8 دقیقه
Avatar: Fire and Ash storms the global box office
جدیدترین ساختهٔ جیمز کامرون، «آواتار: آتش و خاکستر»، دقیقاً همانگونه که استودیوها و تحلیلگران پیشبینی کرده بودند، وارد بازار شد — بزرگ، پرجلوه و از نظر فنی جسورانه. فیلم در افتتاحیهٔ جهانی 345 میلیون دلار فروخت که از این مقدار 88 میلیون دلار از بازار ایالات متحده بهدست آمد؛ این رقم را به دومین افتتاحیهٔ بزرگ سال پس از موفق بینظیر دیزنی، «زوتوپیا 2»، تبدیل کرد. این آغاز قوی نشاندهندهٔ توانایی مستمر کامرون در جذب مخاطب در سطح بینالمللی است، اما اعداد خام همچنین تغییرات ساختاری در تقاضای مخاطبان برای دنبالههای پرفروش را نیز نشان میدهند. در تحلیل گیشه و استراتژی اکران، این ترکیب از تکنولوژی پیشرفته، برند قدرتمند و بازاریابی هدفمند هنوز هم نقش اساسی ایفا میکند.
آمارهای روزهای ابتدایی نشان میدهد که در روز یکشنبه افت فروش حدود ۱۸ درصد بوده است — بازتابی آشنا از مسیر اولیهٔ «آواتار: راه آب» بین روز دوم و سوم. این درصد در سراسر فرنچایز نسبتاً ثابت مانده، اما مجموع حضور تماشاگران داستان متفاوتی روایت میکند: حدود ۵.۲ میلیون نفر نسخهٔ جدید را در هفتهٔ افتتاحیه دیدهاند در برابر تقریباً ۸.۷ میلیون نفر برای فیلم دوم. به عبارتی روشن: «آتش و خاکستر» در بحث عمومی و تعداد پردهها تسلط دارد، اما نسبت به پیشدرآمدش جذب مخاطب اولیهٔ کمتری داشته است. تحلیل دقیقتر نشان میدهد که تقسیمبندی مخاطب، نرخ اشباع بازار و رقابت با عناوین دیگر از عوامل مهم کاهش نسبی آمار افتتاحیه هستند.
How Fire and Ash compares to past Avatars and the market
دو روند کلیدی میتواند این فاصله را توضیح دهد. اول، خستگی از دنبالهها (sequel fatigue) و تقویم پُر اکران باعث شده مخاطبان بلیتهای خود را بین عناوین بیشتری تقسیم کنند که این موضوع بهویژه در فصل تعطیلات و بازههای پُررونق سینما محسوس است. دوم، پنجرههای پخش در شبکههای اینترنتی و مدلهای انتشار ترکیبی (هیبریدی) نحوه و زمان انتخاب رفتنِ مخاطبان به سینما را تغییر دادهاند؛ بسیاری از تماشاگران اکنون بین اکران سینمایی، خدمات ویدئو هنگام تقاضا (VOD) و پخش خانگی کوتاه فاصله تصمیم میگیرند.
هنرپیشگی فنی کامرون هنوز هم یک رویداد دیدنی است — بهبودهای حرکتی زیرآبی و فناوریهای بصری جدید به «آتش و خاکستر» برتری ملموسی بخشیدهاند — اما رهبری در جدول فروش بلیت الزاماً به معنای همان میزان حضور تماشاگران در مقایسه با اوجهای قبلی فرنچایز نیست. از منظر تحلیل بازار باکس آفیس، این وضعیت نشان میدهد که حتی بزرگترین برندها برای حفظ رشد فروش به تغییراتی در استراتژی اکران، تبلیغات هدفمند و مدیریت پنجرهٔ پخش نیاز دارند. دربارهٔ بازار بینالمللی، تفاوت در رفتار تماشاگران مناطق مختلف، نرخ تبدیل ارز و تعداد سالنها در هر کشور نیز به چشم میآید؛ بازارهایی مثل چین، هند و اروپا تأثیر قابلتوجهی روی کلیت فروش جهانی دارند و رفتار آنها میتواند جهت حرکت یک «پرفروش تابستانی» را تعیین کند.

