7 دقیقه
فیلم بعدی پیکسار بالاخره مدت زمان دارد
پیکسار تأیید کرده است که هاپرز (Hoppers)، فیلمی که برای فصل بهار ۲۰۲۶ برنامهریزی شده، مدت زمانی برابر با ۱ ساعت و ۴۵ دقیقه (۱۰۵ دقیقه) خواهد داشت. این مدت، هاپرز را به عنوان طولانیترین فیلم سینمایی پیکسار از زمان انتشار لایتیر در سال ۲۰۲۲ معرفی میکند و نشان میدهد استودیو همچنان در تلاش است تا ریتم مناسب خانوادگی را با روایتهای بلندپروازانهتر و عمیقتر متوازن نگه دارد.
مدت زمان ۱۰۵ دقیقه برای یک انیمیشن خانوادگی معاصر به پیکسار فضای بیشتری میدهد تا قوسهای شخصیتی پیچیدهتر و جهانپردازی دقیقتری ارائه کند؛ اما این طول زمانی همچنین چالش نیاز به حفظ کشش و پویایی برای مخاطب خانواده را پیش میآورد. از منظر تولید و برنامهریزی اکران، مدت زمان اثر میتواند بر تعداد نمایشها در روز و استراتژی بازاریابی تأثیر مستقیم بگذارد؛ بهویژه برای عنوانی که هم مخاطب کودک و هم بزرگسال را هدف قرار میدهد.
مدت زمان، بازیگران و تاریخ اکران
کارگردانی هاپرز را دانیل چانگ (Daniel Chang) بر عهده دارد و فیلمنامه اثر توسط جسی اندروز (Jesse Andrews) نوشته شده است. این انیمیشن قرار است در تاریخ ۶ مارس ۲۰۲۶ به اکران برسد؛ تاریخی که در تقویم سینمایی بهار قرار میگیرد و معمولاً مخاطبان خانوادهای را جذب میکند که دنبال سرگرمیهای مناسب تعطیلات و اوقات فراغت هستند.
از نظر صداپیشگان، کست هاپرز شامل بابی موینِیهَن (Bobby Moynihan)، پایپر کوردا (Piper Curda) و جان هَم (Jon Hamm) است. این ترکیب بازیگران، ترکیبی از تواناییهای طنزآمیز، طراوت جوانانه و تجربهٔ دراماتیک را به همراه دارد که میتواند نشاندهندهٔ ترکیب همدلانه و کمیک فیلم باشد. حضور چهرههای کمدین مانند موینِیهَن معمولاً به غنای صوتی و لایههای گرم شخصیتی بینجامد، در حالی که جان هَم میتواند باعث جلب نظر مخاطبان بزرگسال و افزودن وزن دراماتیک به نقشهای کلیدی شود.
از منظر تولید، تطبیق توافقهای زمانی ضبط صدا، هماهنگی با فرایند انیمیشنسازی و کار با تیم موسیقی و طراحی صدا برای دستیابی به تن مناسب فیلم، همگی از عوامل کلیدی در آمادهسازی برای اکران در تاریخ تعیینشده هستند. همچنین برنامهریزی برای پیشنمایشهای فستیوالی، نقدها و کمپینهای تیزر و تریلر از چند ماه قبل میتواند تأثیر قابلتوجهی بر آگاهی مخاطبان و فروش روزهای اول داشته باشد.
داستان کلی
هاپرز داستان میبل تاناکا (Mabel Tanaka)، دانشجوی دانشگاهی را دنبال میکند که عشق عمیقش به جانوران او را وادار میسازد دستگاهی اختراع کند که قادر است آگاهی انسان را به حیوانات رباتیک منتقل کند. برای محافظت از زیستگاههای در خطر، میبل ذهن خود را درون یک سمور آبی رباتیک آپلود میکند—پیشدرآمدی برای ماجراجوییای با رویکردی زیستمحیطی که به موضوعاتی چون هویت، مسئولیت و محدودیتهای فناوری میپردازد.
در لایههای داخلیتر داستان، این دستگاه انتقال ذهن و تجربهٔ زندگی در کالبد گونهٔ دیگر بستری ایجاد میکند تا گفتگوهایی دربارهٔ همدلی، تفاوتهای گونهای و پیامدهای اخلاقی چنین فناوریهایی شکل بگیرد. پرسشهایی مانند: چه چیزی «خود» را تعریف میکند؟ انتقال آگاهی تا چه حد هویت فرد را حفظ یا تغییر میدهد؟ و آیا فناوری همیشه ابزاری برای حفظ یا ممکن است خودِ عاملی جدید برای تهدید طبیعی باشد؟، محورهای داستانی بالقوهای هستند که هاپرز میتواند به آنها بپردازد.
علاوه بر عناصر علمی-تخیلی، روایت احتمالاً شامل صحنههایی خواهد بود که به زیبایی زیستبومها، جابجایی میان منظر انسانی و منظر حیوانی و تلاشهای حفاظتی میبل میپردازد. این ترکیب از اکشن، لحظات احساسی و عناصر آموزشی میتواند انیمیشن را هم برای کودکان جذاب و هم برای بزرگسالان معنادار کند.
تمها و زمینهٔ اجتماعی-فرهنگی
ایدهٔ پایهٔ هاپرز این فیلم را در جریان کنونی از آثار کارتونی قرار میدهد که به مسائل زیستمحیطی و فناوری میپردازند بدون اینکه هستهٔ احساسی خود را از دست بدهند—میتوان به هشدارهای اکولوژیک وال-ای یا تمثیلهای اجتماعی زوتوپیا اشاره کرد. تفاوت اما در نحوهٔ ورود داستان به موضوعات همدلی و حفظ محیط زیست از طریق تکنیکِ «انتقال بدن» است که به پیکسار امکان میدهد همدلی را بهصورت لفظی و تصویری کاوش کند: تجربهٔ زیستن از منظر گونهٔ دیگر انگیزهٔ روایی و پاداشهای اخلاقی واضحی فراهم میآورد.
