10 دقیقه
نشانههای تازه از پدلاک
هواداران پرهیجان تماشاگران فیلم پرفروش و پرتنش F1 (۲۰۲۵) — با بازی برد پیت و کارگردانی جوزف کوزینسکی — مدتها منتظر خبر ساخت دنبالهای هستند. در رویدادی که اخیراً توسط Apple TV برگزار شد، وبسایت ComingSoon گزارش داد که استفانو دومنیکالی، مدیرعامل فرمول یک، مستقیماً درباره برنامه برای ساخت یک فیلم دیگر پرسیده شد. پاسخ او محتاطانه اما امیدوارکننده بود: خبرهای بیشتری در راه است، هر دنبالهای باید «خیلی، خیلی خوب» باشد و فرآیند توسعه زمانبر خواهد بود. او حتی ابراز امیدواری کرد که شاید تا سال آینده چیزی برای اعلام در یک گردهمایی مشابه وجود داشته باشد.
این واکنشِ دومنیکالی برای طرفداران و صنعت سینما پیام مثبتی فرستاد، زیرا همکاری و در دسترس بودن نهاد فرمول یک معمولاً نقش محوری در شکلگیریِ اقتدار و اصالت یک فیلم مسابقهای دارد. اشارهٔ او نشان میدهد که اگر تصمیم به ادامه گرفته شود، مذاکرات فنی، حقوقی و تولیدی پیچیده و زمانبر خواهد بود؛ موضوعاتی که شامل هماهنگی با تیمها، دسترسی به پیستها و همچنین نحوهٔ استفاده از رانندگان حقیقی در صحنهها میشود.
دستاوردهای نسخهٔ اصلی
فیلم اصلی F1 نمونهای نادر از موفقیتِ ترکیبی بود: یک بلاکباستر عامهپسند که همزمان از لحاظ فنی اعتبار داشت. فیلم در مجموع ۶۳۱ میلیون دلار در سراسر جهان فروخت و کاندیدای چهار جایزهٔ اسکار شد؛ موفقیتی که مرهون سکانسهای پرشتاب مسابقه، حضور ستارهای بازیگران و کارگردانی صیقلیافتهٔ کوزینسکی بود. این ترکیب، فیلم را هم در باکسآفیس به یک قهرمان تبدیل کرد و هم در میان جوامع موتورسپورت و سینما به موضوع بحث و تحلیل بدل ساخت.
همچنین باید اشاره کرد که موفقیت تجاری و جشنوارهای فیلم، مسیر سرمایهگذاری استودیوها را تحت تاثیر قرار میدهد. وقتی فیلمی با موضوع فرمول یک به فروش نیم میلیارد دلاری میرسد و توجه آکادمی را جلب میکند، استودیوها و شریکان توزیع به سرعت سناریوهای درآمدزایی جانبی (مانند انتشار بینالمللی، حق پخش تلویزیونی، فروش دیجیتال، و محصولات مرتبط) را بررسی میکنند. اما چنین پروژههایی همزمان الزاماتی بههمراه دارند: بودجهٔ دقیق، برنامهبندی پیچیده برای فیلمبرداری در پیستهای واقعی، و تیمهای فنی با تجربه در تولید صحنههای مسابقهای.
یک دنباله به چه چیزهایی نیاز دارد
دنبالهای که بخواهد انتظارات بالای مخاطبان و منتقدان را برآورده کند با دو چالش عمده روبهروست. اولین چالش این است که باید از تازگی و جذابیتِ نمایشی نسخهٔ اول فراتر برود — همان حس فیزیکی و لحظهای که تماشاگران هنگام صحنههای مسابقهای تجربه کردند و کیفیت ساخت دقیق و جزئیات تولید که نسخهٔ اول آن را تعریف کرد. دومین چالش اینکه باید به پرسشِ طبیعی مخاطب جواب دهد: چرا این داستان باید دوباره روایت شود؟ اگر کوزینسکی و تهیهکنندگان به فصل جدیدی فکر کنند، لازم است که موضوعات دراماتیک تازه، ریسکهای احساسی و درگیریهای روایی قویتری ارائه شود تا تکرار اتفاقات فیلم نخست نباشد.
