8 دقیقه
متاکریتیک بدترین فیلمهای ۲۰۲۵ را نام برد — چه چیزی شکست خورد و چرا
متاکریتیک فهرست سالانهٔ نکات منفی خود را منتشر کرده است: فهرستی رسمی از کمامتیازترین فیلمهای سال ۲۰۲۵. سرخط این لیست به «War of the Worlds» با بازی Ice Cube اختصاص دارد که بهطرز شگفتآوری تنها ۶ از ۱۰۰ گرفته است — امتیازی نادر که نیازمند بررسی دقیقتری است. براساس جمعبندی نقدهای منتقدان، تولید فیلم در دوران پاندمی، قرارگیریهای سنگین محصول و برداشتِ گسترده از نقش فیلم بهعنوان یک تبلیغ طولانی برای یک خردهفروشی بزرگ پخش آنلاین به اعتبار اثر آسیب زده است.
این فهرست مانند معرفی مجموعهای از اشتباهات بزرگ و شکستیهای غیرمنتظره است. کمدیها و پروژههای ستارهمحور کنار قسمتهای فرنچایز و آثار علمی-تخیلی پرهزینه قرار گرفتهاند، که نشان میدهد شهرت نام و قدرت گیشه تضمینکنندهٔ استقبال نقدی نیست.
موارد برجسته و جاگذاریهای غیرمنتظره
مقام دوم این فهرست به کمدی Playdate با بازی Kevin James و Alan Ritchson تعلق دارد که امتیاز ۲۰ را کسب کرده است. Gunslingers با بازی Nicolas Cage نیز امتیاز ۲۰ گرفت که روندی را نشان میدهد: تولید پُرکار کیج همچنان منتقدان را دوقطبی میکند — برخی آثار کوچکتر او مخاطبان خاصی را مجذوب میکنند و برخی دیگر بهطور گستردهای نقد منفی دریافت میکنند. Alarum با بازی Sylvester Stallone و Bride Hard با بازی Rebel Wilson هر کدام امتیاز ۲۳ گرفتند و جمع پنجتایی بالای لیست را شکل دادند؛ ستارههایی شناختهشده که در سال جاری نتوانستند شهرت خود را به اعتبار نقدی تبدیل کنند.

در سطوح پایینتر، آثار پُرخرج و فرنچایزها هم ضربه خوردند. Five Nights at Freddy’s 2 — علیرغم صدرنشینی موقت در گیشه پیش از انتشار فهرست — با امتیاز ۲۶ قرار گرفته است که نشان میدهد موفقیت تجاری میتواند از اجماع نقادان جدا باشد. Shadow Force به کارگردانی Joe Carnahan و با بازی Omar Sy امتیاز ۲۷ گرفت. The Strangers: Chapter 2 به کار رنی هارلین نیز امتیاز ۲۸ کسب کرد و به رشتهای از دنبالههای فرنچایزی اضافه شد که منتقدان را ناامید کردند.
اثر بسیار تبلیغشدهٔ خواهران روسو، The Electric State — یک فیلم علمی-تخیلی که گفته میشود با بودجهٔ حدود ۳۲۰ میلیون دلار ساخته شده است — با تعجب امتیاز پایین ۳۰ را بهدست آورد. در همین حال، فیلم شخصی The Weeknd با عنوان Hurry Up Tomorrow امتیاز ۲۹ را ثبت کرد — یادآوری اینکه شهرت در موسیقی همیشه به اعتبار سینمایی تبدیل نمیشود.
محبوبِ منتقدانِ میانرده و پایینتر — یا نه
در بازهٔ ۱۱–۱۵ هستند فیلمهایی مانند Juliet & Romeo و نسخهٔ Smurfs با صداپیشگی Rihanna (هر دو امتیاز ۳۱)، Modi با بازی Johnny Depp (۳۲)، اقتباس Josh Boone با عنوان Regretting You (۳۳)، و Old Guy ساختهٔ Simon West با حضور Christoph Waltz و Cooper Hoffman (۳۳). در بازهٔ ۱۶–۲۰ نیز عناوینی مثل The Ritual (۳۳)، اکشن Love Hurts (۳۴)، بازسازی Emmanuelle به کارگردانی Audrey Diwan (۳۵)، Baby Invasion از Harmony Korine (۳۶)، و Star Trek: Section 31 (۳۷) قرار گرفتهاند.
