8 دقیقه
چه تغییری رخ داد و چرا اهمیت دارد
آکادمی علوم و هنرهای سینما (آکادمی اسکار) بهصورت آرام و بدون جنجال اعلام کرده است که دیگر نمایشهای سینمایی ویژهٔ فیلمهای نامزد اسکار را بهصورت اختصاصی برای اعضایش برگزار نخواهد کرد. این تصمیم که در بولتن ژانویهٔ آکادمی منتشر شد و اولینبار توسط نشریهٔ The Hollywood Reporter گزارش گردید، به معنای پایان یک رویهٔ طولانی است که اعضای ساکن لسآنجلس، نیویورک، منطقهٔ خلیج سانفرانسیسکو و لندن را در ردیفهای اول بسیاری از فیلمهای رقابتکننده قرار میداد.
برای دههها، این نمایشهای حضوری ترکیبی از آیین و سرویس کنسیرژی صنعت بودند—فرصتی برای اعضا تا فیلمها را روی پردهٔ بزرگ و در فضایی پالایششده و کمفشار ببینند. این جلسات معمولاً با انتخابهای دقیق، زمانبندی مشخص و نسخههای مخصوص برای اعضا برگزار میشد تا داوران بتوانند آثار را در بهترین شرایط بصری و صوتی ملاحظه کنند. اما در سالهای اخیر حضور اعضا در این نمایشها رو به کاهش گذاشته است؛ بهویژه پس از راهاندازی سرویس خصوصی آنلاین آکادمی، «اتاق نمایش آکادمی» (Academy Screening Room)، حدود هفت سال پیش. با دسترسی بیشتر اعضا به نسخههای دیجیتال در منزل، آکادمی گزارش داده است که آمار حضور در نمایشهای پس از اعلام نامزدی بهطور چشمگیری کاهش یافته و هر رویداد هزینههایی چند هزار دلاری به همراه دارد.
این تغییر برای آکادمی در بستر هزینههای محدودتر و فشارهای مالی اخیر معنا پیدا میکند. اجرای هر نمایش سینمایی اختصاصی شامل اجارهٔ سالن، تجهیز فنی، نیروی انسانی، امنیت و خدمات پذیرایی است که مجموعاً میتواند بار مالی قابلتأملی ایجاد کند. علاوه بر این، با افزایش پذیرش راهکارهای پخش آنلاین و رشد فرهنگ استریم، آکادمی تصمیم گرفته است منابع خود را به شکل دیگری تخصیص دهد—چه برای خدمات اعضا و چه برای برنامههایی که هدفشان تقویت تنوع، آموزش و حفظ میراث سینمایی است.
چرا برخی اعضا ناراضیاند
همهٔ اعضا موافق این تغییر نیستند. عدهای معتقدند که مشاهدهٔ فیلم روی صفحهٔ کوچک یا با هدفون در خانه، جای تجربهٔ سینمایی جمعی و کنترلشدهٔ یک سالن را پر نمیکند. این نگرانی بهویژه دربارهٔ آثار پرهزینه و متکی بر جلوههای بصری و صوتی برجسته صادق است؛ فیلمهایی که طراحی تصویر، کارگردانی عکس و طراحی صدا در آنها عنصری کلیدی برای تأثیرگذاریاند—آثاری در ابعاد یک «تیلهپول» (tentpole) بزرگ یا اپراهای گوتیک عظیم که جلوهٔ واقعیشان در محیط سینمایی قابلدرکتر است.
نقد دیگر بر این تصمیم از منظر داوری است: چندین عضو و منتقد اشاره کردهاند که ارزیابی عناصر فنی مانند نورپردازی، ترکیببندی قاب، گسترهٔ دینامیکی رنگها و تنظیمات صدای چند کاناله اغلب نیازمند یک محیط مشترک و کالیبرهشده است که سالن سینما فراهم میکند. در چنین محیطی، تفسیر و بحث میان اعضا میتواند به درک بهتر ارزشهای هنری و فنی اثر کمک کند و احتمالاً نتایج رأیگیری را تحت تأثیر قرار دهد.
