10 دقیقه
یک دادخواست که هفته گذشته در ایالات متحده مطرح شد، پرسشی صریح را روی میز قرار داد: آیا متا میتواند بهطور پنهانی پیامهای واتساپی را بخواند که کاربران آنها را خصوصی میپندارند؟ این شکایت که توسط دفتر حقوقی کویین امانوئل اورکارت & سالیوان (Quinn Emanuel Urquhart & Sullivan) در آمریکا ثبت شده است، ادعا میکند متا توان فنی دسترسی به گفتگوهایی را دارد که باید با رمزنگاری سرتاسری (End-to-End Encryption) محافظت شوند. این اتهام، موضوعاتی حیاتی دربارهٔ امنیت دادهها، رمزگذاری و حریم خصوصی کاربران را مطرح میکند و توجه و نگرانی گستردهای را در جامعهٔ فناوری و حقوقی برانگیخته است.
شکایت به منابع ناشناس در استرالیا، برزیل، هند، مکزیک و آفریقای جنوبی اشاره میکند که بنا بر متن دادخواست، شواهدی برای این ادعا ارائه کردهاند. این ارجاعات به منابع محلی و بینالمللی باعث شد پرونده به سرعت در کانون توجه قرار گیرد و از سوی پژوهشگران امنیتی، چهرههای صنعتی و خود متا با انتقاد و پاسخگویی مواجه شود. تکیهٔ زیاد دادخواست بر منابع ناشناس یکی از محورهای اصلی بحث بوده و سوالاتی دربارهٔ قابل اتکا بودن این ادله را مطرح کرده است؛ با این حال، گستردگی جغرافیایی و اشاره به کشورهایی با نمونههای مختلف سیاستگذاری حریم خصوصی، باعث شده بحث حول جنبههای بینالمللی حریم خصوصی دیجیتال نیز شدت بگیرد.
استیون مورداچ، استاد مهندسی امنیت در کالج دانشگاهی لندن، این پرونده را «تا حدی عجیب» خوانده است. او اشاره میکند که شکایت بهنظر میرسد به شدت بر مطلعان نامشخص متکی است و جزئیات قابل راستیآزمایی کمی دربارهٔ هویت یا اعتبار آنها ارائه شده است. وی خاطرنشان میکند که چرخههای کوتاه نشت اطلاعات و حضور اطلاعدهندگان داخلی (whistleblowers) معمولاً موجب میشوند که هر سیستمی که قابلیت خواندن پیامها را داشته باشد، بهسرعت آشکار شود؛ بنابراین بعید است چنین سیستمی مدت طولانی در دل یک شرکت بزرگ باقی بماند بدون اینکه شواهد ملموسی به بیرون درز کند. از دیدگاه فنی و امنیتی، این نکته اهمیت دارد که چگونه پیادهسازیهای رمزنگاری و مدیریت کلیدها میتوانند یا نمیتوانند نقاط اختلال احتمالی را در خود پنهان کنند.
بلومبرگ نیز گزارش داد که مقامات وزارت بازرگانی آمریکا این ادعا را مورد بررسی قرار دادهاند. سخنگوی آن وزارتخانه گزارش بلومبرگ را بیاساس خواند و آن را رد کرد. از سوی خود متا، واکنش عمومی تندی منتشر شد و شرکت گفت که این شکایت صرفاً برای جلب توجه رسانهها طراحی شده و این شرکت قصد دارد علیه وکلایی که این شکایت را مطرح کردهاند، درخواست تحریم یا جریمه قانونی کند. این تضاد در اظهار نظرها نشاندهندهٔ تنش میان مسائل حقوقی، افشاگران و پیگیریهای قضایی از یک سو و منافع و دفاعیات شرکتهای فناوری بزرگ از سوی دیگر است؛ همچنین نشان میدهد که پروندههای مربوط به حریم خصوصی دیجیتال معمولاً همزمان جنبههای فنی، حقوقی و حیثیتی دارند.
ادعای فنی محوری واتساپ ساده و شفاف است: رمزنگاری سرتاسری یعنی تنها فرستنده و گیرنده میتوانند محتوای پیام را بخوانند. از منظر عملی، آرایش معماری رمزنگاری سرتاسری بهگونهای است که کلیدهای رمزنگاری معمولاً روی دستگاههای کاربران نگهداری میشود و نه روی سرورهای متا؛ بنابراین انجام یک رمزگشایی گسترده و همگانی در سمت سرورها با طراحی پروتکل اصلی تعارض دارد. در مدل استاندارد رمزنگاری سرتاسری، پیامها قبل از خروج از دستگاه فرستنده رمز میشوند و تنها با کلید گیرنده یا مجموعهای از کلیدهای مربوط به شرکتکنندگان قابل بازگشایی هستند؛ این کلیدها بهطور معمول برای متا قابل دسترسی مستقیم نیستند مگر آنکه مکانیزمهای دیگری، مانند نسخهٔ پشتیبان رمزگذارینشده یا تغییرات در پروتکل، اعمال شده باشند. به همین دلیل است که متخصصان رمزنگاری معمولاً بر این باورند که تهاجم مستقیم سروری به محتوای پیامها نیازمند تغییرات ساختاری یا نفوذ به دستگاههای کاربران است.
