9 دقیقه
ترسناک بعدی تاکاشی میکه بازیگران بینالمللی را گرد هم میآورد
تاکاشی میکه، یکی از جسورترین فیلمسازان ژاپن، با یک اسلشر بدون عنوان که فعلاً با نام "کیوتوی بدون عنوان" شناخته میشود، بازمیگردد. گزارشهای صنعتی از ComingSoon و Deadline حاکی از آن است که این فیلم بازیگران بینالمللی و برجستهای را به فهرست خود افزوده است: نورمن ریدوس، میلی الکاک، کیکو میزوهارا و شو کاساتسو. ستاره پاپ چارلی XCX نیز در نقش کلیدی کیتی حضور دارد و چهرهای از دنیای موسیقی را در مرکز کابوس تازهٔ میکه قرار میدهد.
اضافه شدن چهرههایی از سینمای غرب و آسیا نشان میدهد که تولیدکنندگان به دنبال ترکیب جذب مخاطب بینالمللی با اصالت محلی هستند، امری که در عمل میتواند هم موقعیت بازاریابی فیلم را تقویت کند و هم زمینهای برای بررسی تنشهای فرهنگی و زبانی درون داستان فراهم آورد. حضور چارلی XCX بهعنوان بازیگری که شهرتش از دنیای موسیقی است، احتمال ایجاد بخشهایی از فیلم که رویکردی موسیقایی یا آوانگارد دارند را افزایش میدهد؛ نکتهای که برای تحلیلگران بازاریابی و منتقدان ژانر اسلشر جالب توجه خواهد بود.
خلاصهٔ داستان: سفری دوستانه که به کابوس تبدیل میشود
طرح داستان دربارهٔ سه دوست است که برای بازسازی پیوندهای خود به کیوتو سفر میکنند. آنچه ابتدا بهعنوان سفری فرهنگی و فرصتی برای وصل دوبارهٔ روابط شخصی آغاز میشود، زمانی به وحشت تبدیل میشود که کیتی (با بازی چارلی XCX) توسط روحی تلخ و خشونتطلب تسخیر میشود — و در نتیجه یک گردهمایی صمیمی به داستانی مرگبار برای بقا بدل میشود. فیلمبرداری قرار است ماه آینده در ژاپن آغاز شود.
در لایههای روایی، ایدهٔ «بازسازی پیوندهای دوستانه» میتواند محتوای دراماتیک عاطفی قابل توجهی فراهم کند که تضاد آن با تهاجم ماوراطبیعی، حس بیرحمی و از همگسیختگی را پررنگتر میکند. این نوع ساختار روایت — که روی روابط بین شخصیتها اتکا دارد — به میکه اجازه میدهد تا از مهارتش در طراحی صحنههای تنشآفرین استفاده کند و بین فضای درونی کاراکترها و وحشتی که از بیرون بر آنها وارد میشود، تنشی ملموس بسازد.
از منظر تولید، انتخاب کیوتو بهعنوان لوکیشن نه تنها از لحاظ بصری امکانات فراوانی ارائه میدهد، بلکه از منظر نمادین نیز ظرفیت دارد: شهر با معابد تاریخی، کوچههای باریک و ترکیب سنت و مدرنیتهاش میتواند در روایت بهعنوان یک عنصر شخصیتی عمل کند و حس مکانمحوری را تقویت کند؛ خصوصیتی که در ژانر وحشت ژاپنی (J-horror) سابقهٔ موفقی دارد.
میان وحشت فرقهای و اسلشر معاصر
کارنامهٔ میکه بلافاصله مقایسههایی را با آثار ماندگار و تأثیرگذاری چون Audition و Ichi the Killer برمیانگیزد — آثاری که نام او را با تصاویر تخطیآمیز و اغلب تکاندهندهٔ بیرحمی انسانی پیوند زدند. با این حال، «کیوتوی بدون عنوان» به نظر میرسد ترکیبی از تسخیر ماوراطبیعی و مکانیکهای اسلشر را ارائه خواهد داد: یک هیبرید که میتواند هراس فضایی و جوی ژانر کلاسیک J-horror را بازتاب دهد و در عین حال شوکهای بدنی و خشونتآمیز مورد انتظار مخاطبان جهانی معاصر را هم تحویل دهد.
