9 دقیقه
پاسکال جایگزین فینیکس در درام رمانتیک جدید تاد هاینز شد
پدرو پاسکال برای نقش اصلی فیلم «دِ نوچه» (De Noche)، درام رمانتیکی که در محافل سینمایی بحثبرانگیز شده است، انتخاب شده است. این پروژه که توسط کارگردان شناختهشده تاد هاینز کارگردانی میشود، اخیراً پس از خروج خواکین فینیکس از نقش اصلی—تنها پنج روز قبل از آغاز فیلمبرداری—بار دیگر احیا و بازتنظیم شد. پاسکال نقش یک کارآگاه زخمخورده و سختدل را بازی میکند که ناگهان وارد رابطهای پرشور و غیرمنتظره با معلمی جوان از مدرسه شبانهروزی میشود؛ این معلم را دانی رامیرز ایفا میکند. فیلم در پسزمینهٔ غمگین و مهآلود لس آنجلس دههٔ ۱۹۳۰ روایت میشود و وعدهٔ ترکیبی از فضاسازی نوآر و رمانتیک صمیمی را میدهد.
این انتخاب بازیگر و بازتنظیم ساختار، توجه رسانهها و مخاطبان علاقهمند به سینمای هنری و درامهای دورهای را جلب کرده است. پدرو پاسکال که پیش از این در نقشهای عامهپسند و نیز در آثار مستقل تحسینشده ظاهر شده است، توانایی بالقوهای برای وارد کردن حس آسیبپذیری و شدت عاطفی به این شخصیت پیچیده دارد. در عین حال، حضور دانی رامیرز به عنوان معلم جوان، پویایی نسلها و تفاوت در جایگاه اجتماعی و اخلاقی را به مرکز روایت میآورد و امکان خلق تنشهای احساسی و تضادهای درونی را فراهم میسازد.
عناصر کلیدی مانند طراحی صحنه، لباس و نورپردازی که برای بازسازی لس آنجلس دههٔ ۱۹۳۰ ضروری است، میتواند بازیگران را در فضایی قرار دهد که به تقویت احساس نوآر و رمانس کمک میکند. همین ترکیب از المانهای بصری و رابطهٔ ممنوعه یا پیچیده، «دِ نوچه» را به پروژهای تبدیل میکند که هم مخاطب جشنوارهای را جذب خواهد کرد و هم میتواند در گفتگوهای گستردهتر دربارهٔ هویت و عشق معاصر جایگاهی داشته باشد.
چه انتظاری داشته باشیم: فضا، لوکیشن و تیم خلاق
تاد هاینز این فیلم را از فیلمنامهای کارگردانی میکند که خود آن را با جان ریموند مشترکاً نوشته است. این اثر نخستین فیلم بلند هاینز پس از «می دِسامبر» (May December) محسوب میشود؛ فیلمی که مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و برای فیلمنامهٔ اوریجینال در جوایز اسکار ۲۰۲۴ نامزد شد. به نظر میرسد «دِ نوچه» ادامهای بر تم علاقهٔ هاینز به داستانهای عاشقانهٔ پیچیده و جزئیات تاریخی باشد، با این تفاوت که این بار این موضوعات از منظر یک عصارهٔ کارآگاهی-رمانتیک بررسی میشوند.
فضای زمانی و شهری فیلم—لس آنجلس دههٔ ۱۹۳۰—اشاره به پالت بصری مشخصی دارد: کلوپهای دودآلود، خیابانهای براق از باران، چراغهای نئون کمرنگ و معماریای که هم جلوهٔ تجمل و هم لایههای اخلاقی پیچیده را نشان میدهد. چنین پسزمینهای به فیلمبردار، طراح صحنه و طراح لباس اجازه میدهد تا با استفاده از بافتها، نور و کنتراست، حسی از نوستالژی و تهدید همزمان ایجاد کنند؛ حسی که برای درامهای نوآر و رمانسهای دورهای ضروری است.
