میکرودوز کانابیس و تثبیت عملکرد شناختی در آلزایمر

یک کارآزمایی بالینی نوآورانه نشان می‌دهد که میکرودوز عصارهٔ کانابیس ممکن است کاهش شناختی در آلزایمر خفیف را تثبیت کند؛ نکات کلیدی، مکانیسم‌های زیستی، محدودیت‌ها و مسیرهای تحقیقاتی آینده در این مقاله بررسی شده‌اند.

5 نظرات
میکرودوز کانابیس و تثبیت عملکرد شناختی در آلزایمر

8 دقیقه

پژوهشگران گزارش داده‌اند که مقادیر بسیار کوچک و زیرآستانهٔ روان‌زا از عصارهٔ کانابیس توانست در افراد مبتلا به آلزایمر خفیف، کاهش عملکرد شناختی را تثبیت کند. این کارآزمایی بالینی نخستین نمونه از نوع خود است و نتایج آن پرسش‌های تازه‌ای دربارهٔ نقش کانابینویدها، فرایندهای پیری و مسیرهای نوین پیشگیری از زوال عقل مطرح می‌کند — و این در حالی است که اثر «سرخوشی» معمولاً مرتبط با کانابیس مشاهده نمی‌شود.

چرا دانشمندان به مقادیر بسیار کم کانابیس پرداختند

با پیرشدن جمعیت در بسیاری از کشورها، بیماری آلزایمر و سایر دمانس‌ها به یک چالش مهم سلامت عمومی تبدیل شده‌اند. داروهای فعلی سودمندی محدودی دارند و درمان قطعی ارائه نمی‌دهند، بنابراین محققان به دنبال رویکردهای نوآورانه‌اند. یکی از هدف‌های امیدوارکننده، سیستم اندوکانابینوئید مغز است — شبکهٔ بیوشیمیایی که در حافظه، التهاب و تاب‌آوری نورونی نقش دارد و با افزایش سن کاهش می‌یابد.

در این راستا، یک کارآزمایی بالینی کوچک در برزیل به سرپرستی پروفسور فرانسسنی ناسیمنتو و همکاران در دانشگاه فدرال ادغام آمریکای لاتین (UNILA) ایدهٔ مصرف روزانهٔ مقادیر اندک از یک روغن کانابیس را بررسی کرد. این روغن حاوی مقادیر بسیار کم و برابر THC و CBD (هر کدام 0.3 میلی‌گرم) بود. این سطح دوز به مراتب پایین‌تر از آستانه‌ای است که اثرات روان‌زا ایجاد می‌کند (اثر «های» مشخص).

آزمایش: طراحی، معیارها و نتایج

بیست و چهار داوطلب بین 60 تا 80 سال که همه مبتلا به آلزایمر خفیف تشخیص داده شده بودند، در یک کارآزمایی تصادفی‌شده، دوسوکور و کنترل‌شده با پلاسبو ثبت‌نام کردند. عصارهٔ کانابیس مورد استفاده در مطالعه توسط ABRACE، بزرگ‌ترین انجمن بیماران در برزیل، اهدا شد؛ این کارآزمایی هیچ پشتیبانی مالی از شرکت‌های تولیدکنندهٔ کانابیس دریافت نکرد.

خلاصهٔ روش‌ها

  • مداخله: روغن خوراکی روزانه حاوی 0.3 میلی‌گرم THC + 0.3 میلی‌گرم CBD (میکرودوز).
  • مدت‌زمان: 24 هفته درمان و ارزیابی‌های پیگیری.
  • خروجی اصلی شناختی: آزمون وضعیت ذهنی کوچک (MMSE)، ابزاری رایج برای غربالگری شناختی با نمرهٔ حداکثر 30.
  • سایر ارزیابی‌ها: مقیاس‌های گسترده‌تر شناختی (ADAS-Cog)، ارزیابی خلق، سلامت عمومی و کیفیت زندگی؛ و ثبت رویدادهای نامطلوب.

پس از 24 هفته، گروه دریافت‌کنندهٔ داروی فعال تثبیت در نمرات MMSE را نشان داد، در حالی که گروه پلاسبو کاهش خفیفی را تجربه کرد. به‌طور متوسط، بیمارانی که میکرودوز دریافت کرده بودند در آزمون MMSE دو تا سه نمره بهتر از گروه پلاسبو عمل کردند — تفاوتی که در این جمعیت از نظر بالینی کوچک اما قابل‌توجه محسوب می‌شود. نتایج غیرشناختی مانند نمرات افسردگی و معیارهای کیفیت زندگی تغییر معناداری نشان ندادند و بروز عوارض جانبی در هر دو گروه مشابه بود.

