6 دقیقه
سام آلتمن میگوید گوگل در سال ۲۰۲۳ واقعاً شانس این را داشت که اوپنایآی را نابود کند — اما تردیدها و تغییر جهت کند به سمت هوش مصنوعی زمان لازم را به این استارتاپ داد تا رشد کند. در مصاحبهای تازه در پادکست Big Technology، آلتمن دقیقاً توضیح داد که گوگل کجا تردید کرد و چگونه آن شک و تردید فضای لازم برای گسترش ChatGPT را فراهم آورد. این اظهارات در بستر بحثهای گستردهتر پیرامون رقابت در زمینه هوش مصنوعی، نقش مدلهای زبانی بزرگ و تحول روشهای جستجو و تبلیغات اهمیت زیادی دارد؛ مخصوصاً وقتی صحبت از استراتژیهای کسبوکار، سرمایهگذاریهای زیرساختی و مدلهای کسب درآمد میشود.
چرا آلتمن فکر میکند گوگل فرصت را از دست داد
آلتمن در مصاحبه گفت که گوگل نسبت به پیادهسازی گسترده و فوری هوش تولیدی (generative AI) در محصولات اصلی مانند موتور جستجو احتیاط به خرج داد. او این احتیاط را تعیینکننده خواند: اگر گوگل در سال ۲۰۲۳ به سرعت اولویتبندی کرده و هوش مصنوعی پیشرفته را در جستجو ادغام کرده بود، آلتمن معتقد است اوپنایآی ممکن بود با مشکل جدی مواجه شود. او صریح گفت که یک تلاش مصمم و سریع از سوی گوگل در آن سال میتوانست به پایان اوپنایآی منجر شود. این نکته نشان میدهد که در میدان رقابت فناوری، زمانبندی اجرای محصول و سرعت ادغام نوآوریها اغلب به اندازه کیفیت فناوری اهمیت دارد. از منظر راهبردی، شرکتهای بزرگ گاهی به دلیل ریسکپذیری کمتر، نگرانیهای حقوقی یا محافظهکاری سازمانی در اتخاذ تصمیمات سریع و بحثبرانگیز تعلل میکنند — و همین تعلل میتواند به رقبای کوچکتر و متمرکز بر هوش مصنوعی فضایی برای نوآوری بدهد.
با این وجود، آلتمن اذعان میکند که گوگل همچنان غولی است با داراییهایی که به راحتی قابل تقلید نیستند. ذخایر عظیم دادههای مرتبط با جستجوی محلی، آب و هوا، نقشهها و سایر حوزههای عمودی به این شرکت مزیتی پایدار میدهد، حتی اگر تغییرات محصولی به کندی رخ دهند. این مجموعه دادهها شامل سیگنالهای رفتاری کاربران، تاریخچههای جستجو و ساختارهای نشانهگذاری گسترده وب است که در ترکیب با زیرساخت ابری و توان محاسباتی عظیم، یک مزیت رقابتی واقعی ایجاد میکند. بنابراین از منظر داده و زیرساخت، گوگل دارای داراییهای بلندمدت است، اما تمرکز کامل و خالص روی هوش مصنوعی از طرف رقبای نوپا میتواند مدلهای جدیدی برای ارائه خدمات جستجو و تبلیغات شکل دهد.

از دید اوپنایآی، تمرکز کامل بر هوش مصنوعی این امکان را فراهم میکند که بازاندیشی بنیادینی در نحوه کارکرد جستجو و تبلیغات در دنیای AI-first انجام شود. این دیدگاه توضیح میدهد چرا اوپنایآی در حال بررسی روشهای کسب درآمد از طریق نمایش تبلیغات درون ChatGPT است تا به پایداری مالی بلندمدت برسد. حرکت به سمت یک مدل تبلیغاتی جدید که مکالمات مبتنی بر هوش مصنوعی را هدف میگیرد، هم از نظر طراحی تجربه کاربری (UX) و هم از نظر فنی چالشهای خاص خود را دارد؛ از قبیل حفظ اعتماد کاربر، شفافیت در نشانهگذاری تبلیغات، و تطبیق با قوانین حریم خصوصی و رقابت تبلیغاتی. درعینحال این مدل میتواند فرصتهایی برای تبلیغکنندگان فراهم کند تا به شکلی هدفمندتر و در متن مکالمه با کاربر تعامل کنند، به شرط آنکه مدلهای سنجش اثرگذاری و قیمتگذاری مناسب برای تبلیغات مبتنی بر مکالمه توسعه یابد.