در سطح خلاقانه، همگرایی تجربهٔ هاینز در پرداختن به روابط انسانی پیچیده و تجربهٔ نویسندگی مشترک با جان ریموند میتواند منجر به فیلمنامهای دقیق و ظریف شود. تمرکز روی دیالوگهای کوتاه اما پرمعنا، جزئیات رفتاری شخصیتها و لحظات کمحرف اما پرتعلیق، از مولفههایی است که میتوان انتظار داشت در «دِ نوچه» برجسته باشند. همچنین ترکیب موسیقی متن، صداگذاری محیطی و طراحی نور میتواند حس نوآر را تقویت کرده و در عین حال به لحظات رمانتیک و صمیمی وزن احساسی بیشتری ببخشد.
در کنار نامهای اصلی، توجه به انتخاب تیم فنی—از فیلمبردار و تدوینگر گرفته تا طراح لباس، طراح صحنه و آهنگساز—برای تحقق چشمانداز هاینز حیاتی خواهد بود. تولید دقیق و پژوهش تاریخی دربارهٔ آداب اجتماعی، معماری شهری و موسیقی زمانه، به تصویری اصیلتر از لس آنجلس دههٔ ۱۹۳۰ کمک میکند و این اصالت در نهایت به اعتبار هنری فیلم خواهد افزود.
.avif)
مقایسهها و زمینهٔ فرهنگی/هنری
اگر از دقت احساسی «می دِسامبر» یا تعهد هنری و دورهای «کارول» لذت بردهاید، احتمالاً «دِ نوچه» نیز در فهرست تماشای شما جای خواهد گرفت. هاینز پیشتر نشان داده است که چگونه میتوان زندگی داخلی شخصیتها و پارامترهای تاریخی را به صورت همزمان به تصویر کشید؛ چیزی که او را برای خلق روایتهای عاشقانهٔ پیچیده و لایهدار مناسب میسازد. در این میان، مقایسهٔ فیلم با آثار کلاسیک و معاصرِ تلفیقکنندهٔ زیباییشناسی نوآر و روایتهای هویتمحور، کمک میکند تا مخاطب بهتر بداند چه نوع ترکیبی انتظارش را میکشد.
در سینمای معاصر روندی دیده میشود که فرم و آرایههای بصری کلاسیک نوآر را با بررسیهای مدرن دربارهٔ هویت، تمایلات جنسی و خواستههای اخلاقی ترکیب میکند. برخی از رمانسهای دورهای اخیر که بر داستانهای اقلیتهای جنسی یا شخصیتهای اخلاقاً پیچیده تمرکز داشتهاند، نشان دادهاند که مخاطبان و منتقدان به روایتهایی با ظرافت در پرداخت روابط و پرسشهای هویتی علاقهمندند. «دِ نوچه» ممکن است از این جریان بهرهبرداری کند و با نشان دادن یک رابطهٔ ممنوعه یا تابو شده در بافت تاریخ اجتماعی آن زمان، سوالهای اخلاقی و احساسی ملموسی مطرح کند.
از منظر فیلمسازی، توجه به فرم—چگونگی قاببندی، استفاده از سایه و نور، ریتم تدوین و انتخاب لنز—میتواند فیلم را از یک درام صرف به تجربهای سینمایی تبدیل کند که هم از نظر بصری جذاب و هم از منظر روایتگری چالشبرانگیز است. مقایسه با آثاری مانند «کارول» یا نمونههای جدیدتر که نوآر را بازتعریف کردهاند، نشان میدهد که «دِ نوچه» میتواند هم به تماشاگر عام و هم به بینندهٔ دقیق جشنوارهای مخاطب عرضه کند.
پشت صحنه و نکات صنعتی
خروج ناگهانی خواکین فینیکس و ورود پدرو پاسکال به پروژه در واپسین لحظات، گمانهزنیهای فراوانی دربارهٔ آیندهٔ فیلم به راه انداخت، اما انتخاب پاسکال شتاب تازهای به تولید بخشیده است. فیلمبرداری اصلی قرار است از ماه آینده آغاز شود که نشاندهندهٔ آن است که برنامهریزی تولید مجدداً در مسیر خود قرار گرفته است؛ هرچند هنوز تاریخ رسمی انتشار اعلام نشده است.