در همین حال، «زوتوپیا 2» بهعنوان نیرویی توقفناپذیر همچنان جلو میرود: دنبالهٔ انیمیشنی فروش جهانیاش را به 1.27 میلیارد دلار رسانده و عملکرد پایدار داخلی هفتهٔ گذشته (14.5 میلیون دلار) به دیزنی کمک کرد تا مجموع درآمد سینمایی جهانی خود را در سال جاری به بیش از 6 میلیارد دلار برساند. ماندگاری این انیمیشن خانوادگی نشان میدهد که فرنچایزهای کمپانیهای بزرگ که جذابیت گستردهٔ جمعیتی دارند، میتوانند دنبالههای طولانی فروش در گیشه تولید کنند؛ این مسأله برای استراتژیهای بلندمدت توزیع و بازاریابی بسیار مهم است.
Weekend top performers and studio dynamics
فراتر از «آواتار» و «زوتوپیا 2»، فهرست پرفروشهای هفته نشانِ حضور متنوعی از عناوین بود: «دیوید» با 22 میلیون دلار جایگاه دوم را بهدست آورد، «خدمتکار» (با بازی سیدنی سوییینی) 19 میلیون دلار فروخت و فیلم جدید «اسفنجباب» با 16 میلیون دلار در ردهٔ چهارم قرار گرفت. این ترکیب ژانرها — اکشن/درام، تریلر روانشناختی و انیمیشن خانوادگی — نشان میدهد که تقسیم بازار بین گروههای سنی و سلایق مختلف همچنان حایز اهمیت است و هر کدام از سازندگان و استودیوها باید پیامرسانی و تیزرهای تبلیغاتی را متناسب با مخاطب هدف خود تنظیم کنند.
یونیورسال اما در این دوره با افتی مواجه شد: «Five Nights at Freddy’s 2» و «Wicked: For Good» بهترتیب 7.3 میلیون و 4.3 میلیون دلار فروختند که نشاندهندهٔ تقاضای نهچندان قوی برای تازهترین اکرانهای یونیورسال است. این وضعیت بار دیگر بحث دربارهٔ کوتاهتر کردن پنجرهٔ اکران سینمایی و تسریع در ارائهٔ پخش خانگی (streaming rollout) برای بازیابی علاقهٔ مخاطبان و بازگشت سریعتر سرمایه را قوت میبخشد. همچنین این ارقام میتواند منجر به بازبینی بودجهٔ تبلیغات، انتخاب بازارهای هدف و زمانبندی اکران بینالمللی برای فیلمهای متوسط شود.
Marty Supreme: the limited-release phenomenon
شگفتی واقعی از یک اکران کوچک با ارقام بزرگ بهدست آمد. «مارتی سوپریم» در تنها شش سالن افتتاح شد و 875,000 دلار فروخت — میانگین حیرتآور 145,000 دلار به ازای هر پرده. این رقم «مارتی سوپریم» را در میان چشمگیرترین اکرانهای محدود در حافظهٔ اخیر قرار میدهد و بالاترین میانگین هر سالن از زمان نمایشهای واجد شرایط «لا لا لند» در سال 2016 محسوب میشود. این موفقیت، بهواسطهٔ حرکت موجی مثبت نقدها و تبلیغات دهانبهدهان، توزیعکننده را ترغیب کرده تا هفتهٔ آینده اکران را در سطح ملی گسترش دهد.
دمان تولیدات مستقل و آثار کوچک که با بازاریابی هوشمند، افتخارات جشنوارهای و نقدهای مثبت همراه شوند، نشان دادند که هنوز هم میتوانند در میان سر و صدای بلاکباسترها راه پیدا کنند. برای تحلیلگران گیشه، اعداد میانگین هر سالن (per-theater average) حکم یک شاخص زودهنگام موفقیت بالقوهٔ گسترش ملی را دارند؛ هرگاه این میانگین به سطحی بالا برسد، استودیوها و توزیعکنندگان انگیزهٔ قابلتوجهی برای سرمایهگذاری در گسترش جغرافیایی مییابند.
