8 دقیقه
یک گروه جدید از اسکورسیزی که سردتر و عجیبتر میشود
فیلم بعدی مارتین اسکورسیزی با عنوان What Happens at Night بهطرز آرامی پیش از آنکه دوربینها روشن شوند، تبدیل به یکی از موردانتظارترین پروژهها در چرخه فستیوالها شده است. تهیهکنندگی این اثر به دست Studiocanal است و در تازهترین تغییرِ فهرست بازیگران، مادس میکلسن—که به خاطر بازی در Casino Royale، سریال Hannibal و فیلم برنده اسکار Another Round شناخته میشود—به جمع بازیگرانی پیوسته است که پایهی آن را لئوناردو دیکاپریو و جنیفر لارنس تشکیل میدهند. این ترکیب نوید برخوردی سطح بالا از بازیگری و دیدگاه کارگردانی را میدهد و باعث شده تحلیلگران سینما و طرفداران جشنوارهها با دقت بیشتری تحولات پروژه را دنبال کنند. حضور اسامی مطرحی مثل دیکاپریو، لارنس و میکلسن همزمان با نام اسکورسیزی، انتظارها را به سمت اثری با ظرفیت هنری، جذابیت شانسهای جوایز و حضور سنگین در فصل فستیوالها سوق داده است.
روایتی رؤیایی: خلاصه داستان و لحن اثر
فیلم که بر مبنای رمانی از پیتر کامرون ساخته شده و اقتباس آن توسط نمایشنامهنویس و فیلمنامهنویس پاتریک ماربر انجام گرفته است، روایت زوج آمریکایی را دنبال میکند که برای به سرپرستی گرفتن نوزادی به شهری کوچک و پوشیده از برف در اروپا سفر میکنند. آنها در هتلی وسیع و تقریباً متروکه اقامت میگیرند و با مجموعهای از شخصیتهای مرموز روبهرو میشوند: خوانندهای عجیب، تاجر فاسدی و درمانگری کاریزماتیک. در حالی که این زوج به دنبال کودکی هستند که امیدوارند به سرپرستی بگیرند، مرزهای هویت و رابطهشان رو به محو شدن میگذارد. توصیفات اولیه نشان میدهد فیلمی کمتر فرمال و بیشتر بهصورت افسانهای روانشناختی است—جایی که اسکورسیزی بیشتر با فضا، حافظه و اسطوره کار میکند تا با ملودرامهای گروهی یا داستانهای مافیایی سنتی.
در این بستر، فیلمنامهٔ ماربر انتظار میرود که گفتگوهای تیز و متکی به شخصیت ارائه دهد و تمرکز را به سمت تنشهای بینفردی ببرد؛ چیزی که بهراحتی میتواند فضای روانی و رمزآلود داستان را تقویت کند. ساختار روایی احتمالاً از فرمهای خطی فاصله میگیرد و از تکنیکهای غیرقطعی روایت، بازخوانی خاطرات و نماهای متحرک برای ایجاد حس بیثباتی در ادراک بیننده بهره خواهد برد. این نوع پردازش داستانی در کارنامه اسکورسیزی—که بیشتر برای فیلمهای مافیایی و واقعگرایانهاش شناخته شده—حرکت قابلتوجهی به سمت سینمای تجربیتر و مفهومیتر تلقی میشود.
آنچه تیم خلاق نوید میدهد
حضور پاتریک ماربر در مقام نویسنده اقتباس نشاندهنده تأکید بر دیالوگپردازی دقیق و شخصیتمحور است؛ ماربر در آثار قبلیاش نشان داده است که میتواند صدای درونی و کشمکشهای ریزبینانهٔ شخصیتها را با ظرافت به پرده بیاورد (نمونهٔ برجستهٔ او نمایشنامه Closer است). از سوی دیگر، رودریگو پریتو، فیلمبردار نامزد اسکار، برای شکلدهی به زبان تصویری فیلم جذب شده است؛ سابقهٔ پریتو در خلق تصاویر پالیششده، جوّی و متأثر از نورپردازی پیچیده، نوید تصویری سرد، مهزده و گاهی وهمآلود را میدهد که با فضای برفی و هتل متروکه همخوانی دارد. ترکیب دید کارگردان، اقتباس ادبی ماربر و سینماتوگرافی پریتو میتواند باعث شکلگیری تصویری سینمایی شود که هم بصری قوی است و هم از نظر مفهومی لایهدار.

