8 دقیقه
دیدگاه گان: سوپرگرل فضایی، نه اقتباس فریمبهفریم
جیمز گان بهطرز آرام اما قاطعی به یکی از تأثیرگذارترین چهرهها در شکلدهی به جهان مدرن دیسی تبدیل شده است. در نقش هممدیرعامل استودیوی دیسی و کارگردان پروژهٔ آیندهٔ سوپرمن، گان پروژههای مهمی مانند سری انیمیشنی Creature Commandos و فصل دوم Peacemaker را نیز هدایت کرده است. با این حال، امسال او از برخی وظایف کارگردانی عقبنشینی کرده است — نه از سر کنارهگیری، بلکه برای آمادهسازی فیلم Man of Tomorrow که قرار است قبل از اکران برنامهریزیشده در ۲۰۲۷ جلوی دوربین برود.
یکی از پروژههایی که در غیاب نسبی او به نمایش درمیآید، سوپرگرل است و اولین تریلر آن حالوهوایی پرانرژی و کیهانی را منتقل کرد که بسیاری از تماشاگران آن را به Guardians of the Galaxy تشبیه کردند، نه به رمان گرافیکی تیرهتر Supergirl: Woman of Tomorrow نوشتهٔ تام کینگ. خود گان هم در مصاحبهای اخیر آن واکنش را تأیید کرد: اگرچه فیلم ریشه در کتاب کینگ دارد و تمهای محوری آن را حفظ میکند، تماشاگران نباید انتظار یک ترجمهٔ فریمبهفریم را داشته باشند. بهجای آن، گان فیلم را نوعی «فانتزی فضایی» توصیف میکند که از نظر لحن اشارههایی به کارش در Guardians دارد — روشن، تند و بر محور شخصیتها.
«من از میلّی الکاک در این فیلم خیلی خوشم میآید»، گان به The Playlist گفته و بازیگر تازهنقشآفرین را تحسین کرده و اعتمادش به نقش اصلی را نشان داده است. او همچنین تأکید کرده صدای کارگردان کریگ گیلسپی بهطور کامل حاضر خواهد بود: این نسخهٔ سوپرگرل، سوپرگرلِ کریگ گیلسپی است که تحت نظارت گان ولی نه بهصورت دیکتهشده ساخته میشود. قریحهٔ گان در انتخاب بازیگران بخشی از اختیارات اجرایی اوست — او میلّی الکاک را انتخاب کرد — و تحسین او از گیلسپی به فیلم I, Tonya (۲۰۱۷) برمیگردد که باعث شد سالها پیش از اینکه بحث Cruella مطرح شود، مشتاق همکاری با این کارگردان شود.

چرا مقایسه با Guardians مهم است — و طرفداران چه انتظاری باید داشته باشند
مقایسه با Guardians of the Galaxy مفید است چون انتظارات تماشاگر را تعیین میکند: رویکردی که موسیقی نقش مهمی دارد، ترکیبی از کمدی و علمیتخیّل، تمرکز بر خانوادهٔ انتخابشده و بازیهای بصری گسترده. با این حال، احتمالاً سوپرگرل آن لحن سبکتر را با درگیریهای عاطفی اقتباس تام کینگ متعادل خواهد کرد. میتوان آن را بهعنوان یک ترکیب ژانری دید — بخشی ماجراجویی کیهانی، بخشی مطالعهٔ شخصیت — نه یک فیلم ابرقهرمانی سطحی صرفاً برای گیشه.
این تعادل هم امیدوارکننده است و هم پرریسک. طرفداران آثار تام کینگ ممکن است از رویکردی سبکتر و شوختر نگران باشند؛ از سوی دیگر، مخاطبان گستردهتر ممکن است با پردازشی قابلدسترستر و نزدیکتر به استایل Guardians جذب شوند. واکنشهای اولیهٔ طرفداران به تریلر در این جهت تقسیم شد: تمجید از حضور الکاک و انرژی فیلم، و شک و تردید از سوی آنهایی که منتظر ضربات تاریکتری بودند.
