7 دقیقه
خبر خوب برای طرفداران شکلات تلخ: یک مطالعه جمعیتی جدید نشان میدهد سطوح بالاتر تئوبرومین در خون — ترکیبی که در کاکائو فراوان است — با نشانههایی از کند شدن پیری بیولوژیک مرتبط است. پژوهشگران با استفاده از نشانگرهای پیری مبتنی بر DNA، اثرات متابولیک را مقایسه کردند و یک پیوند آماری معنادار یافتند — با این حال نویسندگان هشدار میدهند که این یافتهها مجوزی برای پرخوری در مصرف شکلات یا آبنبات نیست و باید در چارچوب کلی رژیم غذایی و سبک زندگی تفسیر شوند.

سطوح تئوبرومین با بیومارکرهای مربوط به کندی فرایند پیری مرتبط بود.
آنچه مطالعه اندازهگیری کرد و اهمیت آن
تیمی به رهبری دانشمندان کینگز کالج لندن نمونههای خون ۱۶۶۹ شرکتکننده را از دو پایگاه داده متفاوت بررسی کردند و به دنبال محصولات شکستخورده متابولیکی ترکیبات غذایی مانند کافئین و تئوبرومین رفتند. این تحلیل طیف گستردهای از متابولیتهای قابل ردیابی در خون را شامل میشد که نمایههایی از مصرف غذایی کوتاهمدت تا بلندمدت را بازتاب میدهد. پس از استخراج این «اثر انگشتهای متابولیکی»، محققان آنها را با دو بیومارکر پذیرفتهشده برای سن بیولوژیک مقایسه کردند که از الگوهای متیلاسیون DNA و سیگنالهای مرتبط با تلومرها مشتق شدهاند.
متیلاسیون DNA به برچسبهای شیمیایی کوچک اشاره دارد که میتوانند فعالیت ژنها را در طول عمر تغییر دهند و نشانگرهایی از سن اپیژنتیک را فراهم کنند؛ تلومرها نیز کلاهکهای محافظی در انتهای کروموزومها هستند که با افزایش سن کوتاهتر میشوند. ترکیب این دو نوع اندازهگیری نمایی از «سن بیولوژیک» ارائه میدهد که ممکن است با سن تقویمی متفاوت باشد — سن بیولوژیکی پایینتر معمولاً نشاندهنده عملکرد بهتر سلولی، مقاومت بیشتر در برابر فرسایش مربوط به پیری و توانایی حفظ همیوستاز در بافتها است. از این رو، یافتن ارتباط میان متابولیتهای غذایی و شاخصهای اپیژنتیک میتواند به شناسایی مسیرهای بیولوژیک قابلتغییر برای سلامت طولانیتر کمک کند.
یافتههای کلیدی: تئوبرومین برجسته شد
پس از کنترل تعدادی از عوامل آشکار و شناختهشده شامل ترکیبات غذایی دیگر موجود در کاکائو و قهوه، سن، جنسیت، شاخص توده بدن و برخی متغیرهای سبک زندگی که میتوانند نتایج را تحت تأثیر قرار دهند، محققان گزارش دادند که تئوبرومین تنها ترکیبی بود که ارتباطی پایدار و مکرر با نمایههای اپیژنتیک جوانتر نشان داد. این سیگنال در دادههای ترکیبیِ هر دو مجموعه جمعیتی قابلتشخیص و نسبتاً مقاوم بود، به طوری که شرکتکنندگانی که سطوح گردش خون تئوبرومین بالاتری داشتند، الگوهای متیلاسیون و شاخصهای مرتبط با تلومر را که با کند شدن فرایند پیری سازگار بود، بیشتر نشان میدادند.
اثبات علیت نیست
مهم است به یاد داشته باشیم که این مطالعه مشاهدهای است و نمیتواند رابطه علّی را اثبات کند. همانطور که رامی سعد، ژنتیکپزشک بالینی از کینگز کالج لندن، میگوید: «این یافته بسیار هیجانانگیز است و سؤالات بعدی مهم این است که چه عواملی در پشت این ارتباط قرار دارند و چگونه میتوان تعاملات بین متابولیتهای غذایی و اپیژنوم ما را عمیقتر بررسی کرد؟» این دیدگاه نشان میدهد که جهتگیری بعدی پژوهش باید شامل تحلیلهای مکانیکی در آزمایشگاه، مدلهای سلولی و حیوانی و آزمایشهای مداخلهای کنترلشده باشد تا مشخص شود آیا تئوبرومین خود باعث تغییرات مفید در اپیژنوم میشود یا صرفاً شاخصی از الگوهای رژیمی یا سبک زندگی دیگر است.
همنویسنده جوردانا بل نیز اضافه میکند که این پژوهش پیوندها را نشان میدهد نه نسخهپزشکی: «مطالعه ما پیوندهایی بین یک جزء کلیدی شکلات تلخ و ماندگاری جوانی نشان میدهد. ما نمیگوییم که مردم باید شکلات تلخ بیشتری مصرف کنند، اما این پژوهش میتواند به فهم این کمک کند که چگونه غذاهای روزمره ممکن است سرنخهایی برای زندگی سالمتر و طولانیتر فراهم کنند.» این نوع احتیاط رایج در مقالات علمی را باید جدی گرفت، زیرا توصیههای کاربردی عمومی نیازمند تکرار نتایج و بررسی عوارض جانبی احتمالی است.