میکرودوز عصارهٔ کانابیس کمتر در ادبیات عملی بالینی گزارش شده است.

چگونه چنین دوز بسیار کمی می‌تواند اثر کند؟

پایهٔ بیولوژیک این فرضیه از مطالعات حیوانی استخراج می‌شود. در سال 2017، پژوهشگرانی از جمله آندریاس زیمر و آندراس بیلکهی-گورزو نشان دادند که دوزهای بسیار پایین THC عملکرد شناختی و نشانگرهای سیناپسی را در موش‌های سالمند بازگردانده و بعضی تغییرات مولکولی مرتبط با سن را در هیپوکامپ — ناحیهٔ مهم مغز برای حافظه — معکوس کرده است.

با افزایش سن، سیگنال‌دهی اندوکانابینوئید کاهش می‌یابد و مغز پیر را در برابر التهاب، از دست رفتن سیناپس و کاهش شناختی آسیب‌پذیرتر می‌کند. کانابینویدها می‌توانند التهاب را تعدیل کنند و از نورون‌ها و نوروپلاستیسیته حمایت نمایند. تیم UNILA فرض می‌کند که میکرودوزهای تکرارشونده ممکن است سیستم اندوکانابینوئید را به میزانی تنظیم کنند که از مدارهای حافظه محافظت شود بدون آنکه سطح هوشیاری را تغییر دهند.

دوزهای پایین برخی داروها می‌توانند سیستم‌های کلیدی مغز را بدون تغییر هوشیاری تعدیل کنند. 

محدودیت‌ها و آنچه نتایج ثابت می‌کنند — و ثابت نمی‌کنند

این کارآزمایی نوآورانه اما کوچک است. با تنها 24 شرکت‌کننده و اثرات عمدتاً محدود به یک معیار شناختی، نتایج باید مقدماتی تلقی شوند. مطالعه نشان نداد که تغییراتی در زمینهٔ پاتولوژی پایه‌ای آلزایمر رخ داده است (یعنی این‌که بیماری به‌طور زیربنایی کند شده باشد) و همچنین بهبود معناداری در خلق یا کیفیت زندگی روزمره گزارش نشد. با این حال، تثبیت نمرات شناختی در طول شش ماه در بیماری‌ای که معمولاً با کاهش پیوسته همراه است، قابل‌توجه است.

گام‌های کلیدی بعدی شامل کارآزمایی‌های تصادفی‌شدهٔ بزرگ‌تر، پیگیری طولانی‌تر و وارد کردن نشانگرهای زیستی می‌شود: تصویربرداری عصبی برای دنبال کردن ساختار و عملکرد مغز، نشانگرهای مایع مغزی-نخاعی یا خونی مرتبط با آمیلوئید، تاو و التهاب، و داده‌های فارماکوکینتیک برای فهم این‌که چنین دوزهای پایین چگونه در طول زمان عمل می‌کنند.

نتایج عملی: پیشگیری، ادراک و ایمنی

یکی از موانع مهم برای استفادهٔ درمانی کانابیس در بزرگسالان مسن، جنبهٔ فرهنگی و ترس از مستی است. رویکرد میکرودوز می‌تواند این نگرانی را دور بزند — فراهم‌کردن مزایای احتمالی نورoprotektive بدون «های» ذهنی محسوس. اگر نتایج تکرار شوند، می‌توانند به فرمولاسیون‌های کم‌دوز استاندارد منجر شوند که هدف‌شان پیشگیری یا مداخله در مراحل اولیه برای افرادی با اختلال شناختی خفیف یا سابقهٔ خانوادگی دمانس باشد.

با این حال، پزشکان و خانواده‌ها باید محتاط باشند. تا زمانی که مطالعات بزرگ‌تر اثربخشی و ایمنی را تأیید نکنند، میکرودوز نباید جایگزین مراقبت‌های استاندارد یا درمان‌های مورد تصویب قرارگیرد. همچنین چارچوب‌های نظارتی، نسخه‌نویسی و کنترل کیفیت برای ترجمهٔ یافته‌های تحقیق به عمل بالینی ضروری خواهند بود. تضمین خلوص، پایداری دوز و استانداردسازی فرمولاسیون‌ها از جمله نیازهای فنی و قانونی است.