تغییر بازیگر اصلی در سطح چنین پروژههایی چندان نادر نیست و اغلب نتیجهٔ ترکیبی از مسائل زمانبندی، اختلافات خلاقانه، یا چالشهای لجستیکی است. در بسیاری موارد، این تغییرات میتوانند به تحول در لحن کلی فیلم منجر شوند، چرا که شیمی میان بازیگران نقشآفرین در شکلدهی به احساس فیلم اهمیت زیادی دارد. بنابراین، حضور پاسکال ممکن است طعم متفاوتی به شخصیت کارآگاه و رابطهٔ او ببخشد که بازتابی از سبک بازی و حضور شخصیتمحور اوست.
از منظر صنعتی، «دِ نوچه» با حضور نامهایی مانند هاینز و پاسکال دارای پتانسیل دیدهشدن در جشنوارههای بینالمللی و جذب توجه منتقدان است. این توجه جشنوارهای میتواند مسیر توزیع فیلم را هم تحت تأثیر قرار دهد؛ چه از طریق عرضهٔ محدود سینمایی و چه از طریق قرارداد با پلتفرمهای پخش. موفقیت در فستیوالها معمولاً به دیدهشدن آثار هنری و پیگیری جوایز کمک میکند و برای فیلمهایی که بر جزئیات تاریخی و روابط پیچیده تکیه دارند، یک مسیر مناسب برای جلب مخاطب تخصصی فراهم میآورد.
نکتهٔ دیگر اینکه ترکیب بازیگران، کارگردان و تیم خلاق میتواند تأثیر مستقیم بر بازاریابی و جایگاه تجاری فیلم داشته باشد. نام پدرو پاسکال، که در پروژههای پربیننده و محبوب حضور داشته است، میتواند تضمینکنندهٔ جذب مخاطبان گستردهتر و ایجاد پوشش رسانهای بیشتری باشد؛ در حالی که اعتبار هنری هاینز میتواند به جذب مخاطب جشنوارهای و منتقدان کمک کند. این دوگانگی میتواند «دِ نوچه» را در موقعیتی میانی قرار دهد که هم توانایی محبوبیت عام دارد و هم ظرفیت جدی شدن در بحثهای هنری و هویتی را دارد.
از نظر تولیدی، احتمالاتی مانند زمانبندی فیلمبرداری در فضای باز و داخلی، بازسازی لوکیشنهای تاریخی، و نیاز به مشاورهٔ تاریخی و فرهنگی برای ثبت دقیق فضای دههٔ ۱۹۳۰ از جمله چالشهایی هستند که تیم تولید باید مدیریت کند. همچنین هماهنگی با مقامات محلی، دریافت مجوزها و بحثهای مربوط به بودجه و تأمین منابع صرفاً بخشی از پیچیدگیهای واقعی در مسیر تولید است.
در مجموع، گرایش هاینز به تمرکز بر لحظات کوچک و انفجاری در روابط، «دِ نوچه» را برای سینمادوستانی که آثار رمانتیک مدرن و درامهای دورهای کارگردانمحور را دنبال میکنند، به اثری قابل توجه تبدیل میکند. توقع میرود فیلم سرشار از اتمسفر، پیچیدگی اخلاقی و هیجان برقآسا و خطرآمیز عشق ممنوع در لس آنجلس گذشته باشد.
یادداشت نهایی: با ترکیب قدرت ستارهای پدرو پاسکال و نگاه ثابت و دقیق کارگردانی تاد هاینز، «دِ نوچه» مواد لازم برای تبدیل شدن به هم یک محبوب جشنوارهای و هم یک اثر فکری دربارهٔ عشق، هویت و سبک سینمایی معاصر را در اختیار دارد. مخاطبان و منتقدان باید منتظر دیدن نحوهٔ شکلگیری شیمی بازیگران، نحوهٔ اجرای عناصر نوآر و نحوهٔ پاسخ فیلم به پرسشهای هویتی و اخلاقی در چارچوب تاریخی باشند.
منبع: smarti
ارسال نظر