مقایسهها و زمینه تاریخی
این همکاری هفتمین همکاری مارتین اسکورسیزی و لئوناردو دیکاپریو خواهد بود—بعد از همکاریهایی از جمله Gangs of New York تا Killers of the Flower Moon—بنابراین طبیعی است که تماشاگران و منتقدان به دنبال بازتابها و پژواکهایی از آثار پیشین آنها باشند. با این حال، What Happens at Night بیشتر از نظر روح کلی به آثار روانشناختی مثل Shutter Island یا The Shining نزدیک است تا به گانگستریهای کلاسیکی که غالباً با نام اسکورسیزی پیوند خوردهاند: وعدهٔ فضایی محدود و پرتعلیق که در آن واقعیت و ادراک میپیچند و مخاطب را در لایههایی از ابهام و ترس نگه میدارد. در چنین موقعیتی، انتخاب مادس میکلسن به عنوان عضوی از بازیگران لایهٔ دیگری به فیلم اضافه میکند؛ میکلسن در نقشهایی که اخیراً برگزیده نشان داده است که در بازی نقشهای اخلاقاً پیچیده و آرام ولی نافذ بسیار توانا است، و این برای اثری درباره تحلیل رفتن هویت و مرزهای اخلاقی بازیگرانه مناسب است.
از منظر صنعتی، پروژه بازتابدهندهٔ روندهای جاری هم هست: کارگردانان صاحبنام بهطور فزایندهای به سراغ اقتباس آثار ادبی میروند، با فضاسازیهای بینالمللی و گروههای بازیگری ستارهای که هم برای دریافت جوایز و هم برای ایجاد همهمه در دورهٔ فستیوالها طراحی شدهاند. حمایت Studiocanal نیز نشان میدهد که این تولید احتمالاً در چارچوب یک ساختار اروپایی گسترده قرار دارد که ممکن است از لوکیشنهای محلی استفاده کند و راهبرد انتشار جهانی را دنبال نماید. چنین ترکیبی اغلب به تولید فیلمهایی منجر میشود که هم از منظر هنری قابلتوجه و هم در بازار سینما قابلیت بازاریابی بینالمللی دارند.
پشتصحنه و واکنش طرفداران
طبق گزارشها تولید فیلم قرار است از ماه آینده آغاز شود و شواهد حاکی از آن است که بقیهٔ بازیگران پیش از روشن شدن دوربینها نهایی خواهند شد. طرفداران در شبکههای اجتماعی پیشاپیش از پیوستن میکلسن به مجموعه استقبال کردهاند و اشاره دارند که حضور او انتظارات را برای نمایشی دقیق، آرام و مغناطیسی بالا میبرد. از دید تماشاگران با نگاه جزییتر، ترکیب بازیگران از این حیث قابلتوجه است که اسکورسیزی با بازیگرانی کار میکند که هر یک پرسونای سینمایی بسیار متفاوتی دارند—انرژی رهبری تهاجمی دیکاپریو، گسترهٔ عاطفی جنیفر لارنس و خونسردی تهدیدآمیز میکلسن—و این تفاوتها میتواند ساختار دراماتیک پیچیده و پویاییهای انسانی غنیای تولید کند.
«ترکیب دیکاپریو با بازیگری مانند میکلسن برای اسکورسیزی یک فصل تونالی جدید میگشاید»، میگوید منتقد سینما آنا کوواچ. «این پروژه به نظر میرسد فرصتی برای اسکورسیزی باشد تا آسیبپذیری و هویت را به شکلی کاوش کند که پیشتر در کارهایش کمتر دیدهایم. میتواند اثری بهطور خاموشانه انقلابآمیز در کارنامه او باشد.»