منتقد فیلم آنا کوواکس میگوید: «گان استعداد نادری در پیوند دادن جلوههای نمایشی بلاکباستری با کاراکترپردازی عجیب و احساساتی دارد. اگر سوپرگرل حتی نیمی از آن کیمیا را بگیرد، میتواند مخاطبان خاصِ کمیک را با مخاطبان گستردهتر گیشه پیوند دهد. اما موفقیت بستگی به انضباط لحن دارد — بیشازحد طنزآمیز شود و هستهٔ عاطفی تام کینگ از دست میرود.» این تحلیل نکتهٔ مهمی را نشان میدهد: تعادل لحن راهی است که میتواند فیلم را از یک اقتباس صرف به تجربهای هنری تبدیل کند که هم وفاداری ادبی دارد و هم ظرفیت جذب مخاطب عام.
علاوه بر مباحث هنری، این فیلم نقش محوری در استراتژی بلندمدت دیسی ایفا میکند. گان و هممدیرش پیتر سافرن پروژههایی مانند Lanterns و Clayface را تحت نظر داشتهاند که بدون گان در صندلی کارگردان اکران خواهند شد. امضای نظارتی گان در سراسر برنامه دیده میشود، اما سالهای پیشرو میدان آزمونی است: عملکرد گیشهٔ سوپرگرل و Clayface اهمیت زیادی برای تقویت موقعیت مذاکرهای گان و سافرن در دیسی دارد.
خرید احتمالی توسط نتفلیکس: هیجان، عدم قطعیت و آزادی خلاقانه
پیشزمینهٔ همهٔ اینها یک تحول عظیم صنعتی است: گزارشها دربارهٔ خرید وارِنِر برادرز توسط نتفلیکس. گان به این قرارداد ۸۲.۷ میلیارد دلاری با خوشبینی محتاطانه واکنش نشان داد. او به خبرنگاران گفت تا زمانی که واقعاً نهایی نشود روی آن حسابی باز نمیکند، اما اذعان کرد که چشمانداز «هیجانانگیز» است. سؤال اصلی برای خالقان این است که آیا خریدار جدید آزادی خلاقی نسبیای را که گان و سافرن پروراندهاند حفظ خواهد کرد یا اینکه اولویتها را به سمت عناوین تضمینشده و بزرگ مانند بتمن و لیگ عدالت تغییر خواهد داد.

تمرکززدایی در حوزهٔ استریمینگ به نفع مقیاس و کنترل مالکیت فکری (IP) است، اما میتواند پروژههای هدایتشده توسط فیلمسازان (auteur-driven) را محدود کند اگر انتظارات سودآوری سختگیرانهتر شوند. نتفلیکس ممکن است منابع و مزایای توزیع گسترده بیاورد، اما در عین حال اولویتها و معیارهای استراتژیک خود را خواهد داشت. برای گان، دو تا سه سال آینده حیاتی است: رشتهای از اکرانهای تجاری و انتقادی موفق موقعیت چانهزنی او را تقویت خواهد کرد و اختیار عمل بیشتری در میز مذاکره میدهد، چه صاحبان جدید از میان کهنهکاران وارنر باشند و چه مدیران اجرایی نتفلیکس.
نکتههای پشتصحنه نیز جالباند: گزارش شده گان پس از دیدن دامنهٔ بازی میلّی الکاک در درامهای کوچکتر از او حمایت کرد، و تحسین شخصیاش از I, Tonya به او کمک کرد کریگ گیلسپی را بهعنوان کارگردانی ببیند که میتواند تاریکی و شوخطبعی را متعادل کند — ویژگیای مفید برای توازن لحن سوپرگرل. این انتخابهای بازیگری و کارگردانی بخشی از استراتژی بلندمدت خلاقانه هستند که هدفشان ایجاد توازن بین روایتهای اصیل و جذابیت تجاری است.
ناظران صنعت تنها به فروش بلیط نگاه نمیکنند بلکه تأثیر فرهنگی را نیز میپایند: آیا دیسی میتواند یک برنامهٔ منسجم تولید کند که هم هواداران وفادار کمیک و هم تماشاگران عام را راضی نگه دارد؟ پاسخ این پرسش تعیین خواهد کرد که آیا گان همچنان بهعنوان نیروی خلاق در این فرنچایز خواهد ماند یا نه. برای نمونه، اگر سوپرگرل بتواند توازن مناسب میان وفاداری به منبع و دسترسپذیری مخاطب عام را برقرار کند، نمونهای موفق از مدیریت برندی نوین خواهد بود؛ ولی یک اشتباه محاسباتی در لحن یا بازاریابی میتواند باعث بازگشت به رویکردهای محافظهکارانه شود.