- کاربران فعال هفتگی ChatGPT: حدود ۸۰۰ میلیون
- مشترکین پولی: تقریباً ۳۵ میلیون
- هدف سرمایهگذاری زیرساختی اوپنایآی: حدود ۱۱۵ میلیارد دلار تا سال ۲۰۲۹
اوپنایآی هنوز به سودآوری نرسیده است، بنابراین نمایش تبلیغات در داخل ChatGPT میتواند جریان درآمد مهمی برای حمایت از برنامههای زیرساختی باشد. با این حال، چالش تبلیغات پیچیده است: سیستم تبلیغات جستجوی گوگل طی دههها حول قصد جستجوی سنتی (query intent) تکامل یافته و تغییر آن به مدل گفتگویی-محور مبتنی بر هوش مصنوعی پیچیدگیهای زیادی دارد. برای نمونه، تعیین مکانیسم قیمتگذاری (bidding)، مدلهای اندازهگیری کلیک و تبدیل (conversion)، و مطابقت تبلیغات با پاسخهای تولیدشده توسط مدلهای زبانی به ابزارها و الگوریتمهای جدیدی نیاز دارد. همچنین حفظ کیفیت نتایج و جلوگیری از نمایش تبلیغات نامرتبط یا گمراهکننده در پاسخهای AI از منظر رعایت مقررات و رضایت کاربر اهمیت حیاتی دارد.
از نظر فنی، ادغام تبلیغات در یک مدل مکالمهای مستلزم حل مسائل متعددی است: زمان تأخیر درخواستها (latency) برای حفظ تجربه کاربر، مدیریت هزینههای محاسباتی ناشی از استنتاج مدلهای بزرگ، حفظ ایمنی و جلوگیری از تولید محتوای مضر یا اطلاعات نادرست، و طراحی رابطهایی که تبلیغات را بهطور شفاف و غیرمزاحم به کاربر معرفی کنند. علاوه بر این، اوپنایآی باید نشان دهد که نمایش تبلیغات در مکالمه با اهداف کسبوکار سازگار است بدون آنکه تأثیر منفی روی اعتماد کاربران یا کیفیت پاسخها بگذارد. این مسائل فنی و رفتاری بخشی از علت نیاز اوپنایآی به سرمایهگذاری سنگین در زیرساخت است تا بتواند بار تقاضای حدودی صدها میلیون کاربر هفتگی را تحمل کند و در عین حال تجربهای قابل اتکا و پاسخگو ارائه دهد.
به طور خلاصه، آلتمن رقابت در حوزه هوش مصنوعی را هم استراتژیک و هم وابسته به زمانبندی میداند. مخازن عمیق دادههای جستجو به گوگل قدرت بلندمدت میدهد، اما تردید اولیه فضای لازم را به اوپنایآی داد تا شتاب بگیرد و مدل جدیدی برای جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی و تبلیغات مبتنی بر مکالمه ایجاد کند. آینده رقابت احتمالاً ترکیبی از بازیگران بزرگ دارای داده و زیرساخت و بازیگران چابک متمرکز بر هوش مصنوعی خواهد بود؛ بنابراین راهبردهایی که سرعت اجرا، طراحی محصول، مدیریت مخاطره و نوآوری در مدل درآمدی را با هم تراز کنند، بیشترین شانس را برای موفقیت خواهند داشت. برای فعالان بازار، تحلیل جریانهای درآمد، هزینههای زیرساخت، و تجربه کاربری مکالمهای کلید رقابت در نسل جدید جستجو و تبلیغات دیجیتال است.
منبع: smarti
نظرات
کوینپای
آلتمن پر ادعاست ولی سادهسازی زیاد میکنه؛ هزینه زیرساخت و ایمنی رو نمیشه با شتاب حل کرد، ریسکها بزرگن
آرمین_
واقعاً میشه تبلیغات داخل مکالمه ها رو شفاف و قابل سنجش کرد؟ مدل قیمتگذاری و اندازهگیری چی میشه، سوالام زیادن...
بیوانیکس
معقول به نظر میاد، اما دارایی دادهای گوگل هنوز یه دیوار سنگینه؛ سرعت مهمه ولی کافی نیست
دیتاپالس
وای... یعنی اگه گوگل اون سال تندتر حرکت کرده بود الان شاید ChatGPT اصلاً نبود، تردید واقعا تاثیر داره
ارسال نظر