مصرف متوسط کافئین و کاهش ۱۸٪ خطر زوال عقل در درازمدت

تحلیل طولانی‌مدت روی تقریباً 132,000 نفر نشان می‌دهد مصرف متوسط قهوه یا چای کافئین‌دار ممکن است با کاهش حدود ۱۸٪ در خطر زوال عقل همراه باشد؛ یافته‌هایی که در کنار سایر عوامل سبک زندگی باید بررسی شوند.

نظرات
مصرف متوسط کافئین و کاهش ۱۸٪ خطر زوال عقل در درازمدت

8 دقیقه

فنجان صبحگاهی خود را مانند یک آزمایش کوچک و تکرارشونده تصور کنید. داده‌های طولانی‌مدت جدید نشان می‌دهند که مصرف متوسط نوشیدنی‌های حاوی کافئین—قهوه یا چای—ممکن است با کاهش اندکی در خطر ابتلا به زوال عقل پس از چند دهه همراه باشد. این یافته برای مصرف‌کنندگان قهوه و چای و برای مطالعات پیشگیری از زوال عقل اهمیت دارد و به بحث‌های جاری در مورد عوامل سبک زندگی مرتبط با سلامت شناختی اضافه می‌کند.

این نتیجه از تحلیل تقریباً 132,000 مرد و زن به‌دست آمده است که تا 43 سال پیگیری شده‌اند. محققان داده‌ها را از دو گروه بزرگ پژوهشی در ایالات متحده—مطالعه سلامت پرستاران (Nurses' Health Study) و مطالعه پیگیری متخصصان بهداشت (Health Professionals Follow-up Study)—ترکیب کردند و سپس مصرف گزارش‌شده کافئین را با تشخیص‌های بعدی زوال عقل و تغییرات شناختی خوداظهاری شرکت‌کنندگان مقایسه کردند. نتیجه اصلی این بود: افرادی که در بالاترین گروه مصرف کافئین قرار داشتند، میزان بروز زوال عقل کمتری نسبت به کسانی که کمی یا اصلاً کافئین مصرف نکرده بودند، نشان دادند.

شرکت‌کنندگانی که بیشترین مقدار کافئین را گزارش دادند، در مقایسه با گروه با کمترین مصرف، با کاهش ۱۸ درصدی خطر ابتلا به زوال عقل مواجه بودند. این کاهش خطر پس از تعدیل برای عوامل متعدد سبک زندگی و پزشکی همچنان پابرجا بود، که نشان‌دهندهٔ ارتباطی نسبتاً باثبات در میان زمینه‌ها و پروفایل‌های سلامتی مختلف است.

نموداری که نسبت خطر (hazard ratio) ابتلا به زوال عقل را بر اساس مصرف روزانه قهوه کافئین‌دار، به‌صورت فنجان در روز، نشان می‌دهد

آنچه مطالعه اندازه‌گیری کرد و آنچه اندازه‌گیری نکرد

محققان مصرف کافئین را از پرسشنامه‌های فراوانی غذایی (food-frequency questionnaires) که هر دو تا چهار سال یک‌بار تکمیل می‌شد، محاسبه کردند؛ این پرسشنامه‌ها دربارهٔ قهوه، چای، نوشابه و منابع دیگر کافئین سوال می‌پرسیدند. نتایج شناختی از دو نوع داده به‌دست آمد: تقریباً 17,000 شرکت‌کننده چندین‌بار در طول پیگیری آزمون‌های شناختی مبتنی بر تلفن را تکمیل کردند و گروه وسیع‌تری تغییرات ادراک‌شده در حافظه یا توجه را گزارش کردند. در کل نمونه 131,821 نفر، 11,033 نفر به زوال عقل مبتلا شدند.

تمام نتایج به‌طور یکسان جهت‌دار نبودند. کسانی که قهوه یا چای کافئین‌دار می‌نوشیدند، در اندازه‌گیری‌های ذهنی اندکی نمرات شناختی بهتری گزارش کردند، اما امتیازهای ترکیبی آزمون‌های عینی در زیرگروه آزمون‌شده تفاوت معنادار آماری بین بالاترین و پایین‌ترین مصرف‌کنندگان کافئین را نشان نداد. علاوه بر این، نشان محافظتی در نوشیدنی‌های بدون کافئین دیده نشد که این موضوع این فرضیه را تقویت می‌کند که احتمالاً خودِ کافئین عامل فعالی است نه سایر ترکیبات موجود در قهوه یا چای.

مطالعات مشاهده‌ای مانند این می‌توانند به ارتباطات معنادار اشاره کنند؛ اما به‌تنهایی نمی‌توانند رابطه علت و معلولی را ثابت کنند. متغیرهای مخدوش‌کننده—الگوهای غذایی، فعالیت بدنی، خواب، عوامل اجتماعی-اقتصادی و سایر جنبه‌ها—هرگز به‌طور کامل قابل حذف نیستند، اگرچه نویسندگان برای بسیاری از این عوامل کنترل آماری انجام دادند. برای اینکه روشن شود آیا کافئین مستقیماً فرایندهای پیری مغز را تغییر می‌دهد یا خیر، به مطالعات با طراحی تصادفی‌شده و پژوهش‌های مکانیکی آزمایشگاهی نیاز است.

