8 دقیقه
مقدمه
جنگ حقوقی میان رقبا در حوزه هوش مصنوعی پیچیدهتر و آشفتهتر شده است. اوپنایآی (OpenAI) ادعاهای تازهای مطرح کرده و xAI متعلق به ایلان ماسک را متهم کرده است که بهصورت عمدی از اپلیکیشنهای پیامرسان موقت برای پاک کردن شواهد در یک مناقشه مهم ضدانحصار استفاده کرده است.
این اتهام در جریان یک کشمکش درباره فرایند کشف ادله (discovery) مطرح شده است که به پروندههای متقابلی مربوط میشود که سال گذشته آغاز شد، زمانی که xAI از OpenAI شکایت کرد و مدعی شد که همکاری OpenAI با اپل باعث شده است تا محصول Grok نتواند به رتبه نخست فروشگاه اپلیکیشن (App Store) دست یابد. ایلان ماسک مدتها نسبت به یکپارچگی عمیق ChatGPT در iOS 18 ناراضی بوده است. اکنون اوپنایآی میگوید فرایند کشف ادله با حذف ارتباطات احتمالی مرتبط آسیب دیده است.
اتهامات اصلی اوپنایآی
اوپنایآی میگوید کارکنان xAI از اپلیکیشنهایی استفاده کردهاند که ویژگی حذف خودکار پیام را دارند تا پیامها را پاک کنند و اسناد غیرعلنی، ایمیلها یا پیامهای درونسکویی را که برای دفاع اوپنایآی اهمیت دارند، ارائه نکردهاند.
خبرگزاری بلومبرگ نخستین بار به این اسناد اشاره کرد. مطابق ادعای اوپنایآی، کارکنان xAI از ابزارهای پیامرسان موقتی — پلتفرمهایی که برای فراموش کردن طراحی شدهاند — بهره بردهاند تا رشتههای گفتگو را حذف کنند که میتوانست تعاملات شرکتها و رفتارهای رقابتی آنها را روشن سازد. این اتهام صریح است: این تاکتیک با هدف نابودسازی شواهد و قرار دادن اوپنایآی و سایر طرفها در موقعیت نامساعد در پرونده حقوقی انجام شده است.

درخواستهای قانونی اوپنایآی در دادگاه
اوپنایآی از دادگاه خواسته است که دو اقدام فوری اتخاذ شود. نخست: صدور حکمی که کارکنان xAI را از استفاده از سرویسهای پیامرسان خودحذفشونده در طول جریان پرونده منع کند. دوم: تعیین یک «استاد ویژه مستقل» (independent special master)، یعنی یک بازرس بیطرف، برای جستجوی دستگاهها و تلاش برای بازیابی هرگونه محتوای حذفشده. هدف این اقدامات حفاظت از صحت فرایند کشف ادله و جلوگیری از ادامه شستوشوی سوابق است.
این درخواستها در برگیرنده استانداردهای معمول حقوقی برای جلوگیری از نابودی شواهد (spoliation of evidence) است که در نظامهای قضایی متنوع دارای رویههای مشخصی میباشد. تعیین استاد ویژه به دادگاه این امکان را میدهد تا بررسی فنی و مستقلانهای روی دستگاههای شرکتکنندگان انجام شود؛ از جمله بازیابی پیامهای حذفشده، بررسی بکاپها، و جستجوی سوابق غیرعمومی که ممکن است در سرورها یا حسابهای کاربری پنهان شده باشند.
سابقهٔ حقوقی و تلاشهای متقابل xAI
در مقابل، xAI پیشتر تلاش کرده بود — و ناموفق بوده است — تا دسترسی به کد منبع (source code) اوپنایآی را الزام کند و یا حکم احضاریه برای جان لیکه (Jan Leike)، رئیس پیشین بخش همراستایی در اوپنایآی، صادر نماید. قاضی پرونده این درخواستها را رد کرد و کد منبع را غیرمرتبط با ادعاهای xAI تشخیص داد و همچنین دریافت که این خواستهها فراتر از محدوده معقول اختلاف است. آن حکم استراتژی xAI را پیچیده کرد اما نزاع را خاتمه نداد.
رد این درخواستها نشان میدهد که چگونه مرزبندی بین اطلاعات حساس تجاری، مالکیت فکری، و نیازهای موضوعی کشف ادله در پروندههای رقابتی پیچیده میشود. قاضی در هر پرونده باید به تعادل بین حفاظت از اسرار تجاری و اصل کشف حقیقت بپردازد؛ خصوصاً وقتی ادعاها پیرامون دسترسی به کد منبع یا دادههای داخلی یک شرکت مطرح میشود.
پیامدهای فناوری پیامرسانی موقت برای کشف ادله
این مناقشه یک پارادوکس مدرن را آشکار میسازد: ابزارهای حریم خصوصیمحور که برای حفاظت از کاربران طراحی شدهاند، میتوانند به ابزاری برای پنهانسازی پاسخگویی تبدیل شوند. وقتی پلتفرمهایی که پیامها را ناپدید میکنند با دادگاههایی که به ردپای مستندات نیاز دارند برخورد میکنند، چه رخ میدهد؟ انتظار میرود که مسائل مربوط به حریم خصوصی، قوانین کشف ادله، و هنجارهای دادرسی در طول دعوای شرکتهای هوش مصنوعی به شیوههای نوینی به تقابل برسند.