برخی اعضای باتجربه همچنین نگراناند که حذف نمایشهای حضوری ویژهٔ اعضا بهمعنای کاهش فرصتهای شبکهسازی، مباحثهٔ مستقیم با سازندگان و تبادل دیدگاههای حرفهای باشد؛ رویدادهایی که خارج از جنبهٔ نمایش فیلم، نقش مهمی در حفظ جوامع حرفهای و شکلگیری کنشهای فرهنگی پیرامون جوایز دارند. در فضای حضوری، سوال و جوابها، پنلها و حضور هنرمندان میتواند به ارتقای آگاهی و درک از پشتصحنهٔ تولید کمک کند—امری که بهراحتی در قالب پخش دیجیتال بازتولید نمیشود.
از سوی دیگر، برخی اعضا به مسائل دسترسی و عدالت اشاره کردهاند: شماری از اعضا بهدلیل موقعیت جغرافیایی، محدودیت زمانی یا دلایل سلامتی قادر به شرکت در نمایشهای حضوری نبودهاند؛ برای این افراد، پخشهای آنلاین امکان مشارکت برابرتر فراهم کرده است. حذف نمایشهای اختصاصی میتواند برخی از این موانع حضوری را کاهش دهد، اما در عین حال گروهی را که تجربهٔ سینمایی جمعی را ارج مینهند، ناامید میکند.

پافشاری آکادمی این است که اعضا پیش از اعلام نامزدی راههای متعددی برای دیدن آثار در پردهٔ بزرگ دارند: اکرانهای عمومی، نمایشهای FYC («برای توجه شما» یا For Your Consideration) که توسط استودیوها میزبانی میشوند، نسخههای جشنوارهای و نمایشهای فصلی قبلیِ آکادمی. به این ترتیب، آکادمی میگوید حذف نمایشهای اختصاصی برای اعضا را میتوان بهعنوان یک اقدام صرفهجویانه در منابع در دورانی دید که بودجهها فشردهتر شده و دسترسی دیجیتال آسانتر گشته است.
زمینه گستردهتر و تأثیر بر صنعت
این تصمیم در بستر روندهای وسیعتری از تحول صنعت معنا مییابد: پخش آنلاین و اتاقهای نمایش دیجیتال، ساختارهای لجستیکی فصل جوایز را بازتعریف کردهاند و استودیوها روزبهروز بیشتر روی کمپینهای هدفمند FYC و اتاقهای نمایش دیجیتال حساب میکنند. این گرایش میتواند تغییر فرهنگی را سرعت بخشد که کمپینهای جوایز را بیشتر مجازی کند و کمتر بر آیینهای جمعی سینمایی تکیه داشته باشد.
بااینحال تقاضا برای رویدادهای حضوری هنوز پابرجاست: استودیوها همچنان نمایشهایی پرستاره و نشستهای پرسش و پاسخ برگزار میکنند که رسانهها و صنعت را به خود جذب میکنند. چنین رویدادهایی نهتنها برای نمایش فیلم اهمیت دارند، بلکه به تولید محتوا، پوشش خبری و ساخت روایتهای رسانهای پیرامون فیلم کمک میکنند—چیزهایی که در نهایت بر دیدهشدن اثر در فضای عمومی و حتی در نتایج رأیگیری تأثیرگذار است.
در مقایسه با دورههایی که نمایشهای داخل سالن برای منتقدان و رأیدهندگان ضروری بود، اکوسیستم فعلی ترکیبی و هیبریدی را ترجیح میدهد؛ اکوسیستمی که راحتی و دسترسی دیجیتال را بالاتر مینشاند. این گرایش برای اعضایی که در مناطق جغرافیایی دورتر یا با محدودیت زمانی زندگی میکنند مفید است، اما برخی اعضای کهنهکار هشدار میدهند که چنین معاوضهای احتمالاً ارزش فیلمهایی که برای نمایش سینمایی بزرگ طراحی شدهاند را کمتر میکند.
صدای منتقدان و طرفداران نشان میدهد که بحث اصلی حول این است که آیا این تغییر، فلسفهٔ سینمایی اسکار را تضعیف میکند یا صرفاً آکادمی را با عادات مشاهدهٔ مدرن همسو میسازد. از منظر عملی، یکی از مزایای ملموس این تصمیم میتواند آزاد شدن منابع مالی باشد: بودجههایی که صرف نمایشهای اختصاصی میشد، میتواند به خدمات دیگر اعضا اختصاص یابد یا در برنامههای مربوط به تنوع، آموزش و حفظ و نگهداری آرشیوهای فیلم سرمایهگذاری شود.