با این حال، بحث اصلی بهمرور به سمت متادیتا منتقل شده است. یک مدیر ارشد صنعت به گاردین گفته است که واتساپ حجم قابلتوجهی از متادیتا — از جمله جزئیات پروفایل، فهرست مخاطبین، اینکه چه کسانی با هم گفتگو میکنند و در چه زمانی — جمعآوری میکند. این نشانهها، حتی بدون متن پیامها، میتوانند تصویر بسیار روشنی از الگوی رفتاری کاربران، شبکههای ارتباطی، ساعتهای فعالیت و نقاط ارتباطی حیاتی ارائه دهند. تجزیه و تحلیل متادیتا برای کشف الگوهای رفتاری، اهداف تبلیغاتی یا حتی ارزیابی تهدیدات امنیتی استفاده میشود و از این نظر دادههای متادیتا خود بخشی از مناقشهٔ حریم خصوصی هستند. همان مدیر ارشد تأکید کرد که ایدهٔ اینکه واتساپ بتواند بهصورت انتخابی برخی چتها را پس از ارسال رمزگشایی کند در حالی که در سایر موارد رمزنگاری سرتاسری را حفظ نماید، از نظر ریاضی و پروتکلشناسی غیرمحتمل است؛ یعنی یا پیادهسازی سرتاسری بهصورت کامل نقض شده یا اینکه مکانیزمهای مکمل دیگری مستقر شدهاند که بتوانند چنین عملکرد انتخابیای را فراهم کنند—که در هر دو حالت توضیح و شواهد فنی نیاز است.
شرکت حقوقی کویین امانوئل (Quinn Emanuel) از طریق یکی از شرکای خود، آدام ولفسون، این امکان را که سایر پروندههای حقوقی شرکت با این شکایت ارتباط داشته باشند رد کرده و گفته است که این ادعاها را به نمایندگی از کاربران واتساپ در سراسر جهان پیگیری خواهند کرد. سخنگوی متا در پاسخ گفته است که این شکایت بیاساس است و آن را به سوابق قدیمیتر پروندههای این دفتر حقوقی نسبت داده است؛ ادعایی که کویین امانوئل آن را تکذیب کرده است. این کشمکش حقوقی نشان میدهد که فراتر از جنبهٔ فنی، پروندهسازیها و تاریخچهٔ حقوقی بازیگران میتواند بر نحوهٔ تفسیر و پوشش رسانهای موضوع تأثیر بگذارد. علاوه بر این، رویکردهای استراتژیک وکلایی و شرکتها در دادگاه میتواند تعیین کند چه مدارکی بهعنوان قابل قبول پذیرفته شود و چه مستنداتی نیاز به بررسی مستقل دارند.
آنچه در ادامه رخ خواهد داد ترکیبی از فرایندهای حقوقی و پیامدهای حیثیتی است. دادگاهها باید ادعاهای فنی را واکاوی کنند و اعتبار منابع را بسنجند؛ مهندسان، پژوهشگران رمزنگاری و تحلیلگران امنیتی منتظر هرگونه مدرک جدید خواهند ماند که بتواند اثبات یا رد ادعاهای مطرحشده را تسهیل کند. در همین حال، میلیونها کاربر واتساپ در سطح جهانی ممکن است در تردید بمانند که آیا تضمینهایی که برای حریم خصوصی و امنیت دادهها به آن اعتماد کردهاند، در برابر آزمونهای قانونی و فنی تاب میآورند یا اینکه نیاز است از راهکارها و تدابیر جدیدتری برای حفظ حریم خصوصی استفاده کنند. این موضوع همچنین شرکتها را به بازنگری در سیاستهای مدیریت کلید، شفافیت دربارهٔ متادیتا و روشهای ذخیرهسازی بکاپها و مکانیزمهای نظارتی تشویق میکند.
از منظر فنی، چند نکته کلیدی را میتوان روشنتر کرد تا خوانندگان و کاربران عادی نیز بهتر درک کنند چه چیزهایی در بازی است و چه شواهدی برای اثبات یا رد ادعاها لازم خواهد بود. اول: در مدل رمزنگاری سرتاسری استاندارد واتساپ، کلیدهای خصوصی برای رمزگشایی پیامها عمدتاً روی دستگاه کاربران ذخیره میشود و این کلیدها باید از دسترس سرورها خارج نگه داشته شوند تا ادعای «فقط فرستنده و گیرنده» معتبر بماند. دوم: هرگونه امکان رمزگشایی سروری نیازمندِ یکی از موارد زیر است: تغییر در پروتکل رمزنگاری، وجود کلیدهای کپیشده یا نگهداریشده در سمت سرور، یا استفاده از مکانیزمهایی مانند بکاپهای ابری رمزنگارینشده که پیامها را قبل یا بعد از فرایند رمزنگاری در محیطی قابل دسترسی برای شرکت قرار میدهد. سوم: حتی اگر محتوای پیامها قابل دسترسی نباشد، متادیتا — شامل زمان، فرستنده و گیرنده، فرکانس ارتباط و اطلاعات پروفایل — میتواند اطلاعات حساس و قابل استنتاجی دربارهٔ روابط و رفتار کاربران ارائه دهد که برای تحلیلهای رفتاری، اهداف سیاسی یا تبلیغاتی قابل سوءاستفاده است.
