سو خلاقیت طرفداران را تقویت میکند و از سوی دیگر صنعت را به تعیین مرزبندیهای اخلاقی و قانونی روشنتر وادار میسازد — تحول ضروریای که با تغییر شیوههای تولید و دسترسی به ابزارهای هوش مصنوعی رخ میدهد." این نظر نشان میدهد که گفتگوهای حقوقی و فرهنگی دربارهٔ نقش AI در روایتگری همچنان در صدر اولویتها خواهد بود.
ملاحظات اقتصادی و استراتژیک
بخشی از این توافق شامل سرمایهگذاری یک میلیارد دلاری دیزنی در OpenAI است و همچنین به دیزنی اختیار خرید سهام بیشتری داده میشود. دو شرکت این قرارداد را بهعنوان تعهدی نسبت به توسعهٔ هوش مصنوعیِ مبتنی بر انسان و حمایت از صنایع خلاق و امنیت خالقان توصیف میکنند. برای دیزنی، این مشارکت هم جنبهٔ دفاعی دارد — حفظ کنترل بر نحوهٔ ظهور IPهایش در ابزارهای هوش مصنوعی — و هم جنبهٔ راهبردی: ساخت تجربههای جدید برای مخاطب و ایجاد کانالها و خطوط محصول تازه برای پلتفرمهایی مانند Disney+.
از منظر تجاری، اتصال IPهای قوی به ابزارهای تولید محتوای کاربرمحور میتواند چندین منبع درآمدی ایجاد کند: اشتراکهای سطحیِ ویژه، فروش تصاویر و کلیپهای تولیدشده، امکان کسب درآمد مشترک با سازندگان محتوا، و فروشِ مجوز برای استفادههای تجاری خاص. همچنین توجه به هزینههای فنی و عملیاتیِ مقیاسبندی، هزینههای محاسباتیِ بالای رندر و نیاز به تیمهای مدیکیوریشن برای حفظ کیفیت و مطابقت برند، حیاتی است.
اتحاد میان یک شرکت محتوایی بزرگ و یک شرکت فناوری میتواند به استانداردسازیِ سیاستهای استفاده از هوش مصنوعی در صنعت کمک کند؛ مسائلی مانند تقسیم درآمد، اعتباردهی (attribution) به هنرمندان اولیه، سیاستهای شفاف مجوزدهی و مکانیسمهای گزارش و حذف محتوای نقضکننده حقوق، همگی در مرکز مذاکرات و تنظیمات آینده قرار خواهند گرفت.
پیامدها برای خالقان و آینده روایتگری
برای فیلمسازان، انیماتورها و نویسندگان، این توافق میتواند جریانهای کاری مشارکتی جدیدی را معرفی کند: از داستاننویسی و استوریبُرد تا طراحی مفهومی و تولید صحنههای آزمایشی کوتاه که سریعتر از خطمشیهای سنتی تولید میشوند. این تواناییِ تولید نمونههای سریع میتواند فرآیندهای خلاقه را تسریع کند، امکان آزمون ایدههای مختلف را فراهم آورد و به تیمهای کوچک کمک کند نمونههای دیداری با کیفیت بالا بسازند.
همزمان، دارندگان حقوق، اتحادیهها و جوامع خلاق نظارت خواهند کرد که شرایط مجوزدهی، نسبت دادنِ اعتبار، و مدلهای درآمدی چگونه تکامل مییابند. پرسشهای کلیدی شامل این هستند: چگونه به هنرمندان اولیه یا طراحان اقتباسی اعتبار داده میشود؟ آیا سهمی از درآمد تولیدشده به خالقان اختصاص مییابد؟ چه مکانیزمهایی برای گزارش و حذف تولیدات ناقض حقوق وجود خواهد داشت؟ پاسخ به این پرسشها تعیینکنندهٔ پذیرشِ گستردهٔ این فناوری خواهد بود.
انتظار میرود کوتاهفیلمها و تصاویر تولیدشده توسط Sora از اوایل سال ۲۰۲۶ در فیدهای طرفداران و منوهای استریمینگ ظاهر شوند. اینکه این تجربه چقدر به تعمیق ارتباط بین مخاطب و شخصیتها کمک میکند — یا موجب ایجاد بحثهای بیشتری در مورد نقش هوش مصنوعی در فرهنگ خواهد شد — هنوز مشخص نیست؛ اما بدون تردید این رویداد لحظهٔ مهمی است که داستانسرایی کلاسیک را با فناوری نوین پیوند میزند.
در نهایت، این شریکیابی پایان ماجرا نیست بلکه آغاز یک جعبهابزار جدید روایتگری است: ابزاری که میتواند مشارکت طرفداران، بازاریابی و فرایند خلاقانه را بازتعریف کند و فرصتها و چالشهای نوینی در حوزهٔ تولید محتوای دیجیتال و حقوق معنوی خلق نماید.
منبع: smarti
نظرات
ماکس_ای
حس میکنم یه کم هایپ شده، مخصوصا وقتی بحث پول و حقوق میاد وسط. خب ایده خوبه ولی جزییات مهمن، باید صبر کنیم ببینیم
ابرچرخ
ترکیب IP قوی با ویدیوی AI پتانسیل بازتعریف UGC رو داره، اما نیازمند تیمهای کیورییشن، قوانین شفاف و مکانیزمهای حذف محتواست، وگرنه مشکلساز میشه
آرمین
من تو کارهای پیشتولید دیدم چقدر نمونهسازی سریع کمک میکنه؛ این میتونه عالی باشه برای طراحا، ولی سهم و اعتبار هنرمندا باید روشن باشه
بیونیکس
واقعا بازیگرها و صداها محافظت میشن؟ یا فقط یک بند حقوقی برای فریب عامهست؟ سوال دارم، جدی میگم..
بلکتون
معقول به نظر میاد؛ دادن دست ابزار به طرفدارا خوبه ولی باید مرزبندی شفاف باشه، وگرنه همه چی میشه بهم ریخته
رودکس
نه یعنی واقعاً؟ میکی و گروه مارول توی کلیپای کوتاه ساختهشده توسط کاربران؟! هیجان دارم ولی نگرانم از افت کیفیت داستانا...
ارسال نظر