اگرچه آکادمی به دنبال مدرنسازی و سازگاری با الگوهای پخش جدید است، این تصمیم باعث بازشدن بحثهای اخلاقی و حرفهای دربارهٔ نحوهٔ ارزیابی آثار میشود. برای مثال، فیلمهایی که بر تجربهٔ سینمایی گسترده متکیاند—مانند آثار با سینماتوگرافی برجسته، طراحی صدا پیچیده یا جلوههای بصری عظیم—ممکن است از مزایای نمایش حضوری محروم شوند؛ در حالی که آثار کمهزینهتر و مبتنی بر روایت که روی متن و بازیگری تمرکز دارند در پلتفرمهای استریم بهخوبی قابل ارزیابیاند.
همچنین باید توجه داشت که این تغییر ممکن است مسیر کمپینهای جوایز را دگرگون کند: استودیوها احتمالاً هزینه و تلاش بیشتری را معطوف تولید محتوای دیجیتال برای جلب نظر رأیدهندگان، از جمله رویدادهای آنلاین، بستههای ویژه، نشستهای مجازی و محتوای فشردهٔ «پشتصحنه» خواهند کرد. این شیوهٔ جدید میتواند باعث شود که کمپینها حرفهایتر، هدفمندتر و شاید نیز کمتر قابل دسترسی برای عموم شوند—چرا که بخش بزرگی از تلاشها به محیطهای دیجیتال هدفمند و شخصیسازیشده منتقل میشود.
در نهایت، پاسخ به این که آیا «پیکسلها میتوانند قدرت یک سالن تاریک سینما را کاملاً جایگزین کنند؟» بستگی زیادی به نوع فیلم و اولویتهای رأیدهندگان دارد. برای برخی آثار، کیفیت تجربهٔ بصری و صوتی در سالن غیرقابلقابلانکار است؛ برای برخی دیگر، روایت و اجرا چنان برجسته است که نسخهٔ دیجیتال کفایت میکند. از منظر راهبردی، آکادمی با کاهش نمایشهای اختصاصی، بین دسترسی گستردهتر دیجیتال و ارج نهادن به تجربهٔ سینمایی جمعی میانبری زده که مخاطبان حرفهای و عمومی را به دو دستهٔ با منافع نسبی متفاوت تقسیم میکند.
برای تحلیلگران صنعت و مدیران کمپینهای جوایز، این تصمیم نشانهٔ آشکاری است که الگوهای رأیدهی و دیدهشدن فیلمها ممکن است در آیندهٔ نزدیک بازترسیم شوند؛ و برای تهیهکنندگان و کارگردانان، یادآوری است که راهبرد عرضه و نمایش آثار در فصل جوایز باید چندوجهی، شامل برنامههای دیجیتال و حضوری (هرچند محدودتر) و نیز تعامل هدفمند با رسانهها باشد.
بهطور خلاصه، اقدام آکادمی هم بازتاب تغییر در عادات تماشای فیلم و فشارهای مالی است و هم پرسشی همیشگی را برای سینماگرها زنده میکند: آیا فناوری جدید میتواند تجربهٔ جمعی و معنایی که سینما فراهم میکند را کاملاً بازتولید کند؟ پاسخ تا حد زیادی به فیلم، استانداردهای فنی و ترجیحات رأیدهندگان و منتقدان بستگی خواهد داشت.
منبع: smarti
نظرات
پمپزون
صرفهجویی خوبه ولی یه کم حالت رسمی و سرد میشه؛ مراسم و شبکهسازی هم مهمه، نه فقط نمایش فیلم
مکس_ا
تصمیم منطقی در عصر استریم، اما سوال اینه آکادمی چطوری عدالت در داوری رو تضمین میکنه؟ دسترسی بهتره ولی کیفیت تجربه فرق میکنه
آرمین
وای... انگار دارن پیکسلها رو بجای سینما میفرستن، ولی به نظرم هنوز سالن عمق و هیجان داره
بیونیکس
من تو کار تدوین دیدم که نور و داینامیک رنگ چقدر مهمه؛ تو خونه با هدفون فرق داره، تجربه جمعی چیز دیگهست، بحث فنی صرف نبود
فینکس
معقول هستش، هزینهها بالاست اما یه جورایی دلم برای سالن تنگ میشه
رودکس
واقعاً حذف نمایشهای اختصاصی میتونه رایگیری رو عوض کنه؟ شک دارم، مخصوصاً برای فیلمهای جلوهمحور … کیفیت صدا و تصویر تو خونه چیز دیگهست
ارسال نظر