9 دقیقه
دو کلاسیک مدرن وارد فهرست ملی فیلمهای محافظتشده شدند
فهرست ملی فیلم ایالات متحده بار دیگر فهرست آثار سینمایی دارای اهمیت فرهنگی و تاریخی را گسترش داده است و افزودههای امسال شامل دو کلاسیک برجستهٔ مدرن هستند: انیمیشن پیکسار «شگفتانگیزان» (2004) و فیلم «تلقین» ساختهٔ کریستوفر نولان (2010). این فهرست که در سال 1988 تأسیس شد، به حفظ فیلمهایی میپردازد که نماد نوآوری زیباییشناختی، اهمیت فرهنگی یا ارزش تاریخیاند و تضمین میکند این آثار برای نسلهای آینده قابل دسترسی باقی بمانند.
هر دو فیلم هنگام اکران بازتاب قوی داشتند و از آن زمان به بعد همچنان بر فیلمسازان، مخاطبان و فرهنگ عامه تأثیر میگذارند. «شگفتانگیزان» روایت ابرقهرمانیِ متمرکز بر خانواده را بازتعریف کرد؛ فیلمی که با طعنههای تیز، جلوههای طراحی میانهٔ قرن و عمق عاطفی، الگویی جدید در داستانسرایی برای انیمیشن و آثار زندهٔ بعدی ایجاد نمود. «تلقین» نیز مرزهای فیلمهای بلکباستر جریان اصلی را جابهجا کرد و ساختار روایی پیچیده را با جلوههای عملی غوطهورکننده و موسیقی متن تأثیرگذار تلفیق نمود.
چرا این انتخابها اهمیت دارند
«شگفتانگیزان» بیش از یک عنوان محبوب پیکسار است؛ این فیلم تلاشی در همآمیختن ژانرهاست. کارگردان، برد بِرد، عناصر مرسوم ابرقهرمانی را با درام خانوادگی و زیباییشناسی فیلمهای جاسوسی ترکیب کرد و الگویی برای آثار انیمیشنی و لایو-اکشن بعدی ایجاد نمود که بر شخصیتپردازی به جای تنها نمایشِ صحنهها تأکید دارند. موفقیت دنبالهٔ آن، «شگفتانگیزان 2»، دوام و پایداری این اثر را نشان داد و گزارشهای مداوم دربارهٔ «شگفتانگیزان 3» نشان از جای پای بلندمدت این فرنچایز در فرهنگ معاصر دارد. دستاوردهای فنی—بهویژه در متحرکسازی بیانهای چهرهٔ واقعیِ انسان و شبیهسازی دقیق پارچه و مو—معیارهای جدیدی برای انیمیشن سهبعدی در آن دوره تعیین کردند و موجب پیشرفت تکنیکهای نورپردازی، شبیهسازی فیزیکی و رندرینگ شدند؛ مسائلی که برای پژوهشگران انیمیشن، متخصصان جلوههای بصری و دانشجویان فیلمسازی نیز اهمیت دارد.
«تلقین» در مقابل، نقطهٔ عطفی در کارنامهٔ نولان محسوب میشود و در کنار آثاری مانند «ممنتو» و «میانستارهای» نمونهای از علاقهٔ او به موضوعهایی چون زمان، حافظه و ادراک است. ساختار لایهایِ سرقت درون خواب و موسیقی متن نمادین هانس زیمر، شوق تازهای در میان تماشاگران برای بلکباسترهای فکری ایجاد کرد؛ فیلمهایی که تماشاگران را به تفسیر فعال و بازبینی دوباره دعوت میکنند. جلوههای عملی فیلم—از جمله صحنهٔ نبرد در راهروی چرخان—نمونهای از بهکارگیری سازههای صحنهای و مکانیکِ روی صحنه به جای تکیه صرف بر CGI است؛ رویکردی که همچنان در بحثهای فنی دربارهٔ انتخاب بین آثار عملی و دیجیتال مرجع قرار میگیرد.

فراتر از وجههٔ زیباییشناختی، هر دو فیلم لحظاتی فرهنگی را ثبت کردند: «شگفتانگیزان» به دغدغههای مربوط به همسانسازی و هویت در زندگی مدرن پرداخته و «تلقین» به صفبندیِ قرن بیستویکمی برای روایتهایی پاسخ میدهد که تماشای دوباره و تفسیر فعال را پاداش میدهند. این ویژگیها نه تنها در تحلیلهای هنری بلکه در مطالعات فرهنگی و رسانهای نیز موضوع بحث بودهاند و مباحثی دربارهٔ نحوهٔ انعکاس ارزشهای اجتماعی و پیشرفتهای تکنولوژیک در سینما را تقویت کردهاند.