در عمل، این ترکیب میتواند چند جریان همزمان را فعال کند: از یک سو، ترس روانشناسانه و حس اختناقآور محیط که تمرکز آن بر اتمسفر، صداپردازی و طراحی تصویر است؛ و از سوی دیگر، ضربات سریع و خشونت فیزیکیِ اسلشر که به مخاطب شوک بصری میدهد. میکه در کارنامهاش نشان داده که به خوبی توانایی جابهجایی میان این دو رویکرد را دارد و اغلب با استفاده از تصاویر نمادین و تدوین تند، توازنی میان وحشت ناملموس و خشونت آشکار برقرار میکند.

برداشت از چهرهٔ کیوتو در قاب تصویر، بهویژه در دست کارگردانی مثل میکه، میتواند فرصتی برای خلق نماهای دلهرهآور فراهم کند که در آن شهر بهعنوان یک حضور فعال در روایت عمل میکند نه صرفاً پسزمینهای دیدنی. ترکیب نورپردازی توأم با سایههای بلند، فضاهای بستهٔ سنتی و فضاهای باز شهری میتواند حس بیرحمی را به گونهای تقویت کند که فیلمی فراتر از فرمول صرف اسلشر به نظر برسد.
از دیدگاه تکنیکی، انتظار میرود فیلمبرداری شامل استفاده از لنزها و گُوِستینگ نور باشد تا حس اختناق و عمق ناخوشایند تصویر را تقویت کند. همچنین طراحی صدا و موسیقی — بهویژه با حضور یک خواننده شناختهشده مانند چارلی XCX — ممکن است نقش پررنگی در ایجاد تنش و انتقال تحول شخصیتیِ کیتی ایفا کند؛ ترکیبی که برای مخاطبان علاقهمند به تحلیل فنی سینما جذاب خواهد بود.
علاوه بر این، فرم تلفیقیِ تسخیر و اسلشر میتواند به میکه اجازه دهد تا با قواعد ژانر بازی کند: مثلاً با مخفی نگه داشتن منبع تهدید تا لحظهٔ مناسب یا با استفاده از پرشهای زمانی تدوینی برای افزایش سردرگمی و اضطراب.
بازی نورمن ریدوس — که در میان طرفداران ژانر بهواسطهٔ نقشش در The Walking Dead معروف است — سیگنالی روشن دربارهٔ تلاش سازندگان برای رسیدن به آگاهی بینالمللی تولید میدهد. در عین حال، ترکیب بازیگران شامل کسانی که از کار در تلویزیون معروف شدهاند (میلی الکاک) و چهرههایی آشنا در سینما و مد آسیایی (کیکو میزوهارا)، نشان میدهد که میکه تلاش دارد تعادل میان ستارهمحوری و اصالت فرهنگی محلی را حفظ کند.
این نحوهٔ انتخاب بازیگران همچنین امکان گفتوگویی میان سبکهای بازیگری مختلف را فراهم میآورد: بازیگری که از بستر تلویزیون میآید ممکن است ریتم اجرایی متفاوتی داشته باشد نسبت به بازیگری که زمینهاش مد و سینماست، و این تفاوتها میتواند در خدمت تنشهای بین فردی داستان قرار گیرد.
نکتهٔ دیگری که باید در نظر گرفت، پویایی پروژه در منظومهٔ کاری میکه است؛ بر اساس گزارشها او همزمان پروژهٔ دیگری با عنوان Bad Lieutenant: Tokyo را نیز در دست توسعه دارد، امری که بر حجم بالای تولیدات و تنوع ژانری او تاکید میکند. چنین کاری معمولاً نشاندهندهٔ همکاریهای متعدد تولیدی و زمانبندی پیچیدهٔ فنی و مالی است که بر برنامهٔ فیلمبرداری و پخش نیز تأثیر میگذارد.