از منظر فرهنگی، پرداختن به حفاظت زیستمحیطی از خلال یک شخصیت جوان دانشجو که اقدام عملی میکند، میتواند پیام مهمی دربارهٔ فعالگری نسل جوان و نوآوری در حفاظت از طبیعت منتقل کند. علاوه بر این، تعامل میان فناوری و طبیعت در فیلم میتواند گفتگویی گستردهتر پیرامون نقش فناوریهای نوین در حفظ تنوع زیستی، مدیریت زیستگاهها و پیامدهای احتمالی آنها ایجاد کند.
در سطح فنی و هنری، انتخاب نمایش دیدگاه حیوانات—به خصوص یک سمور آبی رباتیک—نیازمند رویکردهای تصویری خاصی است: انیماتورها باید نحوهٔ حرکت، زبان بدن و تعامل سمور را با محیط بهصورت واقعی اما داری شخصیت طراحی کنند. ترکیب حرکت طبیعی جانوران با المانهای رباتیک میتواند جلوهای بصری جذاب و در عین حال نمادین ایجاد کند که پیامهای اخلاقی و احساسی فیلم را تقویت کند.

چرا طرفداران باید به هاپرز اهمیت دهند
برای طرفداران پیکسار، هاپرز وعدهٔ ترکیبی از بصریهای خلاقانه، روایت مبتنی بر شخصیت و مضامینی را میدهد که فراتر از سینمای کودکانه طنینانداز میشوند. مدت زمان ۱۰۵ دقیقه نشاندهندهٔ فضای بیشتر برای شکلگیری قوسهای شخصیتی غنیتر و طراحی دقیقتر جهان داستانی است؛ اما موفقیت نهایی به توانایی تیم سازنده در حفظ کشش داستان و تنوع لحنها برای مخاطب خانوادگی بستگی دارد.
نکتههای جذابِ پشتصحنه نیز قابل توجهاند: هاپرز بهعنوان طولانیترین فیلم پیکسار از زمان لایتیر تبلیغ میشود؛ روندی که نشان میدهد استودیو در برخی پروژهها آماده است زمان بیشتری برای توسعهٔ روایت اختصاص دهد. حضور بابی موینِیهَن ادامهٔ روند دعوت از کمدینها برای ارائهٔ صداهایی گرم و لایهدار به نقشهای اصلی انیمیشن است، در حالی که جان هَم میتواند به جذب مخاطبان بالغتر کمک کند و به فیلم عمق دراماتیک بیشتری ببخشد.
از منظر بازاریابی و تجاری، هاپرز این پتانسیل را دارد که به عنوان نقطهای برای گفتگوی عمومی دربارهٔ نقش فناوری در حفاظت از محیط زیست مطرح شود؛ موضوعی که میتواند به جذب رسانهها و سازمانهای غیردولتی مرتبط با محیط زیست بینجامد و فرصتهایی برای همکاریهای آگاهیبخش و آموزشی فراهم آورد. همچنین میتوان انتظار داشت که با توجه به تمهای علمی-تخیلی و زیستمحیطی، این فیلم در فصل جوایز و نقدهای تخصصی نیز مورد توجه منتقدان قرار گیرد—هرچند همهٔ اینها بستگی به کیفیت اجرا، فیلمنامه و پذیرش عمومی دارد.
در نهایت، هاپرز احتمالاً ترکیبی از خنده، احساس و کمی تخیل علمی را در دلِ عاطفهٔ همیشگی پیکسار خواهد داشت. این اثر ممکن است نه تنها به عنوان یک سرگرمی بهاری برای خانوادهها بلکه به عنوان ماشهای برای بحثهای جدیتر دربارهٔ نحوهٔ استفاده از فناوری برای حمایت یا پیچیدهتر کردن تلاشهای حفاظتی مطرح شود. مخاطبان میتوانند انتظار یک تجربهٔ سینمایی متفکرانه اما در عین حال قابل دسترس داشته باشند—با لحظاتی برای خنده، تأمل و شاید الهامبخشی برای اقدام در دنیای واقعی.
منبع: smarti
نظرات
سفرنو
ترکیب علمی-تخیلی و پیام زیستمحیطی میتونه قویه، ولی مهم اینه که شخصیتها واقعی بمونن، نه صرفا پیامبرای از جلو.
مکس_
۱۰۵ دقیقه برای انیمیشن بچهگانه طولانیه، پیکسار تا حالا خوب بوده ولی گاهی کش دادن داستانو مشکلاتی میاره , باید ببینیم
مهران
بهعنوان کسی که تو حوزه محیطزیست کار کردم، ایدهاش جذابه اما اگر اجرا سطحی باشه، شبیه فیلمای آموزشی خشک میشه... امیدوارم اینبار فرق کنن 😕
بیونیکس
واقعا انتقال آگاهی تو یه انیمیشن؟ آیا اینا پیچیدگی رو برای بچهها قابل فهم میکنن یا فقط شعار زیباش؟
دیتاپالس
هاپرز به نظر میرسه پیکسار داره جدی کار میکنه، ۱۰۵ دقیقه؟ امیدوارم ریتم خستهکننده نشه، ولی کنجکاوم ببینم سمور رباتیک چطور طراحی میشه!
ارسال نظر