زمینهٔ کلی اهمیت دارد: سال ۲۰۲۵ شاهد تجربهکردن استودیوها با مالکیت فکریِ تثبیتشده، کارگردانان مشهور و تولیدات دوران پاندمی بوده است. منتقدان بارها به فیلمنامههای نابرابر، سردرگمیِ لحن و تجاریسازی آشکار اشاره کردهاند. گسست میان گیشه و امتیازهای نقدی — که Five Nights at Freddy’s 2 نمونهٔ بارزش است — همچنین نشاندهندهٔ تغییر رفتار مخاطبان است: تماشای تماشاگرپسندی و جلوههای بصری بلیت میفروشد، در حالی که منتقدان غالباً انسجام روایی و نوآوری را پاداش میدهند.
«این فهرست کمتر دربارهٔ یک سال بد منفرد است و بیشتر دربارهٔ صنعتی است که دوباره روی انتخابهای امن شرطبندی کرده و گاهی تهی بهنظر میرسد»، میگوید منتقد سینما Anna Kovacs. «وقتی استودیوها اولویت را به مالکیت فکری و برندینگ میدهند تا روایت منسجم، نتایجی مثل این تقریباً اجتنابناپذیر است — حتی با بودجههای هنگفت و نامهای ستارهای.»
یادداشتهای پشتصحنه و جزئیات فنی: فیلمبرداریِ War of the Worlds در دوران پاندمی شامل برنامهریزی فشرده و جریانهای پستپروداکشن از راه دور بود؛ بودجهٔ بزرگ The Electric State انتظارات را بالا برد که شاید باعث افزایش ناامیدی منتقدان شد. واکنش طرفداران نیز مخلوط بوده است — برخی عناوین مدافعانی در فضای مجازی پیدا کردهاند و برخی دیگر تقریباً مورد نکوهش همگانی قرار گرفتهاند.
متاکریتیک چگونه امتیاز میدهد؟ اگرچه فرمول کامل نمایهٔ متاکریتیک عمومی نیست، این سامانه از میانگینگیری وزندار نقدهای معتبر استفاده میکند تا امتیاز نهایی از ۰ تا ۱۰۰ را بسازد. شناختِ منابع نقد، همگرایی نقدها و وجود نقدهای تخصصی در ژانرهای مختلف میتواند تأثیر زیادی بر امتیاز نهایی داشته باشد؛ بنابراین امتیاز پایین لزوماً به معنای «بدترین فیلم برای همه» نیست، بلکه بیشتر بازتاب اجماع نسبی منتقدان است.
تحلیل فنیترِ شکستها: در بررسی این فهرست، چند عامل فنی و ساختاری به تکرار دیده میشوند که نقدهای منفی را تشدید کردهاند:
- ضعف در فیلمنامه و ارجاعات ناکافی به قوسهای شخصیتپردازی؛
- تضادِ لحن میان طنز و جدیت که باعث سردرگمی مخاطب میشود؛
- تکیهٔ بیش از حد بر جلوههای ویژه و صحنههای بصری بهجای توسعهٔ داستان؛
- بازاریابیِ ناسازگار که انتظار مخاطب را از محصول نهایی جدا میکند؛
- فرسودگی فرنچایز و بازگشت به کلیشههایی که تازگی ندارند.
این عوامل برای سازندگان، فیلمنامهنویسان و تهیهکنندگان درسهای مشخصی دارند: نوشتن فیلمنامهای که لحن یکنواخت و قوس شخصیتی را حفظ کند، سرمایهگذاری در تدوین و پستپروداکشن قوی (بهویژه در شرایط تولید از راه دور)، و برنامهریزی بازاریابیِ همراستا با تجربهٔ سینمایی واقعی میتواند به کاهش ریسک نقدی کمک کند.
