8 دقیقه
در اول ژانویهٔ ۲۰۲۶، دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق، از طریق پلتفرم Truth Social خود به جورج و آمال کلونی کنایه زد پس از اینکه گزارش شد این زوج مشهور تابعیت فرانسوی گرفتهاند. در پست او این اقدام بهعنوان نمونهای دیگر از «قضاوت سیاسی نادرست» مطرح شد و شامل کنایههایی دربارهٔ چالشهای امنیت عمومی در فرانسه و سیاستهای مهاجرتی آن کشور بود که بهطور نامطلوبی با دولت بایدن مقایسه شد. این حملات کلامی، هم اتهامی شخصی و هم پیامی سیاسی برای هواداران ترامپ دربارهٔ قانون، نظم و مهاجرت بود.
سیاست، شهرت و تقاطع فرهنگی
اظهارنظرهای ترامپ در نقطهٔ تلاقی شهرت، سیاست و هویت بینالمللی قرار گرفت. جرج کلونی، که بهطور طولانی هم بهخاطر فعالیتهای سینمایی و هم بهخاطر بیان نظرات سیاسیاش شناخته میشود، از منتقدان تند ترامپ بوده و از حامیان شناختهشدهٔ جریانها و سیاستهای دموکراتیک است. آمال کلونی، وکیل بینالمللی حقوق بشر، با کار حرفهای خود ابعاد دیگری به چهرهٔ عمومی این زوج اضافه کرده و آنها را بهعنوان یک زوج سیاسی-آگاه معرفی میکند. برای ترامپ، دستانداختن به موضوع تابعیت یک سلبریتی هم حملهای شخصی است و هم سیگنالی گسترده به پایگاهش در موضوعاتی مانند امنیت داخلی و سیاست مهاجرتی.
اما این ماجرا فراتر از یک مناقشهٔ معمول شبکههای اجتماعی است. در مصاحبهای با مجلهٔ Variety که اخیراً منتشر شد، کلونی تلاشهای قانونی احتمالی رئیسجمهور سابق برای اقامهٔ دعوی علیه رسانهها در صورت پیروزی مجدد را محکوم کرد و از شبکههای خبری خواست تا در برابر این گونه اقدامات مقاومت کنند تا آزادی مطبوعات حفظ شود. او همچنین گفته است که به توهینهای شخصی اهمیت چندانی نمیدهد؛ اولویت او بیان حقیقت از منظر خودش است، نه نرم کردن گفتهها برای خوشایند رئیسجمهور.

چرا این موضوع برای مخاطبان سینما و رسانه اهمیت دارد
برای طرفداران سینما، این رویداد نشان میدهد که چهرههای هالیوود چگونه نقشهای دوگانهٔ خود را مدیریت میکنند: از یک سو سرگرمکننده و چهرهٔ عام، و از سوی دیگر روشنفکران عمومی که بر مباحث سیاسی تأثیر میگذارند. کارنامهٔ جرج کلونی هم شامل آثار جریان اصلی پرفروش مانند مجموعهٔ Ocean’s است و هم آثاری با بار سیاسی و اجتماعی سنگین، از جمله تجربهٔ کارگردانی او در فیلم Good Night, and Good Luck که مرز میان روزنامهنگاری و سینما را تار کرد. این نوع فعالیت هنری همراه با کنشگری سیاسی، بخشی از سنتی است که ستارگان سینما از ظرفیت و شهرت خود برای شکل دادن به مباحث عمومی استفاده میکنند؛ نمونههایی مانند اعتراضات ضدجنگ جین فوندا یا مشارکتهای انساندوستانهٔ بازیگرانی چون آنجلینا جولی در یادآوری این سنت کمک میکنند.
در سطح صنعت، درگیری میان سیاست و سرگرمی سوالاتی جدی دربارهٔ آزادی رسانهها، آسیبپذیری اتاقهای خبر در برابر فشارهای حقوقی و روند رو به رشد سلبریتیها برای پذیرش تابعیت یا اقامت خارجی به دلایل شخصی یا سیاسی مطرح میکند. نمونهٔ تاریخیٔ ژرار دوپاردیو که سالها پیش به روسیه نقلمکان کرد، نمونهای از این گرایش است که نشان میدهد انتخاب محل زندگی یا تابعیت میتواند حامل پیامهای سیاسی یا اقتصادی باشد. این بحث مخاطبان را به چالش میکشد که چگونه میتوان یا باید کار هنری یک هنرمند را از زندگی سیاسی او جدا کرد، و آیا در عصر حاضر این دو حوزه جداییناپذیر شدهاند یا خیر.
مقایسهها و نکات پشتصحنه
رویکرد کلونی با بسیاری از همتایان هالیوودیاش تفاوت دارد. برخلاف برخی چهرهها که برای حفظ جاذبهٔ فروش گیشه ترجیح میدهند سکوت اختیار کنند، کلونی همزمان با پروژههای سینمایی پرپرافروشی، کنشگری اجتماعی و سیاسی را نیز پیگیری کرده است. این رویکرد گاهی از سوی منتقدان بهعنوان مخلوط کردن هنر با تبلیغات یا سیاست مورد انتقاد قرار گرفته؛ اما طرفداران و برخی تحلیلگران از آن بهعنوان نمونهای از صراحت اخلاقی و تعهد شخصی تمجید کردهاند. کسانی که به نقشهای او در پردهٔ نقرهای نگاه میکنند، میبینند که شخصیتهای روی پرده—جذاب، زیرک و گاهی دارای ابهام اخلاقی—در تقابل با ایستادگی او در دنیای واقعی بر مسئولیتپذیری و حقیقتگویی است.