مکانیسمهای احتمالی و ملاحظات عملی
آلکالوئیدهایی مانند تئوبرومین توانایی تعامل با مسیرهای سلولی مختلفی را دارند که تنظیم بیان ژن، پاسخهای ضدالتهابی و متابولیسم را کنترل میکنند. این اثرات میتوانند از طریق تغییر در سیگنالدهی سلولی، modulation فاکتورهای رونویسی یا تأثیر غیرمستقیم بر میکروبیوم روده، بر فرایندهای مرتبط با پیری اثر بگذارند. نویسندگان مقاله و کارشناسان خارجی پیشنهاد میکنند که تحقیقات بعدی باید بررسی کند آیا تئوبرومین بهتنهایی چنین اثراتی دارد یا با سایر ترکیبات کاکائو، مانند پلیفنولها، سینرژی (همافزایی) ایجاد میکند؛ ترکیبهای چندگانه در خوراکیها اغلب بهصورت تعاملی عمل میکنند و اثربخشی کلی میتواند متفاوت از اثر هر مولکول بهتنهایی باشد.
اما باید دقت کرد که محصولات شکلات تلخ بسیار متنوعاند: بسیاری از محصولات تجاری حاوی قند و چربیهای افزوده هستند که میتوانند مزایای بالقوه را خنثی کنند یا حتی به پیامدهای نامطلوبی مانند افزایش وزن و التهاب سیستمیک منجر شوند. تیم تحقیق و متخصصان خارج از پروژه یادآور میشوند که زمینهٔ رژیم غذایی مهم است؛ تئوبرومین ممکن است در چارچوب یک رژیم متعادل، کمشکر و غنی از مواد مغذی، بیشترین فایده را داشته باشد. در عمل، سنجش دقیق مقدار تئوبرومین مصرفی، تنوع محتویات پلیفنولی و پیکربندی چربیها و قندها در محصول نهایی برای توصیههای بهداشتی ضروری خواهد بود.
ریکاردو کوستِیرا، زیستشناس مولکولی دخیل در پروژه، ارزش این نوع تحلیلهای سطح جمعیتی را برجسته میکند: «گرچه تحقیقات بیشتری لازم است، یافتههای این مطالعه اهمیت تحلیلهای سطح جمعیتی را در حوزه پیری و ژنتیک نشان میدهد.» چنین تحلیلها میتوانند الگوها و همبستگیهایی را آشکار کنند که در مطالعات کوچکتر یا آزمایشگاهی دیده نمیشوند و مسیرهای تحقیق را برای بررسیهای دقیقتر مشخص کنند.
چرا دانشمندان هیجانزده و در عین حال محتاط هستند
جمعیت جهانی بهطور متوسط طول عمر بیشتری پیدا کرده است، اما افزایش طول عمر همیشه همزمان با افزایش سالهای سالم زندگی نیست. تشخیص متابولیتهای غذایی که با کاهش سرعت پیری بیولوژیک مرتبطاند میتواند به شناسایی استراتژیهای پیشگیری نوین یا نشانههایی برای توسعه مداخلات درمانی کمک کند. با این حال، تبدیل یک ارتباط مشاهدهای به راهنماییهای بالینی نیازمند پیگیری دقیق است: آزمایشهای تصادفیسازیشده، کارهای مکانیکی برای اثبات مسیرهای عملکردی، مطالعات فارماکوکینتیک و فارماکودینامیک تئوبرومین و بررسی در جمعیتهای متنوع جغرافیایی و قومی تا تعمیمپذیری نتایج را تأیید کنند.
برای حال، برداشت کلی میتواند خوشبینی محتاطانه باشد. تئوبرومین به فهرست در حال گسترشی از ترکیبات غذایی میپیوندد که ممکن است اپیژنوم را تحت تأثیر قرار دهند و از طریق آن بر پیری سالم اثر بگذارند. پژوهشگران گام بعدی را تکرار این یافتهها در نمونههای مستقل، ارزیابی اثرات دز-پاسخی (dose–response)، و آزمایش نحوه تعامل تئوبرومین و سایر مؤلفههای کاکائو با زیستشناسی انسان در بازههای زمانی طولانیتر میدانند. همچنین در نظر گرفتن تفاوتهای سوختوسازی فردی، داروهای مصرفی، و وضعیت سلامت پایهای برای تفسیر نتایج آینده ضروری خواهد بود.
در نهایت، این مطالعه نمونهای از چگونگی بهرهگیری از دادههای جمعیتی بزرگ و نشانههای مولکولی برای کشف پیوندهای بالقوه بین رژیم غذایی و فرآیندهای زیستی پایهای است. اگرچه شواهد فعلی باعث نمیشود پزشکان یا متخصصان تغذیه شروع به تجویز شکلات تلخ کنند، اما مسیر روشن است: شناسایی مولکولهای غذایی مرتبط با سلامت طولانیمدت میتواند سرنخهایی برای مداخلات هدفمند، اصلاح الگوهای غذایی جمعیت و توسعه ترکیبات عملکردی (functional ingredients) فراهم آورد. در این مسیر، شواهد تجربی و آزمایشهای بالینی دقیق نقش تعیینکنندهای خواهند داشت.
منبع: sciencealert
ارسال نظر