در حوزه حقوقی نیز چند محور مهم وجود دارد: بار اثبات ادعاها، میزان اعتبار شاهدان و منابع، امکان دستورهای موقتی برای کشف مدارک (discovery)، و نحوهٔ برخورد دادگاهها با شواهد فنی پیچیده. اگر شاکیان بتوانند نشان دهند که متا عملاً بهگونهای عمل کرده که امکان خواندن پیامها یا دسترسی گسترده به متادیتا را فراهم نموده است، پیامدهای حقوقی و مقرراتی برای شرکت میتواند گسترده باشد—از جریمههای مالی تا تغییرات در شیوهٔ سرویسدهی و الزام به شفافسازی بیشتر در گزارشهای امنیتی و حریم خصوصی. همچنین، احکام قضایی میتواند تعیین کند که چه نوع شواهدی باید افشا شود و آیا شرکت ملزم به ارائه کد منبع، گزارشهای لاگ سرور یا سایر مدارک فنی خواهد بود یا خیر.
برای کاربران، چند اقدام احتیاطی و آگاهیبخشی میتواند مفید باشد: بررسی تنظیمات بکاپ در واتساپ (خصوصاً بکاپهای ابری)، فعالسازی قفلهای دستگاه و امکانات حفاظت از کلید، بهروزرسانی مداوم برنامهها برای دریافت اصلاحات امنیتی، و آگاهی از اینکه متادیتا چه اطلاعاتی دربارهٔ آنها میتواند فاش کند. آشنایی با مفاهیمی مانند رمزنگاری سرتاسری، مدیریت کلیدها، متادیتا و سیاستهای حریم خصوصی میتواند کمک کند تا کاربران تصمیمات آگاهانهتری دربارهٔ ابزارهای ارتباطی خود بگیرند. علاوه بر این، جامعهٔ امنیتی و خبرنگاران فناوری نقش مهمی در دنبال کردن شواهد فنی، شفافسازی نتایج تحلیلها و ارائهٔ توضیحات قابل فهم برای عموم ایفا میکنند.
در نهایت، این پرونده نمادی از کشمکشی بزرگتر است: تعارض میان انتظارات کاربران از حریم خصوصی دیجیتال و فشارهای فنی، تجاری و قانونی که شرکتهای فناوری بزرگ با آن مواجهاند. فارغ از نتیجهٔ نهایی پروندههای حقوقی، این رویداد بر لزوم بحث عمومی پیرامون استانداردهای رمزنگاری، شفافیت شرکتها دربارهٔ متادیتا و استانداردهای نظارتی برای حفاظت از حقوق کاربران تأکید میکند. مهندسان، حقوقدانان و افراد ذیربط باید همکاری کنند تا تعاریف و چارچوبهای قابلاعتمادی برای حفاظت از حریم خصوصی در عصر پیامرسانهای فوری و دادهمحور ارائه دهند؛ زیرا تضمین امنیت پیامها و مدیریت مسئولانهٔ متادیتا هر دو برای اعتماد عمومی حیاتی هستند.
منبع: smarti
نظرات
نووا_ر
احساس میکنم این پرونده کمی جنجالی شده برای جذب رسانه، ولی خب باید بررسی بشه، مدارک رو منتشر کنن، شفاف باشن.
پمپزون
تا حدی منطقیه ولی بدون مدرک فنی فقط احتمالاته. منتظر شواهد فنیان، همین.
کیان
من اینو تو شرکت سابق دیدم، بکاپ ابری رمزنگاری نشده کلی دردسر ساخت؛ مراقب تنظیمات بکاپ باشین، واقعا براشون راحت باز میشه.
بیونیکس
متادیتا واقعا مهمه؛ حتی بدون متن، الگوها و روابط رو نشون میده. دادگاه و پژوهشگرها باید مستقل بررسی کنن، شفافیت بیشتر لازمه.
توربوام
وای، یعنی ممکنه واتساپ پیامای خصوصی رو بخونه؟ مگه میشه... امیدوارم نه، خیلی ترسناکه!
دیتاپالس
واقعیتش این ادعا عجیبه، اما شواهد ملموس کجاست؟ منابع ناشناس خیلیان، قابل اعتمادن؟ اگه راست باشه چرا تا حالا لو نرفته؟
ارسال نظر