9 دقیقه
آخرین پرونده پتنت سامسونگ تصویری جذاب از یک گوشی تاشوی سبک فلیپ را نشان میدهد که توان خم شدن هم به داخل و هم به خارج را دارد — مفهومی از لولای ۳۶۰ درجه که در صورت تبدیل شدن به محصول، میتواند مرزهای طراحی گوشیهای هوشمند تاشو را بازنویسی کند. این ایده ترکیبی از نمایشگرهای منعطف، مکانیک لولا و طراحی صنعتی است که میتواند تجربه کاربری و طراحی بدنه را همزمان تغییر دهد.
لولایی که در هر دو جهت خم میشود
اسکیسهایی که در پایگاه داده WIPO منتشر شدهاند، گوشی فلیپی را نشان میدهند که فاقد یک نمایشگر پوششی مجزا است. در عوض، نمایشگر اصلی به صورت بیرونبر تا میشود و دور پشت دستگاه را میپوشاند و همچنین میتواند مانند مدلهای کلاسیک به داخل تا شود. تصور کنید یک پنل منعطف واحد که هم نقش صفحه داخلی و هم نقش صفحه خارجی را ایفا میکند — یک نمایشگر محیطی/پیچشی که بر تجربه بصری و تعاملات کاربر تأثیر میگذارد.
نکته مهم دیگر در نقشهها این است که مجموعه لولا از مرکز دستگاه جابجا شده است. این طراحی باعث میشود بخش پایینی گوشی باز بماند و بخشی از نمایشگر حتی در حالت تاشده داخلی قابل مشاهده بماند. رندرها همچنین اشاره به یک برش برای دوربین دارند که وقتی نمایشگر دور پشت دستگاه پیچیده میشود، به عنوان سطح پشتی عمل میکند. این چینش دوربین و نمایشگر، سوالاتی در مورد مسیریابی کابلها، فاصله اپتیکی لنزها و چیدمان ماژول تصویربرداری مطرح میکند.

درک فنی این مفهوم نیاز به توجه به چند لایه از فناوریهای نمایشگر دارد: پنلهای OLED منعطف (Flexible OLED)، لایههای محافظ مثل UTG (Ultra Thin Glass) یا فیلمهای پلیمری پیشرفته، ساختارهای چسب و بایندری که باید بین لایهها قرار بگیرند و همچنین مکانیزمهای لولا و بازوهای نگهدارنده که قادر به توزیع تنش مکانیکی هستند. از منظر طراحی صنعتی، تلفیق یک نمایشگر «رو به پشت» مستلزم بازتعریف چارچوبهای فیزیکی، تراز سختافزار و ارگونومی است.
به طور خلاصه، طرح ثبتشده نشان میدهد سامسونگ دنبال کاهش تعداد قطعات جداگانه سطحی و ایجاد یک بدنه یکپارچهتر با نمایشگر فراگیر است. چنین رویکردی میتواند هم فضای مرده روی بدنه را کم کند و هم فرصتهای جدیدی برای رابط کاربری و تجربه تصویر فراهم کند، ولی با چالشهای فنی مهمی همراه خواهد بود.
چالشهای مهندسی و تبعات دنیای واقعی
واضح است که پشتیبانی از خمشدن در هر دو جهت به یک راهحل مکانیکی پیچیده نیاز دارد. لولا باید پنل منعطف را محافظت کند، نقاط تنش را کنترل نماید تا از ایجاد چین دائمی جلوگیری شود و قطعات متحرک را به گونهای طراحی کند که در برابر هزاران بار باز و بسته شدن دوام بیاورند. اینها مسائل سادهای برای مهندسان مکانیک و دانشمندان مواد نیستند و ترکیب آنها همزمان فشار تکنیکی ویژهای ایجاد میکند.
در عمل، مهندسان باید بین سه فاکتور کلیدی تعادل برقرار کنند: قابلیت انعطاف نمایشگر، حفاظت و دوام مکانیکی، و تجربه کاربری بدون محدودیت. به عبارت دیگر، افزایش محدوده حرکت نمایشگر یا استفاده از یک نمایشگر تمامپیچشی میتواند ویژگیهای ظاهری و کاربردی را بهبود دهد، اما انتخاب مواد محافظ، ضخامت لایهها و مکانیزم لولا میتواند مقاومت در برابر خراش، مقاومت در برابر آب و طول عمر کلی دستگاه را تحت تأثیر قرار دهد.