نکات پشت صحنه و حقایق جالب: هویت بصری «شگفتانگیزان» تا حدی مرهون تحسین برد بِرد از طراحی دههٔ 1960 است و گویندگان نقشها—کریگ تی. نلسون، هالی هانتر و ساموئل ال. جکسون—تعادل تونال فیلم را تثبیت کردند. در «تلقین»، استفاده از سِتهای بزرگ چرخان و سازههای آویزان برای صحنههای بیوزنی شهرت یافت و همکاری نولان با هانس زیمر منجر به خلق موسیقیای شد که موتیفهای آن در تریلرها و موسیقی متنهای ژانرهای مختلف نفوذ کرده است؛ موضوعی که در مطالعات موسیقی فیلم و طراحی ساندترک اهمیت پژوهشی دارد.
دیدگاههای انتقادی و مقایسهای: اگر «شگفتانگیزان» را با نقاط عطف دیگر پیکسار مانند «داستان اسباببازیها» یا «راتاتویی» مقایسه کنید، تغییر آگاهانهای به سوی مضامین بزرگسالانهتر که در قالبی خانوادگی عرضه شدهاند، مشاهده خواهید کرد. در مورد «تلقین»، مقایسه با «ممنتو» نشان میدهد که نولان از معمای جمعوجور به مقیاسِ بلکباستر دست یافته است بدون آنکه از ریاضتِ فکریِ پیشین خود چشمپوشی کند—اگرچه برخی منتقدان معتقدند در مقایسه با آثار صمیمیتر نولان، هستهٔ عاطفی فیلم کمتر برجسته است. این نکات در بررسیهای آکادمیک و نقدهای سینمایی به کرات مورد بحث قرار گرفته و نشاندهندهٔ چندپارگیِ ارزشگذاران هنری و تجاری در سینماست.
سایر افزودههای قابلتوجه: فهرست امسال در مجموع 25 فیلم را اضافه کرد که طیف وسیعی از ژانرها و دورهها را در بر میگیرد. از جملهٔ موارد برجسته میتوان به «نمایش ترومن» (1998)، «شیء»/«پدیده» (The Thing) (1982)، «فیلادِلفیا» (1993)، «پسر کاراتهای» (The Karate Kid) (1984)، «هتل بزرگ بوداپست» (2014)، «پیش از طلوع» (1995)، «جلال» (Glory) (1989)، «ساعات» (2002)، «کلاسیک بدون ربط» (Clueless) (1995) و «فریدا» (2002) اشاره کرد. تنوع انتخابها نشاندهندهٔ توجه همزمان به نفوذ عامهپسند و نوآوری هنری است و بازتابی از تلاشهای مؤسسه برای ثبت گسترهٔ تجارب سینمایی در تاریخ فرهنگی است. این مجموعهٔ متنوع برای پژوهشگران تاریخ سینما، معلمین، و دانشجویان رشتههای هنرهای نمایشی و مطالعات فرهنگی منبع غنیای فراهم میسازد.
النا رویز، تاریخنگار فیلم، میگوید: «شامل شدن هم یک درام خانوادگی انیمیشنی و هم یک تریلر علمی-تخیلی ذهنمحور در یک سالِ واحد از فهرست نشان میدهد که اهمیت سینمایی تا چه اندازه میتواند گسترده باشد. این فیلمها به روشهایی بسیار متفاوت اما به یک اندازه مهم بر مخاطبان و فیلمسازان تأثیر گذاشتند.» این نوع نظرها به روشن شدن معیارهای انتخاب و نیز نحوهٔ بازتابِ ارزشهای فرهنگی در پروسهٔ حفظ فیلم کمک میکنند.
برای دوستداران سینما، فهرست یادشده یادآور این است که حفظ فیلم به یک اندازه به صنعت فنی، بلندپروازی روایی و بازتاب فرهنگی ارزش مینهد. چه در حال مطالعهٔ تکنیکهای انیمیشن، مکانیک روایت نولان، یا صرفاً بازبینی آثار مورد علاقهتان باشید، انتخابهای فهرست یک نماختهٔ گزینشی از تکامل مداوم سینما ارائه میدهد که میتواند به عنوان نقطهٔ آغاز برای پژوهشهای گستردهتر، درسهای دانشگاهی یا برنامههای نمایش بازسازیشده مورد استفاده قرار گیرد.