زمینه: این یافته چگونه با سایر پژوهش‌ها مطابقت دارد

این نتایج با مجموعه‌ای از یافته‌های قبلی هم‌صدا و آن‌ها را گسترش می‌دهد. تحلیل‌های بانک زیستی بریتانیا (UK Biobank) و دیگر کوهورت‌ها ارتباطی بین قهوه کافئین‌دار و کاهش بروز بیماری‌های آلزایمر و پارکینسون در برخی نمونه‌ها نشان داده‌اند، در حالی که مطالعات مجزا مصرف حدود سه فنجان قهوه در روز را با افزایش جزئی در امید به زندگی مرتبط کرده‌اند. برخی تحقیقات نیز به نقش مفید چای اشاره دارند، به‌ویژه در میان افرادی که دارای پروفایل‌های خطر قلبی-عروقی خاص هستند.

هر مقایسه‌ای همسو نیست. چند مطالعه گزارش داده‌اند که در سطوح بسیار بالای مصرف—شش فنجان یا بیشتر در روز—خطر زوال عقل افزایش می‌یابد که نشان‌دهندهٔ یک رابطه به شکل U در برخی جمعیت‌ها است. اما در تحلیل جدید، منافع پس از محدودهٔ متوسط مسطح شد و معکوس نشد: مصرف بالاتر از بازهٔ متوسط به‌نظر مضر نمی‌آمد، اما سود اضافی بیشتری نیز به‌دنبال نداشت.

چرا ممکن است کافئین مفید باشد؟ مطالعات آزمایشگاهی کوچک و مدل‌های حیوانی چند مکانیسم محتمل را نشان می‌دهند: کافئین می‌تواند التهاب عصبی را کاهش دهد، گیرنده‌های آدنوزین درگیر در انتقال عصبی را تعدیل کند و بر مسیرهای آمیلوئید و تاو که با پاتولوژی آلزایمر مرتبط هستند تأثیر بگذارد. با این حال، تبدیل این سیگنال‌های مولکولی به محافظت در سطح جمعیت نیازمند کار دقیق و میان‌رشته‌ای است که از بیولوژی مولکولی تا اپیدمیولوژی را پوشش دهد.

دیدگاه کارشناسان

«اندازهٔ اثر مختصر است، اما در سطح جمعیت هنوز قابل توجه است،» دکتر مایا کالینز، اپیدمیولوژیست شناختی در مرکز سلامت مغز (شخصیت فرضی)، می‌گوید. «اگر حتی درصدی کوچک از افراد از عدم مصرف کافئین به مصرف منظم متوسط منتقل شوند، پیامدهای بهداشت عمومی می‌تواند معنادار باشد. مهم این است که کافئین باید به‌عنوان یکی از عوامل سبک زندگی در نظر گرفته شود—ورزش، خواب، کنترل فشار خون و تعامل اجتماعی همچنان اهرم‌های اصلی در پیشگیری از زوال عقل هستند.»

نکات عملی چه هستند؟ مصرف متوسط—تقریباً دو تا سه فنجان قهوه دم‌شده یا یک تا دو فنجان چای در روز—جایی بود که همبستگی‌های ثابت‌تری دیده شد. گزینه‌های بدون کافئین همان ارتباط را نشان ندادند و این فرضیه را تقویت می‌کنند که کافئین عنصر فعال است. و در حالی که کافئین برای بسیاری از بزرگسالان به‌طور کلی ایمن است، تحمل فردی، اختلال در خواب، نگرانی‌های قلبی-عروقی و تداخل با داروها به این معنی است که توصیهٔ شخصی‌سازی‌شده ضروری است.

این مطالعه به تصویری پیچیده‌تر می‌افزاید: کافئین به احتمال زیاد سپری معجزه‌آسا علیه زوال عقل نیست، اما ممکن است قطعه‌ای کوچک و قابل مدیریت از یک استراتژی گسترده‌تر برای حفظ سلامت شناختی در سنین بالا باشد. برای سیاست‌گذاران سلامت عمومی، این داده‌ها می‌تواند زمینه‌ای برای تدوین پیام‌های متعادل در مورد مصرف قهوه و چای فراهم کند—پیام‌هایی که هم از فوائد احتمالی صحبت می‌کنند و هم محدودیت‌ها و مسائل ایمنی را یادآور می‌شوند.

برای پژوهشگران، گام‌های بعدی مشخص‌اند: انجام مطالعات مداخله‌ای که مصرف کنترل‌شدهٔ کافئین را بررسی کند، بازنگری مکانیسم‌های مولکولی در مدل‌های حیوانی و سلولی، و ارزیابی تعاملات بین کافئین و سایر عوامل سبک زندگی (مانند رژیم غذایی مدیترانه‌ای، فعالیت فیزیکی و کیفیت خواب). همچنین ضروری است که تنوع جمعیتی در نمونه‌ها افزایش یابد تا یافته‌ها برای گروه‌های مختلف سنی، نژادی و وضعیت اجتماعی-اقتصادی قابل تعمیم‌تر شود.

از منظر بالینی، پزشکان و متخصصان مراقبت‌های بهداشتی می‌توانند این یافته‌ها را به‌عنوان بخشی از یک گفت‌وگوی گسترده‌تر دربارهٔ پیشگیری از زوال عقل به کار گیرند؛ نه به‌عنوان یک نسخهٔ واحد، بلکه به‌عنوان یکی از گزینه‌های سبک زندگی که در کنار کنترل فشار خون، مدیریت دیابت، افزایش فعالیت فیزیکی و بهینه‌سازی خواب قرار می‌گیرد.

در پایان، اگرچه شواهد فعلی امیدوارکننده‌اند، اما توصیهٔ قطعی برای افزایش مصرف کافئین به تمام بزرگسالان یا گروه‌های پرخطر مناسب نیست. تصمیم‌گیری باید مبتنی بر شواهد ترکیبی، نیازها و ریسک‌های فردی، و گفت‌وگو با ارائه‌دهندگان خدمات سلامت باشد.

منبع: sciencealert

ارسال نظر

نظرات

مطالب مرتبط