نکتههای آموزشی دربارهٔ سینما: جرج کلونی توانسته است شهرت بلاکباستری را همراه با کارهای جدی سینمایی و تجربهٔ کارگردانی حفظ کند. همکاری او با نویسندگان و کارگردانان مختلف آثار تجاری و آثاری مناسب فصل جوایز تولید کرده که نشان میدهد درگیری سیاسی لزوماً به معنای افت کیفیت یا دست کشیدن از حرفهٔ سینما نیست. این وضعیت نکتهای ارزشمند برای تحلیلگران صنعت فیلم و خالقان محتواست که میخواهند بدانند چگونه تعهدات اجتماعی و سیاسی میتواند همزیستی با موفقیت تجاری داشته باشد.
النا مارکز، تاریخنگار فیلم، میگوید: «کلونی مسیری حرفهای ساخته است که در آن باورهای عمومیاش و انتخابهای سینمایی اغلب یکدیگر را بازتاب میدهند. این پیوستگی باعث میشود تصمیم او دربارهٔ تابعیت و مداخلههای سیاسیاش کمتر شبیه یک شو تبلیغاتی و بیشتر شبیه بخشی از یک پروژهٔ فرهنگی گسترده بهنظر برسد.» این تحلیل به درک بهتر جایگاه کلونی در تقاطع هنر و سیاست کمک میکند و نشان میدهد چرا واکنشها به تصمیم او فراتر از فضای خصوصی و خانوادگی است.
فرقی نمیکند کنایهٔ ترامپ را نمایشی سیاسی بدانید یا حملهای زشت و شخصی؛ این ماجرا تأکید میکند که تصمیمات عمومی سلبریتیها—مانندسپذیرفتن تابعیت جدید—اکنون بخش مهمی از گفتوگوهای فرهنگی و رسانهای جهانی شدهاند. برای علاقهمندان سینما، این رویداد یادآور این واقعیت است که روایتهای پیرامون فیلمها و ستارگان روزبهروز بیشتر تحتتأثیر سیاست، هویت و اکوسیستم رسانهای قرار میگیرند که آنها را پوشش میدهد؛ مسائلی که بر تحلیل محتوای سینمایی، پوشش خبری و بازاریابی فرهنگی نیز اثرگذارند.
همچنین نباید نقش حقوق بینالملل و حیطهٔ حقوق بشر را در این گفتوگوها نادیده گرفت. آمال کلونی بهعنوان وکیل حقوق بشر پروندههایی را پی گرفته که ماهیت فراملی دارد و تجربهٔ او نشان میدهد چگونه مسائل حقوقی و اخلاقی میتوانند موضوع بحثهای عمومی شوند و بر شهرت و تصمیمهای شخصی زوجهای مشهور تأثیر بگذارند. این زمینهٔ حرفهایِ آمال، هنگامی که با سطح نفوذ رسانهای و سینمایی جرج تلفیق میشود، پیچیدگیهای بیشتری به تصمیماتشان میافزاید و عمق واکنشهای عمومی را توضیح میدهد.
از منظر سیاست داخلی آمریکا، کنایهزدن به تابعیت یک زوج مشهور میتواند بهعنوان تاکتیکی انتخاباتی برای برجسته کردن نگرانیها دربارهٔ مرزها، مهاجرت و اولویتهای امنیتی مورد استفاده قرار گیرد. بحث دربارهٔ «قضاوت سیاسی» و «رفتن به خارج» اغلب بهصورت نمادین بهکار میرود تا تفاوتهای ارزشی میان دو جناح سیاسی را برجسته کند. این نوع روایتها، چه در آمریکا و چه در سطح بینالمللی، بر نحوهٔ پوشش خبری و برداشت عمومی از کنشهای سلبریتیها تأثیر میگذارد.
در نهایت، این پرونده نمونهای از چالشهای نوظهور در عصر شبکههای اجتماعی و جهانیشدن فرهنگ است: چگونه یک تصمیم شخصی به موضوعی سیاسی و رسانهای تبدیل میشود، چگونه بازیگران فرهنگی به شهروندان جهانی بدل میشوند، و چگونه رسانهها و سیاستمداران از این تحولات برای پیشبرد روایتهای خود بهره میبرند. این مسائل نشان میدهند که تحلیل روابط میان سینما، سیاست و هویت ملی برای درک دنیای فرهنگی معاصر ضروری است، بهویژه وقتی نامهایی چون جرج و آمال کلونی و دونالد ترامپ در مرکز توجه قرار میگیرند.
منبع: smarti
نظرات
نوید_x
خیلی تحلیلمحوره ولی بعضی جاها زیادی قاطع شده، انگار از اول نتیجه رو گرفته بودن؛ کاش کمی بیطرفتر مینوشتن
شهرلاین
واقعاً گرفتن تابعیت همین قدر باید سوژه باشه؟ یا فقط یه بازی رسانهایه برای جلب توجه و قطببندی؟ اگه آمال پروندههای بینالمللی داره، خب یعنی چی دقیقا
رضاام
واااای، کلونی هم بازیگر درجه یکه هم فعال سیاسی؛ ترامپ باز هم حاشیه ساخت، خسته شدم از این همه حمله شخصی...
بیونیکس
قشنگ توضیح داده اما سوال اینه: آیا هنر و سیاست قابل جدا شدن هستن؟ من هنوز مطمئن نیستم، هر روز بیشتر با هم قاطی میشن
دیتاپالس
خب، ترامپ همیشه دنبال جنجاله ولی واقعا گرفتن تابعیت فرانسه چه ربطی داره به امنیت داخلی؟ یه کم اغراقه
ارسال نظر