یک یادداشت کوتاه: این افزودهها گسترهٔ سینمای مدرن را جشن میگیرند—آثاری که هم مخاطب را سرگرم میکنند و هم در پیشبرد هنر سینما نقش دارند. همین تعادل دلیل اهمیت نهادهایی مثل فهرست ملی فیلم است؛ آنها در سوابق تاریخی جایی برای هم جلوههای بلکباستر و هم روایتهای ظریف و دقیق باز میگذارند و از این طریق تضمین میکنند که طیف کاملی از دستاوردهای سینمایی ثبت و محافظت شوند.
اهمیت حفظ بایگانی و دسترسی: ثبت این فیلمها در فهرست ملی تنها یک نماد نیست؛ اقدامی عملی در جهت تضمین امکانات بازیابی، بازسازی دیجیتال و نگهداری فیزیکیِ آثار است. مؤسسات حفظ فیلم و کتابخانههای ملی اغلب برنامههایی برای اسکن با کیفیت بالا، بازسازی رنگ، و ذخیرهسازی امنِ نسخ اصلی یا نسخههای بازتولیدشده اجرا میکنند. این فرایندها برای آموزش نسلهای آینده فیلمسازان، پژوهشگران و علاقهمندان به فیلم ضروریاند و همچنین امکان پژوهشهای تطبیقی و بینرشتهای در تاریخ سینما، فناوری تصویرسازی، و مطالعات فرهنگی را فراهم میسازند.
دستاوردهای فنی و آموزشی: هر دو فیلم به عنوان مطالعات موردی در دورههای دانشگاهیِ مربوط به طراحی تولید، کارگردانی، موسیقی فیلم و جلوههای ویژه مورد استفاده قرار میگیرند. «شگفتانگیزان» مثالی عالی برای بررسی نحوهٔ طراحی کاراکترها و تعامل میان روایت و زبان بصری است، در حالی که «تلقین» الگویی برای بررسی ساختارهای روایت پیچیده، طراحی سکانسهای اکشن عملی و نحوهٔ تلفیق موسیقی با کشش داستانی فراهم میآورد. معلمان و مدرسان میتوانند از این آثار برای آموزش مسائل نظری و عملی بهره ببرند و دانشجویان را به مطالعهٔ همزمان زیباییشناسی و فنآوری دعوت کنند.
چشمانداز بلندمدت: ثبت این آثار در فهرست ملی فیلم نه تنها موقعیت کنونیِ آنها را تثبیت میکند، بلکه چشماندازی از مهمترین موضوعات سینمای معاصر—از جمله تعامل میان تکنولوژی و روایت، اهمیت طراحی هنری، و نقش موسیقی متن—را برای تاریخ سینما مشخص میسازد. با محافظت از این فیلمها، آرشیوهای ملی به تدوین یک کانن پویا کمک میکنند که در آن آثارِ تأثیرگذارتر و آموزندهتر برای نسلهای بعد نگهداری میشوند.
کلام آخر: ورود «شگفتانگیزان» و «تلقین» به فهرست ملی فیلم نشاندهندهٔ تداوم اهمیت سینمای مدرن است؛ سینمایی که هم میتواند مردم را سرگرم کند و هم سطح بحثهای نظری و فنی را ارتقا دهد. این انتخابها یادآور ارزشهای چندگانهٔ سینما—هنر، صنعت و تاریخ—هستند و به پژوهشگران، آموزگاران و علاقهمندان فرصتی میدهند تا از زوایای متفاوت به این آثار بنگرند و از آنها برای فهم بهتر تحول سینما در آغاز قرن بیستویکم بهره ببرند.
منبع: smarti
نظرات
مکس_ایکس
فهرست متنوع شده، از کلاسیک تا بلکباستر. حفظ فیلم مهمه اما معیارها همیشه سوالبرانگیزن
توربو
خیلی خوبه اما یه ذره اغراقه. تلقین پیچیده ست ولی به نظرم هستهی احساسیش کمی ضعیفه
شهررو
دقیقاً! تو کلاس دانشگاهی مون از شگفتانگیزان برای طراحی کاراکتر درس دادیم، دانشجوها عاشقش شدن خاطرهاس
مهران
آیا واقعا تلقین ارزش تاریخی داره؟ از نظر من بله ولی بعضیا میگن صرفا بلکبلاستره... نظرتون چیه؟
لابکور
انتخاب منطقیه، هردو فیلم درسهای زیادی برای فیلمسازا دارن. فقط کاش حفظ نسخههای اصلی بهتر صورت بگیره
دیتاو
واقعاً؟ شگفتانگیزان و تلقین توی فهرست ملی؟ هیجانزدهم، حس میکنم هر دو فیلم هنوز تازهان، مخصوصاً طراحیها و موسیقی…
ارسال نظر