نقادان و بینندگانی که «مارتی» را دیدهاند از فیلمنامهٔ تیز، کارگردانی پُرتحرک و اجرای مرکزیای ستایش میکنند که همین حالا حرف و حدیثهای جوایزی را به دنبال داشته است. موفقیت فیلم یادآور این است که ویژگیهای کوچکتر، وقتی با استراتژی عرضهٔ هوشمند و تقدیر جشنوارهای همراه شوند، میتوانند از همهمهٔ بلاکباسترها بیرون بزنند و مخاطبان جدیدی را جذب کنند. این مسأله برای سازندگان مستقل و بخش بازاریابی استودیوها درس مهمی دارد: تمرکز بر کیفیت اجرایی، هدفگیری دقیق مخاطب و ایجاد گفتوگوی رسانهای میتواند بازگشت سرمایهٔ قابلتوجهی تولید کند.
— منتقد فیلم آنا کوواچس: «مارتی سوپریم ثابت میکند که اشتهای سینمایی برای آثار صمیمی و اصیل هنوز از بین نرفته است. این پیامی است برای استودیوها: اکرانهای خرد با فُرم و ساز و کار قوی میتوانند علاقهٔ ملی را شعلهور کنند.»
Industry context and what to watch next
نتایج این هفته دو جریان متقابل را در صنعت سینما برجسته میکند: عظمت تولیدات پُربودجه همچنان پولهای بزرگ گیشهٔ جهانی را جذب میکند، اما اکرانهای بوتیک و مستقل میتوانند روی آثار کوچک با ردپای محدود، بازدهی غیرمتناسب و چشمگیری تولید کنند. در گام بعد، استودیوها بیش از پیش به میانگین هر سالن، پنجرههای پخش و رفتار بازارهای منطقهای توجه خواهند کرد — هر دو عامل شکلدهندهٔ استراتژیهای اکران در بازار پساپاندمی هستند. برای مخاطبان، این آخر هفته ترکیبی نادر ارائه کرد: مقیاس بلوکباستری، ماندگاری انیمیشن خانوادگی و یک شگفتی مستقل که ثابت میکند سینما هنوز هم از ریسکدهی پاداش میگیرد.
بهطور خلاصه، «آتش و خاکستر» جداول و گفتوگوها را در دست دارد، «زوتوپیا 2» همچنان ارقام دیزنی را تقویت میکند و «مارتی سوپریم» به ما یادآوری میکند که فیلمهایی که دل مخاطب را میربایند همیشه نیاز به بزرگترین بودجهها ندارند. در هفتههای آینده حواستان به اعداد گسترش نمایش، گزارشهای باکس آفیس بینالمللی و تغییرات در الگوهای فروش بلیت باشد — داستان واقعی در نحوهٔ حفظ شتاب پس از هفتهٔ افتتاحیه نهفته است. تحلیلگران و مدیران توزیع باید این دادهها را در مدلهای پیشبینی خود ادغام کنند تا تصمیمهای بهینه در زمینهٔ بازاریابی، زمانبندی اکران و انتخاب بازارها گرفته شود؛ این ترکیب از تحلیل دادهٔ مخاطب، رصد رفتارهای منطقهای و مانیتورینگ عملکرد دیجیتال در پلتفرمها، به تعیین مسیر تجاری آثار در ماههای پیش رو کمک خواهد کرد.
منبع: smarti
نظرات
اتو_ر
آره تکنولوژی فوقالعاده، اما یه ذره هایپ هست؛ دیگه همه بلاکباسترها همینجوری تبلیغ میشن. با این حال من میرم ببینمش
دانیکس
تحلیل نسبتاً متعادل، ولی به نظرم باید صبر کنیم برای هفتههای بعد، اعداد خام خوبن ولی قصهی ماندگاری مهم تره.
پمپزون
من خودم تو توزیع فیلم کار کردم، دیدم میانگین هر سالن واقعا میتونه تصمیم گسترش رو عوض کنه. مارتی سوپریم نمونهس، دهان به دهان قدرت داره
آرمین
این اعداد رسمی ان؟ یا بعدا بازبینی میشن؟ رقابت با زوتوپیا و نرخ تبدیل ارز تو بازار بینالمللی بعیده بی تاثیر باشه...
توربو
معقول به نظر میاد، sequel fatigue واقعیِ. اکرانهای فشرده و پنجرههای استریم باعث تقسیم مخاطب شدن، منطقیه
روداکس
وای، ۳۴۵ میلیون تو افتتاحیه؟ واقعا شوکه شدم، اما اینکه تعداد تماشاگران نسبت به قسمت قبلی کمتر بوده خیلی کنجکاوم، بازار چین و پنجره پخش چطور تاثیر گذاشته...
ارسال نظر