برای تحقق این اهداف، دنباله باید روی چند محور کلیدی کار کند: ایجاد یک خط داستانی با مخاطرهٔ واقعی (stakes) که شخصیتها را در معرضِ انتخابها و پیامدهای قابللمس قرار دهد؛ توسعهٔ قوسهای شخصیتی بهگونهای که تماشاگران از مسیر تحول شخصیتها پاداش عاطفی دریافت کنند؛ و ارتقاء ابعاد بصری و فنی، مثلاً با ترکیب بیشتر جلوههای عملی (practical effects) و فیلمبرداری واقعی پیستی بهجای اتکا صرف به CGI. در مواردی که مخاطبان احساسی با شخصیت مرکزی برقرار کردهاند، دنباله باید از این سرمایهٔ احساسی استفاده کند و آن را گسترش دهد نه اینکه صرفاً با صحنههای بزرگ و چشمنواز جای خالی داستان را پر کند.
نمونههایی از شیوههای موفق وجود دارد: هنگامی که کوزینسکی فیلم Top Gun: Maverick را ساخت، به روح اثر اوریجینال احترام گذاشت و در عین حال اکشن هوایی را با مهارتهای نوین فیلمسازی ارتقا داد. پیروی از چنین رویکردی در دنبالهٔ F1 میتواند اثربخش باشد — حفظ اصالت نسبت به ورزش و در عین حال افزایش درجهٔ خطر و پیامدهای دراماتیک. از سوی دیگر، آثار مسابقهای موفق مثل Rush (۲۰۱۳) به کارگردانی ران هاوارد نشان میدهند که ترکیب درامِ شخصیتمحور با دقت به جزئیات فنی مسابقه میتواند تعادلی ایجاد کند که نه تنها طرفداران حرفهای را راضی کند بلکه مخاطبان عام را نیز جذب نماید.

از منظر داستانی نیز گزینههای مختلفی پیش روی سازندگان وجود دارد: ادامهٔ مستقیم خطِ روایی شخصیتهای اصلی، یک دنبالهٔ تماتیک که در همان جهان اما با تمرکز بر شخصیتها یا تیمهای جدید روایت شود، یا توسعهٔ فرانچایز با آنتولوژیهایی که هر قسمت به جنبهای متفاوت از دنیای فرمول یک میپردازد. هرکدام از این رویکردها الزامات فنی، بودجهای و بازاریابی خاص خود را دارند و میتوانند مخاطبان متفاوتی را هدف بگیرند؛ بنابراین تصمیم دربارهٔ شکل کلی دنباله نیازمند تحلیل بازار، سنجش مخاطب و برنامهریزی استراتژیک است.
زمینهٔ صنعتی و واکنش طرفداران
زمانبندی اظهارات دومنیکالی اهمیت دارد. فرمول یک طی دههٔ گذشته رشد پایداری در حوزهٔ محبوبیت رسانهای تجربه کرده است — رشدی که تا حد زیادی مدیون سریال مستند-درامِ Netflix با عنوان Drive to Survive بود — و یک دنباله میتواند از این موج بهره ببرد. همچنین استودیوها به مسایل مربوط به شناسایی و بهرهبرداری از جوایز (awards recognition) و درآمدهای جانبی (ancillary revenue) توجه میکنند: ساخت دنبالهای برای فیلمی که نامزد اسکار شده و بیش از نیم میلیارد دلار فروخته، از نظر تجاری جذاب است اما نیازمند بودجهبندی محتاطانه و نقشهٔ خلاقانهٔ روشن است.
انجمنهای طرفداری و شبکههای اجتماعی دربارهٔ دنباله پر از گمانهزنی هستند — از اینکه کدام رانندهٔ واقعی ممکن است در فیلم حضور افتخاری داشته باشد، تا اینکه آیا تولید به سمت صحنهپردازیِ عملی بیشتر و فیلمبرداری در پیستهای واقعی خواهد رفت یا همچنان از جلوههای کامپیوتری استفاده خواهد شد. شور و شوق جامعهٔ طرفداری میتواند سرمایهٔ اجتماعی لازم برای توجیه سرمایهگذاری استودیوها را فراهم کند، اما همزمان انتظارات را بالا میبرد: هواداران اینترنتی سریعاً نسخهٔ اول را ستایش میکنند و به همان سرعت نیز هر لغزش بالقوهٔ دنباله را نقد خواهند کرد.
در چنین فضایی، اعتبارِ هنری و سینمایی دنباله اهمیت فزایندهای مییابد. مارکو جنسن، تاریخنگار سینما، میگوید: «یک دنباله باید وجود خود را بر اساس معیارهای سینمایی توجیه کند، نه فقط جنبههای تجاری. نسخهٔ اول موفق شد چون جلوهٔ بصری را با کاراکتر تلفیق کرد؛ هر چه پس از آن بیاید باید یکی از این دو را تعمیق کند. اگر فقط بزرگتر باشد، خطر از دست دادن آنچه فیلم نخست را مؤثر ساخت وجود دارد.» این دیدگاه نشان میدهد که دنباله باید از نظر ساختار داستانی و عمق شخصیتی نیز سرمایهگذاری کند، نه تنها در سطح جلوههای بصری و تبلیغات.