از منظر نقدی، پروژه هماکنون برانگیزانندهٔ بحث است: آیا موضوعات تثبیتشدهٔ اسکورسیزی—مانند وسواس، اخلاق و هویت—به یک قطعهٔ آرام و رؤیایی تبدیل خواهند شد؟ یا انتظارات پیرامون همکاری نامهای بزرگ نحوهٔ دریافت فیلم توسط مخاطبان را دگرگون خواهد ساخت؟ در هر صورت، What Happens at Night بهعنوان یک تکان عمدی و حسابشده در کارنامه اسکورسیزی به نظر میرسد و وعده میدهد یکی از کنجکاویبرانگیزترین آثار سال را تحت عنوان یک فیلمساز آوتور ارائه دهد.
برای علاقهمندان به جنبههای هنری تولید، نگارشی و فنی فیلمسازی، این پروژه نکات قابلتأملی دارد: از سازوکار اقتباس رمان به فیلمنامه، انتخاب لوکیشنهای اروپایی و طراحی صحنهٔ هتل متروکه تا نورپردازیهای سرد و ترکیب رنگهای محدود که فضای نفوذناپذیری و انزوای روانی را تقویت میکنند. همچنین نگاه به سینماتوگرافی رودریگو پریتو باید از نظر فنی مورد توجه قرار گیرد—انتظار میرود استفادهٔ او از لنزها، حرکات دوربین و پالِت نوری برای برجستهسازی بافت برف، انعکاس نور و سایهها بسیار مؤثر باشد و به خلق حس یخزدهٔ شخصیتها و فضای داستان کمک کند.
نکتهٔ دیگر استراتژی انتشار و فستیوالها است: با توجه به ترکیب بازیگران و تولید با پشتوانهٔ Studiocanal، احتمال حضور فیلم در رقابت اصلی فستیوالهای بزرگ اروپا—مانند کن، ونیز یا تورنتو—قوی است. حضور در فستیوالهای شاخص باعث میشود فیلم هم شانس دیدهشدن توسط داوران جوایز را داشته باشد و هم بهعنوان یک اثر مورد بحث منتقدان بینالمللی مطرح شود که این عامل برای فروش جهانی و توزیع مدرن بسیار تعیینکننده است.
نهایتاً از منظر طرفداران و جمعآوری اطلاعات پشتصحنه، باید به دنبال اعلام بازیگران مکمل، خبرهای مربوط به تاریخ ساخت و انتشار، و انتشار تصاویر اولیه یا تیزرهای تبلیغاتی باشیم—این عناصر بهسرعت میتوانند شتاب تبلیغاتی فیلم را در شبکههای اجتماعی و رسانههای تخصصی سینما افزایش دهند.
یک یادداشت کوتاه پایانی: باید منتظر خبرهای فستیوال و تصاویر اولیه باشیم—ترکیب نگاه بصری اسکورسیزی، فیلمنامهٔ ماربر و سینماتوگرافی پریتو میتواند اثری سرد، تکاندهنده و فراموشنشدنی خلق کند؛ فیلمی که احتمالاً در گفتوگوهای سینمایی فصل بعدی بسیار مطرح خواهد شد و بررسیهای فنی و موضوعی مفصلی را برخواهد انگیخت.
منبع: smarti
نظرات
اتو_ر
فضا و سینماتوگرافی که وصف شده، برف و هتل متروکه، واقعا وسوسهکننده س؛ امیدوارم فیلم اجازه بده مخاطب نفس بکشه، نه اینکه همه چیزو سریع توضیح بدن.
پمپزون
احساسم اینه که کمی اغراقه، همه دنبال فستیوال و اهداء جایزهان. با این حال پریتو میتونه فیلمو نجات بده، اگه اسکورسیزی بیخیال کلیشهها بشه
نیما
به نظرم اسکورسیزی داره ریسک میکنه و خوبیه. میکلسن هم انتخاب هوشمندانهس. اما نگرانم تبدیل بشه به یه چیزِ بیش از حد لوکس و خالی
لبکور
اساساً این خبرها تاییدیه رسمی داره یا شایعهست؟حضور پاتریک ماربر و پریتو جذابه، ولی همیشه موندم ترکیب ستارهها کار رو خراب نکنه
رودکس
واااااای، ترکیب دیکاپریو با لارنس و میکلسن زیر دست اسکورسیزی؟ انتظارم بالا رفت؛ امیدوارم از فرمِ معمولی خارج بشه... فضاش واقعاً میتونه خاص باشه!
ارسال نظر