حفاظت از پیامهای موقت (ephemeral messaging) معمولاً با هدف کاهش ریسک انتشار ناخواسته اطلاعات حساس یا شخصی انجام میشود، اما اگر این ابزارها به شکلی سازمانیافته برای از بین بردن شواهد مهم به کار روند، میتوانند منجر به ادعاهای «نابودی شواهد» شوند که پیامدهای قانونی و تنبیهی برای طرف خاطی به دنبال دارد. دادگاهها ممکن است در پاسخ به چنین رفتاری، احکام جبرانی صادر کنند، از جمله تخمین نتایج قضایی به ضرر طرفی که شواهد را نابود کرده است یا اعمال جریمههای کیفری یا فراحقوقی در موارد زیاد و عمدی.
مسائل فنی و روشهای بازیابی
از منظر فنی، بازیابی پیامهای حذفشده از پلتفرمهای موقت دشوار است اما غیرممکن نیست. عواملی که توان بازیابی را تعیین میکنند شامل نوع اپلیکیشن، معماری سمت سرور، سیاستهای بکاپگیری، و استفاده از رمزنگاری سرتاسری (end-to-end encryption) است. اگر پیامها صرفاً در دستگاههای کاربر حذف شده باشند اما بکاپهای سروری یا لاگهای متا دیتا وجود داشته باشند، ممکن است بازیابی یا اثبات آنکه پیامها قبلاً وجود داشتهاند، امکانپذیر باشد.
تعیین استاد ویژه مستقل معمولاً برای دسترسی به این سطوح فنی لازم است، چرا که متخصصان مستقل میتوانند تجزیه و تحلیلهای فنی، استخراج دادههای خام، و بازیابی مدرکی را که برای طرف مقابل حیاتی است، انجام دهند. همچنین ممیزیهای زنجیرهای برای دنبال کردن انتشار اطلاعات بین سرویسها و سرورها میتواند به روشن شدن شیوههای ارتباطی کمک کند.
تبعات برای رقابت بازار و سیاستگذاری
از منظر رقابت بازار، این پرونده نشان میدهد که چگونه دسترسی به پلتفرمها و مشارکت با بازیگران بزرگ مانند اپل میتواند بر جایگاه رقبا در اکوسیستم اثر بگذارد. ادعاهایی که xAI مطرح کرده مبنی بر اینکه مشارکت OpenAI با Apple مانع رسیدن Grok به جایگاه برتر App Store شده، نمونهای است از اینکه رقابت برای دسترسی کاربر و توزیع نرمافزار چقدر میتواند تعیینکننده باشد.
در سطح سیاستگذاری، پروندههایی از این دست میتوانند به ایجاد راهنماها یا مقررات جدید درباره نگهداری سوابق دیجیتال، مسئولیت پیامرسانی موقت، و الزامات اعلان تخریب شواهد منجر شوند. ناظران بازار و قانونگذاران ممکن است به استانداردهای شفافی برای حفظ لاگها، دورههای نگهداری مینیمال، و شرایط استثنایی برای پیامرسانی موقت نیاز پیدا کنند تا اطمینان حاصل شود که ابزارهای محافظت از حریم خصوصی سوءاستفاده نمیشوند.
چالشهای حقوقی پیش رو
سوالات بنیادی که در پس این مناقشه قرار دارند عبارتاند از: دادگاهها تا چه اندازه باید بر ارتباطات موقت نظارت کنند، و معیارهای پذیرش ادله دیجیتال در منازعات رقابتی میان غولهای هوش مصنوعی چه خواهد بود؟ قاضیها باید تعادلی میان حقوق حریم خصوصی، منافع عدالت در کشف حقیقت، و حفاظت از اسرار تجاری برقرار کنند. همچنین نیاز به توسعه رویههای فنی برای رسیدگی به شواهد دیجیتال افزایش مییابد.
در عمل، ما ممکن است شاهد گسترش احکام محدودکننده برای جلوگیری از استفاده از پیامرسانی خودحذفشونده در طول دادرسی باشیم، یا الزامات شفافیت بیشتر درباره سیاستهای نگهداری اطلاعات شرکتها. از سوی دیگر، شرکتها نیز ممکن است ساختارهای داخلی و سیاستهای انطباق (compliance) خود را تقویت کنند تا در مواجهه با اتهامات نابودی شواهد پاسخگو باشند.
نتیجهگیری و پیامدها
با ادامه گردش پروندهها و مانورهای حقوقی، سؤالات بنیادی همچنان باقی است: مرزهای نظارت قضایی بر ارتباطات زودگذر چه هستند؟ استانداردهای شواهد دیجیتال در مواجهه با رقابت میان بازیگران بزرگ فناوری چگونه شکل خواهد گرفت؟ این پرونده نه تنها یک نزاع بین دو شرکت است، بلکه یک میدان آزمایشی برای تعیین قواعد جدید درباره حریم خصوصی دیجیتال، کشف ادله، و مسئولیتپذیری در عصر هوش مصنوعی محسوب میشود.
در نهایت، جامعه حقوقی، تنظیمکنندگان، و شرکتهای فناوری باید به راهکارهایی بیاندیشند که هم حریم خصوصی کاربران را محترم بشمارند و هم از سوءاستفاده احتمالی ابزارهای موقت برای پاکسازی شواهد جلوگیری کنند. این تعادل برای تضمین رقابت سالم در بازار، شفافیت قضایی، و اعتماد عمومی ضروری است.
منبع: smarti
ارسال نظر