چرا این طراحی اهمیت دارد
- بدنه یکپارچهتر: حذف نمایشگر پوششی جداگانه میتواند دستگاه را جمعوجورتر و طراحی خارجی را یکدستتر کند و فضای اضافه را کمتر کند.
- امکانات تعامل جدید: نمایشگر دورپیچ میتواند ایدههای نوین برای رابط کاربری، اعلانها، قاببندی دوربین و کنترلهای لمسی در لبهها را ممکن سازد.
- موازنه دوام و انعطاف: گستره بیشتر حرکت معمولاً به انتخابهای دشوارتر در محافظت و طول عمر منجر میشود و باید میان عملکرد و دوام توازن برقرار شود.
برای روشنتر شدن ابعاد مهندسی، باید به جزئیات زیر توجه کرد:
مواد نمایشگر و محافظ
در حال حاضر اکثر گوشیهای تاشو از پنلهای OLED منعطف استفاده میکنند که روی آنان یا فیلمهای پلیمری قرار دارد یا از شیشه بسیار نازک (UTG) بهره میبرند. هر گزینه مزایا و معایب خود را دارد: فیلمهای پلیمری قابلیت خمشدن بیشتری میدهند اما در برابر خراش و نور خورشید حساسترند؛ UTG مقاومت سطحی بهتری ارائه میدهد اما شکنندگی و چسبندگی آن در ناحیه لولا چالشبرانگیزتر است. اجرای یک نمایشگر که در هر دو جهت تا شود، نیازمند ترکیبی از ساختارهای لایهای، پوششهای ضدخراش پیشرفته و ممکن است فناوریهای جدید پوشش نانو برای افزایش مقاومت باشد.
طراحی لولا و توزیع تنش
مکانیک لولا در یک سیستم ۳۶۰ درجه باید توانایی تغییر جهت و تحلیل لحظهای نیروها را داشته باشد. یک لولای ایدهآل باید در هنگام تا شدن به خارج (wrap-around) از فشار موضعی روی پنل جلوگیری کند و در حالت تا شده به داخل (clamshell) از تماس مستقیم لبهها ممانعت کند. این به معنی طراحی بازوهای متحرک، شیارهای راهنمای داخلی، و شاید سازوکارهای قفلشونده در زوایای مختلف است تا دستگاه در حالتهای متنوع پایدار بماند. همچنین استفاده از قطعات فلزی تقویتکننده و بوشهای مقاوم به سایش در داخل لولا میتواند عمر مفید را افزایش دهد.
مدیریت چین (crease) و خستگی مواد
یکی از نگرانیهای اصلی در نمایشگرهای تاشو، ایجاد چین دائمی در ناحیه لولا است. برای یک نمایشگر که هم به داخل و هم به خارج تا میشود، مدیریت چین به مراتب پیچیدهتر است زیرا جهت تنش پیوسته تغییر میکند. راهحلهای ممکن شامل شکلدهی خاص لایههای داخلی به صورت منحنی، استفاده از چسبهای الاستومری با خاصیت بازسازیشونده، یا طراحی آکاردئونی لایههای زیرین برای جذب تغییر طول هستند. به علاوه، آزمایشهای چرخهای (folding cycles) باید برای سنجش دوام و خستگی مواد انجام شوند و معمولاً سازندگان معیارهای سختگیرانهای مثل صدها هزار بار باز و بسته شدن را در برنامه قرار میدهند.
ادغام دوربین و محدودیتهای اپتیکی
قرارگیری دوربین در سطحی که هنگام پیچیدن نمایشگر به پشت نمایان میشود، نیازمند توجه به فواصل کانونی، هممحوری لنزها و پوشش شیشهای محافظ است. اگر برش دوربین در نمایشگر یا زیر آن قرار گیرد، باید مطمئن شد که کیفیت تصویر تحت تأثیر منعکسشدن نور یا لایههای محافظ قرار نمیگیرد. علاوه بر این، قاببندی برای دوربینهای چندگانه و سنجش فاصله از سوژه (TOF) ممکن است نیاز به فضای داخلی بیشتری داشته باشد که در یک بدنه فلیپ با فضای محدود چالشزا است.