تفاوت رای تماشاگران و منتقدان نیز جنبهٔ مهمی است. متریکهایی مانند CinemaScore و امتیازهای تماشاگران در Rotten Tomatoes گاهی چشماندازی متفاوت ارائه میدهند: فیلمهایی که مخاطبان عام را سرگرم میکنند ممکن است از منظر منتقدان نمرهٔ پایینی بگیرند و بالعکس. این تضاد برای مدیران بازاریابی و توزیعکنندگان اهمیت استراتژیک دارد، زیرا تصمیم برای رسانهٔ انتشار (سینما در مقابل سرویسهای استریم) و پیامهای تبلیغاتی باید بر اساس شناخت دقیق از مخاطب هدف تنظیم شود.
زبانی برای تحلیل صنعت: امسال بیش از هر زمان دیگری، شاخصهای اقتصادی و فناوری مثل هزینهٔ تولید VFX، استفاده از بازیگران مشهور برای جذب توجه رسانهای، و قراردادهای پخش بینالمللی بر ساختار پروژهها تأثیر گذاشتند. چنین فشردگیهایی میتواند موجب شود که فیلم بهعنوان محصولی تجاری بیش از یک اثر هنری دیده شود و این دقیقاً همان نکتهای است که منتقدان از آن انتقاد میکنند.
نمونههایی برای سازندگان: برخی فیلمها در این فهرست اگرچه نقد منفی گرفتند، اما نکات آموزشی دارند. فیلمهایی که در تدوین سختگیرانهتر بودند یا روی شخصیتها وقت گذاشتند، حتی با بودجهٔ کمتر، از منظر نقدی بهتر عمل کردند. از دید تولیدی، انتخاب تیم پستپروداکشن مناسب و زمانبندی واقعبینانه برای VFX میتواند از افت کیفیت نهایی جلوگیری کند.
برای مخاطب کنجکاو: این فهرست نهتنها فهرستی از شکستهاست، بلکه مجموعهای از درسهای سینمایی و چند پیشنهاد تماشایی برای مخاطبانی است که میخواهند بدانند چه خطوط قرمزی در تولید و بازاریابی سینما در سال ۲۰۲۵ رد شدهاند. بعضی از این آثار ممکن است بهعنوان «لذتهای گناهآلود» ارزش تماشا داشته باشند، در حالی که دیگران صرفاً مثالهایی از صرف هزینه بدون بازگشت هنریاند.
در پایان، فارغ از اینکه فهرست متاکریتیک را یک رتبهبندی قطعی بدانید یا نقطه آغازی برای بحث، نکتهٔ مهمی که روشن میشود این است: قدرت ستارهها و بودجهٔ کلان جایگزین روایتی شفاف و انضباط لحن نمیشود. برای فیلمسازان و تهیهکنندگان، این فهرست یادآور اهمیت اولویتبندی داستان و انسجام هنری است. برای تماشاگران، این فهرست تور هشداردهندهای از پرحرفترین اشتباهات سینمای ۲۰۲۵ و چند اثر جنبی جذاب برای تجربهٔ شخصی فراهم میآورد.
منبع: smarti
نظرات
دانیکس
تقریبا سینما داره تبدیل میشه به بنگاه تبلیغاتی، ستاره و بودجه همهچی نیست — روایت مهمه 😂
پمپزون
من فیلمساز کوچیکم و اینا رو از نزدیک دیدم؛ پول زیاد یعنی کیفیت؟ نه. قصه و لحن رو جدی بگیرن، لطفا
آرمین
واقعاً The Electric State فقط ۳۰ گرفته؟ با اون بودجه انتظارم خیلی بالاتر بود، اما آیا همه نقدا منصفانهان؟
بیونیکس
معلومه؛ وقتی استودیوها فقط برند و تبلیغ میخرن نتیجه همینه. فیلمنامه مهمه، نه فقط اسم بزرگ و جلوه ها
دیتاپالس
وای، ۶ از ۱۰۰ برای War of the Worlds؟ جدی؟ باید یکی بیاد توضیح بده چی شد، خنده دار و ناراحت کننده با هم...
ارسال نظر