پشت صحنه و چه چیزهایی را باید زیر نظر داشت
در پشت پرده، فیلم اولیه بهخاطر استادانه بودن در جزئیات فنی — از هماهنگی صحنههای مسابقه تا طراحی صدا — تحسین شد. نکتهٔ کلیدی این بود که چگونه عناصر واقعی دنیای موتورسپورت بدون دور کردن تماشاگران عادی، در فیلم جای گرفت؛ یعنی فیلم با حفظ دقیقیت فنی، در عین حال برای مخاطبِ عام نیز قابلفهم و جذاب بود. اگر تولید دنباله از سر گرفته شود، میتوان انتظار داشت که تهیهکنندگان مشاوران فنی را دور هم جمع کنند، همکاریهای واقعی با مسابقات و تیمها را گسترش دهند و دربارهٔ فیلمبرداری در پیستها با تیمها و برگزارکنندگان مذاکره نمایند؛ خصوصاً که بسیاری از مجموعهها و میادین ممکن است در مورد فیلمبرداریِ درونِ پیست یا بستهبندی رویدادها حساسیت داشته باشند.
چند سیگنال معمول وجود دارد که معمولاً پیش از تصویب رسمیِ پروژه قابل مشاهده است: بازگشت کارگردان یا تأیید علاقهٔ ستارههای اصلی، به سرانجام رسیدن قراردادهای توزیع توسط استودیوها، یا بیانیههای عمومی از سوی دارندگان حقوق و شریکان صنعتی. باز بودن دومنیکالی نسبت به موضوع، نشانهٔ مثبتی است زیرا همکاری فرمول یک برای هر دنبالهٔ اصیلی حیاتی خواهد بود؛ بدون دسترسی به دادهها، وسایل و پشتیبانی رسمیِ سری مسابقات، حفظ اصالت فیلم دشوارتر میشود.
در حوزهٔ تولید، مسائل متعددی باید حل شوند: تعیین بودجهٔ نهایی که هم کیفیت فنی و هم جبران سرمایه را در نظر بگیرد؛ انتخاب زمانبندی فیلمبرداری به شکلی که با تقویم مسابقات بینالمللی تعارض نداشته باشد؛ و تعیین اینکه چه مقدار از صحنهها باید در محیطِ واقعی پیست ضبط شوند تا حس واقعی مسابقه حفظ شود بدون اینکه تولید دچار هزینههای نجومی و مشکلات لجستیکی شود. بعلاوه، مذاکرات حقوقی با تیمها برای استفاده از مارکها، ماشینها و سیمبلهای بصریشان ضروری است و میتواند بر میزانِ اصالت تصویری فیلم تأثیر بگذارد.
در نهایت، باید به راههای بازاریابی و انتشار نیز توجه شود: آیا دنباله باید روی اکران سینمایی بینالمللی تمرکز کند یا مدل ترکیبی سینما-استریم را اتخاذ نماید؟ آیا باید با رویدادهای ورزشی و پخش زنده هماهنگ شود تا تعامل طرفداران افزایش یابد؟ اینگونه تصمیمات میتوانند روی درآمدهای بلیت، نمایش در جشنوارهها و نیز شانس رقابت در فصل جوایز تأثیرگذار باشند.
دنبالهٔ فیلم F1 قطعی نیست، اما اشارهٔ دومنیکالی احتمال وقوع آن را زنده نگه داشته است. چه فیلمسازان مسیر دنبالهٔ مستقیم را انتخاب کنند، چه دنبال بازتولید موضوعی بروند و چه خواستار گسترش یک فرانچایز باشند، لازم است که سطحِ مهارت فنی و وضوح عاطفیای را که نسخهٔ اول را به موفقیت رساند، تکرار یا ارتقا دهند. برای حال، طرفداران باید کانالهای رسمی، بیانیههای استودیو و گزارشهای رسانهای تخصصی را دنبال کنند تا نشانهٔ بعدی از پروژه را دریابند — و امیدوار باشند که وقتی دنبالهای ساخته و عرضه میشود، ارزش صبر و انتظار را داشته باشد.
منبع: smarti
ارسال نظر