دیدگاه کارشناسان

«این کارآزمایی یک اثبات مفهوم جذاب است»، می‌گوید دکتر میرا سانتورو، متخصص مغز و اعصاب و پژوهشگر بیماری‌های تحلیل‌برنده در دانشگاه سائوپائولو. «ایدهٔ این‌که کانابینویدهای زیرآستانهٔ روان‌زا می‌توانند بدون اختلال در هوشیاری بر شناخت تأثیر بگذارند، بسیاری از پیش‌فرض‌های رایج دربارهٔ کانابیس را به چالش می‌کشد. اما ما به مطالعات قوی‌تر، چندمرکزی و مجهز به نشانگرهای زیستی نیاز داریم تا بدانیم آیا واقعاً در پیشرفت بیماری تأثیر می‌گذاریم یا تنها علائم را موقتی تثبیت می‌کنیم.»

دکتر سانتورو می‌افزاید: «سیگنال ایمنی در این مطالعه امیدوارکننده است اما مطالعات کوچک ممکن است عوارض نادر را نشان ندهند. پزشکان باید شواهد در حال تحول را با دقت دنبال کنند و بیماران نیز هر استفادهٔ خارج از دستور را با تیم درمانی خود مطرح کنند.»

به کجا می‌تواند این تحقیق منتهی شود

این مطالعه چند مسیر جدید را باز می‌کند: توسعهٔ فرمولاسیون‌های میکرودوز استاندارد، ترکیب کانابینویدها با داروهای ضدالتهاب یا داروهای تغییردهندهٔ بیماری، و آزمایش اثرات در مراحل ابتدایی‌تر کاهش شناخت. همچنین ارزش ابتکارات هدایت‌شده توسط بیماران را برجسته می‌سازد — اهدای عصاره توسط ABRACE امکان انجام این کارآزمایی را فراهم ساخت — و نیاز به تأمین مالی مستقل تحقیق برای جلوگیری از تضاد منافع را نشان می‌دهد.

در سطح فنی‌تر، تحقیقات آینده باید به سوالاتی مانند فارماکوکینتیک دوزهای بسیار پایین در جمعیت سالمند، تداخلات دارویی احتمالی (خصوصاً با داروهای قلبی، ضدانعقاد یا روان‌درمانی)، و تفاوت‌های فردی در پاسخ (ژنتیک گیرنده‌های کانابینوید، وضعیت التهابی پایه و سابقهٔ مصرف مواد) بپردازند. ایجاد استانداردهای تولید و تست کیفیت برای محصولات کانابینویدی نیز از منظر ترجمهٔ این یافته‌ها به عمل بالینی حیاتی است.

در نهایت، پرسش اساسی همچنان باقی است: آیا کانابینویدها می‌توانند واقعاً پیشرفت آلزایمر را کند کنند؟ این کارآزمایی گامی نخست است — یک اشارهٔ محتاطانه و مبتنی بر داده به سمت استراتژی‌های درمانی نو که از زیست‌شناسی به جای انگ بهره می‌گیرند. تنها مطالعات بزرگ‌تر، طولانی‌تر و غنی از نشانگرهای زیستی خواهند گفت که آیا میکرودوز کانابیس ابزار قابل اتکایی در مبارزه با دمانس خواهد بود یا خیر.

منبع: sciencealert

ارسال نظر

نظرات

کوینپیل

خاله‌م آلزایمر داشت، هر درمان کوچیک امید میاره اما باید حواسمون باشه به تداخل داروها و کیفیت محصول...

دانیکس

حس میکنم کمی اغراق داره، 2-3 نمره تو MMSE به نظرم کم برای نتیجه‌گیری قویه، اما ایده جذابه

آرمین

نکته جالب: بدون های هم ممکنه فایده داشته باشه. اما تحقیقات بزرگتر لازمِ.

بیونیکس

آیا این فقط تثبیت موقتیه یا واقعا روند بیماری رو کند میکنه؟ با 24 نفر بعیده، ولی کنجکاوم

روداکس

وااای، جدی میگن مقادیر اینقدر کم هم تاثیر داره؟ یه جور امید دستم داد، ولی نگرانم که شواهد کافى نباشه...

مطالب مرتبط