بهاختصار، سوپرگرل بهنظر میرسد هم آزمایشی در ترکیبِ لحنها و هم آزمونی سنجشپذیر برای آیندهٔ استودیوی دیسی تحت مالکیت شرکتی در حال تغییر باشد. موفقیت فیلم میتواند نفوذ خلاقانهٔ گان و سافرن را تقویت کند؛ و شکست میتواند کنترل بیشتری را به مدیرانی واگذار کند که دنبال بازده تضمینشده و ریسک کمتر هستند. در این میان، معیارهای سنجش تنها شامل فروش گیشه نیست؛ نقدهای تخصصی، واکنشهای فرهنگی و جریانهای گفتوگو در شبکههای اجتماعی نیز معیاری برای سنجش تأثیر حقیقی فیلم خواهند بود.
آنا کوواکس میافزاید: «چند اکران بعدی اشتهای خلاقانهٔ دیسی را تعیین خواهد کرد. این یک لحظهٔ هیجانانگیز است، اما استودیو به فیلمهای موفق نیاز دارد تا فیلمسازی جسورانه را زنده نگه دارد.» این جمله تأکیدی دوباره بر واقعیت بازار است: حتی بهترین ایدهها برای بقای بلندمدت نیازمند تأیید مالی و فرهنگی هستند.
چه طرفدار استایل سریع و رنگارنگ Guardians باشید و چه از آنهایی که خواهان اقتباس دقیق و وفادار به کمیکاند، سوپرگرل بدون تردید یکی از جذابترین ورودیها در فهرست دیسی خواهد بود — و احتمالاً یکی از تعیینکنندهترین آثار برای فصل بعدی استودیو. تماشای این فیلم از نزدیک نشان خواهد داد که آیا ترکیب «فانتزی فضایی» با درونمایههای عاطفیِ عمیق میتواند پلی بزند میان مخاطب خاص و عام، یا اینکه نیاز به بازنگریهایی در استراتژی قصهگویی دیسی خواهد بود.
برای جمعبندی: نکات کلیدی که باید پیگیری شوند شامل موارد زیر است — کیفیت بازی میلّی الکاک و هدایت کریگ گیلسپی، میزان حفظ تمهای تام کینگ در روایت نهایی، عملکرد تجاری فیلم و واکنشهای انتقادی، و در نهایت تأثیر احتمالی تغییر مالکیت شرکتی بر آزادی خلاقانهٔ پروژهها. هر یک از این عوامل میتواند نقش تعیینکنندهای در سرنوشت نه تنها سوپرگرل، بلکه کل برنامهٔ دیسی داشته باشد.
منبع: smarti
نظرات
حامد
اگه سوپرگرل هم دلِ طرفدارای کمیک رو دربیاره هم تماشاگر عام رو، گان و سافرن حسابی دست بالا رو میگیرن... ولی یه بد تبلیغی کافیِ
سیتیلاین
راستش من تو پروژه کوچیک دیدم تغییر لحن طرفدارا رو میزنه، ولی کنجکاوم میلّی الکاک چی میده بیرون، انتخاب بازیگر جذابه، اما ریسک هم هست
بیوانیکس
خلاصه تحلیل خوبیه؛ نکتهٔ کلیدی همون تعادل لحنه. اگر گیلسپی بتونه تاریکی و شوخطبعی رو قشنگ ترکیب کنه، امیدوارم جواب بده
توربو
مقایسه با Guardians منطقیه ولی خطر داره؛ طنز زیاد= از دست رفتن عمق تام کینگ. امیدوارم تعادل حفظ شه، البته سختِ
کوینپیل
اگر نتفلیکس بیاد، آزادی خلاقانه میمونه یا فقط آیپی های بزرگ میشن پادشاه؟ واقعاً نمیدونم، آیا نشونهای داریم؟
رودایکس
وای، واقعا انتظار نداشتم گان انقدر آرام اما محکم دیسی رو شکل بده... خوشحالم اما یه حس نگرانی هم هست، امیدوارم تجاری نشه
ارسال نظر