طرفداران و جوامع علاقهمند به وحشت پیش از این شروع به حدس و گمان دربارهٔ لحن و میزان خون و خشونت کردهاند؛ در انجمنها و شبکههای اجتماعی، بحثهایی وجود دارد که آیا میکه به سمت ترس روانشناسانه و مبهم تمایل خواهد داشت یا ترجیح میدهد از تاکتیکهای شوکِ عیان و صحنههای خشونتبار استفاده کند. پاسخ به این پرسش میتواند مسیر بازاریابی فیلم، بستههای سنی مورد انتظار و بسترهای پخش را نیز تعیین کند.
از منظر نقدی سبکِ سبکتر: آوردن ستارههای غربی به یک داستان که در ژاپن روایت میشود میتواند دامنهٔ مخاطبان را گسترش دهد اما پرسشهایی را دربارهٔ نمایش فرهنگی و سازگاری لحن ایجاد میکند. آیا حضور بازیگران بینالمللی از بافت بومی داستان جدا خواهد شد یا این حضور بهنحو ماهرانهای در متن فرهنگ محلی جای میگیرد؟ پاسخ به این سوال تا حدودی به نحوهٔ نگارش نقشها و بهخصوص به مدیریت زبان، لهجه و تعاملات فرهنگی وابسته است.
اگر میکه بر اتمسفر تمرکز کند، استفادهٔ قوی از لوکیشنهای کیوتو میتواند شهر را خود به یک کاراکتر بدل کند — عاملی که میتواند فیلم را از فرمولهای صرف اسلشر ارتقاء دهد. در این حالت، طراحی صحنه، لباس و نورپردازی بهعنوان ابزارهایی برای تعبیر فرهنگی و ایجاد معنا عمل خواهند کرد و نه صرفاً تزئینات بصری.
تا کنون اطلاعات محدود است، اما با این ترکیب بازیگران و هدایت میکه، «کیوتوی بدون عنوان» دارد بهسرعت به یکی از موضوعات مهم محافل بینالمللی وحشت تبدیل میشود. تحلیلگران صنعتی، منتقدان ژانر و مخاطبان جهانی همگی گوش به زنگ هستند تا ببینند میکه چگونه این عناصر متنوع را در یک روایت ترسناک موفق تلفیق خواهد کرد.
چند نکتهٔ تکمیلی برای افرادی که به جنبههای فنی و بازارشناختی علاقهمندند:
- مکانیابی و مجوزها: تصویربرداری در کیوتو معمولاً مستلزم هماهنگی با نهادهای محلی و مراقبت از مکانهای تاریخی است؛ حفاظت از بافت شهری و رعایت قوانین محلی میتواند بر برنامهٔ تولید تأثیر بگذارد.
- تبلیغات و جشنوارهها: با توجه به سابقهٔ میکه و جذابیت بینالمللی بازیگران، احتمال حضور فیلم در جشنوارههای بینالمللی (مانند کن، ساندنس، یا تورنتو) وجود دارد؛ انتخاب جشنواره مناسب میتواند سرنوشت توزیع بینالمللی و میزان دیدهشدن اثر را تعیین کند.
- موسیقی و حقوق انتشار: حضور چارلی XCX میتواند به فروش موسیقی متن کمک کند و نیازمند مدیریت حقوقی و توافقات بینالمللی برای انتشار موسیقی فیلم خواهد بود.
- بازاریابی چندزبانه: با ترکیب بازیگران چندملیتی، کمپینهای تبلیغاتی احتمالاً به چند زبان طراحی میشوند تا بیشترین بازخورد را در بازارهای اروپا، آمریکای شمالی و آسیا بهدست آورند.
در نهایت، اگرچه هنوز جزئیات داستانی و جزئیات تولید بهطور رسمی کامل منتشر نشدهاند، اما «کیوتوی بدون عنوان» ترکیبی جذاب از استعدادهای بینالمللی، پسزمینهٔ محلی و تجربهٔ گستردهٔ تاکاشی میکه است که میتواند در فصلهای آینده به یکی از بحثبرانگیزترین آثار ژانر وحشت تبدیل شود.
منبع: smarti
نظرات
رودایکس
وااای، چه ترکیب عجیبی! چارلی XCX تو نقش کیتی؟ دیگه کنجکاوم ببینم میکه چطور کیوتو رو به یه کابوس تبدیل میکنه...
ارسال نظر