پتنتها اغلب ایدههای جسورانهای را نمایش میدهند که شاید هرگز تبدیل به محصول نهایی نشوند، اما همین مدارک میتوانند نشاندهنده مسیرهای تحقیق و توسعه یک شرکت باشند. سامسونگ سابقه تبدیل نمونههای نمایشی در حوزه نمایشگر به پروتوتایپهای قابل نمایش در نمایشگاهها را دارد؛ بنابراین امکان دارد در مراحل بعدی یک نمونه نمایشی یا مدل کارآمد از این مفهوم ارائه شود — حتی اگر طراحی نهایی تا زمان عرضه به بازار تغییراتی داشته باشد.
چه نکاتی را در آینده دنبال کنیم
بدون شک باید به ارائههای توسعهدهندگان سامسونگ و نمونههای نمایشگاهی توجه کرد. اگر این مفهوم از مرحله پتنت عبور کند، شرکت به احتمال زیاد روی جنبههای دوام لولا، مقاومت در برابر خراش نمایشگر دورپیچ، نفوذپذیری آب (مقاومت در برابر رطوبت و آب)، و نحوه ادغام دوربین در ساختار تأکید خواهد کرد. در گزارشها و دموی احتمالی، نکاتی مانند مواد پوششدهنده، آزمونهای چرخهای، و معیارهای مقاومتی معمولاً جزو مباحث پررنگ خواهند بود.
از منظر بازار و رقبا، پیگیری فعالیتهای سایر بازیگران بزرگ در حوزه گوشی تاشو (مانند موتورولا، هواوی و شیائومی) میتواند دیدی نسبت به جهتگیری رقابتی فراهم کند. برخی از شرکتها روی نمایشگرهای تمامپیچشی، برخی دیگر روی طراحیهای مینیمال و برخی روی دوام متمرکز شدهاند؛ ورود سامسونگ با یک لولای ۳۶۰ درجه میتواند معیارهای طراحی را تغییر دهد یا حداقل باعث ظهور ایدههای جدید در رابط کاربری و استفاده روزمره شود.
در نهایت، این ثبت اختراع تصویری از آیندهای میدهد که در آن گوشیهای تاشو جسورتر و متنوعتر میشوند. این مسیر مستلزم پیشرفت همزمان در مواد نمایشگر، مهندسی لولا، طراحی ماژولهای داخلی و نرمافزار برای بهرهگیری از سطحهای جدید نمایشگر است. برای کاربر نهایی، مزایا میتواند شامل نمایشگر بزرگتر در حالت باز، اعلانهای دائم روی بدنه و قاببندیهای خلاقانه برای دوربین باشد؛ اما هزینههای تولید، مسائل دوام و قیمت نهایی محصول نیز عوامل تعیینکنندهای خواهند بود.
در مجموع، این پتنت سامسونگ به ما یادآوری میکند که مرزهای طراحی موبایل هنوز باز است و ایدههایی که امروز در اسناد فنی و پتنتها دیده میشوند ممکن است فردا تجربهای جدید در دست کاربران ایجاد کنند. پیگیری جزئیات فنی، آزمونهای دوام و دمویهای بعدی میتواند تعیینکننده باشد که آیا این مفهوم به عرضه تجاری میرسد یا خیر. تا آن زمان، این طرح به عنوان یک چشمانداز فنی و طراحی ارزشمند محسوب میشود.
منبع: gsmarena
نظرات
بیونیکس
تو پروژه دانشگاهی با لایههای پلیمری کار کردم، خستگی مواد عاقا دردسرسازِ… این طرح کلیه چالشها رو مضاعف میکنه
توربو_ام
این واقعیه یا فقط پتنت فانتزیه؟ کابلای دوربین و فاصله اپتیکال... اگه درست نشه همهچیز بیمعنیه، نیست؟
کوینپل
معقول بنظر میاد، بدنه یکپارچه جالبه ولی قیمت و تعمیر چی میشه واقعا، سواله
دیتاپالس
وااای اینو نمیدیدم! فکرشم نمیکردم سامسونگ بره سراغ لولای ۳۶۰ درجه، اگه درست اجرا کنن انقلاب میشه، اما کابوس چین و دوام هم هست...
ارسال نظر